شعرِ من سخت صريح است ولي انگار تو
ساكنِ كوچهٔ معروفِ علي چپ هستي!
ساكنِ كوچهٔ معروفِ علي چپ هستي!
تو شبيهِ ديگران نيستي؛ ديگران حرف ميزنند، راه ميروند، نفس ميكشند. اما تو نه حرف ميزني، نه راه ميروي، و نه ميگذاري نفس بكشم!
كاش ميتونستم بهت بگم خيلي خوشگلي. اما فقط ميتونم بهت بگم خيلي احمقي، چون با من نيستي.
Forwarded from Got lost
لُكنت فقط مربوط ب زبان نيست. چشمها هم گاهي لُكنت ميگيرند.
همديگرُ بلد نيستيم. اگر بلد بوديم هيچوقت نميپرسيديم كدوم كارم ناراحتت كرده؟
Forwarded from آبي
هروقت ديدي سردتر شدم بدون فقط دلتنگم و نميخوام بفهمي.
ي روز اگر يكيُ دوست داشتم بهش ميگم هرشب ب اون ستاره اي نگاه كنه ك من نگاه ميكنم. تصورِ اين ك جفتمون زيرِ ي سفقيم خيلي بايد جذاب باشه.
تو اين چند سال اخير قشنگ متوجه شدم ك آدم نبايد وقتشُ براي توضيح دادنِ منظورش ب بقيه هدر بده. چون در هر صورت آدما اون چيزيُ ميشنون ك ميخوان بشنون.
من اگر پادشاه بودم شك نكن ك صداي خنده هاي تو رو سرودِ ملي ميكردم.
حداقل بعد از ما بريد با كسي ك ديديمتون از حسودي بميريم ن از خنده.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه (el)
اگه شب داشتي ميخابيديُ بختك افتاد ب جونتُ هرچي صدا زدي هيشكي صداتُ نشنيد، اسمِ منُ صدا بزنُ شك نكن ك ميشنوم. #ال
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم!
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم!