اینجا جوین نده، نیستم دیگه
172 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
اینم یادمون نمیره که شما هر وقت ما حالمون خوب نبود، خودتو کشیدی کنار و وقتی با هزار سختی حالمون رو خوب کردیم، دوباره سر و کله‌ت پیدا شد و طوری که اصلا انگار نه انگار اون آدمِ بی‌تفاوتِ دو ساعت پیش هستی، باهامون حرف زدی.
کجا بودی شبایی که غما می‌کُشتنم بی‌تو؟
نگاه کن تو چشایِ خیسِ تنهاییم، منم بی‌تو
تو اون آغوشی که تنها پناهِ گریه‌ها بودی
شبایی که من این زخما رو می‌شمردم، کجا بودی؟
- چاووشی
«هرچقدر بیشتر بخشیدمت، از اون به بعد همون‌قدر کمتر دوستت داشتم.»
ورژنِ رقیقِ ۱۲ شب به بعدم رو دوست دارم.
تا یه جایی آگاهی‌بخشم
بعدش تماشاگر میشم
و این میشه "عبور".
آره خب، درست که می‌شه.
اما آیا دوباره اون ارزش قبلیش رو خواهد داشت؟
از آسمون پرسیدم، جواب داد "غم".
"نه می‌بخشم، نه فراموش می‌کنم."
پسر! چقدر motivated نگه‌ داشتن خودت سخته!
چیه این آدمیزاد؟
هزاربار ضربه می‌خوره و باز میره توی بغل ضربه‌زننده‌ش تا آروم بشه.
بعضی کانال‌ها هم تو این اوضاع واقعا مرزهای تبلیغ و جذب ممبر رو جابجا کردن. این وسط از خون مردم حماسه می‌آفرینی که ویو و ممبر بگیری؟ بابا تو دیگه خیلی بی‌ناموسی.
کی اصلا دیده شب بمونه؟
الانم سختمونه ولی می‌رسیم به جایی که حقمونه.
دل که قرص باشه
بهونه‌گیری کمتر میشه.
؛ 🌕
«از یاد خواهی رفت.»
همه چیُ درستش می‌کنیم
صبر کن،
؛ Step by step ✈️
آره، مسیرامون جدا شده و هر کدوم توی مسیر درست خودمون قرار گرفتیم و تونستیم بدون همدیگه زندگی کنیم. اما حسرت هم‌مسیری و راه رفتن کنار تو تا همیشه توی پاهای من می‌مونه.
می‌خوام برم اما قبلش می‌خوام مطمئن شم تنها چیزی که باید با خودم ببرم، خودمه.
به خودم نگاه می‌کنم. هیچی سرجاش نیست و ناآرومم. دلم به هیچی قرص نیست. دنبال جواب می‌گردم. دنبال خودم می‌گردم. احساس امنیت نمی‌کنم، توی خیابون احساس امنیت نمی‌کنم، توی خونه احساس امنیت نمی‌کنم، توی کانالم احساس امنیت نمی‌کنم. کارهام مونده، کلی خرید دارم، کلی درس دارم، از سیر مطالعاتیم عقبم، تا یک ماه دیگه یکی از بزرگترین اتفاقات زندگیم داره میوفته و اصلا آمادگیش رو ندارم. دوست‌هام نصف شدن. آدمای امنم رو از دست دادم. سیود مسج تلگرامم نامرتبه، کانالام نامرتبن، ۹ ماهه گوشیمو عوض کردم و هنوز موسیقیام و گالریم نامرتبن، لپ‌تاپم نامرتبه، ذهنم نامرتبه، بدنم نامرتبه. پوستم و موهام رو به خراب شدنن. به خودم نمی‌رسم، به بقیه نمی‌رسم، به هیچی نمی‌رسم. همیشه به دستام نگاه می‌کردم و اونا باهام حرف می‌زدن؛ الان اونا هم ساکتن. به هیچی احساس امنیت ندارم. کشتی نوحم که دنبال خشکی می‌گرده که اما همه جا آبه. می‌خوام یه جا باشه که پام رو بذارم روش و مطمئن باشم اونجا محکمه، قرار نیست فرو بریزه و منم با خودش ببره. می‌خوام باد باشم. می‌خوام نامرئی باشم. می‌خوام کسی ندونه زنده‌م و دارم زندگی می‌کنم و کجام. هدفامو یادمه اما راه رسیدن بهشون رو یادم رفته، انگیزه‌ی ادامه دادن رو یادم رفته. مستاصلم. آشفته‌م. به هم ریخته و هپلی‌ام.
تو این آشفتگی دارم ادامه میدم و هنوز نمردم. می‌بینی؟ من شکست‌ناپذیرم. من نه خم میشم نه می‌شکنم. من ادامه میدم، حتی اگه ادامه دادن رو یادم نباشه. من ادامه میدم حتی اگه رو هیچی مسلط نباشم. من ادامه میدم. چون جنگجوها ادامه میدن و من ذاتاً جنگجو زاده شدم.