Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
دور نشو، دورتر شو.
یه جایی خوندم نوشته بود که:
خدا گاهی برای حفاظت از شما بعضی آدما رو از زندگیتون خارج میکنه. دنبالشون ندوید.
خدا گاهی برای حفاظت از شما بعضی آدما رو از زندگیتون خارج میکنه. دنبالشون ندوید.
داشتم موهامو میکشیدم و تستای عربی رو میزدم. یهو یگانه برام یه پفک کامل آورد. بحث عوض شد اصن. :)))
-If our grave was watered by the rain, would roses bloom? 👀🌧
ولی یه روز همین ساعتا با هم کولههامونو میندازیم رو دوشمون، دوربینامونو بر میداریم و با یه فلاکس چایی کل خیابونای این شهر رو کنار هم قدم میزنیم.
-قول!👀
-قول!👀
Consequences Luca D Alberto
<unknown>
این همه از پرواز گفتیم، حالا یکم سکوت کنیم ببینیم پرواز چی میگه!
اسم ترکشُ گذاشتم: رشد.
من با این آهنگ به مغزم نظم میدم. با این آهنگ میتونم بنویسم. میتونم نقاشی بکشم. من با این آهنگ میرقصم، راستش خوب بلدم با هر کدوم از ضرب آهنگاش چیجوری به آسمون برسم. با این آهنگ فقط کافیه چشمامو ببندم تا توی دنیای خودم قرار بگیرم. با این آهنگ خیلی راحت میتونم صدای مغزمو بشنوم.
من با این آهنگ خودمم.
از من میپرسید هنر چیه؟ هنر همینه. همین.
من با این آهنگ به مغزم نظم میدم. با این آهنگ میتونم بنویسم. میتونم نقاشی بکشم. من با این آهنگ میرقصم، راستش خوب بلدم با هر کدوم از ضرب آهنگاش چیجوری به آسمون برسم. با این آهنگ فقط کافیه چشمامو ببندم تا توی دنیای خودم قرار بگیرم. با این آهنگ خیلی راحت میتونم صدای مغزمو بشنوم.
من با این آهنگ خودمم.
از من میپرسید هنر چیه؟ هنر همینه. همین.
راستش توی این روزا تنها ساعتی که وقت دارم گوشیم رو چک کنم، حد فاصل دم کشیدن چای تا خوردن صبحانهس.
و حقّا که زندگیم اینجوری قشنگتره. خیلی قشنگتر!👀
و حقّا که زندگیم اینجوری قشنگتره. خیلی قشنگتر!👀
میرم زیر دوش میگم: غسل میکنم، غسل صبر، غسل شُکر، غسل نشاط، غسل «چاکرتیم خدا» برای رضای خدا قربة الی الله. :)))
اگه چیزایی که میگم رو میفهمی، خودم یه جوری گفتم که بفهمی و اگر احساس میکنی نمیفهمی، بازم خودم یه جوری گفتم که فهمیده نشن؛
و خب متاسفم که اینو میگم اما این فهمیدن/نفهمیدنه به خاطر وجود هیچ قدرت ماوراییای در تو نیست عزیزم!
Understand?😏
و خب متاسفم که اینو میگم اما این فهمیدن/نفهمیدنه به خاطر وجود هیچ قدرت ماوراییای در تو نیست عزیزم!
Understand?😏
باید یه دستگاهی بسازم که هر وقت خواستم به یکی اعتماد کنم با پشت دست محکم بزنه تو صورتم.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
خستهتر از واژهی خسته دراز کشیدم و دستام رو دو طرف بدنم گذاشتم. چشمام رو بستم و تلاش کردم روحم رو از بدنم جدا کنم. روی تصویر جدا شدن روح از بدنم تمرکز کردم. دقیقا لحظهای که جدا میشه و اون حسی که به تنم میده.
این کاریه که فقدان با آدم میکنه.
این کاریه که فقدان با آدم میکنه.