از آشِ نخورده چنان دهنم سوخته ك آب يخم ميبينم اول فوت ميكنم بعد ميخورم.
اون مدرسه ای که توش یاد ندن باید چطوری با یه دل شکسته برخورد کردُ باید گِل با نود و هشت درصد کود حیوانی گرفت !
كارِتُ خوب بلد بودي ك الانم ك الانِ هنو شبا به حرفات فك ميكنم.
تو زندگيِ بعديم حتما دلم ميخاد ك كريستين استوارت باشم.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه (el”)
روزي گوسفندي را سر ميبريدند، چند تا گوسفندِ ديگر هم آنجا بودند. ديدم ك گوسفندها اين واقعه را نميبينند؛ اما علف ها را ميديدند. گاهي انسان ها چقدر شبيه گوسفندها ميبينند..