RÂMONÂ🦄|رآمـوُنـا
27.2K subscribers
7.79K photos
5.14K videos
133 files
8.03K links
خودتو بِسپار به مَن
کمکت میکنم به رویاهای قشنگت برسی 🪴🌈🌨️



ᵀᴮᴸᴵᵠᴬᵀ↴ @tabliqat_rangi
ᴹʸ ᴹᵁˢᴵᶜ♪↴ @LLISTENTOME
Download Telegram
‌‌

اگر آدم عصبی هستین یا به هر دلیلی اعصابتون خورد شده، برین یه جایی که تنها باشین و پستهای این کانال رو بخونید. در عرض چند دقیقه آرامشو بهتون هدیه میده.

🌱👉|𝘼𝙧𝙖𝙢𝙚𝙨𝙝
❤‍🔥4
تا به اینجا که رسیده ام صدبار زمین خورده و
هزار بار بلند شده ام از بلندترین قله های زندگی
افتاده ام، دوام آورده و ادامه داده ام... چه دیوارها
که فرو نریخته و چه پلها که خراب نکرده ام
برای من حالت بدتری وجود ندارد میبوسم دست
آدم هایی را که وارد زندگی ام شدند تا به لطف
ضربه هایی که به پیکره ی اعتمادم زدند مرا پخته
و آب دیده کنند. که ماندند تا به من ثابت کنند؛
جای احساس یک گوشه ی دنج و دست نیافتنی
است، نه در معرض دید آدمها و جواب هر سلامی
را نباید داد و حرمت هیچ وداعی را نباید شکست و
به هر نگاه و کلام شیرینی نباید دل بست جایی که من
ایستاده ام حالت بدتری وجود ندارد آنقدر آب از
سر دلخوشی هایم گذشته که دیگر نه هراسی
از افتادن دارم نه اشتیاقی برای ایستادن برایم
فرقی نمی کند دارم در کمال بی خیالی و آرامش
زندگی ام را میکنم💆🏻‍♀
🫂
#ROUTIN
ᖇᗩᗰᝪᑎᗩ👩🏼‍💻
❤‍🔥41
خودِ عزیزم؛
امیدوارم اون اتفاقی که منتظرشی به زودی رقم بخوره، انقد غیرمنتظره که مجبور شی یجا بشینی تا از شُک‌اش درای، یه لبخند واقعی بزنی و بیای بگی بالاخره اتفاق افتاد🥹🤌🏻⭐️
ᖇᗩᗰᝪᑎᗩ🪐
❤‍🔥61
i was all over her
salvia palth
نگران نیستم؛ همه چیز درست می شود. آب ریخته روی زمین جمع نه ولی خشک می شود، قلب شکسته خوب نه، اما ترمیم می شود. و هنوز هم می توان در گلدان شکسته گل کاشت🤍🌸
#MUSIC
ᖇᗩᗰᝪᑎᗩ🦘
❤‍🔥26
من پذیرفتم که برای بعضی چیزها باید صبر کنم
ولی یادم نمیره که تا اینجا چه قدر همه چیز سخت
و پیچیده بود.. یادم نمیره چه لحظه هایی رو با
دلشوره گذروندم و چه لحظه هایی رو با خودم کلنجار رفتم تا بتونم دووم بیارم🦋🌟🪻

#ROUTIN
ᖇᗩᗰᝪᑎᗩ🐻
❤‍🔥36
گفت چقدر تغییر کرده‌ای! انگار این چندسالی که ندیدمت با چیزی فراتر از توانت جنگیده‌‌‌ای، یا در مسیری دویده‌ای که تمایلی به بودن در آن نداشتی. نمی‌دانم اما تو تغییر کرده‌ای، کمتر لبخندمی‌زنی، بیشتر فکر می‌کنی، کمتر حرف می‌زنی و انگار شیطنت و سرخوشی سابق را نداری... گفتم: چیز مهمی نیست! فقط تو دیگر کودکانگی را در من نمی‌بینی؛ از این رو که من مدت‌هاست انتخاب کرده‌ام بزرگ شوم و از آن‌جایی شروع به بزرگ شدن کردم که ناچار شدم خودم زخم‌های خودم را ببندم، خودم اشک‌های خودم را پاک کنم، خودم خودم را تسکین بدهم و خودم پناه و تکیه‌گاه خودم باشم.
بیشترِ ما از یک‌جایی ناچار می‌شویم بزرگ شویم، با درد، اما بزرگ شویم، با رنج، اما بزرگ شویم، با نارضایتی، اما بزرگ شویم، زودهنگام بار مسئولیت به دوش بکشیم و با اوضاعِ خارج از تحملمان کنار بیاییم...
از یک‌جایی به بعد، مجبوریم سادگی و شیطنت و سهل‌انگاری‌مان را پشت نقابی از احتیاط پنهان کنیم و از کودکی و کودکانگی، دست برداریم... از یک‌جایی به بعد مجبوریم و آدمی درست از همان‌جایی زندگی برایش سخت می‌شود که
مجبور است.
🙂🌸🎀
نرگس‌صرافیان‌طوفان


ᖇᗩᗰᝪᑎᗩ🔥
❤‍🔥32