در تختم ميلرزم،
حالا ببين، حالا ببين مرا ب چ روزي انداخته اي!
حالا ببين، حالا ببين مرا ب چ روزي انداخته اي!
اصن من اشتباه كردم از لاكم در اومدم دوباره بين اجتماع، بايد برم دوباره خودمُ غرق كنم تو كتابا.
ميدونين؟ ب نظر من ”هر الهه اي ب ي كيميا نياز داره.“
حالا چ از لحاظ ايهامي بخونيمش، چ ساده.
حالا چ از لحاظ ايهامي بخونيمش، چ ساده.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه (el”)
مُردن واقعا آسونِ
زندگي كردن خيلي سخت ترِ
زندگي كردن خيلي سخت ترِ
هي دارم ميشمُرم تعداد آدماي مهمِ زندگيم ب تعداد انگشتاي دوتا دستام نميرسه، براي نصفِ همون تعدادِ انگشت شمارم مهم نيستم تازه. حقيقتا خوبِ.
اولين نفري نباشين ك اسم آدمُ ي جور ديگه تايپ ميكنه، اگه نباشين آدم ميميره با ي اشتباه تايپي!