آره خب، درست که میشه.
اما آیا دوباره اون ارزش قبلیش رو خواهد داشت؟
اما آیا دوباره اون ارزش قبلیش رو خواهد داشت؟
چیه این آدمیزاد؟
هزاربار ضربه میخوره و باز میره توی بغل ضربهزنندهش تا آروم بشه.
هزاربار ضربه میخوره و باز میره توی بغل ضربهزنندهش تا آروم بشه.
بعضی کانالها هم تو این اوضاع واقعا مرزهای تبلیغ و جذب ممبر رو جابجا کردن. این وسط از خون مردم حماسه میآفرینی که ویو و ممبر بگیری؟ بابا تو دیگه خیلی بیناموسی.
کی اصلا دیده شب بمونه؟
الانم سختمونه ولی میرسیم به جایی که حقمونه.
الانم سختمونه ولی میرسیم به جایی که حقمونه.
آره، مسیرامون جدا شده و هر کدوم توی مسیر درست خودمون قرار گرفتیم و تونستیم بدون همدیگه زندگی کنیم. اما حسرت هممسیری و راه رفتن کنار تو تا همیشه توی پاهای من میمونه.
میخوام برم اما قبلش میخوام مطمئن شم تنها چیزی که باید با خودم ببرم، خودمه.
به خودم نگاه میکنم. هیچی سرجاش نیست و ناآرومم. دلم به هیچی قرص نیست. دنبال جواب میگردم. دنبال خودم میگردم. احساس امنیت نمیکنم، توی خیابون احساس امنیت نمیکنم، توی خونه احساس امنیت نمیکنم، توی کانالم احساس امنیت نمیکنم. کارهام مونده، کلی خرید دارم، کلی درس دارم، از سیر مطالعاتیم عقبم، تا یک ماه دیگه یکی از بزرگترین اتفاقات زندگیم داره میوفته و اصلا آمادگیش رو ندارم. دوستهام نصف شدن. آدمای امنم رو از دست دادم. سیود مسج تلگرامم نامرتبه، کانالام نامرتبن، ۹ ماهه گوشیمو عوض کردم و هنوز موسیقیام و گالریم نامرتبن، لپتاپم نامرتبه، ذهنم نامرتبه، بدنم نامرتبه. پوستم و موهام رو به خراب شدنن. به خودم نمیرسم، به بقیه نمیرسم، به هیچی نمیرسم. همیشه به دستام نگاه میکردم و اونا باهام حرف میزدن؛ الان اونا هم ساکتن. به هیچی احساس امنیت ندارم. کشتی نوحم که دنبال خشکی میگرده که اما همه جا آبه. میخوام یه جا باشه که پام رو بذارم روش و مطمئن باشم اونجا محکمه، قرار نیست فرو بریزه و منم با خودش ببره. میخوام باد باشم. میخوام نامرئی باشم. میخوام کسی ندونه زندهم و دارم زندگی میکنم و کجام. هدفامو یادمه اما راه رسیدن بهشون رو یادم رفته، انگیزهی ادامه دادن رو یادم رفته. مستاصلم. آشفتهم. به هم ریخته و هپلیام.
تو این آشفتگی دارم ادامه میدم و هنوز نمردم. میبینی؟ من شکستناپذیرم. من نه خم میشم نه میشکنم. من ادامه میدم، حتی اگه ادامه دادن رو یادم نباشه. من ادامه میدم حتی اگه رو هیچی مسلط نباشم. من ادامه میدم. چون جنگجوها ادامه میدن و من ذاتاً جنگجو زاده شدم.
تو این آشفتگی دارم ادامه میدم و هنوز نمردم. میبینی؟ من شکستناپذیرم. من نه خم میشم نه میشکنم. من ادامه میدم، حتی اگه ادامه دادن رو یادم نباشه. من ادامه میدم حتی اگه رو هیچی مسلط نباشم. من ادامه میدم. چون جنگجوها ادامه میدن و من ذاتاً جنگجو زاده شدم.
همون لحظه که فکر میکنی همه چیز دیگه درست شده، همه چیز خراب میشه.
ببخشید که نمیتونم محکم بگم روحهامون خیلی به هم نزدیکه، چون واقعا نیست. اما این هیچ تغییری تو دوست داشتنم ایجاد نمیکنه. باشه؟
همیشه یادت بمونه کجاست خونه؛
"مهم نیست اونا دارن چی رو نشون میدن."
؛ Him ✨
"مهم نیست اونا دارن چی رو نشون میدن."
؛ Him ✨
بیاید واقعا یکبار به این فکر کنیم که چرا چشمها باید اینقدر متفاوت و زیبا باشن؟ رواست؟