This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را🌿❤️🔥
#مولانا
#شعر
#شجریان
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را🌿❤️🔥
#مولانا
#شعر
#شجریان
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤3
خود شناسی:
به زیر پا نگذارم هر آن چیزی که جان دارد
چو خاکم، در دلم آب است شوم جان، گر تو بی جانی
رنج مسیر:
به دنبال چه میگردی چو سرگردان و بیتابی
غریبانه در این عالم بگردی و بگردانی
بیداری:
همه گم گشته راهیم!
همه گویند که میدانند
ولی چیزی نمیدانیم
#پند
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
به زیر پا نگذارم هر آن چیزی که جان دارد
چو خاکم، در دلم آب است شوم جان، گر تو بی جانی
رنج مسیر:
به دنبال چه میگردی چو سرگردان و بیتابی
غریبانه در این عالم بگردی و بگردانی
بیداری:
همه گم گشته راهیم!
همه گویند که میدانند
ولی چیزی نمیدانیم
#پند
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان استاد الهی قمشهای در مورد آتش پرستی ایرانیان🕊
#ایران_باستان
#خدا_شناسی
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
#ایران_باستان
#خدا_شناسی
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🔥2
شما از طریق شناخت خود به وجود خدا پی خواهید برد و حقیقت را درخواهید یافت. مربی شما مطالبی را که از مربی خودش آموخته به شما یاد می دهد و شما در امتحان قبول می شوید و مدرک می گیرید اما بدون شناختن خود آن طور که خطوط صورتتان را در آینه می بینید معلومات شما ارزشی ندارد. تحصیل کردگانی که خود را نمی شناسند در واقع نا آگاه هستند زیرا نمی دانند تفکر یعنی چه و زندگی چیست. به همین جهت لازم است مربیان به معنی واقعی کلمه تعلیم بگیرند به این معنی که باید از کار ذهن و قلب خود آگاه باشند و خود را در آینه روابط با دیگران مشاهده کنند. شناخت خود آغاز خرد است. شناخت خود در بر گیرنده تمام جهان و تمام مبارزات برای انسانیت است.
#کریشنامورتی
#فرهنگ_آموختن_و_عشق_ورزیدن
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
#کریشنامورتی
#فرهنگ_آموختن_و_عشق_ورزیدن
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤2
از خــود عـالـمی بخـواه ؛ و از عـالـمی هیـچ مخـواه!
🕊️🤍
#مولانا
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🕊️🤍
#مولانا
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🔥1
نماز و حضور
هدف نماز این است که مرا پاک کند، از توهمات تشکیل دهنده «من» برهاند! این توهمات به صورت الفاظ و توصیف هایی است که مرا در شکل «من» یا «خود» متعیّن کرده اند!
به این نکته توجه داشته باشیم: من امروز نماز نمی خوانم تا فردا پاک بشوم، به صراط مستقیم بروم. به عبارت دیگر امروز نماز نمی خوانم تا فردا از «خود» رها بشوم. بلکه کیفیت نمازی که همین امروز و در همین لحظه می خوانم باید به گونه ای باشد که مرا در وضعیت و شرایط رهایی قرار بدهد.
نماز مقدمه و زمینۀ رهایی نیست، بلکه عین رهایی است! نماز من باید به گونه ای باشد که هم اکنون مرا در تجربه وحدت، یگانگی و «لااله الّا الله» قرار بدهد. نماز امروز مقدمۀ رهایی فردا نیست؛ بلکه خود همین نماز امروز کیفیت رهایی و پاک شدگی دارد.
پس نماز من به شرطی نماز پاک کننده است که هم اکنون مبرا از کیفیت ها و خصوصیات تشکیل دهنده «خود» باشد و میدانیم که یکی از کیفیت های اساسی «خود»، لفظ مندی و اندیشه گری است! اگر من در وضعیت اندیشه گری باشم مرکز، منشأ و خاستگاه آن اندیشه ها چیست یا کی است؟ آیا منشأ آنها ذهنی نیست که تجزیه شده و جزیی نگر است؟ و چنین وضعیت تجزیه و جزیی ذهن فقط میتواند در خدمت «خود» باشد و توهمات را استمرار بدهد. پس چنین ذهنی بسیار دور از حقیقت و دور از پاکی و دور از تجربه یگانگی است!
ما از طریق اندیشه نمیتوانیم در ارتباط با فطرت، با صفت و با ذات قرار بگیریم. هدف نماز این است که من جدا شده از فطرت را باردیگر متصل به فطرت و ذاتی نماید که دیر زمانی است آن را فراموش کرده، که نفس یک مقدار اندیشه های توهمی حجاب من و آن قرار گرفته است. پس برای برگشت و اتصال، من نمیتوانم از ابزاری استفاده کنم که خودش عامل جدایی من از ذات و فطرت است! (توجه داشته باش که میگوییم «ذات و فطرت»، نه ذات و فطرت من!)
اصولاً ذهن و اندیشه صفت را نمی شناسد، معنا را نمی شناسد، حالت و کیفیت معنوی و روانی را نمی شناسد. ذهن فقط میتواند در رابطه با علایم باشد نه در رابطه با جوهر و محتوای معنویت!
ذات، فطرت و صفت و رای شناختگی و دانستگی است. تا زمانی که ارگانیسم در موضع و در شرایط شناختگی و دانستگی، یا به عبارت دیگر در وضعیت گفتمان و اندیشه است نمیتواند در ارتباط با چیزی باشد که ورای هر گونه دانستگی است، ورای هرگونه و هم و اندیشه است.
مجموعه کیفیت هایی که در نماز پیش می آید و جریان می یابد به یک شکل بنیانی زنجیر دانسته های تشکیل دهنده «خود» را می گسلد. ارتباط ذهن را با آنچه قبلاً در ذهن ثبت شده است قطع می کند. اگر وضعیتی تحقق پیدا نکند که ارتباط ذهن با گذشته اش قطع بشود به یقین در نماز هم ذهن دارد زنجیر «خود» را می بافد و استمرار می دهد، دارد «خود» را تکرار می کند! و مهم ترین وضعیتی که میتواند آن زنجیر را قطع کند، وضعیت شنیداری است.
من به زنجیر اندیشه بسته ام. و در شبکه، کلاف و زنجیر اندیشه هیچ چیز نو نیست. حال آن که از طریق نماز، از طریق سکوت و دریافت، من می خواهم خود را در وضعیت تجربة ذات نوشونده ای قرار بدهم که اصولاً و رای اندیشه است و جریان کهنه اندیشه ارتباط مرا با آن ذات نو قطع کرده است!
به نظرم یکی از مهم ترین هدف های نماز، تجربۀ خلاقیت است. خلاقیت مترادف است با نوشوندگی. و ارگانیسم زمانی میتواند در کیفیتی نو و خلاق باشد که خود را متصل و تسلیم به خالق کند. و این اتصال هنگامی تحقق می یابد که ارتباط ذهن با گذشته های کهنه و مرده و ثابت قطع شده باشد! و این زمانی ممکن است که اندیشه در غیبت باشد. (آیا میتوانی نمازی بخوانی که در آن همه اینها را تجربه کنی !!؟)
نماز یک جریان است؛ پدیده ای است زنده، پویا و حرکت مند. نماز یک زندگی است، به وسعت زندگی است. و زندگی یک جریان نوبه نو است. بنابراین نمی توان از یک موضع ثابت با آن در ارتباط بود.
#محمدجعفرمصفا
#نامه_ای_به_ندیده_ام
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
هدف نماز این است که مرا پاک کند، از توهمات تشکیل دهنده «من» برهاند! این توهمات به صورت الفاظ و توصیف هایی است که مرا در شکل «من» یا «خود» متعیّن کرده اند!
به این نکته توجه داشته باشیم: من امروز نماز نمی خوانم تا فردا پاک بشوم، به صراط مستقیم بروم. به عبارت دیگر امروز نماز نمی خوانم تا فردا از «خود» رها بشوم. بلکه کیفیت نمازی که همین امروز و در همین لحظه می خوانم باید به گونه ای باشد که مرا در وضعیت و شرایط رهایی قرار بدهد.
نماز مقدمه و زمینۀ رهایی نیست، بلکه عین رهایی است! نماز من باید به گونه ای باشد که هم اکنون مرا در تجربه وحدت، یگانگی و «لااله الّا الله» قرار بدهد. نماز امروز مقدمۀ رهایی فردا نیست؛ بلکه خود همین نماز امروز کیفیت رهایی و پاک شدگی دارد.
پس نماز من به شرطی نماز پاک کننده است که هم اکنون مبرا از کیفیت ها و خصوصیات تشکیل دهنده «خود» باشد و میدانیم که یکی از کیفیت های اساسی «خود»، لفظ مندی و اندیشه گری است! اگر من در وضعیت اندیشه گری باشم مرکز، منشأ و خاستگاه آن اندیشه ها چیست یا کی است؟ آیا منشأ آنها ذهنی نیست که تجزیه شده و جزیی نگر است؟ و چنین وضعیت تجزیه و جزیی ذهن فقط میتواند در خدمت «خود» باشد و توهمات را استمرار بدهد. پس چنین ذهنی بسیار دور از حقیقت و دور از پاکی و دور از تجربه یگانگی است!
ما از طریق اندیشه نمیتوانیم در ارتباط با فطرت، با صفت و با ذات قرار بگیریم. هدف نماز این است که من جدا شده از فطرت را باردیگر متصل به فطرت و ذاتی نماید که دیر زمانی است آن را فراموش کرده، که نفس یک مقدار اندیشه های توهمی حجاب من و آن قرار گرفته است. پس برای برگشت و اتصال، من نمیتوانم از ابزاری استفاده کنم که خودش عامل جدایی من از ذات و فطرت است! (توجه داشته باش که میگوییم «ذات و فطرت»، نه ذات و فطرت من!)
اصولاً ذهن و اندیشه صفت را نمی شناسد، معنا را نمی شناسد، حالت و کیفیت معنوی و روانی را نمی شناسد. ذهن فقط میتواند در رابطه با علایم باشد نه در رابطه با جوهر و محتوای معنویت!
ذات، فطرت و صفت و رای شناختگی و دانستگی است. تا زمانی که ارگانیسم در موضع و در شرایط شناختگی و دانستگی، یا به عبارت دیگر در وضعیت گفتمان و اندیشه است نمیتواند در ارتباط با چیزی باشد که ورای هر گونه دانستگی است، ورای هرگونه و هم و اندیشه است.
مجموعه کیفیت هایی که در نماز پیش می آید و جریان می یابد به یک شکل بنیانی زنجیر دانسته های تشکیل دهنده «خود» را می گسلد. ارتباط ذهن را با آنچه قبلاً در ذهن ثبت شده است قطع می کند. اگر وضعیتی تحقق پیدا نکند که ارتباط ذهن با گذشته اش قطع بشود به یقین در نماز هم ذهن دارد زنجیر «خود» را می بافد و استمرار می دهد، دارد «خود» را تکرار می کند! و مهم ترین وضعیتی که میتواند آن زنجیر را قطع کند، وضعیت شنیداری است.
من به زنجیر اندیشه بسته ام. و در شبکه، کلاف و زنجیر اندیشه هیچ چیز نو نیست. حال آن که از طریق نماز، از طریق سکوت و دریافت، من می خواهم خود را در وضعیت تجربة ذات نوشونده ای قرار بدهم که اصولاً و رای اندیشه است و جریان کهنه اندیشه ارتباط مرا با آن ذات نو قطع کرده است!
به نظرم یکی از مهم ترین هدف های نماز، تجربۀ خلاقیت است. خلاقیت مترادف است با نوشوندگی. و ارگانیسم زمانی میتواند در کیفیتی نو و خلاق باشد که خود را متصل و تسلیم به خالق کند. و این اتصال هنگامی تحقق می یابد که ارتباط ذهن با گذشته های کهنه و مرده و ثابت قطع شده باشد! و این زمانی ممکن است که اندیشه در غیبت باشد. (آیا میتوانی نمازی بخوانی که در آن همه اینها را تجربه کنی !!؟)
نماز یک جریان است؛ پدیده ای است زنده، پویا و حرکت مند. نماز یک زندگی است، به وسعت زندگی است. و زندگی یک جریان نوبه نو است. بنابراین نمی توان از یک موضع ثابت با آن در ارتباط بود.
#محمدجعفرمصفا
#نامه_ای_به_ندیده_ام
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👏4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎁 بیمه دانشجویی، هدیهای برای فردا...
🔰 میدونستید دانشجوها میتونن خودشون رو بیمه کنن و سابقه بیمهای داشته باشن؟
🔸کسب اطلاعات بیشتر
🌍 students.tamin.ir
🔹ثبتنام از طریق اپلیکیشن
📲 hamrah.tamin.ir
🔸ثبتنام از طریق سایت
🌍 es.tamin.ir
#بیمه_دانشجویی
✅ کانال اطلاع رسانی سازمان تأمین اجتماعی شعبه شهید خسروجردی سبزوار
مرکز ارتباط مردمی :
☎️ ۱۴۲۰
پیامک سازمان تأمین اجتماعی :
📨 ۱۰۰۰۱۴۲۰
🔰 میدونستید دانشجوها میتونن خودشون رو بیمه کنن و سابقه بیمهای داشته باشن؟
🔸کسب اطلاعات بیشتر
🌍 students.tamin.ir
🔹ثبتنام از طریق اپلیکیشن
📲 hamrah.tamin.ir
🔸ثبتنام از طریق سایت
🌍 es.tamin.ir
#بیمه_دانشجویی
✅ کانال اطلاع رسانی سازمان تأمین اجتماعی شعبه شهید خسروجردی سبزوار
مرکز ارتباط مردمی :
☎️ ۱۴۲۰
پیامک سازمان تأمین اجتماعی :
📨 ۱۰۰۰۱۴۲۰
لحظه حال
جوهر هستی و اساس کائنات مبتنی بر «زمان» است - زمان حاضر - که تنها زمان واقعی و غیر اعتباری است. زمان واقعی لحظه حساسی است که خداوند کائنات را، جهان هستی را لحظه به لحظه در آن خلق می کند، می آفریند! و جز این لحظه زنده خلاق، هر زمان دیگر (گذشته و آینده) مرده است؛ و اعتباری است. اصولاً هر چیز گذشته، مرده است. و هر چیز آینده، در این زمان بی زمان و در لحظه کنونی، «نیست» پس آن چه مرده است، و آن چه «نیست» فاقد ارزش است. «گذشته» یک مرده اعتباری است! گذشته ای را که ما «یک سال»، یا «یک روز» یا «یک قرن» می نامیم، آیا واقعاً یک سال و یک روز و یک قرن است!؟ اصولاً چیزی که مرده، رفته و تمام شده دیگر معیاری برای سنجشش وجود ندارد!؟
آینده ای هم که نیست، فاقد اعتبار و اصالت است! حرکت عالم هستی تنها در این لحظه بی زمان واقع می شود. این لحظه مساوی است با کل جهان هستی! اگر این لحظه زندۀ خلاقه نبود، کائنات به یک ورطه، به یک دره، به یک سیاه چاله ظلمانی پرت می شد! اصولاً تصوّر و تجسم عالم هستی و کائنات در غیبت و فقدان لحظه حاضر (که در قرآن «به عصر» تعبیر شده است) غیر ممکن است! بدون این لحظه (عصر)، جهان مرده است! این که خداوند جهان هستی را لحظه به لحظه می آفریند - و این طور نیست که آفریده باشد و تمام شده باشد - به این جهت است که جز این وضعیت و این صورت، وضعیت دیگری قابل درک، قابل تصور و قابل فهم نیست!
شاید این یک علت باشد برای قداست و نزهت و رفعت و شکوهمندی زمان!
شاید علت دیگر این است که خداوند میخواهد با توجه دادن انسان به اهمیت و قداست زمان، او را متوجه و خامت و بدبختی و ادبار گذران عمر در بطالت کند. می خواهد بگوید: این خسران و زیان و تباهی عظیمی است که تو قدر لحظه حاضر را نمی شناسی؛ در مشغولیت به یک مقدار اوهام، تصوّرات و خیالات واهی، آن زمان عزیز، مقدس و پربها را تلف میکنی؛ آن را در یک اشتغال پوچ و واقعاً خسران آمیز هدر می دهی!
بعد می فرماید: تنها کسانی گرفتار این خسران و تباهی نیستند کـه ایـمان دارند به نظرم «ایمان» مترادف است با فطرت و ذات، مترادف است با قربت، اتصال؛ و حرکت لحظه به لحظه در آنات بی زمان. انسانی که در آنات بی زمان، و با حرکت مستمر، نو شونده و زنده در حرکت نیست، لاجرم اسیر زمان است و هر چیز مقید به زمان، در حیطه اندیشه و مقید به اندیشه نیز هست. و هر چه مقید به زمان و اندیشه باشد، مرده است - و این مردگی عین خسران است. تنها کیفیت زنده، کیفیت ایمان است که مترادف است با زیستن در جوهر فطرت آدمی! این جمله منتسب به حضرت علی(ع) است که: «ضاد الفکر، بالایمان». (ضدیت کنید با فکر، از طریق ایمان؛ به وسیله ایمان!) (توجه دارید که چه جملۀ عمیق و ظریفی است؟ هرجا پای فکر در کار باشد، خشکی، بی روحی و مردگی هست! و آنچه میتواند این عامل مردگی و بی روحی را نابود کند طراوت روح و جوهر ایمان است!
و عمل صواب و صالح تنها میتواند از منشأ ایمان یا فطرت صادر گردد. تنها فطرت است که میتواند مصدر خیر باشد، نه اندیشه ـ که کارش حیله گری، رندی، شرارت و آزار است. و اینها که ایمان یا فطرت را تجربه کرده اند تنها کسانی هستند که با جوهر حقیقت، خیر، عدل و زیبایی آشنایند و صلاحیت این را دارند که جامعه بشری را به سوی عمل خیر و صلاح پیش ببرند! که میتوانند جوهر حقیقت را بر انسانها باز نمایند!
و اما «صبر» عکس آن کیفیت شتابنده ای است که انسان های بدبخت، انسان های گم کرده راه مدام به جست و جوی آن هستند بی آنکه آن را بیابند.
#محمد_جعفر_مصفا
#نامه_ای_به_ندیده_ام
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
جوهر هستی و اساس کائنات مبتنی بر «زمان» است - زمان حاضر - که تنها زمان واقعی و غیر اعتباری است. زمان واقعی لحظه حساسی است که خداوند کائنات را، جهان هستی را لحظه به لحظه در آن خلق می کند، می آفریند! و جز این لحظه زنده خلاق، هر زمان دیگر (گذشته و آینده) مرده است؛ و اعتباری است. اصولاً هر چیز گذشته، مرده است. و هر چیز آینده، در این زمان بی زمان و در لحظه کنونی، «نیست» پس آن چه مرده است، و آن چه «نیست» فاقد ارزش است. «گذشته» یک مرده اعتباری است! گذشته ای را که ما «یک سال»، یا «یک روز» یا «یک قرن» می نامیم، آیا واقعاً یک سال و یک روز و یک قرن است!؟ اصولاً چیزی که مرده، رفته و تمام شده دیگر معیاری برای سنجشش وجود ندارد!؟
آینده ای هم که نیست، فاقد اعتبار و اصالت است! حرکت عالم هستی تنها در این لحظه بی زمان واقع می شود. این لحظه مساوی است با کل جهان هستی! اگر این لحظه زندۀ خلاقه نبود، کائنات به یک ورطه، به یک دره، به یک سیاه چاله ظلمانی پرت می شد! اصولاً تصوّر و تجسم عالم هستی و کائنات در غیبت و فقدان لحظه حاضر (که در قرآن «به عصر» تعبیر شده است) غیر ممکن است! بدون این لحظه (عصر)، جهان مرده است! این که خداوند جهان هستی را لحظه به لحظه می آفریند - و این طور نیست که آفریده باشد و تمام شده باشد - به این جهت است که جز این وضعیت و این صورت، وضعیت دیگری قابل درک، قابل تصور و قابل فهم نیست!
شاید این یک علت باشد برای قداست و نزهت و رفعت و شکوهمندی زمان!
شاید علت دیگر این است که خداوند میخواهد با توجه دادن انسان به اهمیت و قداست زمان، او را متوجه و خامت و بدبختی و ادبار گذران عمر در بطالت کند. می خواهد بگوید: این خسران و زیان و تباهی عظیمی است که تو قدر لحظه حاضر را نمی شناسی؛ در مشغولیت به یک مقدار اوهام، تصوّرات و خیالات واهی، آن زمان عزیز، مقدس و پربها را تلف میکنی؛ آن را در یک اشتغال پوچ و واقعاً خسران آمیز هدر می دهی!
بعد می فرماید: تنها کسانی گرفتار این خسران و تباهی نیستند کـه ایـمان دارند به نظرم «ایمان» مترادف است با فطرت و ذات، مترادف است با قربت، اتصال؛ و حرکت لحظه به لحظه در آنات بی زمان. انسانی که در آنات بی زمان، و با حرکت مستمر، نو شونده و زنده در حرکت نیست، لاجرم اسیر زمان است و هر چیز مقید به زمان، در حیطه اندیشه و مقید به اندیشه نیز هست. و هر چه مقید به زمان و اندیشه باشد، مرده است - و این مردگی عین خسران است. تنها کیفیت زنده، کیفیت ایمان است که مترادف است با زیستن در جوهر فطرت آدمی! این جمله منتسب به حضرت علی(ع) است که: «ضاد الفکر، بالایمان». (ضدیت کنید با فکر، از طریق ایمان؛ به وسیله ایمان!) (توجه دارید که چه جملۀ عمیق و ظریفی است؟ هرجا پای فکر در کار باشد، خشکی، بی روحی و مردگی هست! و آنچه میتواند این عامل مردگی و بی روحی را نابود کند طراوت روح و جوهر ایمان است!
و عمل صواب و صالح تنها میتواند از منشأ ایمان یا فطرت صادر گردد. تنها فطرت است که میتواند مصدر خیر باشد، نه اندیشه ـ که کارش حیله گری، رندی، شرارت و آزار است. و اینها که ایمان یا فطرت را تجربه کرده اند تنها کسانی هستند که با جوهر حقیقت، خیر، عدل و زیبایی آشنایند و صلاحیت این را دارند که جامعه بشری را به سوی عمل خیر و صلاح پیش ببرند! که میتوانند جوهر حقیقت را بر انسانها باز نمایند!
و اما «صبر» عکس آن کیفیت شتابنده ای است که انسان های بدبخت، انسان های گم کرده راه مدام به جست و جوی آن هستند بی آنکه آن را بیابند.
#محمد_جعفر_مصفا
#نامه_ای_به_ندیده_ام
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👌3
ای دهـنـدهی عقـل هـا فـریـادرس
تــا نخـواهـی تـو نخـواهـد هـیـچـکـس
🕊️🤍
#مولانا
#شعر
#دفتر_ششم_مثنوی
🆔@RAM_HSU
تــا نخـواهـی تـو نخـواهـد هـیـچـکـس
🕊️🤍
#مولانا
#شعر
#دفتر_ششم_مثنوی
🆔@RAM_HSU
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هفتم آبان ماه روز بزرگداشت "کوروش بزرگ" نخستین پادشاه هخامنشیان و نخستین پایهگذارِ فرمان "حقوق بشر" در جهان گرامی باد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#کوروش_کبیر
🆔@RAM_HSU
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#کوروش_کبیر
🆔@RAM_HSU
❤3
دردی که موجب قضاوت می شود، تجربه ای بدنی است. قضاوت، هشیاری شما را از حس کردن بدن به فعالیت های ذهنی می کشاند. هنگامی که کسی دیگر را قضاوت می کنید، توجه شما بر فکر کردن درباره دیگران متمرکز می شود، اما دردتان باقی می ماند؛ دردی که توسط رها شدن انرژی در حالت ترس و تردید ایجاد می شود.
میل به قضاوت کردن دیگران به شما نشان می دهد که باید توجهتان را بر درون متمرکز کنید. این نشانه به شما می گوید مسائلی درونتان حل نشده اند. کار شما حل کردن این مسائل است نه حل کردن مسایل آدم های دیگر وقتی شما دیگران را قضاوت می کنید، از امکانی که برای بررسی خود در اختیارتان گذاشته شده است، فرار می کنید.
قاضی شرایط را می سنجد و ارزیابی او به قوانین از پیش تعیین شده محدود است. قضاوت های شما درباره دیگران ارزیابی هایی است که طبق قوانین از پیش تعیین شده خودتان، یعنی قوانینی که شما از آن ها پیروی می کنید شکل می گیرد. شما از طریق قضاوت کردن، می کوشید دیگران را به پیروی از قوانینتان وا دارید.
#گری_زوکاو
#قدرت_حقیقی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
میل به قضاوت کردن دیگران به شما نشان می دهد که باید توجهتان را بر درون متمرکز کنید. این نشانه به شما می گوید مسائلی درونتان حل نشده اند. کار شما حل کردن این مسائل است نه حل کردن مسایل آدم های دیگر وقتی شما دیگران را قضاوت می کنید، از امکانی که برای بررسی خود در اختیارتان گذاشته شده است، فرار می کنید.
قاضی شرایط را می سنجد و ارزیابی او به قوانین از پیش تعیین شده محدود است. قضاوت های شما درباره دیگران ارزیابی هایی است که طبق قوانین از پیش تعیین شده خودتان، یعنی قوانینی که شما از آن ها پیروی می کنید شکل می گیرد. شما از طریق قضاوت کردن، می کوشید دیگران را به پیروی از قوانینتان وا دارید.
#گری_زوکاو
#قدرت_حقیقی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👌4
بسیار خوب است که همه در این دنیا همان گونه باشند که هستند. از کل جمعیت جهان، هر انسانی را که در نظر بگیریم، بی نظیر و یگانه است! و هیچ فرد دیگری شبیه به او روی این ســـــــیاره وجود ندارد و هرگز هم مثل او وجود نخواهد داشت. او قطعاً بی نظیر و یگانه است.
اگر به این مسئله توجه کنید که فقط یک انسـان مانند او وجود دارد، که او چنین جوهره ارزشمندی دارد، آنوقت از خودتان می پرسید که چگونه او میتواند شما را بیازارد؟ هیچ انسانی شبیه به او نیست و این معجزه اسـت که شما چنین فرد بینظیر و یگانه ای را می شناسید.
اگر این مسئله را مشاهده کنید، آزردن دیگر جایی در زندگی شما نخواهد داشـت. فقط اگر توان دیدن زندگی را نداشته باشید، آزرده می شوید. اگر چشمانتان را باز و به زندگی نگاه کنید، چگونه کسی میتواند شما را بیازارد؟ تنها راه تبدیل شدن شما به انسانی دوست داشتنی و پراحساس مشاهده این است که همه چیز در کل آفرینش بی نظیر و یگانه است.
#سادگورو
#از_اجبار_به_آگاهی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
اگر به این مسئله توجه کنید که فقط یک انسـان مانند او وجود دارد، که او چنین جوهره ارزشمندی دارد، آنوقت از خودتان می پرسید که چگونه او میتواند شما را بیازارد؟ هیچ انسانی شبیه به او نیست و این معجزه اسـت که شما چنین فرد بینظیر و یگانه ای را می شناسید.
اگر این مسئله را مشاهده کنید، آزردن دیگر جایی در زندگی شما نخواهد داشـت. فقط اگر توان دیدن زندگی را نداشته باشید، آزرده می شوید. اگر چشمانتان را باز و به زندگی نگاه کنید، چگونه کسی میتواند شما را بیازارد؟ تنها راه تبدیل شدن شما به انسانی دوست داشتنی و پراحساس مشاهده این است که همه چیز در کل آفرینش بی نظیر و یگانه است.
#سادگورو
#از_اجبار_به_آگاهی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👏2
عاشقان را گرچه در باطن جهانی دیگرست
عشق آن دلدار ما را ذوق و جانی دیگرست
سینههای روشنان بس غیبها دانند لیک
سینه عشاق او را غیب دانی دیگرست
بس زبان حکمت اندر شوق سرش گوش شد
زانک مر اسرار او را ترجمانی دیگرست
یک زمین نقره بین از لطف او در عین جان
تا بدانی کان مهم را آسمانی دیگرست
عقل و عشق و معرفت شد نردبان بام حق
لیک حق را در حقیقت نردبانی دیگرست
🍂🍂🍁
#مولانا
#دیوان_شمس
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
عشق آن دلدار ما را ذوق و جانی دیگرست
سینههای روشنان بس غیبها دانند لیک
سینه عشاق او را غیب دانی دیگرست
بس زبان حکمت اندر شوق سرش گوش شد
زانک مر اسرار او را ترجمانی دیگرست
یک زمین نقره بین از لطف او در عین جان
تا بدانی کان مهم را آسمانی دیگرست
عقل و عشق و معرفت شد نردبان بام حق
لیک حق را در حقیقت نردبانی دیگرست
🍂🍂🍁
#مولانا
#دیوان_شمس
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🔥1
من هیچ میل ندارم که واضع آیین و طریقه ای جدید باشم.
من در واقع بسیار جاه طلبم، من حقایق جدیدی عرضه نمیکنم، بلکه می.کوشم حقیقت را به صورتی که میشناسم نشان دهم و پیروی کنم.
کتاب: گونه ای از زندگی
اثر: گاندی
@RAM_HSU
من هیچ میل ندارم که واضع آیین و طریقه ای جدید باشم.
من در واقع بسیار جاه طلبم، من حقایق جدیدی عرضه نمیکنم، بلکه می.کوشم حقیقت را به صورتی که میشناسم نشان دهم و پیروی کنم.
کتاب: گونه ای از زندگی
اثر: گاندی
@RAM_HSU
👍1
معنویت یعنی درک کامل در مسیر رسیدن به حقیقت، کشف خود حقیقی مان و حسی که در همین لحظه هم می توانیم تجربه اش کنیم. باید بدانید آنچه به دنبالش هستید، در زمان حال وجود دارد.
حقیقت چیست؟ هرگز گمان نکنید که حقیقت، مجموعه ای مقدس از مفاهیم، عقاید و اصول مختلف است. حقیقت نه از شما جداست، نه یک رخداد خاص به حساب می آید. حقیقت یک چیز غیر قابل تغییر، همیشگی و باثبات است؛ آن را باید فراتر از شرایط یا ویژگیهای خاصی در نظر گرفت. حقیقت نه می آید، نه می رود، چون پدیده های قابل تغییر رفتنی هستند. حقیقت، خود کنونی ماست. حقیقت یعنی ماهیت و وجود ما. حقیقت یعنی خود بی حدومرز و خالص. ما از عظمت ماهیت اصلی خودمان بی خبریم و تحت شرایط آموزشی و زندگی، تصویر متفاوتی از خود ظاهری مان نشان داده می شود.
#موجی
#وسیع_تراز_آسمان_عظیم_تر_از_فضا
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
حقیقت چیست؟ هرگز گمان نکنید که حقیقت، مجموعه ای مقدس از مفاهیم، عقاید و اصول مختلف است. حقیقت نه از شما جداست، نه یک رخداد خاص به حساب می آید. حقیقت یک چیز غیر قابل تغییر، همیشگی و باثبات است؛ آن را باید فراتر از شرایط یا ویژگیهای خاصی در نظر گرفت. حقیقت نه می آید، نه می رود، چون پدیده های قابل تغییر رفتنی هستند. حقیقت، خود کنونی ماست. حقیقت یعنی ماهیت و وجود ما. حقیقت یعنی خود بی حدومرز و خالص. ما از عظمت ماهیت اصلی خودمان بی خبریم و تحت شرایط آموزشی و زندگی، تصویر متفاوتی از خود ظاهری مان نشان داده می شود.
#موجی
#وسیع_تراز_آسمان_عظیم_تر_از_فضا
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🕊3
سلام بر شما دوستان جان...
فردا یعنی روزه یکشنبه جلسه آشنایی نوورودان با رشته ادیان و عرفان می باشد
از شما عزیزان استدعا داریم با حضورتون در این جشن مارا مفتخر کنید
مکان:کلاس ۳۷۵
زمان: یکشنبه آبان ماه از ساعت ۱۲ تا ۱۳:۳۰
با حضور: دکتر ارشادی،استاد باقری و استاد بی ریایی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
فردا یعنی روزه یکشنبه جلسه آشنایی نوورودان با رشته ادیان و عرفان می باشد
از شما عزیزان استدعا داریم با حضورتون در این جشن مارا مفتخر کنید
مکان:کلاس ۳۷۵
زمان: یکشنبه آبان ماه از ساعت ۱۲ تا ۱۳:۳۰
با حضور: دکتر ارشادی،استاد باقری و استاد بی ریایی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نَفَحاتُ وَصلکَ اَوقَدَت جَمَرات شَوقکَ فِی الحَشا
ز غمت به سینه کم آتشی که نزد زبانه کما تشا
تو چه مظهری که ز جلوهٔ تو صدای صیحهٔ صوفیان
گذرد ز ذروهٔ لامکان، که: خوشا جمال ازل؛ خوشا
همه اهل مسجد و صومعه، پی وردِ صبح و دعای شب
من و ذکر طلعت و طرهٔ تو مِنَ الغَداةِ اِلَی العِشا
ز کمند زلف تو هر شکن، گرهی فکنده به کار من
به گرهگشایی لعل خود: که ز کار من گرهی گشا
دل من به عشقِ تو مینهد، قدمِ وفا به ره طلب
فَلَئِن سَعیٰ فَبِهِ سَعیٰ و لَئِن مَشیٰ فَبِهِ مَشیٰ
به تو داشت خو دلِ گشتهخون، ز تو بود جان مرا سکون
فَهَجَرتَنی و جَعَلتَنی مُتَحَیِّرا مُتَوَحِّشا
چه جفا که جامی خستهدل ز جدایی تو نمیکشد
قدم از طریق جفا بکش: سوی عاشقان جفاکش آ
🌱🌱
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#دیوان_شعر_جامی
#معارفه
#جامی
🆔@RAM_HSU
ز غمت به سینه کم آتشی که نزد زبانه کما تشا
تو چه مظهری که ز جلوهٔ تو صدای صیحهٔ صوفیان
گذرد ز ذروهٔ لامکان، که: خوشا جمال ازل؛ خوشا
همه اهل مسجد و صومعه، پی وردِ صبح و دعای شب
من و ذکر طلعت و طرهٔ تو مِنَ الغَداةِ اِلَی العِشا
ز کمند زلف تو هر شکن، گرهی فکنده به کار من
به گرهگشایی لعل خود: که ز کار من گرهی گشا
دل من به عشقِ تو مینهد، قدمِ وفا به ره طلب
فَلَئِن سَعیٰ فَبِهِ سَعیٰ و لَئِن مَشیٰ فَبِهِ مَشیٰ
به تو داشت خو دلِ گشتهخون، ز تو بود جان مرا سکون
فَهَجَرتَنی و جَعَلتَنی مُتَحَیِّرا مُتَوَحِّشا
چه جفا که جامی خستهدل ز جدایی تو نمیکشد
قدم از طریق جفا بکش: سوی عاشقان جفاکش آ
🌱🌱
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#دیوان_شعر_جامی
#معارفه
#جامی
🆔@RAM_HSU
🔥4