ولی یه شب همین ساعتا خسته و له برمیگردیم خونه. ماشینو تو پارکینگ پارک میکنیم و سوار آسانسور میشیم. خریدا رو میذاری رو اپن و میری شلوارک چهارخونهت رو میپوشی و منم یکی از هودیای تو رو. تو آشپزخونه خریدا رو جابجا میکنم که اسممو صدا میزنی و میگی بیا چنتا فیلم ترسناک دانلود کردم ببینیم و تا خود صبح کولرو روشن میذاریم که خونه بشه قطب جنوب و مام دو تا خرس قطبی که فقط بلدن به روشهای سنتی گرم کنن خودشونو.
تا به کی باید رفت، از دیاری به دیاری دیگر/ نتوانم، نتوانم جستن٬ هر زمان عشقی و یاری دیگر/ کاش ما آن دو پرستو بودیم/ که همه عمر سفر میکردیم/ از بهاری به بهاری دیگر.
فروغ
فروغ
باور کنید وقتی که هر دو لپم رو پر از خوراکیهای خوشمزه و غذا کردم، چشمامو بستم و آروم دارم شروع میکنم به گاز زدن، خوشبختترین دختر روی کرهی زمینم و هیچ کدومتون نمیتونین آسیبی بهم بزنین و آره چقدر مشکلاتمون خندهدار میشن.
Forwarded from Gabbro
خوبه آدم هرچند وقت یکبار خودش رو در معرض اجتماع قرار بده تا مطمئن شه بهش تعلق نداره.
موهای من هیچ وقت از یه حدی بلندتر نمیشن. فرشون بیشتر میشه فقط هی.
قاشق پنیر رو نکنید تو مربا.
قاشق پنیر رو نکنید تو مربا.
قاشق پنیر رو نکنید تو مربا.
قاشق پنیر رو نکنید تو مربا.
قاشق پنیر رو نکنید تو مربا.
قاشق پنیر رو نکنید تو مربا.
قاشق پنیر رو نکنید تو مربا.
قاشق پنیر رو نکنید تو مربا.
قاشق پنیر رو نکنید تو مربا.
فقط اگر یه وقت احساس کردین که میخواید از زندگیم برید بیرون، یه جوری محو کنین خودتونو که حتی اگر جایی راهمون به هم خورد بپیچید اونطرف که چشم تو چشم نشیم.
ولی چقدر طول میکشه تا بوی عطر آدمای از دست رفته رو فراموش کنیم؟
چقدر طول میکشه تا دلمون یاد بگیره دیگه برای آدمای اشتباهی تنگ نشه؟
انقدر اینجا تو تنهاییام حرف زدم، اینا بهم میگن دیوونه. اینا نمیبینن تو رو کنارم فکر میکنن من دارم با خودم حرف میزنم.
دیگه خاطراتی که نداریم دارن از خاطراتی که داریم بیشتر میشه تعدادشون.
+ موقع رفتن منتظر بودم اسممو صدا بزنی و بهم بگی نرو، تا برگردم.
- موقع رفتن منتظر بودم برگردی تا صدات بزنم و بهت بگم نرو.
- موقع رفتن منتظر بودم برگردی تا صدات بزنم و بهت بگم نرو.