آيه ۹۹_ ۹۶ سوره اعراف
_وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى امَنُوا وَاتَّقَوا لفتحنا عَلَيْهِم بَرَكَتِ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِن كذبوا فأحد تهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ. (۹۶)
96. If the people of the towns Had but believed and feared Allah, We should indeed . Have operfed out to them (All Kinds of) blessings From heaven and earth; But they rejected (the truth), And We brought them
To book for their misdeeds.
و اگر مردم هر شهر و دیار (و اهل روستای این عالم) به خدا ایمان میآوردند و پاک و پرهیزکار میشدند ما به یقین درهای برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشودیم امّا
آنها آیات الهی را تکذیب کردند و ما ایشان را به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم(۹۶)
_أمَا مِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا بَيْتًا وَهُمْ نَايَمُونَ.(۹۷ )
. 97. Did the people of the towns Feel secure against the obming Of Our wrath by night While they were asleep?
آیا اهل هر شهر و دیار ایمنند که شب هنگام که خفتهاند عذاب ما ایشان را فراگیرد؟(۹۷)
_أو أم أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا ضُحى وَهُمْ يَلْعَبُونَ(۹۸)
98. Or else did they feel
Secure against its coming In broad daylight while they Played about (care-free)?
یا این مردمان ایمنند که عذاب ما در میانه روز برایشان فرود آید در حالی که به لهو و بازیچه دنیا مشغولند؟ (۹۸)
_أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إلَّا الْقَوْمُ الْخَسِرُونَ(۹۹ )
99. Did they then feel secure Against Allah's devising But no one can feel Secure from the Plan Of Allah, except those (Doomed) to ruin!
آیا ایشان از نقشه ها و تدبیرهای الهی خط امان دارند؟ در حالی که هیچ که جز مردم زیانکارِ غافل از مکر خدا ایمن نیست (۹۹)
#الهی_قمشهای
#قرآن
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
_وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى امَنُوا وَاتَّقَوا لفتحنا عَلَيْهِم بَرَكَتِ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِن كذبوا فأحد تهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ. (۹۶)
96. If the people of the towns Had but believed and feared Allah, We should indeed . Have operfed out to them (All Kinds of) blessings From heaven and earth; But they rejected (the truth), And We brought them
To book for their misdeeds.
و اگر مردم هر شهر و دیار (و اهل روستای این عالم) به خدا ایمان میآوردند و پاک و پرهیزکار میشدند ما به یقین درهای برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشودیم امّا
آنها آیات الهی را تکذیب کردند و ما ایشان را به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم(۹۶)
_أمَا مِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا بَيْتًا وَهُمْ نَايَمُونَ.(۹۷ )
. 97. Did the people of the towns Feel secure against the obming Of Our wrath by night While they were asleep?
آیا اهل هر شهر و دیار ایمنند که شب هنگام که خفتهاند عذاب ما ایشان را فراگیرد؟(۹۷)
_أو أم أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا ضُحى وَهُمْ يَلْعَبُونَ(۹۸)
98. Or else did they feel
Secure against its coming In broad daylight while they Played about (care-free)?
یا این مردمان ایمنند که عذاب ما در میانه روز برایشان فرود آید در حالی که به لهو و بازیچه دنیا مشغولند؟ (۹۸)
_أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إلَّا الْقَوْمُ الْخَسِرُونَ(۹۹ )
99. Did they then feel secure Against Allah's devising But no one can feel Secure from the Plan Of Allah, except those (Doomed) to ruin!
آیا ایشان از نقشه ها و تدبیرهای الهی خط امان دارند؟ در حالی که هیچ که جز مردم زیانکارِ غافل از مکر خدا ایمن نیست (۹۹)
#الهی_قمشهای
#قرآن
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
ادامه متن بالا
خداوند مردمان را در چند جای قرآن اصحاب قریه و به تعبیر دیگر روستایی و اهل ده خوانده است و در ادبیات نیز وقتی از ده سخن میگویند مقصود مردم دهری دنیا پرستند که ورای این دنیا که دهات ایشان است به شهری و آبادی دیگری اعتقاد ندارند چنانکه بسیاری از روستاییان گمان دارند که عالم در ده ایشان خلاصه می شود.
ده چه باشد شیخِ واصل ناشده
دست در تقلید و در حجت زده
(مثنوی)
[] این آیه باز در تأیید رابطه میان سعادت و فضیلت است یعنی این دو حقیقت به هم پیوستهاند، و هیچ کس نمیتواند چه در این جهان و چه در جهان دیگر به شادی و لذت رسد مگر آنکه به راستی انسانی پاک و شریف و مؤمن به خوبی و گریزنده از بدیها باشد. اگر در این معادله فضیلت به رذیلت بدل شود سعادت نیز به شقاوت و بلا و بدبختی بدل خواهد شد، چون خوبی برود بیگمان بدی میآید. هر چند آدمیان غافل باشند و بدی را انتظار نکشند. و آن بدی که در کمین ایشان است شب هنگام وقتی خفتهاند بناگاه بر ایشان وارد میشود، یا در میانهٔ غوغای روز که به بازی دنیا مشغولند. آیا کسی هست که بتواند در جایی از مکر و تدبیر الهی، یعنی قانون عمومی عالم بگریزد و خود را ایمن داند؟ مگر زیانکار بی خبری که چون کبک سر در برف کند و گمان بَرد که کسی او را نمیبیند امری اجتناب ناپذیر است زیرا آن بلا، فرزند همان بدی است و روزی خواهد آمد که فرزندان یا ذُریّات هر کس را به او ملحق میکنند که بگیر این مار و عقرب را که فرزند حقیقی توست:
منتظر میباش آن میقات را
راست دان الحاق ذریّات را
(مثنوی)
[] پادشاهی از دلقک پرسید: همسرت که وضع حمل کرد چه زایید؟ دلقک گفت: از مثل ما بیچارگان چه به دنیا آید؟ یا پسر است یا دختر. پادشاه با تعجب گفت: مگر همسران ما بزرگان جز این چه میزایند؟ دلقک گفت: همسران شما مار، عقرب، خارپشت و هلاهل و تمساح میزایند و هزار بلا بر جان آدمیان میاندازند
#مثنوی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
خداوند مردمان را در چند جای قرآن اصحاب قریه و به تعبیر دیگر روستایی و اهل ده خوانده است و در ادبیات نیز وقتی از ده سخن میگویند مقصود مردم دهری دنیا پرستند که ورای این دنیا که دهات ایشان است به شهری و آبادی دیگری اعتقاد ندارند چنانکه بسیاری از روستاییان گمان دارند که عالم در ده ایشان خلاصه می شود.
ده چه باشد شیخِ واصل ناشده
دست در تقلید و در حجت زده
(مثنوی)
[] این آیه باز در تأیید رابطه میان سعادت و فضیلت است یعنی این دو حقیقت به هم پیوستهاند، و هیچ کس نمیتواند چه در این جهان و چه در جهان دیگر به شادی و لذت رسد مگر آنکه به راستی انسانی پاک و شریف و مؤمن به خوبی و گریزنده از بدیها باشد. اگر در این معادله فضیلت به رذیلت بدل شود سعادت نیز به شقاوت و بلا و بدبختی بدل خواهد شد، چون خوبی برود بیگمان بدی میآید. هر چند آدمیان غافل باشند و بدی را انتظار نکشند. و آن بدی که در کمین ایشان است شب هنگام وقتی خفتهاند بناگاه بر ایشان وارد میشود، یا در میانهٔ غوغای روز که به بازی دنیا مشغولند. آیا کسی هست که بتواند در جایی از مکر و تدبیر الهی، یعنی قانون عمومی عالم بگریزد و خود را ایمن داند؟ مگر زیانکار بی خبری که چون کبک سر در برف کند و گمان بَرد که کسی او را نمیبیند امری اجتناب ناپذیر است زیرا آن بلا، فرزند همان بدی است و روزی خواهد آمد که فرزندان یا ذُریّات هر کس را به او ملحق میکنند که بگیر این مار و عقرب را که فرزند حقیقی توست:
منتظر میباش آن میقات را
راست دان الحاق ذریّات را
(مثنوی)
[] پادشاهی از دلقک پرسید: همسرت که وضع حمل کرد چه زایید؟ دلقک گفت: از مثل ما بیچارگان چه به دنیا آید؟ یا پسر است یا دختر. پادشاه با تعجب گفت: مگر همسران ما بزرگان جز این چه میزایند؟ دلقک گفت: همسران شما مار، عقرب، خارپشت و هلاهل و تمساح میزایند و هزار بلا بر جان آدمیان میاندازند
#مثنوی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👌4
من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا
آن جام جان افزای را، برریز بر جان ساقیا
بر دست من نِه جام جان، ای دستگیر عاشقان
دور از لب بیگانگان، پیش آر پنهان ساقیا
نانی بده نان خواره را، آن طامع بیچاره را
آن عاشق نانباره را، کنجی بخسبان ساقیا
ای جانِ جانِ جانِ جان، ما نامدیم از بهر نان
برجَه گدارویی مکن، در بزم سلطان ساقیا
اول بگیر آن جامِ مِه، بر کفهٔ آن پیر نِه
چون مست گردد پیر ده، رو سوی مستان ساقیا
رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا
ور شرم داری، یک قدح بر شرم افشان ساقیا
برخیز ای ساقی بیا، ای دشمن شرم و حیا
تا بخت ما خندان شود، پیش آی خندان ساقیا
#اشعار
#مولانا
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
آن جام جان افزای را، برریز بر جان ساقیا
بر دست من نِه جام جان، ای دستگیر عاشقان
دور از لب بیگانگان، پیش آر پنهان ساقیا
نانی بده نان خواره را، آن طامع بیچاره را
آن عاشق نانباره را، کنجی بخسبان ساقیا
ای جانِ جانِ جانِ جان، ما نامدیم از بهر نان
برجَه گدارویی مکن، در بزم سلطان ساقیا
اول بگیر آن جامِ مِه، بر کفهٔ آن پیر نِه
چون مست گردد پیر ده، رو سوی مستان ساقیا
رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا
ور شرم داری، یک قدح بر شرم افشان ساقیا
برخیز ای ساقی بیا، ای دشمن شرم و حیا
تا بخت ما خندان شود، پیش آی خندان ساقیا
#اشعار
#مولانا
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤🔥4
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگ است
هم از زندگی است این که ز خاموش نفیرید
#شعر
#مولانا
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگ است
هم از زندگی است این که ز خاموش نفیرید
#شعر
#مولانا
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤6
«من» بیگانه ای در انسان
میگوییم «خود» بیگانه ای است در انسان. حاکمیت این بیگانه است که ما را از فطرت خویش دور کرده که باعث شده است آن را فراموش کنیم و از مقداری تصاویر تحمیل شده بر ذهن یک «هستی» مجازی متصوّر بشویم.
جز فطرت - که «فطرة«الله» است - جز فطرت که تنها یار ما است؛ که اصالت ما است، که خود ما است، هر هستی دیگر بیگانه ای است در ما.
اکنون هدف نماز، هدف آن مناجات باطنی و ماورایی، زوال آن بیگانه است و برگشت و قربت - برگشت به مبدأ خویش که همان «الله» یا «فطرت الهی» است! ما از طریق فطرت به الله پیوسته ایم، و اکنون میخواهیم بار دیگر این پیوند و بستگی گسسته را برقرار کنیم.
و آیا میدانی که آن «بیگانۀ» حاکم - که علت و عامل قطع پیوند است - در حقیقت حاکمیت خشم است؟ پس قربت، برگشت و پیوند مجدد در گرو رفع خشم است. بنابراین نمازگزار با ذکر قلبی مهمترین صفت ذات حق یعنی مهر، عشق، شفقت و رحمت میخواهد رابطهٔ هستی خویش را با آن بیگانه، یعنی با خشم قطع کند، میخواهد هستی خویش را به رحمت الهی تفویض نماید؛ تفویض و تسلیمی که عین پیوند و اتصال است، که عین قربت است، تا در پرتو آن رحمت خشم در وی زایل گردد!
عامل تعيّن، خشم است. رفع تعیّن به معنای رفع حجاب قربت است. ذکر قلبی رحمت واسعة ذات حق و خویش را به آن رحمت تسلیم کردن، خشم را از میان عشق، عاشق و معشوق بر میدارد و هر نوع دوگانگی را در وحدت مستحیل می گرداند. و رفع دوگانگی به معنای برخاستن آن «بیگانه» از میان است؛ بیگانه ای که عین خشم است. اصولاً خود را - از طریق «دوگانگی» - جدا کردن با هدف ارضای خشم است!
جریان نماز، و جاری کردن نمازگزار خود را در آن جریان، سبب می شود که ساعاتی انسان رابطهٔ خود را با یک جامعه درگیر به سوداگری دروغ ها، اعتباریات، خشم ها، حقارت ها و ترس ها قطع کند. مجموعه اعتباریات - که ابزار سوداگری است - تشکیل همان بیگانۀ حاکم بر انسان را می دهد. در نماز، در خلوت، در آن مناجات و راز و سرود ماورایی، «خود» ـ که همان بیگانه است، که مجموعه تعینات است - در عظمت الله محو و در سکوت و حیرانی مستحیل گشته و نتیجتاً قربت و اتصال به یک مبدأ غیر متعین و ناشناخته تحقق پیدا کرده است.
برای قطع رابطه با آن بیگانه، باید با مهمترین کیفیت آن یعنی با خشم قطع رابطه کرد. برای قطع این ارتباط و انتقال از خشم به مهر، به عشق و رأفت، نمازگزار مناجات را به نام «او» آغاز میکند؛ نامی که همه خیر، رحمت، مهر و عشق است؛ میگوید «بسم الله الرحمن الرحيم».
در این جا لازم است چند موضوع قبلاً گفته شده را تکرار کنیم: اولاً گفتیم «خود» یا «بیگانه» را با دید کثرت نگاه کردن معنا ندارد. از آنجا که «خود» هر فرد المثنی و کپی خود دیگر افراد جامعه است، میتوان موضوع را با دید كثرت نگاه کرد. به عبارت دیگر، وقتی صحبت از «بیگانه» میکنیم، این بیگانه یکی نیست؛ بلکه به تعداد افراد جامعه است و به کثرت الگوها و معیارهای جامعه!
#محمد_جعفر_مصفا
#نامه_ای_به_ندیده_ام
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
میگوییم «خود» بیگانه ای است در انسان. حاکمیت این بیگانه است که ما را از فطرت خویش دور کرده که باعث شده است آن را فراموش کنیم و از مقداری تصاویر تحمیل شده بر ذهن یک «هستی» مجازی متصوّر بشویم.
جز فطرت - که «فطرة«الله» است - جز فطرت که تنها یار ما است؛ که اصالت ما است، که خود ما است، هر هستی دیگر بیگانه ای است در ما.
اکنون هدف نماز، هدف آن مناجات باطنی و ماورایی، زوال آن بیگانه است و برگشت و قربت - برگشت به مبدأ خویش که همان «الله» یا «فطرت الهی» است! ما از طریق فطرت به الله پیوسته ایم، و اکنون میخواهیم بار دیگر این پیوند و بستگی گسسته را برقرار کنیم.
و آیا میدانی که آن «بیگانۀ» حاکم - که علت و عامل قطع پیوند است - در حقیقت حاکمیت خشم است؟ پس قربت، برگشت و پیوند مجدد در گرو رفع خشم است. بنابراین نمازگزار با ذکر قلبی مهمترین صفت ذات حق یعنی مهر، عشق، شفقت و رحمت میخواهد رابطهٔ هستی خویش را با آن بیگانه، یعنی با خشم قطع کند، میخواهد هستی خویش را به رحمت الهی تفویض نماید؛ تفویض و تسلیمی که عین پیوند و اتصال است، که عین قربت است، تا در پرتو آن رحمت خشم در وی زایل گردد!
عامل تعيّن، خشم است. رفع تعیّن به معنای رفع حجاب قربت است. ذکر قلبی رحمت واسعة ذات حق و خویش را به آن رحمت تسلیم کردن، خشم را از میان عشق، عاشق و معشوق بر میدارد و هر نوع دوگانگی را در وحدت مستحیل می گرداند. و رفع دوگانگی به معنای برخاستن آن «بیگانه» از میان است؛ بیگانه ای که عین خشم است. اصولاً خود را - از طریق «دوگانگی» - جدا کردن با هدف ارضای خشم است!
جریان نماز، و جاری کردن نمازگزار خود را در آن جریان، سبب می شود که ساعاتی انسان رابطهٔ خود را با یک جامعه درگیر به سوداگری دروغ ها، اعتباریات، خشم ها، حقارت ها و ترس ها قطع کند. مجموعه اعتباریات - که ابزار سوداگری است - تشکیل همان بیگانۀ حاکم بر انسان را می دهد. در نماز، در خلوت، در آن مناجات و راز و سرود ماورایی، «خود» ـ که همان بیگانه است، که مجموعه تعینات است - در عظمت الله محو و در سکوت و حیرانی مستحیل گشته و نتیجتاً قربت و اتصال به یک مبدأ غیر متعین و ناشناخته تحقق پیدا کرده است.
برای قطع رابطه با آن بیگانه، باید با مهمترین کیفیت آن یعنی با خشم قطع رابطه کرد. برای قطع این ارتباط و انتقال از خشم به مهر، به عشق و رأفت، نمازگزار مناجات را به نام «او» آغاز میکند؛ نامی که همه خیر، رحمت، مهر و عشق است؛ میگوید «بسم الله الرحمن الرحيم».
در این جا لازم است چند موضوع قبلاً گفته شده را تکرار کنیم: اولاً گفتیم «خود» یا «بیگانه» را با دید کثرت نگاه کردن معنا ندارد. از آنجا که «خود» هر فرد المثنی و کپی خود دیگر افراد جامعه است، میتوان موضوع را با دید كثرت نگاه کرد. به عبارت دیگر، وقتی صحبت از «بیگانه» میکنیم، این بیگانه یکی نیست؛ بلکه به تعداد افراد جامعه است و به کثرت الگوها و معیارهای جامعه!
#محمد_جعفر_مصفا
#نامه_ای_به_ندیده_ام
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👏5
ما گدایان خیل سلطانیم
شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند آنیم
گر برانند و گر ببخشایند
ره به جای دگر نمیدانیم
چون دلارام میزند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم
دوستان در هوای صحبت یار
زر فشانند و ما سر افشانیم
مر خداوند عقل و دانش را
عیب ما گو مکن که نادانیم
#سعدی
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند آنیم
گر برانند و گر ببخشایند
ره به جای دگر نمیدانیم
چون دلارام میزند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم
دوستان در هوای صحبت یار
زر فشانند و ما سر افشانیم
مر خداوند عقل و دانش را
عیب ما گو مکن که نادانیم
#سعدی
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👍4
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بیعادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
به هنگام نیّت برای نماز
به آلالهها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟
چه اشکال دارد در آیینهها
جمال خدا را زیارت کنیم؟
مگر موج دریا ز دریا جداست
چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟
پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم
«وجود» تو چون عین «ماهیت» است
چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟
اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟
بیا جیب احساس و اندیشه را
پر از نقل مهر و محبت کنیم
پر از گلشن راز، از عقل سرخ
پر از کیمیای سعادت کنیم
بیایید تا عینِ عین القضات
میان دل و دین قضاوت کنیم
اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سنت کنیم
مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم
برادر چه شد رسم اخوانیه؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم
بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم
خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گلها حمایت کنیم
رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
«بیا عاشقی را رعایت کنیم»
به یاد قیصر امین پور 🌹
#شعر
#قیصر_امین_پور
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بیعادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
به هنگام نیّت برای نماز
به آلالهها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟
چه اشکال دارد در آیینهها
جمال خدا را زیارت کنیم؟
مگر موج دریا ز دریا جداست
چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟
پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم
«وجود» تو چون عین «ماهیت» است
چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟
اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟
بیا جیب احساس و اندیشه را
پر از نقل مهر و محبت کنیم
پر از گلشن راز، از عقل سرخ
پر از کیمیای سعادت کنیم
بیایید تا عینِ عین القضات
میان دل و دین قضاوت کنیم
اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سنت کنیم
مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم
برادر چه شد رسم اخوانیه؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم
بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم
خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گلها حمایت کنیم
رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
«بیا عاشقی را رعایت کنیم»
به یاد قیصر امین پور 🌹
#شعر
#قیصر_امین_پور
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🕊3
بـدینـوسیـله قبـولی شمـا دانـشـجوی شـایـستـه جنـاب اقـای عـلی شبـانی در رشـتـه ادیـان و عـرفـان گرایـش «تـطبیـقی» و راه پیـدا کـردن بـه دانـشگـاه تـهران
در مقـطع کارشـنـاسی ارشـد را بـه شـما دانـشجـوی گـرامی تبـریـک عـرض نـموده و تـوفیـق و پیـشرفت علـمی همـراه بـا خدمـت خـالصانـه شمـا را از درگـاه ایـزد منـان خواستـاریـم.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
در مقـطع کارشـنـاسی ارشـد را بـه شـما دانـشجـوی گـرامی تبـریـک عـرض نـموده و تـوفیـق و پیـشرفت علـمی همـراه بـا خدمـت خـالصانـه شمـا را از درگـاه ایـزد منـان خواستـاریـم.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👏10
«خدا را سپاس از جهت خبرهای خوش موفقیت شما»
با آرزوی موفقیت برای دوستانی که یک قدم به هدفشان نزدیکتر شدند
و همچنین کسانی که در حال برداشتن قدمهایی جهت رسیدن به اهداف والای خودشان هستند.
امروز با ورود به دانشگاه و طی مدارج علمی در آتی مژده کیمیا شدن را به مس وجودت داده ای؛
سرکار خانوم زینب رباطی بار دیگر به نوبه خود کسب این موفقیت را که شروع مسیری تازه از دانش در دانشگاه علامه طباطبایی تهران مقطع کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی-شیعه شناسی به شما دانشجوی شایسته و تمام رهجویان مسیر علم و تعلم تبریک عرض مینمائیم.
🌹🌹🌹🌹🌹
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
با آرزوی موفقیت برای دوستانی که یک قدم به هدفشان نزدیکتر شدند
و همچنین کسانی که در حال برداشتن قدمهایی جهت رسیدن به اهداف والای خودشان هستند.
امروز با ورود به دانشگاه و طی مدارج علمی در آتی مژده کیمیا شدن را به مس وجودت داده ای؛
سرکار خانوم زینب رباطی بار دیگر به نوبه خود کسب این موفقیت را که شروع مسیری تازه از دانش در دانشگاه علامه طباطبایی تهران مقطع کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی-شیعه شناسی به شما دانشجوی شایسته و تمام رهجویان مسیر علم و تعلم تبریک عرض مینمائیم.
🌹🌹🌹🌹🌹
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👏6
«باسمه تعالی»
با سلام و عرض ادب خدمت تمامی اساتید و دانشجویان محترم رشته گرانقدر ادیان و عرفان
توفیقی بعد از چهار سال مطالعه، تحقیقات میدانی و امور اجرایی در این رشته به بنده عطا شد که همانا در مرتبت اول لطف و عنایت خداوند و ائمه معصومین بوده و هست و خواهد بود. اما در وهله بعدی این نتیجه قطعا از زحمات و دلسوزیهای اساتید ارزشمندمان بر میخیزد. و در آخر آرزوی موفقیت دوستان و عزیزانمان که همواره رهگشای ما بوده و هست. حال که بدین مرحله رسیدهام به درگاه خداوند متعال و ائمه اطهار خاضعانه سجود میکنم و دستبوس تمامی اساتید بزرگوار هستم زیرا که آنان همانند انواری بودند که رهنمون ما به حقیقت شدند(اساتید: جناب دکتر محسن شرفایی، دکتر حسین خدابخشی، دکتر طباطبایی، دکتر حسین بیریایی، دکتر حسن صیانتی و...که اندک نیستند این عزیزان) . و در آخر سپاسگزار تمامی دوستان و بزرگوارانی هستم که همیشه قوت قلب بودند و وجودشان حتی بدون سخن گفتن مایه دلگرمی بوده و هست و خواهد بود. در آخر دعایی در دل دارم که از ابتدای فعالیت در انجمن علمی با خویشتن داشتهام؛ انشالله روزی رسد که تمامی دانشجویان ادیان و عرفان را بر قلههای علمی ایران و جهان همچون علمداری ببینیم. باشد که مراد حاصل شود.
و مِنَ اللّه توفيق...
ارادتمند و خدمتگزار شما علی شبانی
۱۴۰۳/۶/۷
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
با سلام و عرض ادب خدمت تمامی اساتید و دانشجویان محترم رشته گرانقدر ادیان و عرفان
توفیقی بعد از چهار سال مطالعه، تحقیقات میدانی و امور اجرایی در این رشته به بنده عطا شد که همانا در مرتبت اول لطف و عنایت خداوند و ائمه معصومین بوده و هست و خواهد بود. اما در وهله بعدی این نتیجه قطعا از زحمات و دلسوزیهای اساتید ارزشمندمان بر میخیزد. و در آخر آرزوی موفقیت دوستان و عزیزانمان که همواره رهگشای ما بوده و هست. حال که بدین مرحله رسیدهام به درگاه خداوند متعال و ائمه اطهار خاضعانه سجود میکنم و دستبوس تمامی اساتید بزرگوار هستم زیرا که آنان همانند انواری بودند که رهنمون ما به حقیقت شدند(اساتید: جناب دکتر محسن شرفایی، دکتر حسین خدابخشی، دکتر طباطبایی، دکتر حسین بیریایی، دکتر حسن صیانتی و...که اندک نیستند این عزیزان) . و در آخر سپاسگزار تمامی دوستان و بزرگوارانی هستم که همیشه قوت قلب بودند و وجودشان حتی بدون سخن گفتن مایه دلگرمی بوده و هست و خواهد بود. در آخر دعایی در دل دارم که از ابتدای فعالیت در انجمن علمی با خویشتن داشتهام؛ انشالله روزی رسد که تمامی دانشجویان ادیان و عرفان را بر قلههای علمی ایران و جهان همچون علمداری ببینیم. باشد که مراد حاصل شود.
و مِنَ اللّه توفيق...
ارادتمند و خدمتگزار شما علی شبانی
۱۴۰۳/۶/۷
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤7
سرکار خانوم بخش آبادی پذیرش شما را در دانشگاه فردوسی در مقطع کارشناسی ارشد در رشته مطالعات اسلامی تبریک عرض نموده
توفیق روز افزون شما را در تمام مراحل زندگی از خداوند متعال خواستاریم.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
توفیق روز افزون شما را در تمام مراحل زندگی از خداوند متعال خواستاریم.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👏14
مالی که ز تو کس نستاند، علم است
حرزی که تو را به حق رساند، علم است
جز علم طلب مکن تو اندر عالم
چیزی که تو را ز غم رهاند، علم است
#رباعی
#شیخ_بهایی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
حرزی که تو را به حق رساند، علم است
جز علم طلب مکن تو اندر عالم
چیزی که تو را ز غم رهاند، علم است
#رباعی
#شیخ_بهایی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👌5
-شما هم اگر دوست دارید میتونید یک بیت شعر مفهومی برامون بنویسید👇🌿
گفتـی کـه درمـانـت دهـم
بـر هجـر پـایـانـت دهـم
گفتـم کجـا،کـی خواهـد ایـن؟
گفتـی صبـوری بـایـد ایـن
#مولانا
#شعر
#بفرمایید_مشاعره
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
گفتـی کـه درمـانـت دهـم
بـر هجـر پـایـانـت دهـم
گفتـم کجـا،کـی خواهـد ایـن؟
گفتـی صبـوری بـایـد ایـن
#مولانا
#شعر
#بفرمایید_مشاعره
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
✍4
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
#حافظ
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
#حافظ
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👍4
لقَدْ اءَصْبَحْنا فِی زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ اءَكْثَرُ اءَهْلِهِ الْغَدْرَ كَیْسا، وَ نَسَبَهُمْ اءَهْلُ الْجَهْلِ فِیهِ إ لى حُسْنِ الْحِیلَةِ، ما لَهُمْ؟ قاتَلَهُمُ اللَّهُ!
ما در زمانه اى زندگى مى كنیم كه بیشتر مردمش، نیرنگ را گونه اى هوشمندی و كیاست مى شمرند و نادانان نیز، چنین مردمى را زیرك مى خوانند.
اینان را چه می شود ( که اینگونه عمل می کنند ) !!؟
خدایشان نابود كناد!
📚 نهج البلاغه، خطبه ۴۱
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
ما در زمانه اى زندگى مى كنیم كه بیشتر مردمش، نیرنگ را گونه اى هوشمندی و كیاست مى شمرند و نادانان نیز، چنین مردمى را زیرك مى خوانند.
اینان را چه می شود ( که اینگونه عمل می کنند ) !!؟
خدایشان نابود كناد!
📚 نهج البلاغه، خطبه ۴۱
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤3
گـویـند سرانـجام نـداریـد شـما
مایـیم کـه بـی هیـچ سرانـجام خـوشیـم
🌿🐳
#مولانا
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
مایـیم کـه بـی هیـچ سرانـجام خـوشیـم
🌿🐳
#مولانا
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤🔥3
لذت نبردن از زندگی گناه است
انسان برای این متولد میشود که زندگی کند، ولی این کاملاً به خودش بستگی دارد.
او میتواند زندگی را از کف بدهد؛ میتواند نفس بکشد، بخورد، پیر شود و روانه گورستان گردد - ولی این زندگی نیست، بلکه مرگی تدریجی از گهواره تا گور است، مرگی تدریجی که شاید هفتاد سال به طول بینجامد.
و چون میلیون ها نفر در اطراف تو هستند که بتدریج و به آرامی می میرند، تو هم شروع به تقلید از آنها می کنی. بچه ها همه چیز را از اطرافیانشان یاد می گیرند. خوب، اول باید برای شما روشن کنم که منظورم از زندگی چیست. زندگی کردن به معنای پیر شدن نیست، بلکه رشد کردن است.
این دو کاملاً با یکدیگر تفاوت دارند، پیر شدن خصیصه ای است حیوانی، در صورتی که رشد کردن خصیصه ای صرفاً انسانی است؛ منتها عده بسیار قليلی استحقاقش را دارند. رشد کردن یعنی اینکه انسان هر لحظه بیش از پیش عمق جوهر زندگی را درک کند؛ رشد کردن یعنی از مرگ دور شدن، نه به سوی مرگ پیش رفتن. هرچه بیشتر در عمق زندگی فرو روی، ذات جاودانگی ساکن در باطن را بیشتر درک خواهی کرد و از مرگ فاصله می گیری. لحظه ای فرا میرسد که تو در می یابی مرگ چیزی جز تغییر لباس، تعويض خانه و تغییر شکل نیست - هیچ چیز نمی میرد، در واقع هیچ چیز نمی تواند بمیرد.
مرگ بزرگترین توهم موجود است.
برای رشد کردن، کافی است به یک درخت نگاه کنی. هنگامی که درخت رشد می کند، ریشه هایش در عمق پیش می روند. اینجا تعادل برقرار است: هرچه درخت بلندتر شود، ریشههایش عمیق تر میشوند. درختی پیدا نمی کنید که مثلا 50 متر ارتفاع و ریشه هایی کوچک داشته باشد؛ این ریشه ها از عهده نگهداشتن چنین درخت غول پیکری بر نمی آیند. رشد کردن یعنی اینکه در عمق وجودت فرو روی، جایی که ریشه هایت قرار دارند.
به نظر من، اولین اصل و پایۀ زندگی، مراقبه است. هر چیز دیگری، در مرتبه بعد قرار دارد.
کودکی بهترین دورۀ زندگی انسان برای مراقبه است. هر چه سن آدم بالاتر برود، به مرگ نزدیکتر میشود و به مراقبه نشستن برایش دشوارتر میگردد. مراقبه یعنی در وادی جاودانگی گام نهادن، یعنی پیشروی در ابدیت درون، یعنی درک الوهیت باطن.
کودک با صلاحیت ترین موجود برای این کار بشمار می آید، برای اینکه بار دانش، تحصیل و چیزهای دیگر بر وجودش سنگینی نمی کند. او معصوم است. ولی بدبختانه این معصومیت او، نادانی تلقی می شود. معصومیت و نادانی به هم شباهت دارند، ولی یکسان نیستند. شباهت بین آنها در «ندانستن» است. ولی تفاوت بزرگی بین این دو وجود دارد که توسط انسان ها تا به امروز نادیده انگاشته شده است.
#اشو
#عشق_رقص_زندگی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
انسان برای این متولد میشود که زندگی کند، ولی این کاملاً به خودش بستگی دارد.
او میتواند زندگی را از کف بدهد؛ میتواند نفس بکشد، بخورد، پیر شود و روانه گورستان گردد - ولی این زندگی نیست، بلکه مرگی تدریجی از گهواره تا گور است، مرگی تدریجی که شاید هفتاد سال به طول بینجامد.
و چون میلیون ها نفر در اطراف تو هستند که بتدریج و به آرامی می میرند، تو هم شروع به تقلید از آنها می کنی. بچه ها همه چیز را از اطرافیانشان یاد می گیرند. خوب، اول باید برای شما روشن کنم که منظورم از زندگی چیست. زندگی کردن به معنای پیر شدن نیست، بلکه رشد کردن است.
این دو کاملاً با یکدیگر تفاوت دارند، پیر شدن خصیصه ای است حیوانی، در صورتی که رشد کردن خصیصه ای صرفاً انسانی است؛ منتها عده بسیار قليلی استحقاقش را دارند. رشد کردن یعنی اینکه انسان هر لحظه بیش از پیش عمق جوهر زندگی را درک کند؛ رشد کردن یعنی از مرگ دور شدن، نه به سوی مرگ پیش رفتن. هرچه بیشتر در عمق زندگی فرو روی، ذات جاودانگی ساکن در باطن را بیشتر درک خواهی کرد و از مرگ فاصله می گیری. لحظه ای فرا میرسد که تو در می یابی مرگ چیزی جز تغییر لباس، تعويض خانه و تغییر شکل نیست - هیچ چیز نمی میرد، در واقع هیچ چیز نمی تواند بمیرد.
مرگ بزرگترین توهم موجود است.
برای رشد کردن، کافی است به یک درخت نگاه کنی. هنگامی که درخت رشد می کند، ریشه هایش در عمق پیش می روند. اینجا تعادل برقرار است: هرچه درخت بلندتر شود، ریشههایش عمیق تر میشوند. درختی پیدا نمی کنید که مثلا 50 متر ارتفاع و ریشه هایی کوچک داشته باشد؛ این ریشه ها از عهده نگهداشتن چنین درخت غول پیکری بر نمی آیند. رشد کردن یعنی اینکه در عمق وجودت فرو روی، جایی که ریشه هایت قرار دارند.
به نظر من، اولین اصل و پایۀ زندگی، مراقبه است. هر چیز دیگری، در مرتبه بعد قرار دارد.
کودکی بهترین دورۀ زندگی انسان برای مراقبه است. هر چه سن آدم بالاتر برود، به مرگ نزدیکتر میشود و به مراقبه نشستن برایش دشوارتر میگردد. مراقبه یعنی در وادی جاودانگی گام نهادن، یعنی پیشروی در ابدیت درون، یعنی درک الوهیت باطن.
کودک با صلاحیت ترین موجود برای این کار بشمار می آید، برای اینکه بار دانش، تحصیل و چیزهای دیگر بر وجودش سنگینی نمی کند. او معصوم است. ولی بدبختانه این معصومیت او، نادانی تلقی می شود. معصومیت و نادانی به هم شباهت دارند، ولی یکسان نیستند. شباهت بین آنها در «ندانستن» است. ولی تفاوت بزرگی بین این دو وجود دارد که توسط انسان ها تا به امروز نادیده انگاشته شده است.
#اشو
#عشق_رقص_زندگی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👍3
می دانید مذهبی بودن یعنی چه؟ مذهبی بودن هیچ گونه ارتباطی با ناقوس معبد ندارد اگرچه صدای آن از دور خوش آیند است همچنین هیچ ارتباطی با تشریفات کشیش ها و سایر اعمال مربوط به عبادت ندارد. مذهبی بودن یعنی حساس بودن نسبت به واقعیت. زمانی که تمام وجود شما - نسبت به زیبایی و زشتی ها نسبت به یک حیوان، نسبت به فقر و کثافت این شهر، نسبت به خنده ها و اشک ها و هر چیزی که در اطرافتان وجود دارد حساس باشد، این حساسیت به تمام موجودات، مهربانی و عشق را پدید می آورد. حتی اگر شما فردی با استعداد بوده و خوب لباس بپوشید، اتومبیل گران قیمت سوار شوید و بسیار تمیز باشید بدون داشتن آن حساسیت در شما زیبایی وجود نخواهد داشت.
عشق چیز خارق العاده ای است. شما اگر به خودتان فکر نمی کنید نمی توانید دوست بدارید ذهنی که دوست می دارد و عشق می ورزد در واقع یک ذهن مذهبی است زیرا در حرکت به سوی واقعیت، حقیقت و خدا است و فقط چنین ذهنی می تواند زیبایی را درک کند.
ذهن که دنباله روی جاه طلبی های فردی نباشد حساس، آگاه و متوجه می شود. چنین ذهنی دارای زیبایی است.
#کریشنامورتی
#فرهنگ_آموختن_و_عشق_ورزیدن
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
عشق چیز خارق العاده ای است. شما اگر به خودتان فکر نمی کنید نمی توانید دوست بدارید ذهنی که دوست می دارد و عشق می ورزد در واقع یک ذهن مذهبی است زیرا در حرکت به سوی واقعیت، حقیقت و خدا است و فقط چنین ذهنی می تواند زیبایی را درک کند.
ذهن که دنباله روی جاه طلبی های فردی نباشد حساس، آگاه و متوجه می شود. چنین ذهنی دارای زیبایی است.
#کریشنامورتی
#فرهنگ_آموختن_و_عشق_ورزیدن
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤3
من پیر فنا بدم جوانم کردی
من مرده بدم ز زندگانم کردی
می ترسیدم که گم شوم در ره تو
اکنون نشوم گم که نشانم کردی
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
#مولانا
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
من مرده بدم ز زندگانم کردی
می ترسیدم که گم شوم در ره تو
اکنون نشوم گم که نشانم کردی
_-_-_---♥️ ♥️ ♥️---_-_-_
#مولانا
#شعر
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤4
«دهـان بـربَنـد و بـگـشـا روزن دل»
🌿🌱
#مولانا
#شعر
#بفرمائید_مشاعره✍️
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🌿🌱
#مولانا
#شعر
#بفرمائید_مشاعره✍️
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🕊4