Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه (el”)
من عاشقِ كوه ها بودم؛
ب آدما نبود احساسي
ب آدما نبود احساسي
روزِ تولدِ منُ از بين صفحه هاي تقويمش كنده بود. پاره پاره بود چيزي ك ازش مونده بود. تو پاره پاره هاش ي چيزايي نوشته بود. ي ابرو ديدم ك شكسته بود. آره خب اين شد آرمَم. حالا بهم بگو، حالا بهم بگو حالت چطوره؟ قلبت خوبه نازنين؟ هنوز ميتپه؟ يا اونم شكست قاتي اين بشكن بشكن بازيا؟ بازي؟ مگه جنگِ؟
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
روزِ تولدِ منُ از بين صفحه هاي تقويمش كنده بود. پاره پاره بود چيزي ك ازش مونده بود. تو پاره پاره هاش ي چيزايي نوشته بود. ي ابرو ديدم ك شكسته بود. آره خب اين شد آرمَم. حالا بهم بگو، حالا بهم بگو حالت چطوره؟ قلبت خوبه نازنين؟ هنوز ميتپه؟ يا اونم شكست قاتي اين…
سربازي سر بازي سرسره بازي سر سربازي را شكست!
ديشب، ي ساعتِ پيشِ اين موقع، منُ تو بوديم ك نشسته بوديم رو تاباي بلند، سكوتُ شكسته بوديم با صداي بلندِ خوندنمون. رو تاب با زنجيراي بلندش ميرفتيم تا آسمونا و ذوق ميكرديم.
ببين اوني ك خيلي دنبالتِ رفتگرِ شهرداريِ، وگرنه ما ك آشغالا رو تحويل نميگيريم♥️
Forwarded from لئون (erfan)
از منی که به وِرس اول هر آهنگ اکتفا میکنم و بعدش آهنگو عوض میکنم توقع صبر نداشته باشید.
كاش ي پنگوئن بودمُ هروقت از هرچي خسته ميشدم ميخوابيدم رو شكمم و سرخوش سُر ميخوردم رو يَخا. #ال
بعضی روزها آدم فقط خسته است..
نه تنهاست نه غمگین نه عاشق
فقط خسته است..
نه تنهاست نه غمگین نه عاشق
فقط خسته است..
اگه دستتون ب دهنتون نميرسه اصن مهم نيست بخدا. خواهشا ب پشتتون برسه اون درِ كوفتيُ ببندين وقتي ميرين از اتاقمون بيرون.
ديشب خواب ميديدم يكي داره موهامُ ميبافه. و اون موقع ميدونستم كدومتونين. اما الآن هرچي فك ميكنم يادم نمياد تو بودي يا اون بود. يني انقد سريع جايگاهاتون يكي شده ك نتونم تشخيصتون بدم؟
-تنها بنايي ك اگر بلرزد، محكمتر ميشود، دل است! دلِ آدميزاد. بايد مثلِ انار چلاندش، تا شيرهاش در بيايد... حكماً شيرهاش هم مطبوعِ؟
كريم نميدانست «مطبوع» يعني چ، اما سري تكان داد. درويش مصطفا دوباره ب علي نگاه كرد. دستي ب سرِ علي كشید و گفت: «تبركاً» بعد دستش را ب موها و ریشهاي سپيدش كشید.
-قبولِ حق... عاشقي ك هنوز غسل نكرده باشه، حكماً عاشقِ، نفسش هم تبركِ... يا علي مددي!
-منِ او
كريم نميدانست «مطبوع» يعني چ، اما سري تكان داد. درويش مصطفا دوباره ب علي نگاه كرد. دستي ب سرِ علي كشید و گفت: «تبركاً» بعد دستش را ب موها و ریشهاي سپيدش كشید.
-قبولِ حق... عاشقي ك هنوز غسل نكرده باشه، حكماً عاشقِ، نفسش هم تبركِ... يا علي مددي!
-منِ او
اینجا جوین نده، نیستم دیگه via @vkm_bot
Amin Bani & Farnaz Maleki – Che Kardi
آقا چقدر خوبه اين خدايي
جذابيتِ ي مرد ب قدرتشِ
قدرتم ميتونه قلبِ دختري باشه ك دارتش!
قدرتم ميتونه قلبِ دختري باشه ك دارتش!
و قسم ب وقتي ك از فرط يا فرتِ گرسنگي ب ميوه پناه ميبري غافل از اينكه ميوه خودش ميتونه ب عنوان ي بازكنندهٔ اشتها تو جامعه فعاليت داشته باشه.