کاش بفهمید که آدما همیشه منتظر شما نمیمونن. یکم که ببینن وجودشون نادیده گرفته میشه، یکم که بیاهمیتی از حد بگذره، یکم که امنیتشون در معرض خطر قرار بگیره و غرورشون له بشه، همه چیز رو میذارن و میرن سراغ اونی که متوجهشون باشه، اونی که حواسش باشه و مراقب حال خوبشون باشه.
حتی اگر این رفتن فیزیکی رخ نده.
حتی اگر این رفتن فیزیکی رخ نده.
بالاخره باید به روی آدما بیاریم که دروغاشون رو میفهمیم یا نباید؟
میگم حالا که دستت رو دستگیرهی دره، یا بازش کن و برای همیشه برو، یا قفلش کن و تا ابد پیشم بمون. این نصفه نیمه بودنت اصلا قشنگ نیست.
هی این فاصلهی بینمون گندهتر و گندهتر میشه. انقدری که یه روز، دیگه نتونم توی دستام نگهش دارم و میدونم که در نهایت، یه جا مجبور میشم رهاش کنم و ازش رد شم.
روزی پنجاه بار به خودت بگو:
«زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد»
«زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد»
اگھ مسیر فردا
عوض شھ
ولی عوض نمیشم من
اینو قول' میدم بت!👀
3'13
عوض شھ
ولی عوض نمیشم من
اینو قول' میدم بت!👀
3'13
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
+ هنوز از دستم دلخوری؟
- کاری کردی که دیگه دلخور نباشم؟
- کاری کردی که دیگه دلخور نباشم؟
من دارم میرم. دور میشم. تو همونجا بشین. روی همون صندلی. موقعی که رفتم و در رو پشت سرم بستم، مطمئن باش چند بار دوباره بازش میکنم. و احمقانه سعی میکنم بدون این که خودم دیده شم چک کنم ببینم تو هنوز همونجایی یا نه. باش. نیا دنبالم. بذار با خیال راحت توی تنهایی خودم برم. بذار با خیال راحت، همیشه تو رو روی اون صندلی در کمال آرامش یه گوشهی قلبم نگه دارم.
وقتی میتونید با یه جمله جوابمونو بدید چرا انقدر زیاد توضیح میدید دقیقا؟ :)))
بعد از مدتها که کمتر توی آشپزخونه دیده میشدم، امشب غذا پختم. و حقیقتاً رقیق شدم از این همه لذت که توی آشپزی، توی پختن، توی سرخ کردن، توی شکل دادن به کتلت کف دستت، توی تغییر رنگ دادن مواد غذایی وقتی حرارت میبینن، توی ترکیب رنگ فلفل دلمهای و گوجه و بادمجون و سیب زمینی سرخ کرده و کتلت، توی مدیریت کردن سه تا ماهیتابهای که به طور همزمان دارن روی گاز حرارت میبینن، توی خوردن غذایی که خودت پختی بعد از یک ساعت سر پا ایستادن جلوی گاز، وجود داره.✨
قطعا اگر بخوام زندگیم رو چند بخش کنم، یه بخشیش رو برای غذا پختن و بازی با رنگ و مزهی مواد غذایی کنار میذارم. نمیتونم این لذت رو با چیز دیگهای عوض کنم.
قطعا اگر بخوام زندگیم رو چند بخش کنم، یه بخشیش رو برای غذا پختن و بازی با رنگ و مزهی مواد غذایی کنار میذارم. نمیتونم این لذت رو با چیز دیگهای عوض کنم.
Forwarded from .
درکتون نمیکنم و کاملا حق میدم که شماهم درکم نکنین.