باهام با خشونت برخورد کنید.
موقع اتو کردن لباسم یه مورچه رو هم اتو کردم.
موقع اتو کردن لباسم یه مورچه رو هم اتو کردم.
میگفت چشامو میبندم که نبینمش ولی پشت پلکای بستم بجای سیاهی اونو میبینم :))
Forwarded from سَبيدو
دیگه غم توی صورتش نبود، بلکه عضوی از صورتش بود، چشم و ابرو، دماغ و دهن، و غم
الان باید برگردم عقب ببینم کی بودم؛دوبارہ ھمونو بسازم.
گیری افتادیم ..!’
گیری افتادیم ..!’
با چه رویی میگویید: «دستت درد نکنه»؟
اتفاقاً دستمان درد میکند. خیلی هم درد میکند. مگر نمیبینید؟
اتفاقاً دستمان درد میکند. خیلی هم درد میکند. مگر نمیبینید؟