من انقدر دوسِت داشتم ك حتي حاضر بودم باهات سيب زميني سرخ كرده هامُ ب اشتراك بزارم و تو انقدر دوسم نداشتي ك حتي حاضر نبودي باهام كلماتت رو ب اشتراك بزاري.
هركس تو را نواخت ب باران دچار شد. فكر كردن ب تو، در خيابان هم منجر ب غرق شدن ميشود! #آبا
كاش ميتونستم بي اعتنا باشم. يكمم تو بگي دوست دارم، من بگم بگذريم.
ديشب نرسيدم كارامُ كنم، خوابيدم ك اول صبح پاشم انجام بدم. حالام خواب موندم.
ولي من هنوز برام سواله ك چرا بايد سيبيلاي ي دختر انقدر براي آموزش پرورش مهم باشه.
آدما هرروز بيشتر بي لياقتيشونُ نشونت ميدن و تورو از احساسات و زماني ك خرجشون كردي پشيمون ميكنن.
من نميخوام كسي رو از دست بدم اما اگه كسي بخواد از دستم بده قطعا كمكش خواهم كرد.
شعرِ من سخت صريح است ولي انگار تو
ساكنِ كوچهٔ معروفِ علي چپ هستي!
ساكنِ كوچهٔ معروفِ علي چپ هستي!
تو شبيهِ ديگران نيستي؛ ديگران حرف ميزنند، راه ميروند، نفس ميكشند. اما تو نه حرف ميزني، نه راه ميروي، و نه ميگذاري نفس بكشم!