مشكي بودن، اما رنگي كردن زندگيمُ. چشمات.
#مشكيهارزسفيددوستدارند
#مشكيهارزسفيددوستدارند
اون براش مهم نيست اگه نبينتت،
اما تو آخرين ديدارُ با تمام جزئيات حفظي.
اما تو آخرين ديدارُ با تمام جزئيات حفظي.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه (el”)
وقتي ما بهشون بد ميكنيم زمين گردِ گردِ ولي وقتي اونا اذيتمون ميكنن زمين ميشه ي خطِ صافِ ممتدِ نامتناهي تا انتهاي نقطه ديد تو افق.
و من عميقاً عاشقِ فلج بودنِ سلولاي ماهيچهٔ لپِ افراد ميشم، وقتي تو باشن.
- ولي ما بزرگ شديمُ يادمون نرفت.
+من كوچيك شدمُ يادم موند.
+من كوچيك شدمُ يادم موند.
اصولا نويسنده ها آدماي دروغگويي هستن، اونا ميتونن تو چند ثانيه ي داستانِ في البداههٔ تاثير گذار رو بجاي داستانِ رقت انگيزِ خودشون تحويلتون بِدن و اينُ فقط ي نويسندهٔ دروغگو ميفهمه، البته من ن نويسنده م ن دروغگو. اني وي. #ال