Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
میخوابیم چون درکِ عظمت شب از تواناییامون خارجِ!
میخوام بازم بیان اون روزایی که انگشتای تو روی پیانو بودن و پاهای من روی ابرا.
https://t.me/konje_enzeva/1662
[ عمر و جانم را فدای راه عشقت میکنم/ مرز ایرانی و هستم آرشت؛ آه ای دریغ. ]
مهجور
[ عمر و جانم را فدای راه عشقت میکنم/ مرز ایرانی و هستم آرشت؛ آه ای دریغ. ]
مهجور
راستش را بخواهید در این شبها ترجیح میدهم تمرکزم را روی ریتم « حسین، حسین » گفتنم بگذارم تا دغدغههای آبکی و زرد دنیای تکنولوژیکالتان.
چند بار تا حالا اومدی ثواب کنی کباب شدی؟ نمیخوای بس کنی دیگه نه؟
چشمانم ضعیف شده و دیگر اجسام دور را به وضوح قبل نمیبینم.
این موضوع ناراحتم میکند.
این موضوع ناراحتم میکند.
من خودم توجیهم که دیگه نباید پیگیری کنمت. اما خب قلبم خیلی وقته یه امپراطوری جدا از من داره برای خودش.