QANDIL PRESS|قەندیلپرێس
Photo
مسئله در اینجا نه خود محتوای شوخی، بلکه ترس از فروپاشی مرزهاست.
🔹 در فرهنگ سیاسی کوردی، باید از چنین منطقی آگاه بود. اگر یک دختر جوان با محمد ماملی شوخی کند و واکنش طبیعی جامعه این باشد که بگوییم «این شوخی به نظرم توهینآمیز است»، هنوز در حوزهی اختلاف فرهنگی هستیم. اما اگر یک مرحله جلوتر برویم و بگوییم «این فرد باید مجازات شود چون حرمت نماد ملی را شکسته»، در حال تبدیل فرهنگ به نظام تابو هستیم. و اگر یک مرحله دیگر برویم و بگوییم «کورد واقعی کسی است که به نمادهای ما چنین شوخیهایی نمیکند»، دیگر یک استاندارد زیباییشناختی نداریم؛ یک آزمون عضویت در ملت ساختهایم.
🔹 این نقطه از نظر سیاسی بسیار خطرناک است. زیرا ملت دیگر یک میدان باز از افراد متفاوت نیست؛ تبدیل میشود به یک اتاق امتحان که در آن هر کس باید مدام ثابت کند «کورد درست و اصیلی» است. چنین ملیگراییای بهظاهر رادیکال است، اما درون آن یک فرودستی پنهان وجود دارد: فرد هنوز منتظر است دیگری به او بگوید «کورد بودن» را درست انجام داده یا نه. ملتی که هر روز باید امتحان بدهد که چقدر کورد است، هنوز از نظر نمادین از دیگری استقلال پیدا نکرده است.
🔹 این مسئله با نظریهی بازشناسی نیز روشنتر میشود. از هگل تا اکسل هونت، یک ایدهی مهم وجود دارد: سوژه برای شکلگیری اعتماد به نفس اجتماعی به تجربهی بازشناسی نیاز دارد. اما اگر بازشناسی بهصورت دائمی از بیرون درخواست شود، سوژه گرفتار وابستگی به داوری دیگری میشود. در اینجا یک تفاوت مهم میان «حق بازشناسی» و «اعتیاد به بازشناسی» وجود دارد. ملت تحت سلطه حق دارد خواهان بهرسمیتشناختهشدن زبان، تاریخ و حقوقش باشد؛ اما اگر هر بار که دیگری نپذیرفت، موجودیت خود را زیر سؤال ببرد، بازشناسی از یک حق سیاسی به یک نیاز روانی پایانناپذیر تبدیل میشود.
🔹 راه خروج، بنابراین، بیتفاوتی نیست. راه خروج تغییر منبع اعتماد به نفس است. به جای آنکه اعتماد به نفس جمعی از این بیاید که «دیگران درباره ما خوب حرف میزنند»، باید از ظرفیتهای خود جامعه بیاید: اینکه بتواند زبان تولید کند، ادبیات تولید کند، موسیقی تولید کند، دانش تولید کند، دانشگاه و رسانه و آرشیو و هنر تولید کند و نسلهای تازهای از کوردبودن ایجاد کند. این همان حرکت از سیاست بازشناسی به سیاست آفرینش است.
🔹 در اینجا آنتونی دی. اسمیت و مطالعات نماد و اسطوره ملی نیز یک هشدار مهم به ما میدهند: ملتها فقط با نهادهای سیاسی ساخته نمیشوند؛ با مجموعهای از اسطورهها، خاطرهها، نمادها و مکانهای مقدس نیز ساخته میشوند. اما این بدان معنا نیست که نماد باید ثابت بماند. برعکس، یکی از ویژگیهای ملت این است که مدام نمادهای خود را دوباره تفسیر میکند. اگر نماد نتواند تغییر کند، جامعهای که پیرامون آن ساخته شده نیز در برابر تغییر مقاومت میکند.
🔹 پس یک پروژهی فرهنگی رادیکال برای کوردستان نباید در «حفاظت از نمادها» متوقف شود. باید ظرفیت تولید نمادهای جدید را بالا ببرد. محمد ماملی نباید مجبور باشد به تنهایی نمایندهی تمام موسیقی کوردستان باشد. احمد خانی نباید بار تمام ادبیات کوردی را به دوش بکشد. سمکو، قاضی محمد، هیمن، شیرکو یا هر چهره دیگری نباید به صندوقی تبدیل شوند که جامعه تمام عزت نفس خود را درون آن ذخیره کرده باشد. جامعهای که فقط چند نماد بزرگ دارد، شکننده است؛ جامعهای که هزاران نماد، سبک، صدا و تفسیر دارد، بسیار مقاومتر است.
🔹 پژوهشهای جدید درباره هویت کوردی در رسانههای دیجیتال نیز به همین ظرفیت اشاره میکنند: اینترنت و رسانههای نو میتوانند هویت کوردی را نه فقط بازتولید، بلکه از نو بسازند و امکان گفتوگوی عمومی میان کوردهای مناطق و نسلهای مختلف را فراهم کنند. در عین حال همین فضای دیجیتال میتواند به تنوع بیشتر زبان و گفتمان نیز منجر شود. این نکته بسیار مهم است: هدف نباید تولید یک «تصویر استاندارد» از کورد باشد؛ هدف باید افزایش کثرت اشکال کوردبودن باشد.
🔹 از این منظر، میتوان از دلوز نیز کمک گرفت؛ نه برای تزئین نظری بحث، بلکه برای یک جابهجایی مفهومی. هویت کوردی نباید فقط بهمثابه یک جوهر ثابت فهمیده شود که باید از آن حفاظت کرد؛ میتوان آن را یک کثرت دانست، مجموعهای از شدنها، زبانها، سبکها، نسلها و تجربههای متفاوت. در این صورت، یک شوخی حتی اگر توهینآمیز باشد، دیگر نمیتواند بهخودیخود «هویت کوردی» را از کار بیندازد، زیرا هیچ مرکز واحدی وجود ندارد که تمام کوردبودن در آن ذخیره شده باشد. هویت قوی، هویتی نیست که هرگز نتوان آن را به چالش کشید؛ هویتی است که از چالش، شکلهای تازه تولید میکند.
🔹 در فرهنگ سیاسی کوردی، باید از چنین منطقی آگاه بود. اگر یک دختر جوان با محمد ماملی شوخی کند و واکنش طبیعی جامعه این باشد که بگوییم «این شوخی به نظرم توهینآمیز است»، هنوز در حوزهی اختلاف فرهنگی هستیم. اما اگر یک مرحله جلوتر برویم و بگوییم «این فرد باید مجازات شود چون حرمت نماد ملی را شکسته»، در حال تبدیل فرهنگ به نظام تابو هستیم. و اگر یک مرحله دیگر برویم و بگوییم «کورد واقعی کسی است که به نمادهای ما چنین شوخیهایی نمیکند»، دیگر یک استاندارد زیباییشناختی نداریم؛ یک آزمون عضویت در ملت ساختهایم.
🔹 این نقطه از نظر سیاسی بسیار خطرناک است. زیرا ملت دیگر یک میدان باز از افراد متفاوت نیست؛ تبدیل میشود به یک اتاق امتحان که در آن هر کس باید مدام ثابت کند «کورد درست و اصیلی» است. چنین ملیگراییای بهظاهر رادیکال است، اما درون آن یک فرودستی پنهان وجود دارد: فرد هنوز منتظر است دیگری به او بگوید «کورد بودن» را درست انجام داده یا نه. ملتی که هر روز باید امتحان بدهد که چقدر کورد است، هنوز از نظر نمادین از دیگری استقلال پیدا نکرده است.
🔹 این مسئله با نظریهی بازشناسی نیز روشنتر میشود. از هگل تا اکسل هونت، یک ایدهی مهم وجود دارد: سوژه برای شکلگیری اعتماد به نفس اجتماعی به تجربهی بازشناسی نیاز دارد. اما اگر بازشناسی بهصورت دائمی از بیرون درخواست شود، سوژه گرفتار وابستگی به داوری دیگری میشود. در اینجا یک تفاوت مهم میان «حق بازشناسی» و «اعتیاد به بازشناسی» وجود دارد. ملت تحت سلطه حق دارد خواهان بهرسمیتشناختهشدن زبان، تاریخ و حقوقش باشد؛ اما اگر هر بار که دیگری نپذیرفت، موجودیت خود را زیر سؤال ببرد، بازشناسی از یک حق سیاسی به یک نیاز روانی پایانناپذیر تبدیل میشود.
🔹 راه خروج، بنابراین، بیتفاوتی نیست. راه خروج تغییر منبع اعتماد به نفس است. به جای آنکه اعتماد به نفس جمعی از این بیاید که «دیگران درباره ما خوب حرف میزنند»، باید از ظرفیتهای خود جامعه بیاید: اینکه بتواند زبان تولید کند، ادبیات تولید کند، موسیقی تولید کند، دانش تولید کند، دانشگاه و رسانه و آرشیو و هنر تولید کند و نسلهای تازهای از کوردبودن ایجاد کند. این همان حرکت از سیاست بازشناسی به سیاست آفرینش است.
🔹 در اینجا آنتونی دی. اسمیت و مطالعات نماد و اسطوره ملی نیز یک هشدار مهم به ما میدهند: ملتها فقط با نهادهای سیاسی ساخته نمیشوند؛ با مجموعهای از اسطورهها، خاطرهها، نمادها و مکانهای مقدس نیز ساخته میشوند. اما این بدان معنا نیست که نماد باید ثابت بماند. برعکس، یکی از ویژگیهای ملت این است که مدام نمادهای خود را دوباره تفسیر میکند. اگر نماد نتواند تغییر کند، جامعهای که پیرامون آن ساخته شده نیز در برابر تغییر مقاومت میکند.
🔹 پس یک پروژهی فرهنگی رادیکال برای کوردستان نباید در «حفاظت از نمادها» متوقف شود. باید ظرفیت تولید نمادهای جدید را بالا ببرد. محمد ماملی نباید مجبور باشد به تنهایی نمایندهی تمام موسیقی کوردستان باشد. احمد خانی نباید بار تمام ادبیات کوردی را به دوش بکشد. سمکو، قاضی محمد، هیمن، شیرکو یا هر چهره دیگری نباید به صندوقی تبدیل شوند که جامعه تمام عزت نفس خود را درون آن ذخیره کرده باشد. جامعهای که فقط چند نماد بزرگ دارد، شکننده است؛ جامعهای که هزاران نماد، سبک، صدا و تفسیر دارد، بسیار مقاومتر است.
🔹 پژوهشهای جدید درباره هویت کوردی در رسانههای دیجیتال نیز به همین ظرفیت اشاره میکنند: اینترنت و رسانههای نو میتوانند هویت کوردی را نه فقط بازتولید، بلکه از نو بسازند و امکان گفتوگوی عمومی میان کوردهای مناطق و نسلهای مختلف را فراهم کنند. در عین حال همین فضای دیجیتال میتواند به تنوع بیشتر زبان و گفتمان نیز منجر شود. این نکته بسیار مهم است: هدف نباید تولید یک «تصویر استاندارد» از کورد باشد؛ هدف باید افزایش کثرت اشکال کوردبودن باشد.
🔹 از این منظر، میتوان از دلوز نیز کمک گرفت؛ نه برای تزئین نظری بحث، بلکه برای یک جابهجایی مفهومی. هویت کوردی نباید فقط بهمثابه یک جوهر ثابت فهمیده شود که باید از آن حفاظت کرد؛ میتوان آن را یک کثرت دانست، مجموعهای از شدنها، زبانها، سبکها، نسلها و تجربههای متفاوت. در این صورت، یک شوخی حتی اگر توهینآمیز باشد، دیگر نمیتواند بهخودیخود «هویت کوردی» را از کار بیندازد، زیرا هیچ مرکز واحدی وجود ندارد که تمام کوردبودن در آن ذخیره شده باشد. هویت قوی، هویتی نیست که هرگز نتوان آن را به چالش کشید؛ هویتی است که از چالش، شکلهای تازه تولید میکند.
QANDIL PRESS|قەندیلپرێس
Photo
🔹 و اینجا کلود لوفور نیز به ما کمک میکند. دموکراسی زمانی زنده است که هیچکس مالک جایگاه «مردم» نشود. میتوان همین اصل را به هویت ملی تعمیم داد: هیچ حزب، روشنفکر، خانواده، روحانی، هنرمند یا رهبر نباید مالک «کورد واقعی» شود. اگر کسی بگوید «من بهتر از تو میدانم کوردبودن چیست»، یک رابطهی پدرسالارانه درون فرهنگ شکل گرفته است. این دقیقاً همان چیزی است که یک ملت بیدولت باید از آن بپرهیزد: جایگزین کردن اقتدار بیرونی با اقتدار درونیِ نگهبانان هویت.
🔹 اما این به معنای نسبیگرایی کامل نیست. یک جامعه همچنان میتواند خط قرمزهایی اخلاقی داشته باشد. میتواند میان نقد و نفرتپراکنی فرق بگذارد، میان طنز و آزار هدفمند تفاوت بگذارد، و میان هنر و تحقیر سازمانیافته تمایز بگذارد. مسئله این است که این تمایزها باید معیارمحور باشند، نه «قداستمحور». نمیتوان گفت چون ماملی مهم است، پس هر سخنی درباره او ممنوع است. باید پرسید آیا این اثر یک نقد، یک پارودی، یک شوخی مبتذل، یک دروغ، یک افترا، یک تهدید یا یک تحقیر گروهی است. شخصیت نمادین نباید جای معیار را بگیرد.
🔹 همین منطق دربارهی شوخی سیستماتیک علیه کوردها نیز صادق است. اگر یک رسانه یا سریال بهطور تکراری کوردها را بهعنوان عقبمانده، احمق، خشونتطلب یا انسانهایی کمارزش نشان دهد، مسئله دیگر یک شوخی منفرد نیست. در چنین حالتی، ما با تولید گفتمانیِ یک موقعیت فرودست مواجهیم. پژوهشهای مربوط به سیاست زبانی و رسانهای در ایران و ترکیه مستند کردهاند که بازنمایی رسانهای، آموزش، ممنوعیت زبان و سیاستهای نمادین میتوانند بخشی از فرایند گستردهتر حاشیهراندن یا اهلیسازی هویت کوردی باشند. در چنین موردی اعتراض کاملاً موجه است؛ اما بهترین پاسخ الزاماً خشم انفجاری نیست. بهترین پاسخ تولید روایت رقیب است.
🔹 اینجا یک فرق بسیار اساسی میان مقاومت نمادین و واکنش نمادین وجود دارد. واکنش میگوید: «آنها درباره ما بد گفتند.» مقاومت نمادین میگوید: «ما خودمان توانستهایم واقعیتی بسازیم که آن تصویر را ناکافی میکند.» اولی به دیگری وابسته است؛ دومی تولید میکند.
🔹 و این شاید مهمترین راهبرد فرهنگی علیه ایران و ترکیه باشد. اگر دولت فیلمی میسازد که کورد را تحقیر میکند، لازم نیست فقط بیانیه صادر کنیم. فیلم بهتر بسازیم. اگر زبان کوردی تحقیر میشود، فقط خشمگین نشویم؛ رمان، مقاله، دانشنامه، نرمافزار، پادکست، سینما و دانشگاه تولید کنیم. اگر لباس کوردی مسخره میشود، فقط بگوییم «توهین شد»؛ طراحی معاصر کوردی، صنعت مد، عکاسی و هنر تجسمی تولید کنیم. اگر قهرمان کورد تحریف میشود، فقط اعتراض نکنیم؛ آرشیو و پژوهش بسازیم. بهترین پاسخ به تحقیر، افزایش ظرفیت تولید واقعیت است.
🔹 این در سطح سیاسی نیز یک اصل است: جامعهای که دائماً در حال پاسخ دادن به تحریکات دیگران است، گرفتار سیاست واکنشی میشود. سیاست واکنشی برای ملت بیدولت بسیار خطرناک است، زیرا سازوبرگ قدرت را به دشمن میسپارد. دولت هر بار محرک را تعیین میکند و جامعه واکنش نشان میدهد. امروز یک سریال، فردا یک توئیت، پسفردا یک کاریکاتور، بعد یک مجری، بعد یک لباس، بعد یک فوتبالیست. اگر جامعه همیشه وارد بازیای شود که دیگری زمان، موضوع و زمینش را تعیین کرده، حتی خشمهای کاملاً مشروع نیز میتوانند به شکلهایی از بیقدرتی بدل شوند.
🔹 این همان نقطهای است که میتوان از بیقدرتی بهعنوان یک تجربه روانی سخن گفت. وقتی قدرت مادی کافی در اختیار نیست، انسان وسوسه میشود قدرت نمادین را بیش از حد فعال کند. اما قدرت نمادینِ بالغ، نه قدرت فریاد زدن بلکه قدرت تعریف قواعد معناست. اگر یک جامعه بتواند مشخص کند که چه آثار، روایتها و زبانهایی تولید و مصرف میشوند، اگر بتواند منابع فرهنگی خود را به جهان عرضه کند، اگر بتواند آرشیو و حافظه و دانش خود را کنترل کند، دیگر مجبور نیست از هر نماد با حالت اضطراری دفاع کند. اعتمادبهنفس جمعی در این نیست که هیچکس حق ندارد به ما بخندد؛ در این است که اگر به ما خندیدند، خودمان هنوز میدانیم که چه هستیم و چه میخواهیم بشویم.
🔹 به همین دلیل، جامعه کوردی باید شاید میان دو نوع ملیگرایی تمایز بگذارد. یکی ملیگرایی دفاعی است که دائماً از زخم خود سخن میگوید و هویت را با تهدید تعریف میکند. دیگری ملیگرایی مولد است که هویت را با ظرفیت خلق میسنجد. اولی میپرسد: «چرا به ما توهین میکنند؟» دومی میپرسد: «ما چه جهانی میتوانیم بسازیم که توهین دیگر تعیینکنندهی ارزش ما نباشد؟»
QANDIL PRESS|قەندیلپرێس
Photo
🔹 این دومی البته به معنای چشمپوشی از تحقیر سیستماتیک نیست. اتفاقاً برای مبارزه با تحقیر سیستماتیک، به جامعهای با اعصاب نمادین سالمتر نیاز داریم. جامعهای که هر بار تحریک شود، تمام انرژی خود را مصرف کند، در برابر تبلیغات سیستماتیک آسیبپذیرتر است. جامعهای که بتواند بین یک شوخی و یک دستگاه تبلیغاتی تفاوت بگذارد، میتواند منابعش را بر تهدیدهای واقعیتر متمرکز کند.
🔹 از این زاویه، واکنش به پرونده سیران عربی باید برای جامعه کوردی یک درس دوگانه داشته باشد. نخست، نباید اجازه داد جمهوری اسلامی در مقام «حافظ فرهنگ کوردی» ظاهر شود. دولتی که طبق پژوهشهای تاریخی و اجتماعی، برای دههها از ابزارهای آموزشی، رسانهای، امنیتی و فرهنگی برای شکلدهی و محدودکردن هویت کوردی استفاده کرده، نمیتواند بهسادگی صاحب منصب اخلاقی برای تعیین حرمت نمادهای کوردی شود. دوم، جامعه نیز نباید در واکنش به این سوءاستفاده، به همان منطق مقدسسازی که دولتهای ملیگرا در مورد نمادهای خود به کار میبرند فروغلتد. اگر دولت ایران فردوسی را به نقطهای میبرد که شوخی با او وارد حوزه مجازات میشود و ترکیه برای آتاتورک قانون کیفری ویژه دارد، پروژه فرهنگی کوردی نباید نسخهی کوچکتر همین سیاست باشد.
🔹 این حرف بههیچوجه به معنای یکی دانستن دولت و جامعه نیست. دولت با ابزار زندان، دادگاه، پلیس و قانون سخن میگوید؛ جامعه با فشار اخلاقی، تمسخر، تحریم اجتماعی و گاهی تهدید. این دو را نباید همسطح کرد. اما از نظر فلسفهی آزادی یک هشدار وجود دارد. آنگاه که جامعه آرزوی پلیس نمادها را پیدا میکند، دولت حتی اگر هنوز وارد نشده باشد، در حال یافتن یک شکاف آماده برای ورود است.
🔹 ماجرای ماملی یک نکته تلخ دیگر هم دارد. گزارشهای موجود نشان میدهند که سیران عربی پیش از بازداشت عذرخواهی کرده بود. اگر جامعه میخواهد فرهنگش زنده باشد، باید بتواند میان اصلاح اخلاقی و مجازات سیاسی فرق بگذارد. ممکن است آدمی بداند که شوخیاش زشت بوده، عذرخواهی کند و پرونده همانجا در سطح اجتماعی بسته شود. تبدیل عذرخواهی به بازداشت به این معناست که اختلاف فرهنگی دیگر ظرف مدنی خودش را پیدا نکرده است.
🔹 شاید بتوان این اصل را به زبان سادهای بیان کرد. هر جامعهای حق دارد که بگوید «این را نپسندیدم»، اما جامعهای که میخواهد آزاد بماند باید یاد بگیرد «نپسندیدم» را با «نباید وجود داشته باشد» یکی نکند. این فرق کوچک به نظر میرسد، اما تمام سیاست آزادی بیان در آن نهفته است.
🔹 و اینجا دوباره به محمد ماملی برمیگردیم. شاید بهترین بزرگداشت او نه این باشد که نامش را از خنده مصون کنیم، بلکه این باشد که اجازه دهیم موسیقیاش وارد زندگی نسلهای تازه شود؛ نسلهایی که ممکن است او را دوست داشته باشند، نقدش کنند، با سبک او شوخی کنند، قطعاتش را بازسازی کنند، موسیقی دیگری بسازند و حتی او را برای بخشی از تجربهی امروز ناکافی بدانند. اگر ماملی فقط زمانی «محفوظ» است که همه با یک لحن دربارهاش حرف بزنند، او به یک تندیس تبدیل شده است. اما اگر بتواند در دل اختلاف، بازخوانی و حتی طنز همچنان شنیده شود، او واقعاً به میراث تبدیل شده است.
🔹 یک فرهنگ قوی از نمادهایش مراقبت میکند، اما نه مانند نگهبانی که از یک زندانی محافظت میکند. مانند باغبانی که میداند اگر یک گیاه را بیش از حد از باد، باران و تغییر محافظت کند، ممکن است دیگر برای زندگی واقعی مقاوم نباشد.
🔹 کوردستان برای خروج از اضطراب هستیشناختی خود نیازمند تکثیر است، نه تقدیس. بیش از آنکه به نمادهای بیشتری نیاز داشته باشد، به رابطههای بیشتری با نمادها نیاز دارد. باید بتواند ماملی را همزمان استاد، خاطره، موضوع پژوهش، موضوع نقد و حتی موضوع طنز بداند. باید بتواند فردوسی را برای ایرانیان بگذارد که خودشان دربارهاش تصمیم بگیرند، همانطور که انتظار دارد هیچ دولت خارجی حق ندارد دربارهی حافظهی کوردی حکم نهایی صادر کند. باید بتواند آتاتورک را در ترکیه نقد کند بیآنکه خودش برای نمادهای کوردی قانون مشابهی بسازد. این شاید یکی از آزمونهای واقعی رهایی باشد. آیا رهایی فقط به معنای داشتن نمادهای خود است، یا به معنای داشتن آزادی برای رفتار کردن با نمادهای خود به شیوههای گوناگون است؟ اگر پاسخ دوم باشد، آنگاه یک تحول مهم در سیاست کوردی رخ میدهد. فرهنگ دیگر قلعهای نیست که هر روز باید در برابر حمله حفظ شود؛ میدان بازیای است که هر نسل در آن چیزی تازه میسازد.
🔹 و شاید در همین نقطه بتوان معنای دیگری برای «خودآیینی» پیدا کرد. خودآیینی فرهنگی یعنی اینکه کوردها بتوانند تصمیم بگیرند که چه چیزی ارزشمند است، اما همچنین بتوانند تصمیم بگیرند که چه چیزی را امروز دیگر ارزشمند نمیدانند.
QANDIL PRESS|قەندیلپرێس
Photo
خودآیینی یعنی آزادی برای دوست داشتن ماملی، آزادی برای نقد ماملی، آزادی برای بازخوانی ماملی و حتی آزادی برای خندیدن به ماملی. اگر فقط انتخاب اول مجاز باشد، هنوز سوژه مستقل نشده است؛ او صرفاً نگهبان میراثی است که دیگران برایش تعریف کردهاند. و شاید جایی که باید از آن بیش از همه ترسید، نه شوخی یک بلاگر جوان باشد و نه حتی تمسخر یک رسانهی بیگانه، بلکه لحظهای باشد که جامعه به این نتیجه برسد. «برای اینکه ملت بمانیم، باید از خندهی خودمان بترسیم.» زیرا ملتی که از خنده میترسد، هنوز بخشی از وجودش را در اختیار دیگری گذاشته است.
🔹 دولتهای مسلط میتوانند زبانت را ممنوع کنند، نام شهرهایت را تغییر دهند، تصویرت را تحریف کنند، شخصیتهایت را کوچک کنند و فرهنگت را به فولکلور تقلیل دهند. چنین سیاستهایی واقعیت تاریخی دارند و نمیتوان با دعوت به «تحمل» آنها را پاک کرد. پژوهشهای موجود درباره ایران و ترکیه نشان میدهند که سرکوب زبان، بازتعریف جغرافیای نمادین، رسانه و آموزش واقعاً در شکلدهی به سوژهی کوردی و فشار بر آن نقش داشتهاند. اما پاسخ به چنین قدرتی نباید تبدیل شدن به نگهبانان عصبیِ هر نشانه باشد. زیرا در آن صورت، دولت فقط یک بار فرهنگ را سرکوب کرده است؛ بار دوم، ما خودمان درون فرهنگ، امکان آزادیاش را محدود کردهایم. رهایی فرهنگی زمانی آغاز میشود که دیگر برای زنده ماندنِ یک فرهنگ، لازم نباشد هر چیزی که نشانهی آن فرهنگ است مقدس شود.
🔹 و از اینجا شاید بتوان به یک اصل نهایی رسید: ملت کورد نه از طریق بیحرمتی به گذشته آزاد میشود، نه از طریق پرستش گذشته. میان این دو، راه دشوار سومی وجود دارد؛ آزاد کردن گذشته از خودِ گذشته. یعنی اجازه دادن به اینکه مردگان دوباره خوانده شوند، اسطورهها شکسته شوند، آهنگها دوباره ساخته شوند، قهرمانان نقد شوند، زبانها تغییر کنند و نسلهای تازه حق داشته باشند از نو تصمیم بگیرند که چه چیزی را با خود به آینده ببرند. محمد ماملی اگر قرار است برای کوردها بزرگ بماند، نباید به دلیل ترسی که از آسیب دیدن تصویرش داریم بزرگ بماند. باید به این دلیل بزرگ بماند که یک نسل تازه، حتی پس از شوخی کردن با او، هنوز میتواند موسیقیاش را باز کند و در آن چیزی بیابد. آنجاست که نماد از مقدس به زنده تبدیل میشود. و شاید این تفاوت بسیار بزرگتر از آن چیزی باشد که در نگاه اول به نظر میرسد. نماد مقدس به حفاظت نیاز دارد؛ نماد زنده توان تحمل دارد.
🔹 جامعهای که اعتماد به نفس فرهنگی دارد، لازم نیست هر روز برای اثبات مظلومیت خود دشمن تازهای پیدا کند. میتواند توهین را از حقیقت جدا کند، نقد را از نفرت، شوخی را از تحقیر سازمانیافته و دولت را از جامعه. میتواند علیه تبلیغات سیستماتیک ایران و ترکیه بایستد و در همان حال از درون خود نیز پلیس نمادها نسازد. میتواند بگوید: «آن فیلم کوردها را تحقیر کرده است» و در عین حال بگوید: «اما این دختر حق ندارد به خاطر شوخی با یک هنرمند زندانی شود.» میتواند ماملی را دوست داشته باشد و سیران را آزاد بخواهد. این نه تناقض است و نه ضعف. این شاید نخستین نشانهی بلوغ یک فرهنگ سیاسی باشد: توانایی نگه داشتن دو حقیقت همزمان، بیآنکه یکی را برای نجات دیگری قربانی کنیم.
🔹 و در نهایت شاید آنچه کوردستان بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، نه «احترام بیشتر به نمادها»، بلکه اعتماد بیشتر به ظرفیت خودش برای ساختن نمادهای بیشمار، روایتهای بیشمار و شکلهای بیشمار کوردبودن است. وقتی این ظرفیت به اندازه کافی بزرگ شود، دیگر هیچ خوانندهای مجبور نیست حیثیت یک ملت را با خود حمل کند، هیچ شوخیای نمیتواند هویت یک ملت را فروبریزد و هیچ دولتی نمیتواند خود را ناگهان صاحب فرهنگ آن ملت جا بزند.
🔹 آن روز، اگر کسی به ماملی بخندد، ممکن است بیذوق باشد، ممکن است بیاحترام باشد، ممکن است حتی آزاردهنده باشد؛ جامعه میتواند نقدش کند. اما دیگر کسی تصور نخواهد کرد که با یک شوخی، کوردستان خندیده و شکست خورده است. زیرا ملتی که واقعاً به خودش رسیده باشد، میداند که یک ملت را نمیتوان با یک شوخی تحقیر کرد، همانگونه که نمیتوان با یک آهنگ نجاتش داد. قدرت یک فرهنگ در تعداد چیزهایی نیست که مقدس کرده است؛ در تعداد چیزهایی است که میتواند آزادانه با آنها فکر کند.
🔹 دولتهای مسلط میتوانند زبانت را ممنوع کنند، نام شهرهایت را تغییر دهند، تصویرت را تحریف کنند، شخصیتهایت را کوچک کنند و فرهنگت را به فولکلور تقلیل دهند. چنین سیاستهایی واقعیت تاریخی دارند و نمیتوان با دعوت به «تحمل» آنها را پاک کرد. پژوهشهای موجود درباره ایران و ترکیه نشان میدهند که سرکوب زبان، بازتعریف جغرافیای نمادین، رسانه و آموزش واقعاً در شکلدهی به سوژهی کوردی و فشار بر آن نقش داشتهاند. اما پاسخ به چنین قدرتی نباید تبدیل شدن به نگهبانان عصبیِ هر نشانه باشد. زیرا در آن صورت، دولت فقط یک بار فرهنگ را سرکوب کرده است؛ بار دوم، ما خودمان درون فرهنگ، امکان آزادیاش را محدود کردهایم. رهایی فرهنگی زمانی آغاز میشود که دیگر برای زنده ماندنِ یک فرهنگ، لازم نباشد هر چیزی که نشانهی آن فرهنگ است مقدس شود.
🔹 و از اینجا شاید بتوان به یک اصل نهایی رسید: ملت کورد نه از طریق بیحرمتی به گذشته آزاد میشود، نه از طریق پرستش گذشته. میان این دو، راه دشوار سومی وجود دارد؛ آزاد کردن گذشته از خودِ گذشته. یعنی اجازه دادن به اینکه مردگان دوباره خوانده شوند، اسطورهها شکسته شوند، آهنگها دوباره ساخته شوند، قهرمانان نقد شوند، زبانها تغییر کنند و نسلهای تازه حق داشته باشند از نو تصمیم بگیرند که چه چیزی را با خود به آینده ببرند. محمد ماملی اگر قرار است برای کوردها بزرگ بماند، نباید به دلیل ترسی که از آسیب دیدن تصویرش داریم بزرگ بماند. باید به این دلیل بزرگ بماند که یک نسل تازه، حتی پس از شوخی کردن با او، هنوز میتواند موسیقیاش را باز کند و در آن چیزی بیابد. آنجاست که نماد از مقدس به زنده تبدیل میشود. و شاید این تفاوت بسیار بزرگتر از آن چیزی باشد که در نگاه اول به نظر میرسد. نماد مقدس به حفاظت نیاز دارد؛ نماد زنده توان تحمل دارد.
🔹 جامعهای که اعتماد به نفس فرهنگی دارد، لازم نیست هر روز برای اثبات مظلومیت خود دشمن تازهای پیدا کند. میتواند توهین را از حقیقت جدا کند، نقد را از نفرت، شوخی را از تحقیر سازمانیافته و دولت را از جامعه. میتواند علیه تبلیغات سیستماتیک ایران و ترکیه بایستد و در همان حال از درون خود نیز پلیس نمادها نسازد. میتواند بگوید: «آن فیلم کوردها را تحقیر کرده است» و در عین حال بگوید: «اما این دختر حق ندارد به خاطر شوخی با یک هنرمند زندانی شود.» میتواند ماملی را دوست داشته باشد و سیران را آزاد بخواهد. این نه تناقض است و نه ضعف. این شاید نخستین نشانهی بلوغ یک فرهنگ سیاسی باشد: توانایی نگه داشتن دو حقیقت همزمان، بیآنکه یکی را برای نجات دیگری قربانی کنیم.
🔹 و در نهایت شاید آنچه کوردستان بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، نه «احترام بیشتر به نمادها»، بلکه اعتماد بیشتر به ظرفیت خودش برای ساختن نمادهای بیشمار، روایتهای بیشمار و شکلهای بیشمار کوردبودن است. وقتی این ظرفیت به اندازه کافی بزرگ شود، دیگر هیچ خوانندهای مجبور نیست حیثیت یک ملت را با خود حمل کند، هیچ شوخیای نمیتواند هویت یک ملت را فروبریزد و هیچ دولتی نمیتواند خود را ناگهان صاحب فرهنگ آن ملت جا بزند.
🔹 آن روز، اگر کسی به ماملی بخندد، ممکن است بیذوق باشد، ممکن است بیاحترام باشد، ممکن است حتی آزاردهنده باشد؛ جامعه میتواند نقدش کند. اما دیگر کسی تصور نخواهد کرد که با یک شوخی، کوردستان خندیده و شکست خورده است. زیرا ملتی که واقعاً به خودش رسیده باشد، میداند که یک ملت را نمیتوان با یک شوخی تحقیر کرد، همانگونه که نمیتوان با یک آهنگ نجاتش داد. قدرت یک فرهنگ در تعداد چیزهایی نیست که مقدس کرده است؛ در تعداد چیزهایی است که میتواند آزادانه با آنها فکر کند.
QANDIL PRESS|قەندیلپرێس
Photo
🔻 بی بی سی: ئهمریكا به بهرپرسانی ههرێمی وتوه، هاوكارییهكانیان بۆ پێشمهرگه رادهگرن
🔹 كهناڵی بی بی سی له زاری چوار سهرچاوهی ئاگادارهوه بڵاویكردهوه، ئیدارەی ئهمریكا پلانی هەیە هاوكارییه سەربازییەکان بۆ هێزی پێشمهرگه ببڕێت، کە هاوکاری ویلایەتە یەکگرتوەكانی کردوه لە تێکشکاندنی داعش و ئێستاش ڕوبەڕوی هێرشی ئێران دەبێتەوە.
🔹 كهناڵی بی بی سی بهریتانی، له راپۆرتێكدا له زاری چوار سهرچاوهی ئاگادارهوه، ئهوهشی خستۆتهڕو، وەزارەتی جهنگی ئهمریكا لە کۆبونەوەکانی ئهم دواییهدا بە سەرکردەکانی هەرێمی کوردستانی ڕاگەیاندوە کە ئیدارەکە پلانی نییە ئەو ڕێککەوتنە نوێ بکاتەوە کە ماوەکەی بەرەو تەواوبون دەچێت و هاوکاری دارایی و ئەمنی پێشکەشی هێزەکانی پێشمەرگە، وەک هێزێکی ئەمنی کوردی، دەکات.
🔹 ئهو چوار سهرچاوهیه كه قسهیان بۆ بی بی سی كردوه، دوانیان بهرپرسن و بهشداری ئهو كۆبونهوانهیان كردوهو دوانهكهی دیكهش زانیاریی راستهوخۆیان لهسهر بابهتهكه ههبوه، بهڵام ئامادهنهبون ناوییان ئاشكرابكرێت.
🔹 وهك بی بی سی ئاماژهی پێداوه، بەرپرسانی کورد مەترسی ئەوەیان هەیە کە بڕینی هاوکارییە داراییەکان بۆ پێشمهرگه، بۆشایی دەسەڵات دروست بکات و ڕێگەخۆشکەر بێت بۆ بوێرتربونی ئێران، کە لە کاتی دەستپێکردنی جەنگی نێوان ئهمریكاو ئێرانهوه سەدان موشەک و فڕۆکەی بێفڕۆکەوانی ئاڕاستەی هەرێمی کوردستان کردوە.
🔹 یاداشتی لێکتێگەیشتنی نێوان پهنتاگۆن و حکومەتی هەرێمی کوردستان بڕیارە لە 30ی ئەیلولی ئهمساڵ بەسەربچێت، لە هەمان ئەو ڕۆژەی کە ئەمریکا و وڵاتانی دیکە دوا سەربازهكانیان لە عێراق دەکشێننەوە.
🔹 کشانەوەی هێزەکانی هاوپهیمانان بە فەرمی کۆتایی بە هەڵمەتی سەربازیی نێودەوڵەتی دژی داعش دەهێنێت، کە تێیدا پێشمەرگە لە پەنای هێزەکانی هاوپەیمانان شەڕی کرد بۆ کۆتاییهێنان بە کۆنترۆڵی ئەو گروپە بهسهر بەشێک لە خاكی عێراق و سوریادا.
🔹 بی بی سی هێمای بۆ ئهوهش كردوه، تاكە بنکەی سەربازیی ئەمریکا کە لە عێراقدا كه ماوهتهوه کەوتوەتە هەولێری پایتەختی هەرێمی کوردستان، بڕیارە مانگی داهاتو دەستبەجێ دوای کشانەوەی هێزەکانی هاوپەیمانان دابخرێت.
🔹 بهگوێرهی راپۆرتهكه هێزەکانی پێشمەرگە، کە نزیکەی 180 ههزار پێشمهرگه دهبن، لە ساڵی دارایی 2026دا بڕی 61 ملیۆن دۆلاری بۆ چەک و مەشق و ڕاهێنانی سەربازی و موچە لە ڕێگەی بەرنامەی دژە داعشی پهنتاگۆنەوە پێگەیشتوە.
🔹 پهنتاگۆن پێشنیاری کردوه کە تەواوی هاوکارییە ئەمنییەکان بۆ پێشمهرگه لە داواکاری بودجەی ساڵی دارایی 2027دا ببڕدرێن بەو پاساوەی کە داعش تێکشکێنراوە، بەڵام پلانی خەرجییەکان لە سایهی ململانێیەکی بەرفراوانتری بودجە لە کۆنگرێس هەڵپەسێردراوە.
🔹 بی بی سی هێمای بۆ ئهوه كردوه، ئهم داواکارییە بوه مایهی نیگهرانی و ترس لە هەرێمی کوردستان، بەڵام بەرپرسان هیوای ئەوەیان خواستبو کە ئەمریکا لە ڕێگەی درێژکردنەوەی لێكتێگهیشتنهكهی ئێستاوە پارەدارکردنەکە نوێ بکاتەوە.
🔹 ئهوهش خراوهتهڕو، ئهم نیگهرانییانه زیاتر بون کاتێک ئێران هێرشەکانی بۆ سەر هەرێمی کوردستان زیاتر کرد.
🔹 یاداشتی لێكتێگهیشتنی نێوان پهنتاگۆن و حكومهتی ههرێم بۆ هاوكاریكردنی پێشمهرگه له ساڵی 2016دا كراو له ساڵی 2022 نوێكرایهوه.
🔹 بەپێی وتەی سەرچاوەیەک کە ئاگاداری بیرکردنەوەکانی پهنتاگۆنه، بڕیاری کۆتایی لەسەر پابەندبونی ئەمنی لە نێوان ئەمریکا و کوردستان هێشتا لە ژێر چاوپێداخشانەوەدایە.
🔹 بی بی سی له زاری سەرچاوەکانهوه وتویهتی، ئەمریکا تاوتوێی چهند رێگایهك دهكات بۆ هێشتنهوهی بەشێک لە هاوکارییە ئەمنییەکان بۆ عێراق و هەرێمی کوردستان دوای کشانەوەی هێزەکانیان.
🔹 حکومەتی هەرێمی کوردستان ئاماده نهبوه لهوبارهیهوه لێدوان بدات.
🔹 نزیكبونهوهی وادهی كۆتاییهێنان به هاوکارییە ئەمنییەکان بۆ پێشمەرگە، کەمتر لە ساڵێک دوای ئەوە دێت کە ئەمریکا گەورەترین کونسوڵخانەی خۆی لە جیهاندا، لە هەولێر کردەوە.
🔹 بهپێی قسهی چوار سەرچاوەكهی بی بی سی، له کۆبونەوەکانی ئهم دواییهدا لهبارهی ئاسایشی عێراق، کۆشکی سپی، وەزارەتی جهنگ و وەزارەتی دەرەوەی ئهمریكای لەخۆگرتبو و تێیدا تۆم باراک وەک دەنگی سەرەکی ئەمریکا لەسەر عێراق کاری كردوه.
🔹 كهناڵی بی بی سی له زاری چوار سهرچاوهی ئاگادارهوه بڵاویكردهوه، ئیدارەی ئهمریكا پلانی هەیە هاوكارییه سەربازییەکان بۆ هێزی پێشمهرگه ببڕێت، کە هاوکاری ویلایەتە یەکگرتوەكانی کردوه لە تێکشکاندنی داعش و ئێستاش ڕوبەڕوی هێرشی ئێران دەبێتەوە.
🔹 كهناڵی بی بی سی بهریتانی، له راپۆرتێكدا له زاری چوار سهرچاوهی ئاگادارهوه، ئهوهشی خستۆتهڕو، وەزارەتی جهنگی ئهمریكا لە کۆبونەوەکانی ئهم دواییهدا بە سەرکردەکانی هەرێمی کوردستانی ڕاگەیاندوە کە ئیدارەکە پلانی نییە ئەو ڕێککەوتنە نوێ بکاتەوە کە ماوەکەی بەرەو تەواوبون دەچێت و هاوکاری دارایی و ئەمنی پێشکەشی هێزەکانی پێشمەرگە، وەک هێزێکی ئەمنی کوردی، دەکات.
🔹 ئهو چوار سهرچاوهیه كه قسهیان بۆ بی بی سی كردوه، دوانیان بهرپرسن و بهشداری ئهو كۆبونهوانهیان كردوهو دوانهكهی دیكهش زانیاریی راستهوخۆیان لهسهر بابهتهكه ههبوه، بهڵام ئامادهنهبون ناوییان ئاشكرابكرێت.
🔹 وهك بی بی سی ئاماژهی پێداوه، بەرپرسانی کورد مەترسی ئەوەیان هەیە کە بڕینی هاوکارییە داراییەکان بۆ پێشمهرگه، بۆشایی دەسەڵات دروست بکات و ڕێگەخۆشکەر بێت بۆ بوێرتربونی ئێران، کە لە کاتی دەستپێکردنی جەنگی نێوان ئهمریكاو ئێرانهوه سەدان موشەک و فڕۆکەی بێفڕۆکەوانی ئاڕاستەی هەرێمی کوردستان کردوە.
🔹 یاداشتی لێکتێگەیشتنی نێوان پهنتاگۆن و حکومەتی هەرێمی کوردستان بڕیارە لە 30ی ئەیلولی ئهمساڵ بەسەربچێت، لە هەمان ئەو ڕۆژەی کە ئەمریکا و وڵاتانی دیکە دوا سەربازهكانیان لە عێراق دەکشێننەوە.
🔹 کشانەوەی هێزەکانی هاوپهیمانان بە فەرمی کۆتایی بە هەڵمەتی سەربازیی نێودەوڵەتی دژی داعش دەهێنێت، کە تێیدا پێشمەرگە لە پەنای هێزەکانی هاوپەیمانان شەڕی کرد بۆ کۆتاییهێنان بە کۆنترۆڵی ئەو گروپە بهسهر بەشێک لە خاكی عێراق و سوریادا.
🔹 بی بی سی هێمای بۆ ئهوهش كردوه، تاكە بنکەی سەربازیی ئەمریکا کە لە عێراقدا كه ماوهتهوه کەوتوەتە هەولێری پایتەختی هەرێمی کوردستان، بڕیارە مانگی داهاتو دەستبەجێ دوای کشانەوەی هێزەکانی هاوپەیمانان دابخرێت.
🔹 بهگوێرهی راپۆرتهكه هێزەکانی پێشمەرگە، کە نزیکەی 180 ههزار پێشمهرگه دهبن، لە ساڵی دارایی 2026دا بڕی 61 ملیۆن دۆلاری بۆ چەک و مەشق و ڕاهێنانی سەربازی و موچە لە ڕێگەی بەرنامەی دژە داعشی پهنتاگۆنەوە پێگەیشتوە.
🔹 پهنتاگۆن پێشنیاری کردوه کە تەواوی هاوکارییە ئەمنییەکان بۆ پێشمهرگه لە داواکاری بودجەی ساڵی دارایی 2027دا ببڕدرێن بەو پاساوەی کە داعش تێکشکێنراوە، بەڵام پلانی خەرجییەکان لە سایهی ململانێیەکی بەرفراوانتری بودجە لە کۆنگرێس هەڵپەسێردراوە.
🔹 بی بی سی هێمای بۆ ئهوه كردوه، ئهم داواکارییە بوه مایهی نیگهرانی و ترس لە هەرێمی کوردستان، بەڵام بەرپرسان هیوای ئەوەیان خواستبو کە ئەمریکا لە ڕێگەی درێژکردنەوەی لێكتێگهیشتنهكهی ئێستاوە پارەدارکردنەکە نوێ بکاتەوە.
🔹 ئهوهش خراوهتهڕو، ئهم نیگهرانییانه زیاتر بون کاتێک ئێران هێرشەکانی بۆ سەر هەرێمی کوردستان زیاتر کرد.
🔹 یاداشتی لێكتێگهیشتنی نێوان پهنتاگۆن و حكومهتی ههرێم بۆ هاوكاریكردنی پێشمهرگه له ساڵی 2016دا كراو له ساڵی 2022 نوێكرایهوه.
🔹 بەپێی وتەی سەرچاوەیەک کە ئاگاداری بیرکردنەوەکانی پهنتاگۆنه، بڕیاری کۆتایی لەسەر پابەندبونی ئەمنی لە نێوان ئەمریکا و کوردستان هێشتا لە ژێر چاوپێداخشانەوەدایە.
🔹 بی بی سی له زاری سەرچاوەکانهوه وتویهتی، ئەمریکا تاوتوێی چهند رێگایهك دهكات بۆ هێشتنهوهی بەشێک لە هاوکارییە ئەمنییەکان بۆ عێراق و هەرێمی کوردستان دوای کشانەوەی هێزەکانیان.
🔹 حکومەتی هەرێمی کوردستان ئاماده نهبوه لهوبارهیهوه لێدوان بدات.
🔹 نزیكبونهوهی وادهی كۆتاییهێنان به هاوکارییە ئەمنییەکان بۆ پێشمەرگە، کەمتر لە ساڵێک دوای ئەوە دێت کە ئەمریکا گەورەترین کونسوڵخانەی خۆی لە جیهاندا، لە هەولێر کردەوە.
🔹 بهپێی قسهی چوار سەرچاوەكهی بی بی سی، له کۆبونەوەکانی ئهم دواییهدا لهبارهی ئاسایشی عێراق، کۆشکی سپی، وەزارەتی جهنگ و وەزارەتی دەرەوەی ئهمریكای لەخۆگرتبو و تێیدا تۆم باراک وەک دەنگی سەرەکی ئەمریکا لەسەر عێراق کاری كردوه.
QANDIL PRESS|قەندیلپرێس
Photo
🔻 لە یەک مانگدا ٦٢ كەس لە ڕۆژھەڵاتی كوردستان دەستبەسەر كراون
🔹 لە ٢ی گەلاوێژ تا ٢ی خەرمانانی ١٤٠٥، لانیکەم ٦٢ هاووڵاتیی کورد لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان بە شێوەی سەرەڕۆیانە لەلایەن هێزە سەرکوتکەرەکانی ڕێژیمەوە دەستبەسەر کراون.
🔹 بەپێی ڕاپۆرتی كوردپا، لە سەرجەم ٦٢ هاووڵاتیی دەستبەسەرکراو، زۆربەی دەستبەسەرکردنەکان بەپێی ڕیزبەند لە شارەکانی: بۆکان ٩ کەس، مەهاباد ٨ کەس، مەریوان ٧ کەس، پیرانشار ٦ کەس، ئیلام ٦ کەس، میاندواو ٥ کەس، شنۆ ٥ کەس، ورمێ ٤ کەس، کامێران ٤ کەس، دیواندەرە ٣ کەس، سنە ٢ کەس، نەغەدە ١ کەس، تیکاب ١ کەس و کۆتۆل ١ کەس تۆمار کراون.
🔹 لە نێوان دەستبەسەرکراواندا، ٥ ژن و ٢ مێرمنداڵی ژێر ١٨ ساڵیش هەن.
🔹 هەروەها لە نێوان ئەم کەسانەدا، ٥ بەندکراوی سیاسیی پێشوو، ٤ چالاکی مەدەنی و ژینگەپارێز، ٤ ئەندامی بنەماڵەی چالاکانی سیاسیی دەرەوەی ئێران، ٢ گۆرانیبێژ و هونەرمەند، خوێندکارێکی بواری یاسا، ئەندامێکی بنەماڵەی شەهیدانی بەفرانبار، ئەندامێکی ئەنجومەنەکانی شار، چالاکێکی میدیایی و ئەندامانی ڕێکخراوە خێرخوازییەکان هەیە.
🔹 دەستبەسەرکردنی سەرەڕۆیانەی هاووڵاتییان لە شارە جیاوازەکانی کوردستان بە شێوەی ڕۆژانە بەردەوامە؛ بەجۆرێک کە لەو ماوەیەدا کە لێکدانەوەی بۆ کراوە، بە تێکڕا ڕۆژانە لانیکەم دوو هاووڵاتی دەستبەسەر کراون.
🔹 کوردپا جەخت دەکاتەوە کە ئەم ئامارە هەموو حاڵەتەکانی دەستبەسەرکردن لەم ماوەیەدا ناگرێتەوە، بەڵکوو تەنیا ئەو حاڵەتانە دەگرێتەوە کە لەلایەن کوردپاوە تۆمار و پشتڕاست کراونەتەوە و ڕەنگە ژمارەی ڕاستەقینەی دەستبەسەرکراوان زیاتر لەمە بێت.
🔹 لە ٢ی گەلاوێژ تا ٢ی خەرمانانی ١٤٠٥، لانیکەم ٦٢ هاووڵاتیی کورد لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان بە شێوەی سەرەڕۆیانە لەلایەن هێزە سەرکوتکەرەکانی ڕێژیمەوە دەستبەسەر کراون.
🔹 بەپێی ڕاپۆرتی كوردپا، لە سەرجەم ٦٢ هاووڵاتیی دەستبەسەرکراو، زۆربەی دەستبەسەرکردنەکان بەپێی ڕیزبەند لە شارەکانی: بۆکان ٩ کەس، مەهاباد ٨ کەس، مەریوان ٧ کەس، پیرانشار ٦ کەس، ئیلام ٦ کەس، میاندواو ٥ کەس، شنۆ ٥ کەس، ورمێ ٤ کەس، کامێران ٤ کەس، دیواندەرە ٣ کەس، سنە ٢ کەس، نەغەدە ١ کەس، تیکاب ١ کەس و کۆتۆل ١ کەس تۆمار کراون.
🔹 لە نێوان دەستبەسەرکراواندا، ٥ ژن و ٢ مێرمنداڵی ژێر ١٨ ساڵیش هەن.
🔹 هەروەها لە نێوان ئەم کەسانەدا، ٥ بەندکراوی سیاسیی پێشوو، ٤ چالاکی مەدەنی و ژینگەپارێز، ٤ ئەندامی بنەماڵەی چالاکانی سیاسیی دەرەوەی ئێران، ٢ گۆرانیبێژ و هونەرمەند، خوێندکارێکی بواری یاسا، ئەندامێکی بنەماڵەی شەهیدانی بەفرانبار، ئەندامێکی ئەنجومەنەکانی شار، چالاکێکی میدیایی و ئەندامانی ڕێکخراوە خێرخوازییەکان هەیە.
🔹 دەستبەسەرکردنی سەرەڕۆیانەی هاووڵاتییان لە شارە جیاوازەکانی کوردستان بە شێوەی ڕۆژانە بەردەوامە؛ بەجۆرێک کە لەو ماوەیەدا کە لێکدانەوەی بۆ کراوە، بە تێکڕا ڕۆژانە لانیکەم دوو هاووڵاتی دەستبەسەر کراون.
🔹 کوردپا جەخت دەکاتەوە کە ئەم ئامارە هەموو حاڵەتەکانی دەستبەسەرکردن لەم ماوەیەدا ناگرێتەوە، بەڵکوو تەنیا ئەو حاڵەتانە دەگرێتەوە کە لەلایەن کوردپاوە تۆمار و پشتڕاست کراونەتەوە و ڕەنگە ژمارەی ڕاستەقینەی دەستبەسەرکراوان زیاتر لەمە بێت.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻 لە مەھاباد كۆڕێكی ڕێزلێنان بۆ ھونەرمەندی ناودار عەزیز شاڕۆخ بەڕێوەچوو
🔹 ئەم كۆڕە كە لە لایەن ژمارەیەك لە چالاكوانان بەڕێوەچوو، تێیدا گۆرانییە بەناوبانگەكەی “كیژۆڵەی چاوڕەش” بە كۆرس گوترایەوە.
🔹 ئەم كۆڕە كە لە لایەن ژمارەیەك لە چالاكوانان بەڕێوەچوو، تێیدا گۆرانییە بەناوبانگەكەی “كیژۆڵەی چاوڕەش” بە كۆرس گوترایەوە.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻 فۆتۆگرافەرێکی بۆکانی پلەی سێیەمی ئاستی جیهانی بە دەستهێنا
🔹 فۆتۆگرافەرێکی خەڵکی شاری بۆکان لە کێبڕکێیەکی نێودەوڵەتیی فۆتۆیی IPA لە ئەمریکا، خەڵاتی سێیەمی کێبڕکێکە و سێ خەڵاتی ڕێزلێنانی بە دەستهێنا.
🔹 شێرکۆ مام ئاغا خەڵكی بۆكان و فۆتۆگرافەر توانیویەتی لە کێبڕکێ نێودەوڵەتیی IPAی ٢٠٢٦ بۆ فۆتۆگرافەری لە ئەمریکا، پلەی سێیەمی جیهانی و سێ خەڵاتی ڕێزلێنان بە دەست بهێنێت.
🔹 شێرکۆ مام ئاغا لەبەر فۆتۆی تایبەت بە ڕێوڕەسمی دەفژەنی خەڵکی گوندی پاڵنگان توانی پلەی سێیەمی جیهانی لە بەشی "ڕووداوەکان، نەریتەکان و ڕۆشنبیرییەکان" بەدەست بهێنێت؛ هەروەها ڕێزلێنانێکی لە بەرهەمی دووکەڵی مێژوویی لە پۆرترێتی بێدەنگیدا بە دەستهێناوە.
🔹 چوارەم بەرهەمی فۆتۆگرافەر شێرکۆ مام ئاغا بۆ بەدەستهێنانی ڕێزلێنانی دووەم بە ناونیشانی دۆستانی سروشت بووە، کە پەیوەستە بە نیشاندانی پەیوەندییەکانی مرۆڤ بە سروشتنەوە.
🔹 کێبڕکێی نێودەوڵەتیی IPA یەکێکە لە چالاکییە بەناوبانگەکانی بواری وێنەگرتن لە ئاستی جیهاندا کە بەرهەمی وێنەگرانی وڵاتانی جیاواز لە بەشە جیاوازەکاندا هەڵسەنگاندنیان بۆ دەکرێت.
🔹 فۆتۆگرافەرێکی خەڵکی شاری بۆکان لە کێبڕکێیەکی نێودەوڵەتیی فۆتۆیی IPA لە ئەمریکا، خەڵاتی سێیەمی کێبڕکێکە و سێ خەڵاتی ڕێزلێنانی بە دەستهێنا.
🔹 شێرکۆ مام ئاغا خەڵكی بۆكان و فۆتۆگرافەر توانیویەتی لە کێبڕکێ نێودەوڵەتیی IPAی ٢٠٢٦ بۆ فۆتۆگرافەری لە ئەمریکا، پلەی سێیەمی جیهانی و سێ خەڵاتی ڕێزلێنان بە دەست بهێنێت.
🔹 شێرکۆ مام ئاغا لەبەر فۆتۆی تایبەت بە ڕێوڕەسمی دەفژەنی خەڵکی گوندی پاڵنگان توانی پلەی سێیەمی جیهانی لە بەشی "ڕووداوەکان، نەریتەکان و ڕۆشنبیرییەکان" بەدەست بهێنێت؛ هەروەها ڕێزلێنانێکی لە بەرهەمی دووکەڵی مێژوویی لە پۆرترێتی بێدەنگیدا بە دەستهێناوە.
🔹 چوارەم بەرهەمی فۆتۆگرافەر شێرکۆ مام ئاغا بۆ بەدەستهێنانی ڕێزلێنانی دووەم بە ناونیشانی دۆستانی سروشت بووە، کە پەیوەستە بە نیشاندانی پەیوەندییەکانی مرۆڤ بە سروشتنەوە.
🔹 کێبڕکێی نێودەوڵەتیی IPA یەکێکە لە چالاکییە بەناوبانگەکانی بواری وێنەگرتن لە ئاستی جیهاندا کە بەرهەمی وێنەگرانی وڵاتانی جیاواز لە بەشە جیاوازەکاندا هەڵسەنگاندنیان بۆ دەکرێت.
QANDIL PRESS|قەندیلپرێس
Photo
🔻 کەتیبەکانی سەید ئەلشوهەدا: بە ١٠ مەرج چەک رادەست دەکەین و دەبێت سوپای عێراق سنورەکانی هەرێمی کوردستان بگرێتەدەست
🔹 کەتیبەکانی سەید ئەلشوهەدا ١٠ مەرجی بۆ چەکدانان راگەیاند و یەکێک لەو مەرجانەی ئەوەیە کە سوپای عێراق سنورەکانی هەرێمی کوردستان بگرێتە دەست، جگە لەوەش داوا دەکەن سەربازانی تورکیا لە ناوەند وەدەربنرێن.
🔹 كهتیبهكانی سەید ئەلشوهەدای موقاوهمهی ئیسلامی عێراق لە بەیاننامەیەکدا مەرجەکانی خۆی کە ژمارەی 10 مهرجە راگهیاند و دەڵێت "پرۆسهی كۆكردنهوهی چهك لهدهستی دهوڵهت 'رێكخستنی چهك'ە و بهم مهرجانه ئامادهین بۆ ئهم ههنگاوه:
ـ كشانهوهی تهواوهتی ئهمریكا له عێراق، به خاك و ئاسمان و ئاو و ئاسمانهوه.
ـ پهسهندكردنی یاسای حهشدی شهعبی و زامنكردنی مافی "جهنگاوهر"هكان له شههید و بریندار.
ـ هێزه ئهمنییه فیدراڵییهكان سهروهریی تهواوی خۆیان بهسهر ههموو بستێك له خاكی عێراق بسهپێنن لهوپهڕی باكورهوه بۆ ئهوپهڕی باشور.
ـ سهپاندنی سهروهریی دهوڵهت بهسهر ئاسمانی عێراق لهڕێگهی بههێزكردنی بهرگریی ئاسمانی به سیستهمێكی پێشكهوتوو كه تهنیا به بڕیاری عێراقی كاربكات.
ـ كردنهدهرهوهی شهڕكهرهكانی په,كهكه لهناو خاكی عێراق بهشێوهیهكی تهواوهتی و كۆتایهێنان به بههانهی توركیا بۆ هێرشكردنهسهر خاكی عێراق.
ـ كردنه دهرهوهی سهربازانی توركیا له خاكی عێراق.
ـ سوپای عێراق سنورهكانی ههرێمی كوردستان بگرێتهدهست و ئهمه بكرێت به ئهركی تاقانهی سوپای عێراق.
ـ كردنه دهرهوهی گروپهكانی ئۆپۆزسیۆنی ئێران له باكوری عێراق بۆ ئهوهی خاكی عێراق نهبێت به خاڵی هێرش بۆسهر وڵاتانی دراوسێ.
ـ بڕیاری دارایی و ئابووری عێراق له ههژموونی ئهمریكا رزگار بكرێت.
ـ بڕیاری سیاسی عێراق له ئهمریكا رزگاربكرێت و كۆتایی به دهستوهردانی باڵیۆزخانهی ئهمریكا بهێنرێت.
🔹 کەتیبەکانی سەید ئەلشوهەدا ١٠ مەرجی بۆ چەکدانان راگەیاند و یەکێک لەو مەرجانەی ئەوەیە کە سوپای عێراق سنورەکانی هەرێمی کوردستان بگرێتە دەست، جگە لەوەش داوا دەکەن سەربازانی تورکیا لە ناوەند وەدەربنرێن.
🔹 كهتیبهكانی سەید ئەلشوهەدای موقاوهمهی ئیسلامی عێراق لە بەیاننامەیەکدا مەرجەکانی خۆی کە ژمارەی 10 مهرجە راگهیاند و دەڵێت "پرۆسهی كۆكردنهوهی چهك لهدهستی دهوڵهت 'رێكخستنی چهك'ە و بهم مهرجانه ئامادهین بۆ ئهم ههنگاوه:
ـ كشانهوهی تهواوهتی ئهمریكا له عێراق، به خاك و ئاسمان و ئاو و ئاسمانهوه.
ـ پهسهندكردنی یاسای حهشدی شهعبی و زامنكردنی مافی "جهنگاوهر"هكان له شههید و بریندار.
ـ هێزه ئهمنییه فیدراڵییهكان سهروهریی تهواوی خۆیان بهسهر ههموو بستێك له خاكی عێراق بسهپێنن لهوپهڕی باكورهوه بۆ ئهوپهڕی باشور.
ـ سهپاندنی سهروهریی دهوڵهت بهسهر ئاسمانی عێراق لهڕێگهی بههێزكردنی بهرگریی ئاسمانی به سیستهمێكی پێشكهوتوو كه تهنیا به بڕیاری عێراقی كاربكات.
ـ كردنهدهرهوهی شهڕكهرهكانی په,كهكه لهناو خاكی عێراق بهشێوهیهكی تهواوهتی و كۆتایهێنان به بههانهی توركیا بۆ هێرشكردنهسهر خاكی عێراق.
ـ كردنه دهرهوهی سهربازانی توركیا له خاكی عێراق.
ـ سوپای عێراق سنورهكانی ههرێمی كوردستان بگرێتهدهست و ئهمه بكرێت به ئهركی تاقانهی سوپای عێراق.
ـ كردنه دهرهوهی گروپهكانی ئۆپۆزسیۆنی ئێران له باكوری عێراق بۆ ئهوهی خاكی عێراق نهبێت به خاڵی هێرش بۆسهر وڵاتانی دراوسێ.
ـ بڕیاری دارایی و ئابووری عێراق له ههژموونی ئهمریكا رزگار بكرێت.
ـ بڕیاری سیاسی عێراق له ئهمریكا رزگاربكرێت و كۆتایی به دهستوهردانی باڵیۆزخانهی ئهمریكا بهێنرێت.