باهام با خشونت برخورد کنید.
موقع اتو کردن لباسم یه مورچه رو هم اتو کردم.
موقع اتو کردن لباسم یه مورچه رو هم اتو کردم.
میگفت چشامو میبندم که نبینمش ولی پشت پلکای بستم بجای سیاهی اونو میبینم :))
Forwarded from سَبيدو
دیگه غم توی صورتش نبود، بلکه عضوی از صورتش بود، چشم و ابرو، دماغ و دهن، و غم
الان باید برگردم عقب ببینم کی بودم؛دوبارہ ھمونو بسازم.
گیری افتادیم ..!’
گیری افتادیم ..!’
با چه رویی میگویید: «دستت درد نکنه»؟
اتفاقاً دستمان درد میکند. خیلی هم درد میکند. مگر نمیبینید؟
اتفاقاً دستمان درد میکند. خیلی هم درد میکند. مگر نمیبینید؟
چونکه یه روز نشستم فکر کردم دیدم اگر قرار باشه بخوای همه رو راضی نگه داری و اونی بشی که اونا میخوان، هیچوقت موفق نمیشی. اما اگر بخوای اونی شی که خودت میخوای و فقط رضایت خودت برات مهم باشه، راه دوری هم نمیخواد بری.
حالا اون رضایت درونیه هم بالاخره فاکتورهای شیرافکن خودش رو داره.
حالا اون رضایت درونیه هم بالاخره فاکتورهای شیرافکن خودش رو داره.
هر چی دورت کنه از خونه بده. هر کی دورت کنه از خودت دوست نیست. امروز اگه غمگینی یادت نره مری شادی رو، امروز آخرین روز نیست. صدبار خودمو کوبیدم به دیوار که بتونم بگذرم ولی خوردم زمین هر بار، به خودم گفتم واسه رد شدن از اون فقط یه بار کافیه بریزه پس میرم سمتش، میرم واسه صد و یکمین بار مری؛ به امیدی که این آخرین باره و من رد میشم اگرم خوردم زمین باز میرم سمتش واسه صد و دومین بار مری، چون امید دارم این آخرین باره و من رد میشم اگرم خوردم زمین باز میرم.
هزار کس بود و نبود، یه بار بود، موند تا ابد. من و تو هم میرسیم بهش، میگذریم از خودمون واسه عشق. یه نوره تو قلبم «ایمان». باید مراقبش باشم چون این تنها چیزیه که کمک میکنه وقتی خوردم زمین، باز از جام پا شم.
مری - او و دوستانش
هزار کس بود و نبود، یه بار بود، موند تا ابد. من و تو هم میرسیم بهش، میگذریم از خودمون واسه عشق. یه نوره تو قلبم «ایمان». باید مراقبش باشم چون این تنها چیزیه که کمک میکنه وقتی خوردم زمین، باز از جام پا شم.
مری - او و دوستانش