اینجا جوین نده، نیستم دیگه
172 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
Wish yu taught me how to forgot.
اما حالا حالم بهتر است و تو هیچ جایی در این حالم نداری. این به من احساس قدرت می‌دهد.
از خودم راضی هستم و این رضایت، پررنگ‌ترین احساسیست که این اواخر داشتم. در حال ساختن دنیایی مطابق میلم هستم و این معرکه است.
فکر کردن به این موضوع که حجم زیادی از روزای خوبم هنوز نرسیدن می‌‌تونه از چشمام قلب و ستاره سرازیر کنه!
کاش برای حرف زدن، نگاه کافی بود.
Use yur imagination and see us here.
هوا را با بازدممان آلوده نکنیم.
موهایش فر بود و پیچیدگی داشت؛ درست مثل افکارش.
و گویی آدمی فناناپذیر است؛ مادامی که خدا را دارد.
والا دیگه نمی‌دونم این حجم از نبودنت رو کجای دلم جا بدم.
من می‌دانستم که عوض شده‌ام. می‌دانستم که تغییراتی در من ایجاد شده که مرا تبدیل به انسانی جدید کرده‌است. و می‌دانستم که این تغییرات پایانی‌ام نیست. هر روز با مواجهه با هر مسئله‌ی کوچک و بزرگی، کارایی مغزم را می‌سنجیدم و خودم را در شرایط گوناگون امتحان می‌کردم.

من عوض شده بودم و از این بابت خوشحال بودم. کنترل زندگی‌ام را در دست داشتم و در حال ساخت دنیایی مطابق میلم بودم. معرکه بود.
من دریا می‌شم برات؛
تو بیا همه‌ی غماتو بریز توی من.
دلم برای عشق تنگ است اما خب من را چه به این حرفها؟
ما حالمونم که بد بشه، می‌دونیم چیجوری خوبش کنیم که یه وقت عقب نمونیم از حال روزای خوبمون!👀
هر شب فکر پرواز !
Forwarded from elio (Lele)
من درخت خشکم که با ریشه‌هام می‌رم راه !
حالم خوب است.

این روزها انقدر مشغول رسیدگی به خودم هستم که وقت سر خاراندن هم ندارم.
روزای خوب سر راهمونن الهه جانم!
دیگه رنگی ازت نمونده که بخوام براش بجنگم.
نشسته بودم و داشتم ریاضی می‌خوندم. یهو احساس کردم که نیاز دارم بلند شم و خودمو دوست داشته باشم. آهنگ رو پلی کردم. آهنگ Feel از Post malone بود. رفتم جلو آینه و شروع کردم بدنمو با ضرب‌آهنگاش تکون دادن. مثل باد حرکت می‌کردم و حرکت می‌دادم. دستام، پاهام، سرم، بدنم. پرده‌ها رو کشیده بودم و در اتاقم بسته بود. انگار تو دنیای خودم بودم. برام مهم نبود تازه از خواب بلند شدم و چشمام پف دارن یا موهام چقدر ژولیده‌ن. برام مهم نبود حرکاتم بیشتر شبیه یه مرد عنکبوتی ناشیه یا چقدر مسخره دارم می‌چرخم. حتی مهم نبود که چشمام خط چشم ندارن و تی‌شرت و شلوارم گشادتر از اونی‌ان که بشه توشون خودمو ببینم. اما من دیدم. الهه رو لابلای حرکاتش و گشادی لباسش و پف چشماش و آشفتگی موهاش دیدم. اونجاست. همیشه اونجاست‌. همیشه وقتی کادرها محو می‌شن می‌تونم ببینمش. هر روز منتظرمه که برم سراغش تا بتونه سوپرایزم کنه با قابلیت‌هاش. دلش می‌خواد پیداش کنم و بفهممش.

مهم نیست اگر شماها بلد نیستین یا نمی‌تونین دوسش داشته باشین یا بفهمینش. من می‌تونم. من دنبالش می‌گردم تو ظریف‌ترین سیگنال‌هایی که می‌فرسته و اون همیشه هیجان‌زده‌م می‌کنه.
داره ترمیم می‌یابه، داره زخماشو می‌بنده و من دارم کمکش می‌کنم که وقتی بلند شد این راه رو دوتایی با هم رنگی کنیم تا تهش.
شیفتگان پرواز را
میل خزیدن نیست.