اینجا جوین نده، نیستم دیگه
172 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
لاک‌پشتم نشدیم هر وقت خواستیم تو خودمون باشیم پاشیم بریم تو لاکمون.
شما که خدا رو هم از آفریدنت پشیمون کردی بزرگوار.
Forwarded from .
خداوندا گوشی لعنتیو از من و الهه و سارا و تمام امتحان دارا بگیر
به من قول می‌ده سیگار نکشه و به سیگار قول می‌ده زیر قولش بزنه.
خوب می‌فهمید اتفاقاً.
خودتونو می‌زنید به نفهمیدن فقط.
Hello
Evanescence
💙 برای هانا و دردهایش.
وقت بذار انقدر حرفای خودتو به خودت بزن که تبدیل بشن به یه باور برات.
به خاطر اینه که ما یاد گرفتیم یه رابطه رو چجوری قشنگ شروع کنیم و قشنگ ادامه بدیم. اما یاد نگرفتیم چجوری قشنگ تمومش کنیم. جوری که طرفین رابطه کمترین ترکش رو متحمل شن و اونقدری زخم نخورن که سالها مشغول ترمیم اون زخما باشن و خودشونو از آدمای دیگه‌ی زندگیشون دریغ کنن.

و حقا که اگر یاد گرفته بودیم دنیای این همه آدم خاکستری نبود.
[ که خر شو که کر شو که کور شو دهان را ببند. ]
و حال از هم دوریم. در فرهنگ لغتمان کلمات معانی‌شان را از دست داده‌اند و دیگر «من» و «تو»، «ما» نمی‌شود. گویی از بدو دو خط موازی بوده باشیم.
مرا می‌بینی و هر دم/ زیادت می‌کنی دردم.
تو را می‌بینم و میلم/ زیادت می‌شود هر دم.
هیچ‌کس مثل تو نیست. ولی مسئله اینجاست تو خودتم نمی‌خوای باشی آخه.
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو ؟
ساقیا جام می‌ام ده تا بیاسایم دمی..
دارم رنگای مورد علاقه‌م رو می‌زنم به در و دیوار زندگیم. اگر چشمتون رو می‌زنه ممنون می‌شم برید کنار که یه وقت رنگی‌ هم نشید.
پسر جون فعلاً تمرکزت رو بذار روی خط ریشت. واسه عشق و عاشقی وقت هست.
کاش خودتونو تو من توان دیدن بود.
فقط ارزش اینو داری که نگامو ازت بگیرم.
[ و ما چقد تکراری شده‌ایم که تو تکرار نمی‌شوی دیگر؛ ]
و یه سری آدم هستن، نه خیلی دور، که خیلی نزدیک، همین دور و اطراف، که بدیهیات و سیمپل‌ترین المان‌هایی که مغزتون درباره‌ی زندگی تعریف می‌کنه رو ندارن. و به چشم یه حسرت بهش نگاه می‌کنن.
شما می‌رید داخل صفحه‌ی اینستاگرامتون، و با علم به این موضوع و با این تصور که: اوکی من فقط دارم روزمرگی‌هام رو شیر می‌کنم و قانون اساسی کشورم این اجازه رو بهم می‌ده، تمام اون چیزها رو استوری و پست می‌کنید. از داشته‌هاتون صحبت می‌کنید، کوچیک‌ترین تا بزرگ‌ترینش. از شادی‌ای که همیشه توش در حال غرق شدنید. و من نمی‌گم که با دیدن اون پستا و استوریا توسط کسی که اینا رو حتی نمی‌تونه آرزو کنه چه حسی به اون فرد دست می‌ده چون خودتون باید تلاش کنید بفهمیدش که توش قرار بگیرید و درک کنید فشارش رو. فقط بگم که کارما منتظر نشسته و می‌خواد ببینه که چندتا حسرت ساختین و عامل چندتا نفس عمیق شدید.

از اون کارمای کارتون بترسید.
خیلی خودمو کنترل می‌کنم که چیزی بهتون نگم. و گرنه فکر نکنید متوجه نیستم.