Forwarded from Gabbro
میگم من اجتماعی نیستم، ترجمه میکنه اعتماد به نفس صحبت در جمع را ندارد. میگم تحمل جمع رو ندارم ترجمه میکنه اعتماد به نفس ابراز خود در جمع را ندارد. کاش اعتماد به نفسم رو از ته کمد در بیارم بکوبم تو صورتت ببینی مشکل اعتماد به نفس نیست. من به جمع شما تعلق ندارم. من از شما متنفرم.
Forwarded from Untolds. (~Negar)
همه ی آدمای نفرت انگیز زندگیمو باید جمع کنم تو یه اتاق حبس کنم و انقدر بذارم اونجا بمونن تا از گرسنگی همدیگرو بخورن.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
فقط ارزش اینو داری که نگامو ازت بگیرم.
Forwarded from ExDa
میبینید زندگی قشنگی برای خودتون ساختید ولی ازش راضی نیستید؟ بخاطر اینکه برای بقیه ساختیدش. چیزایی نیست که خودتون دوست دارید. برای خودتون باشید.
اگر تو خودت نمیخوای پیدا شی، متاسفم من وقتمو واسه دنبالت گشتن صرف نمیکنم.🤷🏼♀
متاسفانه این دروغایی که خام خام به خوردم میدین، سر دلم میمونه و هضم نمیشه. به همین دلیله که میخوام بالا بیارم روتون.
Forwarded from I sing myself
آدم تو بعضی غم هاش شدیدا تنهاست، اندازه یه کهکشان تنهاست.
انگار خشت دوم نشسته منتظر که فقط خشت اول رو کج بذاری یه بهونه واسه تا ثریا کج رفتن داشته باشه.
وای کاش قیافهی دکتر رو وقتی این پسره داشت میخوند استیکر کنن :)))
هر کاری خودتون فکر میکنید درسته بکنید که پس فردا منتشو سر ما نذارید.
ازش دلخوری ولی بهش نمیگی. چون دیگه انقدر دلت ازش خوره، که ارزشش رو واست از دست داده. چون دیگه چیز خاصی رو تو رابطه نمیبینی که بخوای واسش بجنگی.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
لاکپشت کوچولو دلش میخواست حرف بزنه که مرغ دریایی در گوشش گفت: لاکپشتا هیچوقت حرف نمیزنن. و وقتی لاکپشت کوچولو ساکت شد، اونو خورد.
همسایه روبروییمون اینا اسباب کشی کردن رفتن. پدرم میگفت که این همسایه جدیده یه دختر و پسر جوون دارن. امروز داشتم با بدترین قیافهی ممکنم میرفتم کتابخونه که یهو توی راه پله پسره رو دیدم. سلام کردیم و انقدر ماشاءالله « فتبارک الله احسن الخالقین » بود که هول شدم و وقتی داشتم از کنارش رد میشدم محکم خوردم بهش :)))
و اینگونه بود که بنده هنوز نرسیده لگد دیگری به بختم زدم.
و اینگونه بود که بنده هنوز نرسیده لگد دیگری به بختم زدم.
«نَسوا اللهَ، فَنَسیَهُم»
آنها خدا را از یاد بردند و خدا هم آنان را فراموش کرد.
۶۷ - توبه
آنها خدا را از یاد بردند و خدا هم آنان را فراموش کرد.
۶۷ - توبه