Forwarded from monster zone | دیفند ( t x ara)
~ 261009 ~
🗂 MNSTR CASE | #18
" ایمپکت آهیون توهم مانستیز ؟!
──────────────
𝖬𝖮︎𝖭𝖲︎𝖳︎𝖤︎𝖱︎ 𝖹𝖮︎𝖭𝖤︎
🗂 MNSTR CASE | #18
" ایمپکت آهیون توهم مانستیز ؟!
* این همه جا فشار آهیون رو میخوره. راجب رامی معمولا دهن باز نمیکنه چون خودشم میترسه، پس لازم نیست راجب رامی حرفی بزنیم.
──────────────
𝖬𝖮︎𝖭𝖲︎𝖳︎𝖤︎𝖱︎ 𝖹𝖮︎𝖭𝖤︎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⸙͎ بیبیز در یک روز کاملا نرمال، به یه مکان آننرمال برده شدن.
و قبل از شروع حرکت، برای اینکه خوشحالشون کنن یک پک ماکارون بهشون هدیه دادن [ به مناسبت موفقیتشون توی یوتیوب از لحاظ استریم]
توی پك ماکارون، یک تگ اسم برای هر ممبر بود. این باعث شد دخترا یه سری حدسـا بزنن که کجا قراره برن؟ [ کاملا از همه جا بی خبر و ۶ عدد ممبر کوچولوی نازنازی که خیلی خوش خیالن ]
حتی با خوشحالی شروع به سلفی گرفتن از خودشون و پکشون کردن
در نهایت رورا و روکا که از رو تگ اسمـا خیال کرده بودن قراره به یه محل با وایب مدرسهای برن، تصمیم میگیرن با افتخار حدسشون رو [ رانینگ من ] اعلام کنن [😭😂 ]
وقتی استف میگه کلا دارن اشتباه میزنن، اینجا فاجعه اصلی شروع میشه😂 [ فقط هول شدن کیتا که میخواست بگه من امادگیشو ندارم کلمه من و نه رو باهم ترکیب کرد ༎ຶ‿༎ຶ ]
و قبل از شروع حرکت، برای اینکه خوشحالشون کنن یک پک ماکارون بهشون هدیه دادن [ به مناسبت موفقیتشون توی یوتیوب از لحاظ استریم]
توی پك ماکارون، یک تگ اسم برای هر ممبر بود. این باعث شد دخترا یه سری حدسـا بزنن که کجا قراره برن؟ [ کاملا از همه جا بی خبر و ۶ عدد ممبر کوچولوی نازنازی که خیلی خوش خیالن ]
حتی با خوشحالی شروع به سلفی گرفتن از خودشون و پکشون کردن
در نهایت رورا و روکا که از رو تگ اسمـا خیال کرده بودن قراره به یه محل با وایب مدرسهای برن، تصمیم میگیرن با افتخار حدسشون رو [ رانینگ من ] اعلام کنن [
وقتی استف میگه کلا دارن اشتباه میزنن، اینجا فاجعه اصلی شروع میشه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⸙͎ ماشین بیبیز ساعتها در حال حرکت بود تا اینکه آسمون روشن به تیرگی رسید 😂
دخترا کم کم ترسیدن چون عملا حتی نمیدونستن کجا قراره برده بشن [ حس گروگانـایی رو داشتن که نمیدونن چه اتفاقی پیش روشونه :» ]
کیم آسا در نهایت مثل یه کرهای کاملا خفن که انگار سالهاست تو تمام نقاط کره زندگی کرده به طرز شگفتآوری میگه: عههههه اینجا دهکده محلی کرهست[ آسایا با ما روراست باش زندگی قبلیت چند صدسال به عنوان یه کرهای زیست کردی؟!]
و بعد ما رورا رو داریم که تا میفهمه جریان یکم دارکه با قدرت هرچه تمامتر سعی در آب کردن زَهرهی اعضا داره و با گفتن اینکه « وای میدونستین اینجا چیزای ترسناکی داره ؟! » عملیاتش رو با موفقیت به انجام میرسونه 😂
فقط نگاهـای روکاسا که داد میزنه « گاد چرا آیدل شدن رو انتخاب کردم و اصن من اینجا چیکار میکنم ؟!»
دخترا کم کم ترسیدن چون عملا حتی نمیدونستن کجا قراره برده بشن [ حس گروگانـایی رو داشتن که نمیدونن چه اتفاقی پیش روشونه :» ]
کیم آسا در نهایت مثل یه کرهای کاملا خفن که انگار سالهاست تو تمام نقاط کره زندگی کرده به طرز شگفتآوری میگه: عههههه اینجا دهکده محلی کرهست
و بعد ما رورا رو داریم که تا میفهمه جریان یکم دارکه با قدرت هرچه تمامتر سعی در آب کردن زَهرهی اعضا داره و با گفتن اینکه « وای میدونستین اینجا چیزای ترسناکی داره ؟! » عملیاتش رو با موفقیت به انجام میرسونه 😂
فقط نگاهـای روکاسا که داد میزنه « گاد چرا آیدل شدن رو انتخاب کردم و اصن من اینجا چیکار میکنم ؟!»
' 𝗥𝗮𝗺𝗶 𝗡𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻 '
⸙͎ ماشین بیبیز ساعتها در حال حرکت بود تا اینکه آسمون روشن به تیرگی رسید 😂 دخترا کم کم ترسیدن چون عملا حتی نمیدونستن کجا قراره برده بشن [ حس گروگانـایی رو داشتن که نمیدونن چه اتفاقی پیش روشونه :» ] کیم آسا در نهایت مثل یه کرهای کاملا خفن که انگار سالهاست…
0:24
⸙ بهمین دلیل تصمیم میگیرن کسی از ماشین پیاده نشه
و درنهایت موفق میشن یه ثانیه به حرفشون عمل کنن😂 از همین پارت هم مشخصه یکی باید به داد روکا میرسید چون اگه این رویه ادامه پیدا میکرد پلن بعدیش قطعا لف دادن از همه جهان هستی بود.
ترسشون اینقدر زیاد شد که داشتن سر استف رو گول میمالیدن 😭🤌 و هی میگفتن ما از نظر جسمی آمادگی نداریم نمیخوایم حس خوبی نداریم 😭 definitely BABYmonster
استف هم کم نیاورد و گفت « اتفاقا پارسالم یکی اومده اینجا و برنگشته» 😭
وقتی از ماشین پیاده میشن توجهشون به نوشته رو ونـای کمپانی جلب میشه که رو همشون نوشته شده زندان/خانه تسخیر شده🤣
فقط ریکشن رامی که همچین بدشم نیومده و ها ها کنان، از ته دل میخنده ::)
⸙ بهمین دلیل تصمیم میگیرن کسی از ماشین پیاده نشه
و درنهایت موفق میشن یه ثانیه به حرفشون عمل کنن
ترسشون اینقدر زیاد شد که داشتن سر استف رو گول میمالیدن 😭🤌 و هی میگفتن ما از نظر جسمی آمادگی نداریم نمیخوایم حس خوبی نداریم 😭 definitely BABYmonster
استف هم کم نیاورد و گفت « اتفاقا پارسالم یکی اومده اینجا و برنگشته» 😭
وقتی از ماشین پیاده میشن توجهشون به نوشته رو ونـای کمپانی جلب میشه که رو همشون نوشته شده زندان/خانه تسخیر شده
فقط ریکشن رامی که همچین بدشم نیومده و ها ها کنان، از ته دل میخنده ::)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⸙͎ و بله پلنی که وایجی گردن شکسته برای دخترا در نظر گرفته بود:
حرکت دادن آدرنالینـشون به بالاترین میزان و حد ممکن
- دخترم رو فرستادم کره آیدل بشه موفق و پر افتخار بشه
وضعیت دخترش نصف شب توی یه دهکده در پرتترین نقطه کره😂
حرکت دادن آدرنالینـشون به بالاترین میزان و حد ممکن
- دخترم رو فرستادم کره آیدل بشه موفق و پر افتخار بشه
وضعیت دخترش نصف شب توی یه دهکده در پرتترین نقطه کره😂
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⸙͎ یه نقشه راه به بیبیز داده میشه که باید طبق اون عمل کنن
تگ اسمِ دخترا موقعی که توی راه خواب بودن گم میشه [ و الکی مثلا استفـا برنداشتن و این روحـهای خبیثِ اون دهکده بودن که وسط راه به ون دخترا حملهور شدن و تگشون رو برداشتن ]
پس طبق نقشهی راه، باید برن تو دهن شیر [ اون خونه تسخیر شده ] که پر از روحـه تا تگـاشون رو پس بگیرن
و دخترا میرن که به ماموریتشون برسن اما هنوز ماموریت شروع نشده ترس به رورا و روکا غلبه میکنه و فریاد کشان مسیر رو طی میکنن 😂[ فقط خنده بقیهی اعضا😭😂] و رامی که میره تا به روکا اونیش برسه و حمایتش کنه>333
تگ اسمِ دخترا موقعی که توی راه خواب بودن گم میشه [ و الکی مثلا استفـا برنداشتن و این روحـهای خبیثِ اون دهکده بودن که وسط راه به ون دخترا حملهور شدن و تگشون رو برداشتن ]
پس طبق نقشهی راه، باید برن تو دهن شیر [ اون خونه تسخیر شده ] که پر از روحـه تا تگـاشون رو پس بگیرن
و دخترا میرن که به ماموریتشون برسن اما هنوز ماموریت شروع نشده ترس به رورا و روکا غلبه میکنه و فریاد کشان مسیر رو طی میکنن 😂
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⸙͎ و حالا جایی که دخترا قراره پاشون رو توش بزارن و ماموریت انجام بدن 😂
با دیدن فضا سعی کردن خودشون رو با تنفس و کلمههای انگیزشی آروم کنن😂🤏🏻
از همه ترسیدهتر بازم فقط روکا بود که هنوز به شروع مرحله اصلی نرسیده، دوست داشت به خوابگاه برگرده🤏🏻😹
دخترا قبل از استارت باید پارتنر وحشتشون رو انتخاب میکردن
اینطوری بود که اسامی ممبرای قویتر مقابل اسامی ممبرای ترسیده قرار میگرفت و ممبر قوی باید با مگنتِ اسمش خطوطی رو مثل بازیـای خطی طی میکرد تا با اسم یکی از ممبرای اگور پگوریـه ترسیده، مچ میشد
دخترا اول ممبرای قویتر رو انتخاب کردن و ویژگی انتخابیشون برای ممبر قوی ، این بود که کدوم ممبر بهتر میتونه فیلمهای ترسناک رو هندل کنه و تهش به این نتیجه رسیدن که اون رامیـه :)
پس رامی و بعد پاریتا و چیکیتا تو تیم ممبرای قوی قرار گرفتن~
در نهایت کیتا و آسا، رورا و پاریتا و رامی و روکا پارتنرـای وحشت همدیگه شدن
فقط قیافه رامی 1:38 وقتی فهمید با روکا همتیمی شده و برقِ توی چشمای روکا از اینکه با نترسترین ممبر قراره این ماموریت رو طی کته😹
با دیدن فضا سعی کردن خودشون رو با تنفس و کلمههای انگیزشی آروم کنن😂🤏🏻
از همه ترسیدهتر بازم فقط روکا بود که هنوز به شروع مرحله اصلی نرسیده، دوست داشت به خوابگاه برگرده🤏🏻😹
دخترا قبل از استارت باید پارتنر وحشتشون رو انتخاب میکردن
اینطوری بود که اسامی ممبرای قویتر مقابل اسامی ممبرای ترسیده قرار میگرفت و ممبر قوی باید با مگنتِ اسمش خطوطی رو مثل بازیـای خطی طی میکرد تا با اسم یکی از ممبرای اگور پگوریـه ترسیده، مچ میشد
دخترا اول ممبرای قویتر رو انتخاب کردن و ویژگی انتخابیشون برای ممبر قوی ، این بود که کدوم ممبر بهتر میتونه فیلمهای ترسناک رو هندل کنه و تهش به این نتیجه رسیدن که اون رامیـه :)
پس رامی و بعد پاریتا و چیکیتا تو تیم ممبرای قوی قرار گرفتن~
در نهایت کیتا و آسا، رورا و پاریتا و رامی و روکا پارتنرـای وحشت همدیگه شدن
فقط قیافه رامی 1:38 وقتی فهمید با روکا همتیمی شده و برقِ توی چشمای روکا از اینکه با نترسترین ممبر قراره این ماموریت رو طی کته😹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⸙͎ بعد از پارتنر شدن دخترا، قرار بر این شد که با سنگ کاغذ قیچی مشخص کنن که گروهـا به چه ترتیبی وارد خونه تسخیر شده بشن.
و دقیقا همون طوری شد که خود گروهها دلشون میخواست [ به استثنای خواستهی قلبیِ چیسا😂]
اول چیسا باید ماموریت رو شروع میکردن، بعد نوبت پارورا بود و در آخر روکامی
چیکیتا سعی کرد با خنده شروع کنه ولی قیافش اینطور نشون نمیداد😂😭
و دقیقا همون طوری شد که خود گروهها دلشون میخواست [ به استثنای خواستهی قلبیِ چیسا😂]
اول چیسا باید ماموریت رو شروع میکردن، بعد نوبت پارورا بود و در آخر روکامی
چیکیتا سعی کرد با خنده شروع کنه ولی قیافش اینطور نشون نمیداد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⸙͎ شروع ماموریت با چیسا:
کیتا و آسا میرن تا تگـاشون رو از حلقوم روحـای خبیث بیرون بکشن[😂 ]
و ما روکا رو داریم که با ترس و لرز به ردِ رفتن چیسا نگاه میکنه و دستای رامی رو سفتتر میچسبه😭
چیسا سعی میکنن با آرامش و احتیاط وارد خونه بشن ولی درنهایت با جیغ بی اختیاری که کیتا توی همون ثانیهـای اول کشید، باعث شد دخترا هم شوکه بشن هم بخندن
کیتا بعدش سعی کرد تمرکز کنه و برای همین از شدت زوری که برای تمرکز کردن زد، دوربین رو به صورت آسا کوبوند 🤣 [ اینجا ادمین رو از دست دادین🤣🤣🤣🤣🤣🤣]
بعدش یک روحِ مرموز پیدا کردن که رو یه یک مترسک بچه !! تگ اسم دوتا از دخترا رو زده بود. چیکیتا اسم آسا رو پیدا کرد و باید در ازای گرفتن تگ یه مهارت خاص به روح نشون میداد تا اون اجازه به برداشتن تگ میکرد.
کیتا و آسا میرن تا تگـاشون رو از حلقوم روحـای خبیث بیرون بکشن[
و ما روکا رو داریم که با ترس و لرز به ردِ رفتن چیسا نگاه میکنه و دستای رامی رو سفتتر میچسبه😭
چیسا سعی میکنن با آرامش و احتیاط وارد خونه بشن ولی درنهایت با جیغ بی اختیاری که کیتا توی همون ثانیهـای اول کشید، باعث شد دخترا هم شوکه بشن هم بخندن
کیتا بعدش سعی کرد تمرکز کنه و برای همین از شدت زوری که برای تمرکز کردن زد، دوربین رو به صورت آسا کوبوند 🤣
بعدش یک روحِ مرموز پیدا کردن که رو یه یک مترسک بچه !! تگ اسم دوتا از دخترا رو زده بود. چیکیتا اسم آسا رو پیدا کرد و باید در ازای گرفتن تگ یه مهارت خاص به روح نشون میداد تا اون اجازه به برداشتن تگ میکرد.
' 𝗥𝗮𝗺𝗶 𝗡𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻 '
⸙͎ شروع ماموریت با چیسا: کیتا و آسا میرن تا تگـاشون رو از حلقوم روحـای خبیث بیرون بکشن[😂 ] و ما روکا رو داریم که با ترس و لرز به ردِ رفتن چیسا نگاه میکنه و دستای رامی رو سفتتر میچسبه😭 چیسا سعی میکنن با آرامش و احتیاط وارد خونه بشن ولی درنهایت با جیغ بی…
1:10
⸙ کیتا در جدیترین حالت ممکن به روح گفت میتونم صدای مینیونـا رو در بیارم😭🤣
در همین لحظه بود که ابهت روح پودر شد و شروع به خنده کرد [ سِیم کیشین جان، سِیم😂 ] و کنی به روح گفت نخند روح که نباید بخنده😭
بعد از این حرکت غافلگیرانهی کیتا، آسا گفت بیا جدیتر باشیم و آواز بخونیم.. کنی هم گفت الان اینجا وقتش نیست پس بیا برقصیم🤣😭
در نهایت روح از خنده زیاد به غلطکردن افتاد و تگ رو تقدیم کرد
⸙ کیتا در جدیترین حالت ممکن به روح گفت میتونم صدای مینیونـا رو در بیارم😭🤣
در همین لحظه بود که ابهت روح پودر شد و شروع به خنده کرد [ سِیم کیشین جان، سِیم😂 ] و کنی به روح گفت نخند روح که نباید بخنده😭
بعد از این حرکت غافلگیرانهی کیتا، آسا گفت بیا جدیتر باشیم و آواز بخونیم.. کنی هم گفت الان اینجا وقتش نیست پس بیا برقصیم🤣😭
در نهایت روح از خنده زیاد به غلطکردن افتاد و تگ رو تقدیم کرد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⸙͎ همین حین دخترا بیرون در انتظار بودن و از سکوت زیادی که بوجود اومده بود کنجکاو شده بودن
در حالیکه چیسا توی خونه، تو یک هزارتو گیر افتادن😂 و راه رو رسما گم کرده بودن
تا اینکه کیتا از یه مسیر کوتاهی که رفته بود برگشت چون یه روح رو دیده بود و حس کرد تگ اسمش دست اون روحـه
در حالیکه چیسا توی خونه، تو یک هزارتو گیر افتادن😂 و راه رو رسما گم کرده بودن
تا اینکه کیتا از یه مسیر کوتاهی که رفته بود برگشت چون یه روح رو دیده بود و حس کرد تگ اسمش دست اون روحـه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⸙͎ کیتا درست حدس زده بود و روحی که انتهای مسیرشون پیدا کرده بودن، تگ کیتا رو داشت
تگ کیتا توی یه باکس شیشه ای بود و یه مار ترسناکِ خیلی خفن [از نوع پلاستیکیش ] توی باکس رو اسم کیتا چمبره زده بود
حالا همون حین که کیتا باید تلاش میکرد تا تگش رو برداره از روح پرسید از اینکه اینجا تنهایی نمیترسی ؟😭
تگ کیتا توی یه باکس شیشه ای بود و یه مار ترسناکِ خیلی خفن [
حالا همون حین که کیتا باید تلاش میکرد تا تگش رو برداره از روح پرسید از اینکه اینجا تنهایی نمیترسی ؟😭
' 𝗥𝗮𝗺𝗶 𝗡𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻 '
⸙͎ کیتا درست حدس زده بود و روحی که انتهای مسیرشون پیدا کرده بودن، تگ کیتا رو داشت تگ کیتا توی یه باکس شیشه ای بود و یه مار ترسناکِ خیلی خفن [ از نوع پلاستیکیش ] توی باکس رو اسم کیتا چمبره زده بود حالا همون حین که کیتا باید تلاش میکرد تا تگش رو برداره از روح…
0:44
⸙در هر حال ماموریتشون برای قانع کردن روح این بود که آگیو [ حرکات کیوت و ناناس] برن
و آسا !! باید برای گرفتن اسم کیتا تلاش میکرد چون خود کنی خجالت میکشید آگیو بره😂
تهش خانوم روحـه آگیوی آسا رو ریجکت کرد و به کیتا گفت تو هم برو
کیتا با هزاران قطره عرقِ خجالت، بلاخره آگیو رفت در نهایت کیتا هم ریجکت شد😂
⸙در هر حال ماموریتشون برای قانع کردن روح این بود که آگیو [ حرکات کیوت و ناناس] برن
و آسا !! باید برای گرفتن اسم کیتا تلاش میکرد چون خود کنی خجالت میکشید آگیو بره😂
تهش خانوم روحـه آگیوی آسا رو ریجکت کرد و به کیتا گفت تو هم برو
کیتا با هزاران قطره عرقِ خجالت، بلاخره آگیو رفت در نهایت کیتا هم ریجکت شد😂
' 𝗥𝗮𝗺𝗶 𝗡𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻 '
⸙͎ کیتا درست حدس زده بود و روحی که انتهای مسیرشون پیدا کرده بودن، تگ کیتا رو داشت تگ کیتا توی یه باکس شیشه ای بود و یه مار ترسناکِ خیلی خفن [ از نوع پلاستیکیش ] توی باکس رو اسم کیتا چمبره زده بود حالا همون حین که کیتا باید تلاش میکرد تا تگش رو برداره از روح…
1:05
⸙ روح برای آزاردادن نهاییِ چیسا، بهشون گفت که باید آهنگ هم بخونن
چیسا هم آهنگ اونیـاشون [ استی بلکپینک ] رو خوندن و روح قانع شد تا کنی، تگش رو برداره
به این ترتیب ماموریت چیسا تموم شد 🔥
و اونا باید از خونه خارج میشدن
در حین اینکه داشتن خارج میشدن پارورا وارد خونه شدن و همون اول کاری صدای جیغ رورا بلند شد😂
و پارت اول این برنامه همینجا تموم شد ^^
⸙ روح برای آزاردادن نهاییِ چیسا، بهشون گفت که باید آهنگ هم بخونن
چیسا هم آهنگ اونیـاشون [ استی بلکپینک ] رو خوندن و روح قانع شد تا کنی، تگش رو برداره
به این ترتیب ماموریت چیسا تموم شد 🔥
و اونا باید از خونه خارج میشدن
در حین اینکه داشتن خارج میشدن پارورا وارد خونه شدن و همون اول کاری صدای جیغ رورا بلند شد😂
و پارت اول این برنامه همینجا تموم شد ^^
Forwarded from monster zone | دیفند ( t x ara)
این فندوم همسایه کی از رو میره؟
فکر کن دارم میگم فندومتون فیو منو اسلات شیم کرده، دثویش کرده، فیسشیم و بادیشیم کرده و اینطورین که چرا ویکتم کارد دست میگیری
اگر دیفند از فیوم در برابر این کارایی که واسه دخترای ۱۷-۲۴ ساله نجاست خالصه ویکتم کارد دست گرفتنه پس من ویکتم کارد دستم میگیرم به هیچ جامم نیست که فندوم مانستیز رو پیکمی و اتنشن سیکر خطاب کنید
تار مو از سر فیو خودشون کم بشه زمین و زمان رو به هم گره میزنن اونوقت تا مانستیز میاد از فیوش دیفند کنه یا ویکتم کارد دست گرفته یا پیکمیه یا اتنشن سیکره یا تریگر
اره وقتی من میبینم یه دختر ۱۷ ساله اونقدر وحشتناک اسلات میشه و آرزوی تجاوز میگیره تریگر میشم
خب که چی؟؟؟؟
من تریگرم و هیچکس حق نداره نزاره من از آیدلم که ماینره دیفند کنم
فکر کن دارم میگم فندومتون فیو منو اسلات شیم کرده، دثویش کرده، فیسشیم و بادیشیم کرده و اینطورین که چرا ویکتم کارد دست میگیری
اگر دیفند از فیوم در برابر این کارایی که واسه دخترای ۱۷-۲۴ ساله نجاست خالصه ویکتم کارد دست گرفتنه پس من ویکتم کارد دستم میگیرم به هیچ جامم نیست که فندوم مانستیز رو پیکمی و اتنشن سیکر خطاب کنید
تار مو از سر فیو خودشون کم بشه زمین و زمان رو به هم گره میزنن اونوقت تا مانستیز میاد از فیوش دیفند کنه یا ویکتم کارد دست گرفته یا پیکمیه یا اتنشن سیکره یا تریگر
اره وقتی من میبینم یه دختر ۱۷ ساله اونقدر وحشتناک اسلات میشه و آرزوی تجاوز میگیره تریگر میشم
خب که چی؟؟؟؟
من تریگرم و هیچکس حق نداره نزاره من از آیدلم که ماینره دیفند کنم
monster zone | دیفند
این فندوم همسایه کی از رو میره؟ فکر کن دارم میگم فندومتون فیو منو اسلات شیم کرده، دثویش کرده، فیسشیم و بادیشیم کرده و اینطورین که چرا ویکتم کارد دست میگیری اگر دیفند از فیوم در برابر این کارایی که واسه دخترای ۱۷-۲۴ ساله نجاست خالصه ویکتم کارد دست گرفتنه…
بچه وقتی میبینه زورش به بزرگتر از خودش نمیرسه با سیخونک کردن بزرگتره تلاش داره توجه جلب کنه ملالی نیست به هر حال از خیاهای نفله این کثافت کاریا بر میاد
تا یه مدت از پلههای شیافاتِ کمپانیشون بالا میرفتن بعد تا صندلی خالی و ایگنور شدن از سمت چس مثقال فن رو دیدن، برای زیر سوال نرفتن دست به سفسطه و دثویش و اسلات و اینا زدن... و میزنن و خواهند زد
تا وقتی که سرت گرمِ رکوردهای فیوت باشه وقت نمیکنی همچین غلطایی بکنی و خب درسته دیگه... شما و فندومتون زیادی وقت دارین و بیکارین
تقریبا تا آخر عمر و زندگیتون، وقت دارین که گوهِ بیبیز رو قاشق کنید.
فندوم بقیه آیدلا درگیر حمایتن ولی شما چون میدونین هر چی زور بزنین نمیتونین همینطور که گندهتر از شما یعنی کمپانی به اون عظمت [زارت ] فیوتون نتونست دربرابر استعداد بیبیز قد علم کنه شما هم نمیتونین، پس تصمیم میگیرین درگیر این غلطا بشین
تا یه مدت از پلههای شیافاتِ کمپانیشون بالا میرفتن بعد تا صندلی خالی و ایگنور شدن از سمت چس مثقال فن رو دیدن، برای زیر سوال نرفتن دست به سفسطه و دثویش و اسلات و اینا زدن... و میزنن و خواهند زد
تا وقتی که سرت گرمِ رکوردهای فیوت باشه وقت نمیکنی همچین غلطایی بکنی و خب درسته دیگه... شما و فندومتون زیادی وقت دارین و بیکارین
تقریبا تا آخر عمر و زندگیتون، وقت دارین که گوهِ بیبیز رو قاشق کنید.
فندوم بقیه آیدلا درگیر حمایتن ولی شما چون میدونین هر چی زور بزنین نمیتونین همینطور که گندهتر از شما یعنی کمپانی به اون عظمت [