اینجا جوین نده، نیستم دیگه
173 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
چو عاشق می‌شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا چه موج خون‌فشان دارد.
عزیزم؛
فقط چون حرفای تو درسته دلیل نمی‌شه حرفای من اشتباه باشه.
بالاخره هر چی باشه تو چشمای خودتو داری، منم برا خودمو!!👀
خدایا
تو بساز
کھ تو بسازی
خوشگل‌ترھ!!

-🌊-
-دو تا دو ' دو تا یک-
Forwarded from elio (Lele)
راستش من خودمم نمی‌دونم دردم چیه؛ فقط می‌دونم هر چی هست، درمونش فقط دست حسینه...
همون لحظه که فهمیدید اولویت نیستید، ترجیح بدید تو لیست گزینه‌های انتخابی هم نباشید. تمام.
به جای این که همینجوری غصه بخوری پاشو یه چوب دارچین بنداز تو قوری تا ببینم بعدش غصه خوردن داره یا چای دارچینی.
مادر جانم! ولی بالاخره یه روز می‌آد که روز مادرو کنار خودت جشن می‌گیریم. اون روزی که همه اهل خانواده هم هستن...
هر از چند گاهی خودتونو از چشممون بندازید. اینجوری کار واسه ما هم ساده‌تر می‌شه.
ما می‌دوئیم تند، جوری که ندوئیدیم تا حالا.

- 44' -
منم آرومم، زل می‌زنم به نور جای تو.
میشینم پشت میز و روی صفر تا صدِ شکل گرفتن بغض توی گلوم تمرکز می‌کنم. بعد می‌رم جلوی آینه و روی گردنم دنبالش می‌گردم و سعی می‌کنم پیداش کنم. اما نیستش. از بیرون اصلا معلوم نیست. پس چیجوری از تو انقدر بزرگه؟
متاسفم که اینو می‌گم اما خب واقعا تا جایی که یادم می‌آد من بودم و هوای سرد و تو؟ تو نبودی.

تو هیچ اثر گرمایی‌ای تو روزای سرد من نداشتی. پس حالا که خودم و تنها خودم، تونستم فضای اطرافمو گرم کنم، بهم حق بده اگر نخوام تو رو توش راه بدم.
Forwarded from elio (Lele)
آدم یا ربات بی‌پیچ؟
حرفایی که بهت می‌گم تمام چیزی نیست که هست.
برای روز خوبی که امروز بود.

توی کتابخونه ساعت 6 اینا دیگه جونی تو تنم نمونده بود و خیلی خسته شده بودم. می‌خواستم برگردم خونه و یه راست برم توی تختم. به خودم گفتم: میشه وا ندی؟ دو ساعت مونده بشه ده ساعت! دو ساعت دیگه بخونی، رکوردتو جابجا کردی. جان من تمومش کن!

هیچی دیگه. رفتم یه کرانچی برا خودم خریدم و به خودم گفتم: هر تست، یه کرانچی. عینکمو زدم، موهامو سفت اون بالا بستم و 10 ساعت رو تکمیل کردم!🙆🏼‍♀ هیچوقت فکر نمی‌کردم توانشو داشته باشم که تو یه روز، 10 ساعت درس بخونم! این کنکور هر روز داره یه شگفتی جدیدی رو از خودم برام آشکار می‌کنه. به خاطر همینه که عاشقشم!
راه می‌رفت و بلند بلند برای خودش می‌خوند: ای که خودت طوفانی، آرامم کن!

-🌊-
-اسفند، بالاخره!-
صبحِ بیداری از یه روز پر از خستگی انقدر قشنگه که کاش هر روز خودمونو خسته کنیم تا بتونیم شبش راحت بخوابیم!
گفت: می‌شه نری کتابخونه؟ کرونا می‌گیریا.
گفتم: عزیز دلم، کرونا اون چیزی نیست که بخواد منو بترسونه. این فکت، من اون چیزی‌ام که کرونا باید ازش بترسه. چون اگه خودش ازم فرار نکنه و بخواد بمونه، خودم می‌شم اونی که راه کشتنشو پیدا می‌کنه. آره بابا جان! من با کرونا نمی‌میرم. یعنی نمی‌تونم با کرونا بمیرم اصلا! مرگ من باید باشکوه‌تر از این حرفا باشه. :)))
کاش یک بابای لنگ دراز داشتم.
اصلا سیب‌زمینی‌ای که به سرخ کردن رواست، به آبپز کردن حرامه!
چیلدرن!

صد نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول تبع مردم صاحب نظر شود.