ازش دلخوری ولی بهش نمیگی. چون دیگه انقدر دلت ازش خوره، که ارزشش رو واست از دست داده. چون دیگه چیز خاصی رو تو رابطه نمیبینی که بخوای واسش بجنگی.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
لاکپشت کوچولو دلش میخواست حرف بزنه که مرغ دریایی در گوشش گفت: لاکپشتا هیچوقت حرف نمیزنن. و وقتی لاکپشت کوچولو ساکت شد، اونو خورد.
همسایه روبروییمون اینا اسباب کشی کردن رفتن. پدرم میگفت که این همسایه جدیده یه دختر و پسر جوون دارن. امروز داشتم با بدترین قیافهی ممکنم میرفتم کتابخونه که یهو توی راه پله پسره رو دیدم. سلام کردیم و انقدر ماشاءالله « فتبارک الله احسن الخالقین » بود که هول شدم و وقتی داشتم از کنارش رد میشدم محکم خوردم بهش :)))
و اینگونه بود که بنده هنوز نرسیده لگد دیگری به بختم زدم.
و اینگونه بود که بنده هنوز نرسیده لگد دیگری به بختم زدم.
«نَسوا اللهَ، فَنَسیَهُم»
آنها خدا را از یاد بردند و خدا هم آنان را فراموش کرد.
۶۷ - توبه
آنها خدا را از یاد بردند و خدا هم آنان را فراموش کرد.
۶۷ - توبه
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون/ دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون.
اشکال نداره. من حرفامو توی خودم میریزم ولی اجازه نمیدم تو بابت به زبون آوردنشون مسخرهم کنی.