اینجا جوین نده، نیستم دیگه
172 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
~. تو میخوای بازی نکرده برنده شی ولی نمیدونی این شرایط تو بازی تعریف نمیشه و قرارم نیست بشه.!!
ما در ذهن آدمی که رهایمان کرده، چگونه‌ایم؟ غیرقابل تحمل، ایستاده در قاب خاطره‌ای چرک گرفته، آغشته به خشم و نفرت، با آخرین جمله‌های ردوبدل شده، پر از خطا و گناه. آدمی که ترک‌مان می‌کند و درها و پنجره‌ها را هم پشت سرش می‌بندد، قبل از این‌که بفهمیم در دادگاهی که در آن غایب بوده‌ایم، محاکمه‌مان کرده، رأی صادر کرده به تبعید و حبس ابدمان در دورترین نقطه ذهن و حافظه‌اش. و نمی‌داند که ما چند بار بعد از رفتنش، خودمان را زیر سؤال برده‌ایم. بی‌انصاف‌تر از او، خودمان را سرزنش کرده‌ایم، بارها حق را بین او و خودمان جابه‌جا کرده‌ایم، آن‌قدر که تصویرهای واقعی از گذشته‌مان هم کدر شده‌اند. کاش آدم‌هایی که رهایمان می‌کنند، گاهی وقت‌ها مثل ما به خوشیِ کوتاه یک خاطره مشترک برگردند، که عشق همیشه در مراجعه است، اما نفرت نه.
بعضی وقتا هم نباید کنار اومد‌.

باید کنار رفت.
دور نشو، دورتر شو.
اینجوریه که به در می‌گیم دیوار بشنوه، پنجره به خودش می‌گیره.
Forwarded from خط سوم
در من خستگی‌های مختلف، از هم سبقت میگیرند.
در من عصبانیت‌های مختلف با هم کشتی می‌گیرند.
در من افسردگی‌های مختلف، از هم سبقت می‌گیرند‌.
دراین که ما قاتلای ماهری هستیم شکی نیست؛ موضوع اینه که کشتن آدما راحت تره یا احساسات؟!.~
~.دیگران را رها کن
تو برو خود را باش.
کاش یک چیزی بخوریم که بشورد ببرد این غم را.
هانیا اینکه فکر کنین چون دو بار باهاتون چشم تو چشم شدیم روتون کراش داریم چرت‌ترین ایده‌ی ممکنه.
امروز یه صحنه‌ی خیلی قشنگی رو دیدم که چشمامو قلبی کرد و می‌خوام سعی کنم تصویرسازیشو توی ذهنتون انجام بدم الآن.

یه بابایی و دخترش پشت موتور نشسته بودن. دختره حدوداً هفت ساله و خیلی کوچولو بود و جلوی پدرش نشسته بود و موهای طلاییش با باد پخش می‌شد تو هوا و روی سینه و دستای پدرش‌. پدرش هم یه مرد بزرگ که ته‌ریشا و موهای مشکی داشت و داشتن با همدیگه آواز می‌خوندن. بابائه با صدایی بلند و فارغ از هیاهو می‌خوند و دختره دستاشو باز کرده بود و جفتشون از خوشحالی لبخند گشادی رو لبشون بود.

یه لحظه این اومد تو ذهنم که این قاب یکی از قشنگ‌ترین و متناقض‌ترین کادرهاییه که دیدم. دو ضدّی که همدیگه رو تکمیل می‌کنن. دختره احتمالاً نرم‌ترین و بابائه احتمالاً محکم‌ترین که نه این بی‌ اون کامله، نه اون بی این. :)))
تو می‌خوای بشکنی، خب باشه بشکنیم.
برام نوشته:

« بپرهیز از تنهایی که از تنهایی بلا خیزد. »
https://t.me/theGabbro/7313

صحیحه، حرفی توش نیست. :)))
خدایا میگم
مشکلات ب این پیچیدگی میزاری سر راھ آدم
قدرت درک و حلشم بدھ
شکرت!'
~یه حالتی هست که حرفاتونو یجوری میزنید که ما انقد بیشتر بپرسیم تا به چیزی که میخواین برسین :| حقیقتن خوبه که بدونین برای ما اهمیتی نداره.