انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
Photo
داستان سیاوش
سیاوش و افراسیاب: بخش چهارم
پس از لشکرکشی افراسیاب به سوی سیاوش، او خود در میانه ی راه در نخجیرگاهی اردو زد و گرسیوز برای فراخواندن سیاوش به گنگ دژ عازم شد.
اما پس از رویارویی با موافقت بی چون و چرای سیاوش برای همراهی و آمدن نزد افراسیاب، از بیم آنکه مبادا اینگونه نقشه هایش بیهوده گردند، دست به نیرنگی نو زد و با چشمانی اشکبار، به سیاوش چنین گفت که افراسیاب قصد جان وی را دارد.
گرچه سیاوش بازهم از تصمیم خویش بازنگشت و حضور در نزد افراسیاب و گفتگو با وی را مناسب ترین چاره ی کار میدید، اما گرسیوز با سخنان زهرآگین و اشک های دروغین خود چنان او را تحت تاثیر خویش قرار داد که سیاوش سرانجام پیشنهادش را پذیرفت.
مقرر شد که گرسیوز نامه ای از سیاوش را نزد افراسیاب ببرد و اگر چنین دید که شاه از تصمیم خود برای کشتن او بازگشت، آگاهش سازد تا خود نیز به راه افتد و اگر اینچنین نشد، سیاوش میبایست به کشوری دیگر پناه برد.
گرسیوز که برنامه ی خود را عملی میدید، نزد افراسیاب بازگشت و دروغ گفتن درباره ی سیاوش را از سر گرفت و به افراسیاب چنین گفت که او از فرمانش سر باز زده و خود را برای جنگ آماده میکند تا اینچنین شاه را مجاب سازد با لشکریان خویش به سوی سیاوش راهی شود.
در این هنگام سیاوش طی کابوسی شبانه دریافت که روزگار وی بزودی به سر خواهد رسید و همزمان پیکی از جانب گرسیوز نیز به نزد او آمده و به او چنین گفت که برای نجات جان خویش بگریزد.
پس سیاوش و همسرش فرنگیس که پنجمین ماه بارداری خود را سپری میکرد، برای واپسین دم به گفتگو نشستند و گرچه فرنگیس از شوی خود خواهش نمود تنها به فکر جان خویش باشد و به تاخت از مهلکه دور شود، سیاوش که سرنوشت خویش را تغییرناپذیر میدانست، آخرین توصیه ها و برنامه ی خود را برای نجات جان فرنگیس و فرزندشان بر زبان آورده، او را بدرود گفت و از گنگ دژ خارج شد.
طولی نکشید که سیاوش و ایرانیان همراهش با سپاه افراسیاب روبرو شدند و گرسیوز سرانجام روی حقیقی خویش را نشان داد. با اینحال او مردانش را از دست بردن به شمشیرهایشان بازداشت و بی آنکه مقاومتی انجام دهد به دست دشمن افتاد.
میان افراسیاب و مردانش گفتگویی بر سر مجازات سیاوش روی داد و گرچه گرسیوز و نزدیکانش در پی مرگ او بودند، افرادی همچون پیلسم برادر پیران که خود در این زمان غایب بود، افراسیاب را به درنگ کردن دعوت نمودند. در همین هنگام فرنگیس نیز شتابان نزد پدرش آمد و خود را به خاک انداخت و ناله کنان از او خواهش کرد از جان سیاوش بگذرد و بیهوده جهان را به آشوب نکشاند.
اما افراسیاب فرمان داد فرنگیس را به کاخش برده در آنجا محبوس سازند و سیاوش را نیز از پیش چشمان وی دور کرده، سر از تنش جدا کنند:
چو از شهر و ز لشکر اندر گذشت
کشانش ببردند بر سوی دشت
ز گرسیوز آن خنجر آبگون
گروی زره بستد از بهر خون
بیفگند پیل ژیان را به خاک
نه شرم آمدش زان سپهبد نه باک
یکی تشت بنهاد زرین برش
جدا کرد زان سرو سیمین سرش
پایان
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#سوگنامه_سیاوش
🆔@RAM_HSU
سیاوش و افراسیاب: بخش چهارم
پس از لشکرکشی افراسیاب به سوی سیاوش، او خود در میانه ی راه در نخجیرگاهی اردو زد و گرسیوز برای فراخواندن سیاوش به گنگ دژ عازم شد.
اما پس از رویارویی با موافقت بی چون و چرای سیاوش برای همراهی و آمدن نزد افراسیاب، از بیم آنکه مبادا اینگونه نقشه هایش بیهوده گردند، دست به نیرنگی نو زد و با چشمانی اشکبار، به سیاوش چنین گفت که افراسیاب قصد جان وی را دارد.
گرچه سیاوش بازهم از تصمیم خویش بازنگشت و حضور در نزد افراسیاب و گفتگو با وی را مناسب ترین چاره ی کار میدید، اما گرسیوز با سخنان زهرآگین و اشک های دروغین خود چنان او را تحت تاثیر خویش قرار داد که سیاوش سرانجام پیشنهادش را پذیرفت.
مقرر شد که گرسیوز نامه ای از سیاوش را نزد افراسیاب ببرد و اگر چنین دید که شاه از تصمیم خود برای کشتن او بازگشت، آگاهش سازد تا خود نیز به راه افتد و اگر اینچنین نشد، سیاوش میبایست به کشوری دیگر پناه برد.
گرسیوز که برنامه ی خود را عملی میدید، نزد افراسیاب بازگشت و دروغ گفتن درباره ی سیاوش را از سر گرفت و به افراسیاب چنین گفت که او از فرمانش سر باز زده و خود را برای جنگ آماده میکند تا اینچنین شاه را مجاب سازد با لشکریان خویش به سوی سیاوش راهی شود.
در این هنگام سیاوش طی کابوسی شبانه دریافت که روزگار وی بزودی به سر خواهد رسید و همزمان پیکی از جانب گرسیوز نیز به نزد او آمده و به او چنین گفت که برای نجات جان خویش بگریزد.
پس سیاوش و همسرش فرنگیس که پنجمین ماه بارداری خود را سپری میکرد، برای واپسین دم به گفتگو نشستند و گرچه فرنگیس از شوی خود خواهش نمود تنها به فکر جان خویش باشد و به تاخت از مهلکه دور شود، سیاوش که سرنوشت خویش را تغییرناپذیر میدانست، آخرین توصیه ها و برنامه ی خود را برای نجات جان فرنگیس و فرزندشان بر زبان آورده، او را بدرود گفت و از گنگ دژ خارج شد.
طولی نکشید که سیاوش و ایرانیان همراهش با سپاه افراسیاب روبرو شدند و گرسیوز سرانجام روی حقیقی خویش را نشان داد. با اینحال او مردانش را از دست بردن به شمشیرهایشان بازداشت و بی آنکه مقاومتی انجام دهد به دست دشمن افتاد.
میان افراسیاب و مردانش گفتگویی بر سر مجازات سیاوش روی داد و گرچه گرسیوز و نزدیکانش در پی مرگ او بودند، افرادی همچون پیلسم برادر پیران که خود در این زمان غایب بود، افراسیاب را به درنگ کردن دعوت نمودند. در همین هنگام فرنگیس نیز شتابان نزد پدرش آمد و خود را به خاک انداخت و ناله کنان از او خواهش کرد از جان سیاوش بگذرد و بیهوده جهان را به آشوب نکشاند.
اما افراسیاب فرمان داد فرنگیس را به کاخش برده در آنجا محبوس سازند و سیاوش را نیز از پیش چشمان وی دور کرده، سر از تنش جدا کنند:
چو از شهر و ز لشکر اندر گذشت
کشانش ببردند بر سوی دشت
ز گرسیوز آن خنجر آبگون
گروی زره بستد از بهر خون
بیفگند پیل ژیان را به خاک
نه شرم آمدش زان سپهبد نه باک
یکی تشت بنهاد زرین برش
جدا کرد زان سرو سیمین سرش
پایان
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#سوگنامه_سیاوش
🆔@RAM_HSU
دست در خدا زدن
در قرآن کریم پنجبار از «اعتصام به خدا» سخن رفته است. اعتصام به خدا را گاهی تمسّک به او، گاهی توسّل به او و گاهی چنگ زدن به او ترجمه کردهاند. ابوالفضل میبدی در تفسیر کشفالاسرار اعتصام به خدا را چنین ترجمه میکند: دست در خدا زدن!
قرآن کریم با ما میگوید آنکه دست در خدا میزند راه مییابد و هدایت میشود:
«وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»(آلعمران: ۱۰۱)
«و هر که دست در خدایْ زد، اوست که راه نمودند وی را به راهِ درستِ راست.»
و مؤمنان رستگار آنانند که دست در خدا میزنند:
«فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا»(نساء: ۱۷۵)
«اما ایشان که بگرویدند به خدایْ، و دست در وی زدند، درآرد ایشان را، در بخشایشی از خود، و افزونی_از کردار ایشان_، و راهشان مینماید به خود، راهی راست درست.»
«الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا»(نساء: ۱۴۶)
«مگر کسانی که توبه کنند، و کار خود_و دلهای مردمان تباهگشته_ به صلاح آرند، و دست به الله زنند، و دین خویش خدایْ را پاک کنند،
آنگه ایشان با مؤمنانند، و دهد خدایْ مؤمنان را مزدی بزرگوار.»
«وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ»(حج: ٧٨)
«و دست به الله تعالی زنید، اوست آن خداوند شما، نیک خداوندست و نیک یار.»
در یک جا این تعبیر آمده است: «دست در ریسمان خدا زدن»
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ»(آلعمران: ۱۰۳)
«دست درزنید در حَبْلِ(=ریسمان) خدای.»
گرفتاران در دریای متلاطم میکوشند به چیزی چنگ بزنند. به چیزی بیاویزند. دست در چیزی بزنند. تکهچوبی رها بر آب یا ریسمانی. ایمان، در میانهٔ امواج همیشه، دست زدن در خداوند است. محکم و با تمام وجود دست زدن در او و لطف و کرم بینهایتش.
کسی که در بُن چاهی گرفتار است، برای رهایی به ریسمانی که از بالا افکندهاند میآویزد. با همهٔ نیرو و توان خویش.
دست زدن در خداوند، کاری است که با تمام وجود و همهٔ نیرو رخ میدهد. مانند گرفتار در دریا یا افتاده در چاه. خدا برای مؤمنان همان ریسمان رهایی است که با همهٔ دل، همهٔ امید و همهٔ اعتماد خود به آن چنگ میزنند و میآویزند.
نزدیک به همین معنا واژهٔ دیگری نیز در قرآن کریم آمده است: «استمساک به عروة الوثقی»؛ آویختن به دستگیرهٔ استوار.
میگوید کسی که ایمان میآورد و خود را به خداوند میسپارد به دستگیرهای محکم و آویزهای ناگسستنی، چنگ زده است:
«فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا»(بقره: ۲۵۶)
«و هر که کافر شود به هر معبود جز خدایْ و بگرَوَد به الله او دست در زد در گوشهای محکم و استوار، آن را شکستن نیست.»
«وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى»(لقمان: ۲۲)
«هر که روی خویش و سوی خویش و آهنگ خویش با (=به) الله سپارد و او نیکوکار بوَد و بیگمان او دست در زد در استوارتر گوشهای»
سیمونوی نیز وضعیت آدمی را در این جهان چنین میبیند:
«ما به کشتیشکستگانی میمانیم که به هر تخته پارهای چنگ میزنند و امواج مهارناپذیر آنان را از اینسو به آنسو میبرد. خدا برای تکتک ما ریسمان نجاتی از آسمان فرو میافکند. آنکس که به ریسمان چنگ میزند و به رغم رنج و ترس رهایش نمیکند او نیز در کنار همسفرانش همچنان دستخوش تلاطم امواج است. اما برای او، تلاطم امواج همراه با کشش طناب موقعیتی پدید [می]آورد که از لحاظ فیزیکی کاملاً متفاوت است.»(سیمون وی، ان ام بگلی، ترجمه هومن پناهنده، ص۵۲، نشر ماهی، ۱۳۸۴)
کسی که در دریا به ریسمان نجات چنگ میزند، از تلاطم و رنج در امان نیست. اما رنج امیدمندانهٔ کسی که به ریسمانی ناگسستنی چنگ میزند با رنج نومیدان یکی نیست. قرآن کریم تصدیق میکند که مؤمنان نیز مانند مُنکران رنج میبرند، اما تأکید دارد که آنها در عین رنج، دلگرم و امیدوار به قدرتی نیکخواهاند:
«إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ»(نساء: ۱۰۴)
«اگر شما درد میكشيد، آنان (نيز) همان گونه كه شما درد میكشيد، درد میكشند، و حال آنكه شما چيزهايى از خدا اميد داريد كه آنها اميد ندارند.»
در این دریای موّاج، در این چاه تیره، دست در چیزی باید زد که گسستنی نیست.
سعدی میگفت:
عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند
گر همه مُلک جهان است به هیچش نخرند
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
در قرآن کریم پنجبار از «اعتصام به خدا» سخن رفته است. اعتصام به خدا را گاهی تمسّک به او، گاهی توسّل به او و گاهی چنگ زدن به او ترجمه کردهاند. ابوالفضل میبدی در تفسیر کشفالاسرار اعتصام به خدا را چنین ترجمه میکند: دست در خدا زدن!
قرآن کریم با ما میگوید آنکه دست در خدا میزند راه مییابد و هدایت میشود:
«وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»(آلعمران: ۱۰۱)
«و هر که دست در خدایْ زد، اوست که راه نمودند وی را به راهِ درستِ راست.»
و مؤمنان رستگار آنانند که دست در خدا میزنند:
«فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا»(نساء: ۱۷۵)
«اما ایشان که بگرویدند به خدایْ، و دست در وی زدند، درآرد ایشان را، در بخشایشی از خود، و افزونی_از کردار ایشان_، و راهشان مینماید به خود، راهی راست درست.»
«الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا»(نساء: ۱۴۶)
«مگر کسانی که توبه کنند، و کار خود_و دلهای مردمان تباهگشته_ به صلاح آرند، و دست به الله زنند، و دین خویش خدایْ را پاک کنند،
آنگه ایشان با مؤمنانند، و دهد خدایْ مؤمنان را مزدی بزرگوار.»
«وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ»(حج: ٧٨)
«و دست به الله تعالی زنید، اوست آن خداوند شما، نیک خداوندست و نیک یار.»
در یک جا این تعبیر آمده است: «دست در ریسمان خدا زدن»
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ»(آلعمران: ۱۰۳)
«دست درزنید در حَبْلِ(=ریسمان) خدای.»
گرفتاران در دریای متلاطم میکوشند به چیزی چنگ بزنند. به چیزی بیاویزند. دست در چیزی بزنند. تکهچوبی رها بر آب یا ریسمانی. ایمان، در میانهٔ امواج همیشه، دست زدن در خداوند است. محکم و با تمام وجود دست زدن در او و لطف و کرم بینهایتش.
کسی که در بُن چاهی گرفتار است، برای رهایی به ریسمانی که از بالا افکندهاند میآویزد. با همهٔ نیرو و توان خویش.
دست زدن در خداوند، کاری است که با تمام وجود و همهٔ نیرو رخ میدهد. مانند گرفتار در دریا یا افتاده در چاه. خدا برای مؤمنان همان ریسمان رهایی است که با همهٔ دل، همهٔ امید و همهٔ اعتماد خود به آن چنگ میزنند و میآویزند.
نزدیک به همین معنا واژهٔ دیگری نیز در قرآن کریم آمده است: «استمساک به عروة الوثقی»؛ آویختن به دستگیرهٔ استوار.
میگوید کسی که ایمان میآورد و خود را به خداوند میسپارد به دستگیرهای محکم و آویزهای ناگسستنی، چنگ زده است:
«فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا»(بقره: ۲۵۶)
«و هر که کافر شود به هر معبود جز خدایْ و بگرَوَد به الله او دست در زد در گوشهای محکم و استوار، آن را شکستن نیست.»
«وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى»(لقمان: ۲۲)
«هر که روی خویش و سوی خویش و آهنگ خویش با (=به) الله سپارد و او نیکوکار بوَد و بیگمان او دست در زد در استوارتر گوشهای»
سیمونوی نیز وضعیت آدمی را در این جهان چنین میبیند:
«ما به کشتیشکستگانی میمانیم که به هر تخته پارهای چنگ میزنند و امواج مهارناپذیر آنان را از اینسو به آنسو میبرد. خدا برای تکتک ما ریسمان نجاتی از آسمان فرو میافکند. آنکس که به ریسمان چنگ میزند و به رغم رنج و ترس رهایش نمیکند او نیز در کنار همسفرانش همچنان دستخوش تلاطم امواج است. اما برای او، تلاطم امواج همراه با کشش طناب موقعیتی پدید [می]آورد که از لحاظ فیزیکی کاملاً متفاوت است.»(سیمون وی، ان ام بگلی، ترجمه هومن پناهنده، ص۵۲، نشر ماهی، ۱۳۸۴)
کسی که در دریا به ریسمان نجات چنگ میزند، از تلاطم و رنج در امان نیست. اما رنج امیدمندانهٔ کسی که به ریسمانی ناگسستنی چنگ میزند با رنج نومیدان یکی نیست. قرآن کریم تصدیق میکند که مؤمنان نیز مانند مُنکران رنج میبرند، اما تأکید دارد که آنها در عین رنج، دلگرم و امیدوار به قدرتی نیکخواهاند:
«إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ»(نساء: ۱۰۴)
«اگر شما درد میكشيد، آنان (نيز) همان گونه كه شما درد میكشيد، درد میكشند، و حال آنكه شما چيزهايى از خدا اميد داريد كه آنها اميد ندارند.»
در این دریای موّاج، در این چاه تیره، دست در چیزی باید زد که گسستنی نیست.
سعدی میگفت:
عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند
گر همه مُلک جهان است به هیچش نخرند
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
مقام شحری
استاد همایون شجریان
مقام سحری
۰ تنبور آرش شهریاری
۰ آوای همایون شجریان
آخرین سحر حضرت مشتاقعلیشاه قدس الله تعالی
مدد از باطن پاک حضرت پیر سیدنا مشتاق علیشاه قدس الله سره
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
۰ تنبور آرش شهریاری
۰ آوای همایون شجریان
آخرین سحر حضرت مشتاقعلیشاه قدس الله تعالی
مدد از باطن پاک حضرت پیر سیدنا مشتاق علیشاه قدس الله سره
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
استاد همایون شجریان – مقام شحری
وقت سفر است مشتاق بیدار شو...
آیا در تابستان امسال موافق برگزاری سلسله نشستهای تحلیل و نقد فیلم و سریال با همکاری دانشگاه فردوسی مشهد هستید یا خیر ؟ (به شکل مجازی)
Anonymous Poll
82%
بلی
18%
خیر
❤2
هو
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
مشتاقی و مَهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایابِ شکیبایی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
🆔@RAM_HSU
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
مشتاقی و مَهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایابِ شکیبایی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
🆔@RAM_HSU
بیا درباره ی فلسفه حرف نزنیم، رهایش کن، ژان!
یک خروار کلمه، یک خروار کاغذ، چه کسی حالش را دارد... [...]
دیگر ول کرده ام نگرانی برای این زندگی بد ترکیب را
که نه بهتر است و نه بدتر از تراژدی های معمول بشری [...]
و من متهمم که برای کار بزرگ عمرم قدمی بر نمی دارم
که از خودم به اندازه ی کافی انتظار ندارم [...]
آدم های دیگر به همان خوبی که می توانند کارشان را پیش می برند
قبول دارم چیزی که سرم آمده منصفانه است [...]
می گویی مرگ تو و من نزدیکتر و نزدیکتر می شود
ما عذاب برده ایم و این زمین مسکین کافی مان نبوده است
من، به کوچک شدن، ناپدید می شوم در بیکران، آزادتر و آزادتر
#چسلاو_میلوش: شاعرِ و نویسنده ی لهستانی و نیز مترجم و استاد دانشگاه، برنده ی جایزه نوبل ادبیاتِ سال ۱۹۸۰ و از منتقدان و مخالفان جدی کمونیسم
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
یک خروار کلمه، یک خروار کاغذ، چه کسی حالش را دارد... [...]
دیگر ول کرده ام نگرانی برای این زندگی بد ترکیب را
که نه بهتر است و نه بدتر از تراژدی های معمول بشری [...]
و من متهمم که برای کار بزرگ عمرم قدمی بر نمی دارم
که از خودم به اندازه ی کافی انتظار ندارم [...]
آدم های دیگر به همان خوبی که می توانند کارشان را پیش می برند
قبول دارم چیزی که سرم آمده منصفانه است [...]
می گویی مرگ تو و من نزدیکتر و نزدیکتر می شود
ما عذاب برده ایم و این زمین مسکین کافی مان نبوده است
من، به کوچک شدن، ناپدید می شوم در بیکران، آزادتر و آزادتر
#چسلاو_میلوش: شاعرِ و نویسنده ی لهستانی و نیز مترجم و استاد دانشگاه، برنده ی جایزه نوبل ادبیاتِ سال ۱۹۸۰ و از منتقدان و مخالفان جدی کمونیسم
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
هو ۷۸۶
وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ
از خدا و مصطفى در دعوتش
پيروى گيريد بهر رحمتش
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ
از خدا و مصطفى در دعوتش
پيروى گيريد بهر رحمتش
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
هوالباقی
پادشاهی دُرّ ثمینی داشت
بهر انگشتری نگینی داشت
خواست نقشی که باشدش دو ثَمَر
هر زمان کافکند به نقش نظر
گاهِ شادی نگیردش غفلت
گاهِ اندوه، نباشدش محنت
هر چه فرزانه بود در ایّام
کرد اندیشهای، ولی همه خام
ژندهپوشی پدید شد آن دم
گفت: بِنگار «بگذرد این هم»
• حکیم سبزواری - اسرار
° دیوان - ساقینامه
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
🆔@RAM_HSU
پادشاهی دُرّ ثمینی داشت
بهر انگشتری نگینی داشت
خواست نقشی که باشدش دو ثَمَر
هر زمان کافکند به نقش نظر
گاهِ شادی نگیردش غفلت
گاهِ اندوه، نباشدش محنت
هر چه فرزانه بود در ایّام
کرد اندیشهای، ولی همه خام
ژندهپوشی پدید شد آن دم
گفت: بِنگار «بگذرد این هم»
• حکیم سبزواری - اسرار
° دیوان - ساقینامه
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
🆔@RAM_HSU
❤6
من تاک حقیقی هستم و پدرم باغبان است. هر شاخهای در من که میوه نیاورد، آن را قطع میکند، و هر شاخهای که میوه آورد، آن را هَرَس میکند تا بیشتر میوه آورد. شما هماکنون به سبب کلامی که به شما گفتهام، پاک هستید. در من بمانید، و من نیز در شما میمانم. چنانکه شاخه نمیتواند از خود میوه آورد اگر در تاک نماند، شما نیز نمیتوانید میوه آورید اگر در من نمانید.
یوحنا 15: 1-4
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
یوحنا 15: 1-4
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
تیرگان؛ جشن گرامیداشت تیر(تیشتر)
در تقویم ایران باستان، سیزدهیم روز ماه تیر نام دارد و از همین روی تیر روز از تیر ماه به عنوان جشن تیرگان گرامی شمرده میشود.
تیر یا تیشتر، ستاره ی تابان و شکوهمند، نخستین ستاره(عطارد)، اصل همه ی آب ها، و ایزد سرچشمه ی باران هاست.
او نقشی اساسی در شکل گیری جهان مادی و همچنین برقراری نظم جهانی دارد به طوری که پس از یورش اهریمن، با باران هایش زمین را از پلشتی های او پاک نمود و در یکی از زیباترین جلوه های اساطیری ایران، به نبرد با اپوش بدکار پرداخت.
برای این جشن مناسبت های دیگری نیز ذکر شده که مهمترین آنها گرامیداشت پرتاب تیر آرش کمانگیر میباشد که با فداکاری اش به جنگ ایران و توران پایان بخشید و مرز دو کشور را تعیین نمود.
جالب است بدانید در مازندران-گیلان، امروزه نیز سیزدهمین روز تیرماه تقویم تبری-دیلمی که البته در آبان ماه تقویم هجری شمسی جای میگیرد، جشن گرفته میشود.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
در تقویم ایران باستان، سیزدهیم روز ماه تیر نام دارد و از همین روی تیر روز از تیر ماه به عنوان جشن تیرگان گرامی شمرده میشود.
تیر یا تیشتر، ستاره ی تابان و شکوهمند، نخستین ستاره(عطارد)، اصل همه ی آب ها، و ایزد سرچشمه ی باران هاست.
او نقشی اساسی در شکل گیری جهان مادی و همچنین برقراری نظم جهانی دارد به طوری که پس از یورش اهریمن، با باران هایش زمین را از پلشتی های او پاک نمود و در یکی از زیباترین جلوه های اساطیری ایران، به نبرد با اپوش بدکار پرداخت.
برای این جشن مناسبت های دیگری نیز ذکر شده که مهمترین آنها گرامیداشت پرتاب تیر آرش کمانگیر میباشد که با فداکاری اش به جنگ ایران و توران پایان بخشید و مرز دو کشور را تعیین نمود.
جالب است بدانید در مازندران-گیلان، امروزه نیز سیزدهمین روز تیرماه تقویم تبری-دیلمی که البته در آبان ماه تقویم هجری شمسی جای میگیرد، جشن گرفته میشود.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤7
در خانه نشستم و فروآسودم
«بنده بسیاری بدَوَد و گِرد جهان برآید پندارد که راحتی هست جایی. بی او نباشد. هر کجا شوی او نبُوَد راحت نبُوَد. او خود همه جای هست، جایی شدن چه معنی است. هم اینجا او را میبینی:
یک چند دویدم و قدم فرسودم
آخر بیتو پدید نامد سودم
تا دست به بیعتِ وفایت سودم
در خانه نشستم و فروآسودم»
▪️(اسرار التوحید، جلد اول، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۳۰۰_۳۰۱، نشر آگاه)
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
«بنده بسیاری بدَوَد و گِرد جهان برآید پندارد که راحتی هست جایی. بی او نباشد. هر کجا شوی او نبُوَد راحت نبُوَد. او خود همه جای هست، جایی شدن چه معنی است. هم اینجا او را میبینی:
یک چند دویدم و قدم فرسودم
آخر بیتو پدید نامد سودم
تا دست به بیعتِ وفایت سودم
در خانه نشستم و فروآسودم»
▪️(اسرار التوحید، جلد اول، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۳۰۰_۳۰۱، نشر آگاه)
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
Audio
Shahram Nazeri/(www.PlayMusic.Pro)
دیوانه ی رویَت منم
آشفته ی مویَت منم
سرگشته ی کویَت منم
دارم هوای عاشقی...
ای جان و ای جانان من دارم هوای عاشقی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
آشفته ی مویَت منم
سرگشته ی کویَت منم
دارم هوای عاشقی...
ای جان و ای جانان من دارم هوای عاشقی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
هو
اوصاف عارف از لسان حجة الحق ابوعلی سینا:
اَلْعارِفُ شُجاعٌ کَیفَ لا وَ هُوَ بِمُعزِلٍ عَنْ تَقیَّهِ المَوت
عارف شجاع است و از هیچ امری هراس ندارد حتی مرگ، و چگونه چنین نباشد که او قبل از مرگ طبیعی، به اراده خود مرده است و مرگ را بارها چشیده است.
• اشارات و تنبیهات - نمط نهم - تنبیه ۲۴
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
اوصاف عارف از لسان حجة الحق ابوعلی سینا:
اَلْعارِفُ شُجاعٌ کَیفَ لا وَ هُوَ بِمُعزِلٍ عَنْ تَقیَّهِ المَوت
عارف شجاع است و از هیچ امری هراس ندارد حتی مرگ، و چگونه چنین نباشد که او قبل از مرگ طبیعی، به اراده خود مرده است و مرگ را بارها چشیده است.
• اشارات و تنبیهات - نمط نهم - تنبیه ۲۴
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤6
🚩 عدالت خواهی امام حسین (علیه السلام)، کلید عقلانیت و امنیت جامعه
▫️ گرچه همه بركات دین، اعم از عقاید، اخلاق، فقه و حقوق، مرهون نهضت سالار شهیدان (علیه السلام) است، لكن عنصر محوری این قیام الهی را #عدالت_خواهی آن حضرت تشكیل می دهد؛ زیرا در سایه عدالت، هم امنیت تأمین است هم اقتصاد و فرهنگ بیمه است و هم استقلال و آزادی حاصل است.
▫️ خدای سبحان برای برقراری نظم جامعه، همگان را به #عدل دعوت كرده است و رسول گرامی اسلام (علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) فرمود من مأمور به اجرای عدل هستم؛ اگر خدا امر كرد، من مأمور اجرایم: ﴿وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ بَینَكُمُ﴾.
با عدل، مردم، امنیت را احساس می كنند و كسی به دیگری ستم نمی كند؛ نه بی راهه می رود نه راه دیگری را می بندد؛ نه زیر بار ستم می رود نه ستمگری را امضا می كند؛ هم كشورشان تأمین است هم جامعه شان تأمین است هم مسائل فردیشان حاصل است.
▫️ ما هر مشكلی چه در دولتمردان چه در شهروندان عادی داشته باشیم، می بینیم محصول بی عدالتی است. اگر كسی از حدّ خود گذشت، مزاحم دیگری است و این مزاحمت، با امنیت هماهنگ نیست.
نهضت سالار شهیدان حسین بن علی بن ابی طالب برای این است كه
ـ ما هم #حقوق_خود_را_بشناسیم و در استیفای آن كوتاهی نكنیم
ـ و هم حقوق دیگران را به رسمیت بشناسیم و در تأدیه آن كوتاهی نكنیم.
اگر جامعه ای #عادل باشد یقیناً #عاقل هم است.
👈 عقل و عدل، هماهنگِ هم اند. نهضت حسین بن علی یعنی مردم را عاقل كردن یعنی مردم را عادل كردن.
▫️ ذات اقدس الهی می فرماید: ﴿إِنَّ اللَّهَ یأمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِى الْقُرْبَی﴾؛ خدا امر می كند كه مردم عادل باشند. وقتی خدای سبحان فرمود من شما را به عدل دعوت می كنم، اول كسی كه گفت من مأمور اجرای عدل هستم، خود پیامبر است فرمود: ﴿وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ بَینَكُمُ﴾. سالار شهیدان حسین بن علی بن ابی طالب، عنصر محوری قیام خود را همین قرار داد؛ فرمود:
ـ مگر نمی بینید ظلم می شود
ـ مگر نمی بینید به عدل عمل نمی شود
ـ مگر نمی بینید به حق عمل نمی شود
ـ مگر نمی بینید از باطل صرف نظر نمی كنند!
▫️ اگر وجود مبارك ابی عبدالله از رسول گرامی است که «حُسَیْنٌ مِنِّی» و اگر پیامبر، مأمور اجرای عدل است، وجود مبارك حسین بن علی هم همین است. مبارزه با ستم یعنی مبارزه با بی عدلی!
در جریان سیدالشهداء، در حقیقت انسان برای #مظلومیت_عدل_و_عقل اشك می ریزد.
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#حماسه_و_حکمت_حسینی
#محرم
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
▫️ گرچه همه بركات دین، اعم از عقاید، اخلاق، فقه و حقوق، مرهون نهضت سالار شهیدان (علیه السلام) است، لكن عنصر محوری این قیام الهی را #عدالت_خواهی آن حضرت تشكیل می دهد؛ زیرا در سایه عدالت، هم امنیت تأمین است هم اقتصاد و فرهنگ بیمه است و هم استقلال و آزادی حاصل است.
▫️ خدای سبحان برای برقراری نظم جامعه، همگان را به #عدل دعوت كرده است و رسول گرامی اسلام (علیه و علی آله آلاف التحیة والثناء) فرمود من مأمور به اجرای عدل هستم؛ اگر خدا امر كرد، من مأمور اجرایم: ﴿وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ بَینَكُمُ﴾.
با عدل، مردم، امنیت را احساس می كنند و كسی به دیگری ستم نمی كند؛ نه بی راهه می رود نه راه دیگری را می بندد؛ نه زیر بار ستم می رود نه ستمگری را امضا می كند؛ هم كشورشان تأمین است هم جامعه شان تأمین است هم مسائل فردیشان حاصل است.
▫️ ما هر مشكلی چه در دولتمردان چه در شهروندان عادی داشته باشیم، می بینیم محصول بی عدالتی است. اگر كسی از حدّ خود گذشت، مزاحم دیگری است و این مزاحمت، با امنیت هماهنگ نیست.
نهضت سالار شهیدان حسین بن علی بن ابی طالب برای این است كه
ـ ما هم #حقوق_خود_را_بشناسیم و در استیفای آن كوتاهی نكنیم
ـ و هم حقوق دیگران را به رسمیت بشناسیم و در تأدیه آن كوتاهی نكنیم.
اگر جامعه ای #عادل باشد یقیناً #عاقل هم است.
👈 عقل و عدل، هماهنگِ هم اند. نهضت حسین بن علی یعنی مردم را عاقل كردن یعنی مردم را عادل كردن.
▫️ ذات اقدس الهی می فرماید: ﴿إِنَّ اللَّهَ یأمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِى الْقُرْبَی﴾؛ خدا امر می كند كه مردم عادل باشند. وقتی خدای سبحان فرمود من شما را به عدل دعوت می كنم، اول كسی كه گفت من مأمور اجرای عدل هستم، خود پیامبر است فرمود: ﴿وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ بَینَكُمُ﴾. سالار شهیدان حسین بن علی بن ابی طالب، عنصر محوری قیام خود را همین قرار داد؛ فرمود:
ـ مگر نمی بینید ظلم می شود
ـ مگر نمی بینید به عدل عمل نمی شود
ـ مگر نمی بینید به حق عمل نمی شود
ـ مگر نمی بینید از باطل صرف نظر نمی كنند!
▫️ اگر وجود مبارك ابی عبدالله از رسول گرامی است که «حُسَیْنٌ مِنِّی» و اگر پیامبر، مأمور اجرای عدل است، وجود مبارك حسین بن علی هم همین است. مبارزه با ستم یعنی مبارزه با بی عدلی!
در جریان سیدالشهداء، در حقیقت انسان برای #مظلومیت_عدل_و_عقل اشك می ریزد.
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#حماسه_و_حکمت_حسینی
#محرم
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی جالب و دیدنی از نخستین پهلوانان افسانه ای ایران باستان!/ از عصر حجر تا شاهنامه فردوسی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#اساطیر
🆔@RAM_HSU
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#اساطیر
🆔@RAM_HSU
❤6
هو
به دشت کرببلا خیمه زد چو شاه حجاز
ز هر کناره درِ فتنه شد به رویَش باز
چو گشت بیکس و تنها به کربلا شه دین
نمود رو به نجف با پدر بگفت این راز
منم غریب دیار و تویی غریبنواز
دمی به حالِ غریبِ دیارِ خود پرداز
پدر غریبنوازی نباشد از تو بعید
که در جوار تو من آمدم ز راه دراز
ز داغ اکبر و عبّاس گشته لجّۀ خون
دلم که مخزن اسرار بود و حقّۀ راز
یکی نبود که گوید به ابن سعد لعین
به پارهپاره تنِ شاهِ دین تو اسب متاز
یکی نگفت کز این کهنه پیرهن بگْذر
در آفتاب، تن شاه را برهنه مساز
شهادت ار چه سرانجام کار او شد لیک
همین نتیجهی عهد ازل بدش ز آغاز
به غیر نیزۀ دشمن ندید و سمّ ستور
به هر طرف که نظر کرد در نشیب و فراز
دو تن ز تیر به راه خدا شهید شدند
برای آن که دو رکعت کند امام نماز
به گوش جان بشنیدم که قدسیان گفتند
که چون حسین ندیدیم عاشقی جانباز
به شیعیان که رسانَد سلام غیرِ حسین
که از گلوی بریده برآورد آواز
هنوز میرسد آوازِ آن غریب به گوش
چنان که میشنود هر که میرود از هوش
ساکت اصفهانی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
به دشت کرببلا خیمه زد چو شاه حجاز
ز هر کناره درِ فتنه شد به رویَش باز
چو گشت بیکس و تنها به کربلا شه دین
نمود رو به نجف با پدر بگفت این راز
منم غریب دیار و تویی غریبنواز
دمی به حالِ غریبِ دیارِ خود پرداز
پدر غریبنوازی نباشد از تو بعید
که در جوار تو من آمدم ز راه دراز
ز داغ اکبر و عبّاس گشته لجّۀ خون
دلم که مخزن اسرار بود و حقّۀ راز
یکی نبود که گوید به ابن سعد لعین
به پارهپاره تنِ شاهِ دین تو اسب متاز
یکی نگفت کز این کهنه پیرهن بگْذر
در آفتاب، تن شاه را برهنه مساز
شهادت ار چه سرانجام کار او شد لیک
همین نتیجهی عهد ازل بدش ز آغاز
به غیر نیزۀ دشمن ندید و سمّ ستور
به هر طرف که نظر کرد در نشیب و فراز
دو تن ز تیر به راه خدا شهید شدند
برای آن که دو رکعت کند امام نماز
به گوش جان بشنیدم که قدسیان گفتند
که چون حسین ندیدیم عاشقی جانباز
به شیعیان که رسانَد سلام غیرِ حسین
که از گلوی بریده برآورد آواز
هنوز میرسد آوازِ آن غریب به گوش
چنان که میشنود هر که میرود از هوش
ساکت اصفهانی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ادیان_گردی
🔺️شکوفههای گیلاس در شهر نارا، ژاپن
معبد بودا
آیین ریوبو یا شینتوئیزم ترکیبی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🔺️شکوفههای گیلاس در شهر نارا، ژاپن
معبد بودا
آیین ریوبو یا شینتوئیزم ترکیبی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤6
.
«خدایت را به تمامی دل و تمامی جان و تمامی توان خویش دوست بدار.»
▪️(عهد عتیق، تثنیه، ۶: ۵)
«خداوندْ خدای خویش را به تمامی دل و تمامی جان و تمامی ذهن خویش دوست بدار.»
▪️(عهد جدید، مَتّی، ۲۲: ۳۷)
«اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ حُبَّكَ و حُبَّ مَن يُحِبُّكَ، و العَملَ الّذي يُبَلّغُني حُبَّكَ. اللّهُمَّ اجْعَلْ حُبَّكَ أحَبَّ إليَّ مِن نَفْسي و أهْلي و مِن الماءِ البارِدِ.»
«خداوندا! محبّت خودت را و محبّت آن كس كه تو را دوست دارد و كارى كه مرا به محبّت تو مىرساند از تو مىخواهم. بار خدايا! محبّت خود را در دل من از خودم و خانوادهام و از آب خنک محبوبتر گردان.»
▪️(حدیث نبوی، ترمذی: ۳۴۹۰؛ کنز العمّال: ۳۷۱۸_۳۷۹۴)
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
«خدایت را به تمامی دل و تمامی جان و تمامی توان خویش دوست بدار.»
▪️(عهد عتیق، تثنیه، ۶: ۵)
«خداوندْ خدای خویش را به تمامی دل و تمامی جان و تمامی ذهن خویش دوست بدار.»
▪️(عهد جدید، مَتّی، ۲۲: ۳۷)
«اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ حُبَّكَ و حُبَّ مَن يُحِبُّكَ، و العَملَ الّذي يُبَلّغُني حُبَّكَ. اللّهُمَّ اجْعَلْ حُبَّكَ أحَبَّ إليَّ مِن نَفْسي و أهْلي و مِن الماءِ البارِدِ.»
«خداوندا! محبّت خودت را و محبّت آن كس كه تو را دوست دارد و كارى كه مرا به محبّت تو مىرساند از تو مىخواهم. بار خدايا! محبّت خود را در دل من از خودم و خانوادهام و از آب خنک محبوبتر گردان.»
▪️(حدیث نبوی، ترمذی: ۳۴۹۰؛ کنز العمّال: ۳۷۱۸_۳۷۹۴)
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤3