اینجا جوین نده، نیستم دیگه
172 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
همسایه روبروییمون اینا اسباب کشی کردن رفتن. پدرم می‌گفت که این همسایه جدیده یه دختر و پسر جوون دارن. امروز داشتم با بدترین قیافه‌ی ممکنم می‌رفتم کتابخونه که یهو توی راه پله پسره رو دیدم. سلام کردیم و انقدر ماشاءالله « فتبارک الله احسن الخالقین » بود که هول شدم و وقتی داشتم از کنارش رد می‌شدم محکم خوردم بهش :)))

و اینگونه بود که بنده هنوز نرسیده لگد دیگری به بختم زدم.
خاموش می‌کنم چراغ را٬
آنچه نمی‌بینم
زیباتر است.
«نَسوا اللهَ، فَنَسیَهُم»
آنها خدا را از یاد بردند و خدا هم آنان را فراموش کرد.

۶۷ - توبه
تا حالا دلتنگ دستی که هیچوقت نگرفتید شدید؟
که سکوت کنم و مظلوم‌تر شم؟
نگران نباش اگر لیاقتشو داشته باشی از دستش نمی‌دی‌.
اون به اسمی صدات می‌زنه که من روت گذاشتم.
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون/ دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون.
همه‌چیز انگار یک جور تصنعی است.
ای عشق تو نگذار به ناگزیری برسم.
از نبودنت گله نمی‌کنم چون بودنت بدتره.
بسیار عمیق ب نظر می رسید و در عین حال بسیار بی معنی.. !'
اشکال نداره. من حرفامو توی خودم می‌ریزم ولی اجازه نمی‌دم تو بابت به زبون آوردنشون مسخره‌م کنی.
در من انگار تیمارستانی آدم قصد خودکشی دارند.
معذرت نخواه ازم تو طعم لبخندو از من گرفتی.
می‌بازی چون داری مثل بازنده‌ها بازی می‌کنی.
مهم نیست که تو چقدر واسش تلاش کنی. اون فقط کارایی که نکردی رو می‌بینه.
Forwarded from فاوانیا
اصرار اطرافیان برای این‌که بدونن چی شده و عدم تمایل فرد ناخوش برای حرف‌زدن، باعث می‌شه که آدم، نهایتا، بخش‌هایی از قضیه رو که کم‌اهمیت‌تره، خلاصه‌وار بهشون بگه. بعد اون‌‌ها، از روی محبت، درمورد اون موقعیتی که توصیف کرده، حرف‌های دلگرم‌کننده‌ای بهش می‌زنن. و اون همین‌جوری که زل زده تو چشم‌هاشون و موقعیت واقعی تو پس‌زمینه ذهنشه، با خودش فکر می‌کنه «چی می‌شد چیزی که تو می‌دونستی، همه‌ی واقعیت بود و نه چیزی بیشتر؟»