ميگفت من هيچوقت با توجه ب حسي ك نسبت ب شخصيتش دارم راجع ب پيشرفتاش نظر نميدم.
طوري خستم ك كار ميكنم خستم. درس ميخونم خستم. مينويسم خستم. بيدارم خستم. خوابم خستم. حتي وقتي دارم خستگي در ميكنم هم خستم.
Forwarded from Untolds. (Sαrα)
کری انتخابی یعنی مامانم انتخاب میکنه صدای همه رو بشنوه به جز من
از من ب شما نصيحت. هيچوقت نريد سيود مسيجاي شيش ماه پيشتونُ ببينيد.
جديدنا دارم ب ابعادِ پنهانِ وجوديِ هندونه پي ميبرم و در عين تنفر بهش علاقمند ميشم.
كارهاي عقب مونده ي من انجام نميشن، فقط از امروز ب فردا منتقل ميشن.
كاش ميشد واقعا از ي روز ب بعد ديگه كلا حرف نميزدم ك انقد اذيت نشين.
من متاسفم ك انقد زندگياتون رو سخت ميكنم، تحملم كنين تا ي روزي برسه ك انقد پول داشته باشم ك فرار كنم و از زندگي همتون شيفت ديليت شم. اونوقت همه راحت ترين ن؟
جدن چي ميشه اگه ي روز پاشم و از اون روز ديگه هيچ كلمه اي نگم؟ ميبرنم دكتر؟ نميشه ببرن تيمارستان؟
يا اگه سوار قطار شم و برم ي شهر دور. برم اداره آگاهيش. چند روز جلو در بخوابم. اونا شك كنن ببرنم بازجويي و من هيچ حرفي نزنم ك ردي از خودم يا خانوادم داشته باشن. شكنجم ميكنن؟ ميندازنم زندان؟ ب روان شناس معرفيم ميكنن؟
Forwarded from Got lost
استرس این که اول مهر امسال باید بعد اسم کیاد داد بزنیم : “ انتقالی گرفته.”
زندگي انقد قشنگه ك ميتوني تو مدرسه زنگ نهار بشينيُ تنها با شيدا و حنانه انگور بخوري و هيشكي كاري ب كارتون نداشته باشه! اونوقت الههٔ ديشب داشت زشتياي زندگيشُ ميشمرد.
Forwarded from شےدا. (shiedakhb)
زندگی میتونه با چیزای کوچیک هم قشنگ باشه الهه💜