دوازده ساعت ديگه اين موقع موسوي در ميزنه مياد تو كلاس ميگه با فاصله.
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
دوازده ساعت ديگه اين موقع موسوي در ميزنه مياد تو كلاس ميگه با فاصله.
لنت
سالی ک نکوست از شروعش با موسوی پیداست!!
سالی ک نکوست از شروعش با موسوی پیداست!!
Got lost
این همون تابستون خفنیه که منتظر بودین توش کلی کار بکنینا.
اينم ٣١ شهريورِ تابستوني ك ميخواستم توش ب همه كارام برسم.
اين ك تلاش ميكنين متفاوت ب نظر بياين فقط تا جايي قابلِ تحمله ك اين تلاشتون باعث آزارِ اطرافيانتون نشه.
تو مو ميبيني و من ”جسارته بزرگوار؛ دليلِ اين همه زيبايي و كُِشندگيِ گيسوانتون، شامپوتون ميتونه باشه يا خودتون يا پيچشِ موتون؟“
يكي از مرضايي ك معلما دارن اينه ك زنگ اول بهشون ميگي خانوم زنگ آخر ك با ما كلاس دارين امتحان ميگيرين؟ بعد با ي قيافهٔ "پدرتون در اومده" برميگردن ميگن نمييدونم. خودت چي فكر ميكني؟ و ي لبخندِ "او گاد من خارِ گنگ بودنم الان" ميزنن و تو تا زنگ آخر از استرس ميميري و هي از اينور از اونور سوالاتُ ميپرسي بعد معلم مياد ميگه خب تمريناتونُ در بيارين رفع اشكال داريم امروز|: بعد پيش خودشونم فك ميكنن ك او گاد من خارِ رئوف بودنم الان.
فرقِ من و اون اين بود ك من ميگفتم وقتي اين آهنگ قشنگه من ب هيشكي نميدمش ك حيف نشه و اون ميگفت اين آهنگِ قشنگ اگه باعث شه يكي ك حالش بده حالش خوب شه باز ارزش اينُ داره ك بدمش ب بقيه.
اگه فك كردين با بانمك بازي تغييري در ميزان سديمكلريد وجودتون رخ ميده
ن نميده فقط مضحك تر ب نظر مياين.
ن نميده فقط مضحك تر ب نظر مياين.
دورو و فيك باشيد و بعد براي اين ك طبيعي جلوه كنيد ب كل دنيا بگيد ك اره بقيه دورو و فيكن و من نچرال نچرالم. او گاد.
انقد ناناحن و افشرده و درس نخونده و خوابالوام ك هركي فردا بياد سراغم قطعا با سگِ پيرِ درونم برخورد ميكنم باهاش و اون فرد تا عمر داره ديگه سمتم نخواهد آمد.
قشنگ تو زندگيِ من اينجوريه ك هر آدمِ خوبي انگار ي تايم محدودي قراره بمونه. بعدش ديگه تِموم ميشه.