آدمها واقعا خندهدارن؛ درست موقعی که دارن با خاک یکسانت میکنن و هر چیزی از دهنشون در میاد بهت میگن، از تو توقع دارن بزرگوارانه سکوت کنی و تشخیص بدی که اونا تو عصبانیت دارن این حرف رو میزنن و واقعا نیتشون این نیست. جمع کنید بابا. نخواستیم.
اینم یادمون نمیره که شما هر وقت ما حالمون خوب نبود، خودتو کشیدی کنار و وقتی با هزار سختی حالمون رو خوب کردیم، دوباره سر و کلهت پیدا شد و طوری که اصلا انگار نه انگار اون آدمِ بیتفاوتِ دو ساعت پیش هستی، باهامون حرف زدی.
کجا بودی شبایی که غما میکُشتنم بیتو؟
نگاه کن تو چشایِ خیسِ تنهاییم، منم بیتو
تو اون آغوشی که تنها پناهِ گریهها بودی
شبایی که من این زخما رو میشمردم، کجا بودی؟
- چاووشی
نگاه کن تو چشایِ خیسِ تنهاییم، منم بیتو
تو اون آغوشی که تنها پناهِ گریهها بودی
شبایی که من این زخما رو میشمردم، کجا بودی؟
- چاووشی
«هرچقدر بیشتر بخشیدمت، از اون به بعد همونقدر کمتر دوستت داشتم.»
آره خب، درست که میشه.
اما آیا دوباره اون ارزش قبلیش رو خواهد داشت؟
اما آیا دوباره اون ارزش قبلیش رو خواهد داشت؟
چیه این آدمیزاد؟
هزاربار ضربه میخوره و باز میره توی بغل ضربهزنندهش تا آروم بشه.
هزاربار ضربه میخوره و باز میره توی بغل ضربهزنندهش تا آروم بشه.
بعضی کانالها هم تو این اوضاع واقعا مرزهای تبلیغ و جذب ممبر رو جابجا کردن. این وسط از خون مردم حماسه میآفرینی که ویو و ممبر بگیری؟ بابا تو دیگه خیلی بیناموسی.
کی اصلا دیده شب بمونه؟
الانم سختمونه ولی میرسیم به جایی که حقمونه.
الانم سختمونه ولی میرسیم به جایی که حقمونه.
آره، مسیرامون جدا شده و هر کدوم توی مسیر درست خودمون قرار گرفتیم و تونستیم بدون همدیگه زندگی کنیم. اما حسرت هممسیری و راه رفتن کنار تو تا همیشه توی پاهای من میمونه.
میخوام برم اما قبلش میخوام مطمئن شم تنها چیزی که باید با خودم ببرم، خودمه.