تاريكي عدمِ وجودِ نورِ
خطر عدمِ وجودِ امنيتِ
جهنم عدمِ وجودِ توعِ
خطر عدمِ وجودِ امنيتِ
جهنم عدمِ وجودِ توعِ
Forwarded from Got lost
یک جفت دست توی جیبهایم پیدا شده. از یابنده تقاضا میشود آن را بگیرد.
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
نوستالژيايِ اشك دَرار
اشكاي نوستالژي درار
من نميدونم آبيُ دوست دارم چون آسمونِ
يا آسمونُ دوست دارم چون آبيِ
يا آسمونُ دوست دارم چون آبيِ
انسان ها ب اندازه حجمِ خاطراتي ك ديگران واسشون ميسازن زنده ميمونن.
بايد يكبار بخاطرِ همه چيز گريه كرد؛ آنقدر ك اشك ها خشك شوند. #آنا
ملت از دوستاي لاشيشون مينالن ك تا تش پيششون نيستنُ موقعِ سختي تنهاشون ميزارن، همهٔ اون دوست لاشيام منم، همشون منما، همشون.