وقتی بالاخره کشتی نوح در کوه آرارات لنگر انداخت، بعد از مدتی کانگوروها ۷۷۲۶ مایل را تا استرالیا بدون خستگی پریدند و نیز در طول مسیر استخوانهای آن تعدادی که مردند را جمع کردند تا هیچ اثری از مهاجرتشان باقی نماند! واقعاً خارقالعاده نیست؟
@PublicExit
@PublicExit
دگر اندیشیِ دینی
تفسیرِ کسانی چون علی شریعتی و عبدالکریم سروش و دیگر جریانهای دینیِ دگر اندیشی که تلاش میکنند میان دین و دنیای جدید رابطه ایجاد کنند، به مراتب خطرناکتر از تفسیر بنیادگرایان است.
اولاً، به عکسِ تفسیر بنیادگرایان که در کتاب و سنت و احادیث ارجاع دارند، این تفسیر خیالی و بیمرجع است. تجاوز و چپاول و سر بریدن و کشتن از سوی مسلمانان به درازایِ تاریخ اسلام قدمت دارد و تا سپيده دمِ تاريخِ سياهِ اسلام قابلِ رديابی است.
ثانیاً، تفسیر بنیادگرایان خشونتِ درونماندگار اسلام را فاش و مردم را از اسلام ناامید و ناگزیر به چارهاندیشی میکند ولی تفسیر اصلاح گرایانه از دین در حالی كه حتی برای خود مرجعی معتبر نمیتواند پیدا کند، توهم دینی را تشدید و مردم را به "اصلاحِ امر فاسد" امیدوار میکند.
ثالثاً، مانعِ اصلی مدرن شدنِ جوامعِ اسلامی نه تفسیر بنیادگرایانه، بلکه همین "حد وسطگراییِ بیمرجعی" است که نه در دین ریشه دارد، نه در عقل و علم. در واقع نوعی خیالپردازیِ شاعرانه و تلاشِ مذبوحانه برای اصلاحِ اسلام اين پدیدهٔ ذاتاً فاسد است. این نوسازیِ خیالی به "امتناعِ امر فاسد" نمیاندیشد، فقط سخنهای شیک و بیسندی را تکرار میکند که هیچ معنایی را نمیرسانند.
@PublicExit
تفسیرِ کسانی چون علی شریعتی و عبدالکریم سروش و دیگر جریانهای دینیِ دگر اندیشی که تلاش میکنند میان دین و دنیای جدید رابطه ایجاد کنند، به مراتب خطرناکتر از تفسیر بنیادگرایان است.
اولاً، به عکسِ تفسیر بنیادگرایان که در کتاب و سنت و احادیث ارجاع دارند، این تفسیر خیالی و بیمرجع است. تجاوز و چپاول و سر بریدن و کشتن از سوی مسلمانان به درازایِ تاریخ اسلام قدمت دارد و تا سپيده دمِ تاريخِ سياهِ اسلام قابلِ رديابی است.
ثانیاً، تفسیر بنیادگرایان خشونتِ درونماندگار اسلام را فاش و مردم را از اسلام ناامید و ناگزیر به چارهاندیشی میکند ولی تفسیر اصلاح گرایانه از دین در حالی كه حتی برای خود مرجعی معتبر نمیتواند پیدا کند، توهم دینی را تشدید و مردم را به "اصلاحِ امر فاسد" امیدوار میکند.
ثالثاً، مانعِ اصلی مدرن شدنِ جوامعِ اسلامی نه تفسیر بنیادگرایانه، بلکه همین "حد وسطگراییِ بیمرجعی" است که نه در دین ریشه دارد، نه در عقل و علم. در واقع نوعی خیالپردازیِ شاعرانه و تلاشِ مذبوحانه برای اصلاحِ اسلام اين پدیدهٔ ذاتاً فاسد است. این نوسازیِ خیالی به "امتناعِ امر فاسد" نمیاندیشد، فقط سخنهای شیک و بیسندی را تکرار میکند که هیچ معنایی را نمیرسانند.
@PublicExit
من ضد ادیان نیستم! من ضد تبعیض جنسیتی، ضد نژادپرستی، ضد همجنسگرا ستیزی، ضد خشونت، ضد زنستیزی، ضد بردهداری، ضد جهالت، ضد کودکآزاری، ضد ظلم و ضد جنگ هستم! بنابراین ادیان ضد من هستند!
@PublicExit
@PublicExit
اسلام رحمانی آیینِ فرقه و نژاد
اسلام فقط یک ذاتِ انتزاعیِ توهمآمیز است. آیینِ فرقه و نژاد است. در اسلام مرزهای حقیقت و دیانت را خشونت و قدرت تعیین میکند. اسلامِ واقعی همین فرقهگراییها و برداشتهایی است که جز کشتار و تاریکی ارمغان دیگری نداشتهاند. اسلام دین صلح و مهربانی و دانش نیست، آیینِ فرقهها و نژادگرایی است. نه کشتیِ شکسته شیعه آدمی را به ساحلِ نجات میرساند و نه در خشونتهای اهل سنت نور نجاتی میدرخشد. شیعه و سنی در بنبستِ کور و گذرناپذیر فرقه و نژاد گرفتار ماندهاند.
داعش و طالبان امروزیترین روایتِ اهل سنت از اسلاماند. گروههایی که کشتارگاه صحرایی راه انداختهاند. روایتِ شیعی به مراتب بدتر از روایتِ اهل سنت و بر نسب و خون و برتریِ نژادی استوار است. انحصار امامت در اولاد فاطمه و علی از ریشه نژادگرایانه است و دین را در ضرورتهای بیولوژیک فرو میکاهد.
اگر در روایتِ اهل سنت حاکم حتی ستمگر باشد، ساحتِ تاریکِ خدا تلقی میگردد، ولی در روایتِ شیعی خون و نسب است که ساحتِ قدسی و الاهی پیدا میکند. هرگز نمیتوان برای روایتِ شیعی توجیه اخلاقی آورد، تبیینِ آن خونی و بیولوژیکی است.
تعدادی از امامان که نه از لحاظ عملی نقش مهمی در تاریخ ایفاء کردهاند و نه اثر علمی و نظری از آنها بر جا مانده، بیهیچ دلیلی و صرفاً به خاطر خون و انتساب به فاطمه و علی آنها را امام و پیشوا میدانند و بر مردم ولایت و قیمومیت دارند. بدون شک هیچ قرائتی از دین را نمیتوان نژادگرایانهتر از قرائتِ شیعی در جهان یافت، قرائتی كه نور الاهی فقط در خون و نژاد میدرخشد.
@PublicExit
اسلام فقط یک ذاتِ انتزاعیِ توهمآمیز است. آیینِ فرقه و نژاد است. در اسلام مرزهای حقیقت و دیانت را خشونت و قدرت تعیین میکند. اسلامِ واقعی همین فرقهگراییها و برداشتهایی است که جز کشتار و تاریکی ارمغان دیگری نداشتهاند. اسلام دین صلح و مهربانی و دانش نیست، آیینِ فرقهها و نژادگرایی است. نه کشتیِ شکسته شیعه آدمی را به ساحلِ نجات میرساند و نه در خشونتهای اهل سنت نور نجاتی میدرخشد. شیعه و سنی در بنبستِ کور و گذرناپذیر فرقه و نژاد گرفتار ماندهاند.
داعش و طالبان امروزیترین روایتِ اهل سنت از اسلاماند. گروههایی که کشتارگاه صحرایی راه انداختهاند. روایتِ شیعی به مراتب بدتر از روایتِ اهل سنت و بر نسب و خون و برتریِ نژادی استوار است. انحصار امامت در اولاد فاطمه و علی از ریشه نژادگرایانه است و دین را در ضرورتهای بیولوژیک فرو میکاهد.
اگر در روایتِ اهل سنت حاکم حتی ستمگر باشد، ساحتِ تاریکِ خدا تلقی میگردد، ولی در روایتِ شیعی خون و نسب است که ساحتِ قدسی و الاهی پیدا میکند. هرگز نمیتوان برای روایتِ شیعی توجیه اخلاقی آورد، تبیینِ آن خونی و بیولوژیکی است.
تعدادی از امامان که نه از لحاظ عملی نقش مهمی در تاریخ ایفاء کردهاند و نه اثر علمی و نظری از آنها بر جا مانده، بیهیچ دلیلی و صرفاً به خاطر خون و انتساب به فاطمه و علی آنها را امام و پیشوا میدانند و بر مردم ولایت و قیمومیت دارند. بدون شک هیچ قرائتی از دین را نمیتوان نژادگرایانهتر از قرائتِ شیعی در جهان یافت، قرائتی كه نور الاهی فقط در خون و نژاد میدرخشد.
@PublicExit
یهودیت، مسیحیت و اسلام هر سه ضدِ زن هستند. ضدیت و نبرد خداوند با زنان و ستم بر آنها در تورات هم به وضوح دیده میشود: ارزش یک فرزندِ پسر دو برابر یک فرزندِ دختر است! (سفر لاویان ــ باب ۲۷ آیه ۵)
@PublicExit
@PublicExit
اصلاحطلبانِ مذهبی مسئولِ جنایتِ اسلامگرایان بنیادگرا و مرگِ بیخدایان هستند!
۱- خمینی فتوای قتلِ سلمان رشدی را داد. واکنش: همه مسلمانها که با این فتوا موافق نیستند. ۲- تئو فان گوگ به خاطر ساختن یک فیلم در خیابان توسطِ مسلمانی سلاخی شد. واکنش: همه مسلمانها که با این عملِ قاتل موافق نیستند. ۳- حادثه تروریستی یازده سپتامبر اتفاق افتاد. واکنش: همه مسلمانها که افراطی و جهادگرا نیستند. ۴- داعش در عراق خلافت اسلامی راه انداخت و هزاران مسلمان از کشورهای غربی برای مشارکت در سر بریدن به آن پیوستند. واکنش: همه مسلمانهای ساکنِ غرب که طرفدارِ داعش نیستند. ۵- هیأت تحریریه نشریه چارلی در پاریس قتل عام شدند. واکنش: همه مسلمانها که اینجوری نیستند. ۶- ساموئل پتی معلم فرانسوی با فریاد اللهاکبر به وسیله قمه سرش بریده شد. واکنش: همه مسلمانها که قاتل نیستند.
عجب نکته ظریف و شعورِ روشنفکرانهای! چشم بسته غیب گفتهاید. روشن است که همه مسلمانها اینجوری نیستند! اما آیا واکنش شما بایست این باشد؟ از نظرِ اینها جهادِ اسلامی، جمهوری اسلامی، خلافتِ اسلامی، حد و مجازاتِ اسلامی و دهها موردِ دیگر ربطی به اسلام ندارد.
پس چه چیزی به اسلام ربط دارد؟ این قماش در عوض اینکه با دیدنِ این فجایع شروع کنند به نقدِ قوانین ضد انسانیِ اسلامی و نشان دادنِ مبانیِ غیر اخلاقیِ آن و کارِ روشنفکری در جهتِ آگاه ساختنِ مردم نسبت به این تفکراتِ مسموم و خرافاتِ پوسیده - البته با تفاوت گذاردن بینِ اسلامستیزی و مسلمانستیزی - ترجیح دادند تحتِ عنوانِ احترام به عقایدِ مذهبیِ مردم سکوت اختیار کنند. این افراد مسئولِ مرگِ بیخدایانی هستند که در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی قربانیِ اسلام شدهاند و میشوند و خواهند شد.
تئو فان گوگ کشته شد چون فقط او بود که جرأت کرد فیلمی علیه ستمِ اسلامی بر زنان بسازد. هیأتِ تحریریه نشریه چارلی کشته شد چون در این مبارزه همراهی نداشت. همین تسلیتگویانِ روشنفکر تحتِ عنوانِ احترام به عقایدِ مذهبیِ مسلمانان در مقابلِ خرافات و جهل سکوت میکنند تا آنها که سکوت نمیکنند به راحتی سلاخی شوند!
@PublicExit
۱- خمینی فتوای قتلِ سلمان رشدی را داد. واکنش: همه مسلمانها که با این فتوا موافق نیستند. ۲- تئو فان گوگ به خاطر ساختن یک فیلم در خیابان توسطِ مسلمانی سلاخی شد. واکنش: همه مسلمانها که با این عملِ قاتل موافق نیستند. ۳- حادثه تروریستی یازده سپتامبر اتفاق افتاد. واکنش: همه مسلمانها که افراطی و جهادگرا نیستند. ۴- داعش در عراق خلافت اسلامی راه انداخت و هزاران مسلمان از کشورهای غربی برای مشارکت در سر بریدن به آن پیوستند. واکنش: همه مسلمانهای ساکنِ غرب که طرفدارِ داعش نیستند. ۵- هیأت تحریریه نشریه چارلی در پاریس قتل عام شدند. واکنش: همه مسلمانها که اینجوری نیستند. ۶- ساموئل پتی معلم فرانسوی با فریاد اللهاکبر به وسیله قمه سرش بریده شد. واکنش: همه مسلمانها که قاتل نیستند.
عجب نکته ظریف و شعورِ روشنفکرانهای! چشم بسته غیب گفتهاید. روشن است که همه مسلمانها اینجوری نیستند! اما آیا واکنش شما بایست این باشد؟ از نظرِ اینها جهادِ اسلامی، جمهوری اسلامی، خلافتِ اسلامی، حد و مجازاتِ اسلامی و دهها موردِ دیگر ربطی به اسلام ندارد.
پس چه چیزی به اسلام ربط دارد؟ این قماش در عوض اینکه با دیدنِ این فجایع شروع کنند به نقدِ قوانین ضد انسانیِ اسلامی و نشان دادنِ مبانیِ غیر اخلاقیِ آن و کارِ روشنفکری در جهتِ آگاه ساختنِ مردم نسبت به این تفکراتِ مسموم و خرافاتِ پوسیده - البته با تفاوت گذاردن بینِ اسلامستیزی و مسلمانستیزی - ترجیح دادند تحتِ عنوانِ احترام به عقایدِ مذهبیِ مردم سکوت اختیار کنند. این افراد مسئولِ مرگِ بیخدایانی هستند که در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی قربانیِ اسلام شدهاند و میشوند و خواهند شد.
تئو فان گوگ کشته شد چون فقط او بود که جرأت کرد فیلمی علیه ستمِ اسلامی بر زنان بسازد. هیأتِ تحریریه نشریه چارلی کشته شد چون در این مبارزه همراهی نداشت. همین تسلیتگویانِ روشنفکر تحتِ عنوانِ احترام به عقایدِ مذهبیِ مسلمانان در مقابلِ خرافات و جهل سکوت میکنند تا آنها که سکوت نمیکنند به راحتی سلاخی شوند!
@PublicExit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میتوان با مسلمانان هم عقیده شد که قرآن نوشته یک انسان نیست، زیرا کسی که انسان است نمیتواند اینهمه ضد انسان باشد و تا این حد علیه انسان بنویسد. معلوم نیست چرا مسلمانان معتقدند که کعبه میتواند نماد خانه خدا باشد اما بت نمیتواند نماد خدا باشد. مسلمانان به دروغ میگویند که کعبه را ابراهیم ساخته است، اما این چه خدایی است که زمین و آسمان را آفریده اما خانه خودش را دیگری ساخته است و حتی نمیتواند از آن محافظت کند. در این کلیپ تاریخ مختصر و کوتاهی از برخی بلایای طبیعی و انسانی که در خانه الله رخ داده را ببینید.
@PublicExit
@PublicExit
دینِ صلح
اینکه صلح خوب است یا جنگ، موضوعی قابل بحث است، اما این ادعا که "اسلام دین صلح" است و این سخن را از عامی و روشنفکر گرفته تا فعال مدنی و سیاف تکرار میکند، فقط یک طنز است و بنیاد تاریخی ندارد. اسلام از همان آغاز ظهورش دینِ جنگ و جهاد و چپاول و غارت بوده است. اگر گاهی در موقعیت ضعف پای صلحی را در میان کشیده، به محضِ قرار گرفتن در موقعیتِ فراتر آن را زیر پا گذاشته است.
مقایسهٔ اسلام و مسیحیت نیز غلط است، زیرا مسیحیان آدم کشتهاند، اما دست شخصِ مسیح به هیچ خونی آلوده نیست، جنگی به راه نیانداخته و مال و اموال کسی را به غنیمت نگرفته است و به زن و دختر کسی تجاوز جنسی نکرده است. در دین اسلام اما مسئله بر عکس است. محمد دست کم در ۲۹ جنگ مستقیماً شرکت داشت و در آدمکشتنها و سربریدنها و سرهای بریده را به چاه انداختن سهم گرفت. اموال مردم را غنیمت گرفت و زن و اولاد آنها را به کنیری و بردگی گرفت. به زنان مردم شکست خورده تجاوز کرد و در یک مورد با "صفیه" زن اسیر در کنار جنازهٔ همسرش "کنان ابن ربیع" خوابید و به زور او را به ازدواج خود در آورد.
محمد پیامبر صلح نیست، پیامبر کشتارِ جمعی و غارت و چپاول است. قیاسِ او با اسطورهٔ مسیح که یک شورشیِ بیخانمان و یک مصلحِ بیکس و مصلوب بود و در راه ترویج صلح و دنیای بیخشونت با گردن طناب دار را بوسید ولی خون نریخت، اشتباه و نادرست است!
اسلام و مسلمان را بایست از هم تفکیک کرد و مدعی شد که یک مسلمان به دلیل عدم پایبندی به اسلام میتواند طرفدار صلح و برابری و دموکراسی و عدالت باشد، اسلام اما آیینِ ویرانی و جنگ و غارت است و دینِ صلح خواندنِ آن ادعایی مطلقاً غلط و بیپایه.
@PublicExit
اینکه صلح خوب است یا جنگ، موضوعی قابل بحث است، اما این ادعا که "اسلام دین صلح" است و این سخن را از عامی و روشنفکر گرفته تا فعال مدنی و سیاف تکرار میکند، فقط یک طنز است و بنیاد تاریخی ندارد. اسلام از همان آغاز ظهورش دینِ جنگ و جهاد و چپاول و غارت بوده است. اگر گاهی در موقعیت ضعف پای صلحی را در میان کشیده، به محضِ قرار گرفتن در موقعیتِ فراتر آن را زیر پا گذاشته است.
مقایسهٔ اسلام و مسیحیت نیز غلط است، زیرا مسیحیان آدم کشتهاند، اما دست شخصِ مسیح به هیچ خونی آلوده نیست، جنگی به راه نیانداخته و مال و اموال کسی را به غنیمت نگرفته است و به زن و دختر کسی تجاوز جنسی نکرده است. در دین اسلام اما مسئله بر عکس است. محمد دست کم در ۲۹ جنگ مستقیماً شرکت داشت و در آدمکشتنها و سربریدنها و سرهای بریده را به چاه انداختن سهم گرفت. اموال مردم را غنیمت گرفت و زن و اولاد آنها را به کنیری و بردگی گرفت. به زنان مردم شکست خورده تجاوز کرد و در یک مورد با "صفیه" زن اسیر در کنار جنازهٔ همسرش "کنان ابن ربیع" خوابید و به زور او را به ازدواج خود در آورد.
محمد پیامبر صلح نیست، پیامبر کشتارِ جمعی و غارت و چپاول است. قیاسِ او با اسطورهٔ مسیح که یک شورشیِ بیخانمان و یک مصلحِ بیکس و مصلوب بود و در راه ترویج صلح و دنیای بیخشونت با گردن طناب دار را بوسید ولی خون نریخت، اشتباه و نادرست است!
اسلام و مسلمان را بایست از هم تفکیک کرد و مدعی شد که یک مسلمان به دلیل عدم پایبندی به اسلام میتواند طرفدار صلح و برابری و دموکراسی و عدالت باشد، اسلام اما آیینِ ویرانی و جنگ و غارت است و دینِ صلح خواندنِ آن ادعایی مطلقاً غلط و بیپایه.
@PublicExit
ذهنیتِ داعشیطالبانی!
تصور کنید در جهان امروز كسی مانند ابراهيم چاقویی تیز به دست گرفته تا در گردن فرزندش فرو کند و دلیلش هم فقط كابوسهايی باشد كه در خواب ديده است، ما چه برخوردی خواهیم داشت؟ بیشک ابراهیم را تمامیِ رسانهها به عنوان ناقضِ حقوقِ بشر محكوم میكردند، خواهانِ مجازاتش میشدند و جامعه مدنیِ ایران هم حتماً در يكی از خیابانهای تهران تظاهرات راه انداخته و عليه ابراهيم قطع نامه چند مادهای صادر میكردند.
اما این ادعاهای كاذب توده در ابراهيم حد خورده است. ابراهيم نه فقط ناقضِ حقوقِ بشر نيست، بلكه پيامبرِ خدا و قهرمانِ ايمان است. وقتی بپرسیم چرا؟ پاسخ اين است كه خدا داناتر از ماست! داعش و طالبان هم همين را میگويند: "خدا داناتر از شماست، ما همان دستوراتی را عملی میکنیم كه خدا به ما داده است و همان راهی را خواهيم رفت كه پيامبران رفتهاند". مسلمانان روز فرزندكشی را حتی عيد میدانند. چه تفاوتی ميان مابقیِ مسلمانان و داعش میبینید؟ آنها آدم میكشند و بقیه مسلمانان آدمكشی را به عنوان روز مقدس تجليل میکنند و گرامی میدارند! فرهنگ و اعتقاد واقعیِ همه مسلمانان داعشیطالبانی است!
@PublicExit
تصور کنید در جهان امروز كسی مانند ابراهيم چاقویی تیز به دست گرفته تا در گردن فرزندش فرو کند و دلیلش هم فقط كابوسهايی باشد كه در خواب ديده است، ما چه برخوردی خواهیم داشت؟ بیشک ابراهیم را تمامیِ رسانهها به عنوان ناقضِ حقوقِ بشر محكوم میكردند، خواهانِ مجازاتش میشدند و جامعه مدنیِ ایران هم حتماً در يكی از خیابانهای تهران تظاهرات راه انداخته و عليه ابراهيم قطع نامه چند مادهای صادر میكردند.
اما این ادعاهای كاذب توده در ابراهيم حد خورده است. ابراهيم نه فقط ناقضِ حقوقِ بشر نيست، بلكه پيامبرِ خدا و قهرمانِ ايمان است. وقتی بپرسیم چرا؟ پاسخ اين است كه خدا داناتر از ماست! داعش و طالبان هم همين را میگويند: "خدا داناتر از شماست، ما همان دستوراتی را عملی میکنیم كه خدا به ما داده است و همان راهی را خواهيم رفت كه پيامبران رفتهاند". مسلمانان روز فرزندكشی را حتی عيد میدانند. چه تفاوتی ميان مابقیِ مسلمانان و داعش میبینید؟ آنها آدم میكشند و بقیه مسلمانان آدمكشی را به عنوان روز مقدس تجليل میکنند و گرامی میدارند! فرهنگ و اعتقاد واقعیِ همه مسلمانان داعشیطالبانی است!
@PublicExit
حال و هوای بلاد مسلمین شبیه عصر شكار است. مردم پس از تناولِ گوشتِ قربانی راضی و خوشحال هستند و همديگر را در آغوش میگيرند. هيچ رفتار هنری و پيچيدهای به چشم نمیخورد. شادی و خوشیها خصلتِ بدوی دارند و شادیِ جمعی به شادیِ قبيلهایِ عهدِ شكار میماند!
@PublicExit
@PublicExit
با بودنِ خدا همهچيز حتی بريدنِ سر فرزند جایز است. چاقو گذاشتنِ ابراهيم بر گردنِ اسماعيل "داعشیترين نمايشِ تاريخ" است. خشونت و بیرحمیِ ابراهيم ريشههای اسطورهایِ خشونتِ بیحد و حصر داعشی را توضيح میدهد. داعش همان كاری را میكند كه ابراهيم و اخلافش انجام دادند. آيينِ كشتنِ داعشیها بيشتر شبيهِ مراسمِ قربانی است تا انتقامِ ساده و صرفاً نابودیِ دشمن. ابراهيمی بودنِ ادیان توحيدی بدان معناست كه آيينِ قربانی و بیرحمی فرمِ اصلی اين اديان است. بدونِ نمايشِ "خشونتِ داعشی" خدایی واحد هم وجود نخواهد داشت!
@PublicExit
@PublicExit
اگر باور ندارید از کودکانتان بپرسید!
برخی آن قدر با کمالِ پر رویی و بیشرمی از نقد علمی و آکادمیک قرآن حرف میزنند که انگار قرآن یک متن علمی و آکادمیک است و محمد پروفسور و تحصیل کرده آکادمیهای برترِ دنیا. این افراد كه همیشه ژست منطقی و حق به جانب را میگیرند، درک عاميانه و غیر آکادمیک خودشان را به كلی از یاد بردهاند.
غیر انسانی بودنِ پارهای از آیات قرآنی آن قدر بدیهی و روشن است که یک کودک هم میفهمد. برای بسیاری از ما گفتههای قرآن در دوران کودکی آشکارا مسخره بود. ما در مرور زمان تحت تأثیر سرکوب فرهنگی باور کردیم که قرآن کتابی مهم و بری از عیب و نقص است ولی کافی است یک نگاه تجربی به قرآن، زندگی شخصیِ محمد و تجربه تاریخیِ مسلمانان داشته باشیم، آن وقت تمامیِ توهمات ما فرو خواهد ریخت.
اگر باور ندارید قرآن را برای کودکانتان که هنوز سرکوبِ اجتماعیِ آنها تکمیل نشده مثل قصه تعریف کنید. آنها باورهای شما را ریشخند خواهند کرد و خواهند گفت: چه خدای مسخرهای؟ شیطان را چند برابر جذابتر از خودش خلق میکند و به ما اخطار میدهد از او پیروی نکنید! خب، چرا از اول عقلت نرسید، نسجنیده عمل کردی و موجودی را آفریدی که زورت نمیرسد؟ هر چه هست، تقصیر خودت است. مرتیکه اگر ریگی به کفش تو نیست چرا شیطان را آفریدی؟
@PublicExit
برخی آن قدر با کمالِ پر رویی و بیشرمی از نقد علمی و آکادمیک قرآن حرف میزنند که انگار قرآن یک متن علمی و آکادمیک است و محمد پروفسور و تحصیل کرده آکادمیهای برترِ دنیا. این افراد كه همیشه ژست منطقی و حق به جانب را میگیرند، درک عاميانه و غیر آکادمیک خودشان را به كلی از یاد بردهاند.
غیر انسانی بودنِ پارهای از آیات قرآنی آن قدر بدیهی و روشن است که یک کودک هم میفهمد. برای بسیاری از ما گفتههای قرآن در دوران کودکی آشکارا مسخره بود. ما در مرور زمان تحت تأثیر سرکوب فرهنگی باور کردیم که قرآن کتابی مهم و بری از عیب و نقص است ولی کافی است یک نگاه تجربی به قرآن، زندگی شخصیِ محمد و تجربه تاریخیِ مسلمانان داشته باشیم، آن وقت تمامیِ توهمات ما فرو خواهد ریخت.
اگر باور ندارید قرآن را برای کودکانتان که هنوز سرکوبِ اجتماعیِ آنها تکمیل نشده مثل قصه تعریف کنید. آنها باورهای شما را ریشخند خواهند کرد و خواهند گفت: چه خدای مسخرهای؟ شیطان را چند برابر جذابتر از خودش خلق میکند و به ما اخطار میدهد از او پیروی نکنید! خب، چرا از اول عقلت نرسید، نسجنیده عمل کردی و موجودی را آفریدی که زورت نمیرسد؟ هر چه هست، تقصیر خودت است. مرتیکه اگر ریگی به کفش تو نیست چرا شیطان را آفریدی؟
@PublicExit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو اصلاً خودت را ناراحت نکن که دختر بچههای بیحجاب را کتک میزنند. کافی است تو فقط مطمئن باشی که اسلام دین صلح است!
اسلام در حال حاضر ممکن است هر چیز باشد، ولی قطعاً یک چیز نیست: اسلام نیرومند نیست! بالعکس اسلام شدیداً ضعیف و بیمار است. این دین هم به لحاظ فرهنگی و هم به لحاظ اجتماعی در حال عقبنشینی است.
خشونتطلبی، اسلامی کردنِ فزاینده عرصه عمومی و پافشاری جنونآمیز روی نمادهای اسلامی مانند حجاب را میتوان فقط واکنشهای عصبی این عقبنشینی دانست. این پیشروی اسلام فقط یک بسیج هیجانی است و بدا به حال کسانی که بسیج کردن را با پیروزی عوضی میگیرند!
@PublicExit
اسلام در حال حاضر ممکن است هر چیز باشد، ولی قطعاً یک چیز نیست: اسلام نیرومند نیست! بالعکس اسلام شدیداً ضعیف و بیمار است. این دین هم به لحاظ فرهنگی و هم به لحاظ اجتماعی در حال عقبنشینی است.
خشونتطلبی، اسلامی کردنِ فزاینده عرصه عمومی و پافشاری جنونآمیز روی نمادهای اسلامی مانند حجاب را میتوان فقط واکنشهای عصبی این عقبنشینی دانست. این پیشروی اسلام فقط یک بسیج هیجانی است و بدا به حال کسانی که بسیج کردن را با پیروزی عوضی میگیرند!
@PublicExit
رابطه متقابل دین، قدرت و منفعت
آنچه سخنانِ محمد پیامبر اسلام یا ائمه شیعه و رویدادهای روایت شده را (فارغ از درستی و نادرستی آنها) به بخشی از حقیقت برای مسلمانان تبدیل کرده (در حالی که بسیاری از سخنان و رویدادها فراموش شدهاند) سه واقعیت بوده است:
۱- قدرت سیاسی و نظامی محمد و همراهانش و پس از وی دولتهایی که از مذهب برای کسب مشروعیت سیاسی خود بهره گرفتند (دین اسلام به عنوان مظاهر بیرونیاش و نه ایمان افراد ماهيتاً یک پدیده سیاسی است) چون بدونِ این قدرتِ نظامی و منابعِ مالی ناشی از آن آموزههای محمد نیز مانند آموزههای صدها فردی بود که اکنون نامشان از یادها رفته یا به عنوانِ مقدس و شاعر و عارف و درویش و سیاستمدار و رهبر فرقه پیروانی اندک یا مقبرهای در اطراف و اکناف عالم دارند.
۲- مورد اعتماد واقع شدنِ وی در میان اقشاری از جامعه که باورهای وی را بسط دادند و ترویج این افکار در جهت منافع آنها بوده است. گرفتنِ طرف محمد و حامیان وی در حجاز آن روز (غیر از چند نفری که به وی قبل از کسب قدرت پیوستند) و دیگر جوامع فتح شده در برخی اقشار و گروهها (مثل تجار) مشخصاً مبتنی بر پیگیری و کسبِ منافع بوده است.
۳- روحیه جهانگشایی و اقتدارگراییِ ناشی از رهیافتِ تهاجمیِ محمد و پیروانش که این نظام باور را از یک مجموعه باور قبیلهای به مجموعهای قدرتمند در سطح جهانی مبدل ساخت (حاکمانِ امروزِ جمهوری اسلامی تلاش میکنند همین رهیافت را دنبال نمایند). بدونِ این روحیه و عزم، محمد و قبیلهاش مبشرانِ یک دینِ تازه در دنیا نمیبودند و مثل تمامیِ قبایلِ دیگر در دنیای امروز به جهتِ سنتهای بومی و قومیِ آنها موردِ مطالعه واقع میشدند. به عنوانِ نمونه پایهگذاریِ سنت حج به عنوانِ ضرورتی برای تمامیِ مسلمانان در واقع سنتی برای به بار نشاندنِ امپراطوری است که البته رنگ و بوی دینی بدان داده شده است.
@PublicExit
آنچه سخنانِ محمد پیامبر اسلام یا ائمه شیعه و رویدادهای روایت شده را (فارغ از درستی و نادرستی آنها) به بخشی از حقیقت برای مسلمانان تبدیل کرده (در حالی که بسیاری از سخنان و رویدادها فراموش شدهاند) سه واقعیت بوده است:
۱- قدرت سیاسی و نظامی محمد و همراهانش و پس از وی دولتهایی که از مذهب برای کسب مشروعیت سیاسی خود بهره گرفتند (دین اسلام به عنوان مظاهر بیرونیاش و نه ایمان افراد ماهيتاً یک پدیده سیاسی است) چون بدونِ این قدرتِ نظامی و منابعِ مالی ناشی از آن آموزههای محمد نیز مانند آموزههای صدها فردی بود که اکنون نامشان از یادها رفته یا به عنوانِ مقدس و شاعر و عارف و درویش و سیاستمدار و رهبر فرقه پیروانی اندک یا مقبرهای در اطراف و اکناف عالم دارند.
۲- مورد اعتماد واقع شدنِ وی در میان اقشاری از جامعه که باورهای وی را بسط دادند و ترویج این افکار در جهت منافع آنها بوده است. گرفتنِ طرف محمد و حامیان وی در حجاز آن روز (غیر از چند نفری که به وی قبل از کسب قدرت پیوستند) و دیگر جوامع فتح شده در برخی اقشار و گروهها (مثل تجار) مشخصاً مبتنی بر پیگیری و کسبِ منافع بوده است.
۳- روحیه جهانگشایی و اقتدارگراییِ ناشی از رهیافتِ تهاجمیِ محمد و پیروانش که این نظام باور را از یک مجموعه باور قبیلهای به مجموعهای قدرتمند در سطح جهانی مبدل ساخت (حاکمانِ امروزِ جمهوری اسلامی تلاش میکنند همین رهیافت را دنبال نمایند). بدونِ این روحیه و عزم، محمد و قبیلهاش مبشرانِ یک دینِ تازه در دنیا نمیبودند و مثل تمامیِ قبایلِ دیگر در دنیای امروز به جهتِ سنتهای بومی و قومیِ آنها موردِ مطالعه واقع میشدند. به عنوانِ نمونه پایهگذاریِ سنت حج به عنوانِ ضرورتی برای تمامیِ مسلمانان در واقع سنتی برای به بار نشاندنِ امپراطوری است که البته رنگ و بوی دینی بدان داده شده است.
@PublicExit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
● چرا مسلمانان از فرگشت اجتماعی جا ماندهاند؟ چرا مسلمانان اینقدر با عقل و شعور غریبه هستند؟ چرا بلاهت مسلمانان را پایانی نیست؟ چرا الله تا این اندازه نیازمند پرستش است؟ چرا الله انسانها را آزمایش میکند؟ چرا الله از آینده مخلوقاتش بیخبر و نامطلع است؟
● مسلمانان بر این باورند که اگر انسانها به الله ایمان بیاورند و اوامرش را اجرا کنند، بعد از مرگ الله انسانها را در روز قیامت دوباره زنده میکند و آنها را پاداش میدهد. پاداش الله این است که انسانها را در بهشت میفرستد. همه نوع امکانات را در بهشت فراهم کرده تا انسانها جاودانه زندگی کنند، بخورند، بنوشند، سکس کنند و از زندگی ابدیشان لذت ببرند. اما اگر انسانها به الله ایمان نیاورند، پرستش و اطاعتش نکنند، الله آنها را به جهنم میفرستد که برای ابد بسوزند و شکنجه شوند.
● آیا باوری مضحکتر از ایمانِ مذهبی میتواند وجود داشته باشد که انسانها را تا این حد خرافاتی، ذلیل و مسخ کند؟
@PublicExit
● مسلمانان بر این باورند که اگر انسانها به الله ایمان بیاورند و اوامرش را اجرا کنند، بعد از مرگ الله انسانها را در روز قیامت دوباره زنده میکند و آنها را پاداش میدهد. پاداش الله این است که انسانها را در بهشت میفرستد. همه نوع امکانات را در بهشت فراهم کرده تا انسانها جاودانه زندگی کنند، بخورند، بنوشند، سکس کنند و از زندگی ابدیشان لذت ببرند. اما اگر انسانها به الله ایمان نیاورند، پرستش و اطاعتش نکنند، الله آنها را به جهنم میفرستد که برای ابد بسوزند و شکنجه شوند.
● آیا باوری مضحکتر از ایمانِ مذهبی میتواند وجود داشته باشد که انسانها را تا این حد خرافاتی، ذلیل و مسخ کند؟
@PublicExit
توهم، توطئه و شایعهسازی در جمهوری اسلامی
یکی از عجایب بزرگ و حیرتانگیز تاریخ بشر، فلسفه مذهب است که بشر را متقاعد کرده مانند رمه نیازمند چوپان باشد. از دیدگاه اسلام، انسانها قادر به تشخیص راه از چاه نیستند و بایست تابع و تسلیم روحانیت باشند که جانشین خداوند و مبین دین هستند!
رژیم فقاهتی، بهرهگیری از خرافات مذهبی در جهت عوامفریبی را به صورت یک اصل گسترده حکومتی در تمام سطوح کشور مورد استفاده قرار داده است. رژیم از طریق امام جمعهها، داستان حضور و ظهور امام زمان در تمام شئون مملکت را تبدیل به یک بحث دائم کرده است. نه فقط رئیسجمهور رژیم فقاهتی سر سفره برای امام غایب، قاشق و بشقاب میگذارد که اگر تشریف آوردند، بدانند که منتظرشان بوده است بلکه مرتب با ایشان در مورد مسائل مشورت میکند!
از دیگر داستانهای عوامفریبی، دیدن صورت خمینی در ماه، پیدا کردن موی خمینی در آیه بقرہ، حضور امام زمان در جبهه جنگ، چاه جمکران، امدادهای غیبی و هاله نور و ... میباشند!
تئوری توطئه و شایعه، همواره چماقی بوده در دست روحانیت برای سرکوب دگراندیشان و مخالفان و مانند شمشیر دموکلوس روی سرنخبگان قرار داشته است. تهمتها و برچسبهایی مانند منافق یا مجاهد، محارب یا دگراندیش، مرتد یا نامسلمان، مفسد و منحرف، از حربههایی هستند که روزمره به صورت عادی مورد استفاده قرار میگیرند.
تلاش دیگر رژیم، تحریف و دوباره نویسی تاریخ نهضتها و جنبشهای ایران میباشد. رژیم برای اسطورهای کردن نقش ملایان در حرکتها و جنبشهای کشور و اعتبار بخشیدن به رژیم فقاهتی، سازمانی بنام مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ایجاد کرده است. این مؤسسه در این راستا با جعل، تحریف و بازنویسی تاریخ ایران و وارونهنگاری سعی دارد، اعتباری برای جامعه روحانیت بسازد.
از دیگر وظایف این مؤسسه، تخریب فرهنگ و عربیزه کردن زبان پارسی میباشد. مصباح یزدی، جارچی و مبلغ ولی فقیه (همان نقشی را بازی میکند که گوبلز برای هیتلر ایفا میکرد) در پخش اراجيف و بتسازی از علی خامنهای، نقشِ کلیدی دارد.
@PublicExit
یکی از عجایب بزرگ و حیرتانگیز تاریخ بشر، فلسفه مذهب است که بشر را متقاعد کرده مانند رمه نیازمند چوپان باشد. از دیدگاه اسلام، انسانها قادر به تشخیص راه از چاه نیستند و بایست تابع و تسلیم روحانیت باشند که جانشین خداوند و مبین دین هستند!
رژیم فقاهتی، بهرهگیری از خرافات مذهبی در جهت عوامفریبی را به صورت یک اصل گسترده حکومتی در تمام سطوح کشور مورد استفاده قرار داده است. رژیم از طریق امام جمعهها، داستان حضور و ظهور امام زمان در تمام شئون مملکت را تبدیل به یک بحث دائم کرده است. نه فقط رئیسجمهور رژیم فقاهتی سر سفره برای امام غایب، قاشق و بشقاب میگذارد که اگر تشریف آوردند، بدانند که منتظرشان بوده است بلکه مرتب با ایشان در مورد مسائل مشورت میکند!
از دیگر داستانهای عوامفریبی، دیدن صورت خمینی در ماه، پیدا کردن موی خمینی در آیه بقرہ، حضور امام زمان در جبهه جنگ، چاه جمکران، امدادهای غیبی و هاله نور و ... میباشند!
تئوری توطئه و شایعه، همواره چماقی بوده در دست روحانیت برای سرکوب دگراندیشان و مخالفان و مانند شمشیر دموکلوس روی سرنخبگان قرار داشته است. تهمتها و برچسبهایی مانند منافق یا مجاهد، محارب یا دگراندیش، مرتد یا نامسلمان، مفسد و منحرف، از حربههایی هستند که روزمره به صورت عادی مورد استفاده قرار میگیرند.
تلاش دیگر رژیم، تحریف و دوباره نویسی تاریخ نهضتها و جنبشهای ایران میباشد. رژیم برای اسطورهای کردن نقش ملایان در حرکتها و جنبشهای کشور و اعتبار بخشیدن به رژیم فقاهتی، سازمانی بنام مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ایجاد کرده است. این مؤسسه در این راستا با جعل، تحریف و بازنویسی تاریخ ایران و وارونهنگاری سعی دارد، اعتباری برای جامعه روحانیت بسازد.
از دیگر وظایف این مؤسسه، تخریب فرهنگ و عربیزه کردن زبان پارسی میباشد. مصباح یزدی، جارچی و مبلغ ولی فقیه (همان نقشی را بازی میکند که گوبلز برای هیتلر ایفا میکرد) در پخش اراجيف و بتسازی از علی خامنهای، نقشِ کلیدی دارد.
@PublicExit
چرا اگر به کودکی بگویی حرف گوش نکنی تو را به زیرزمین میبرم و میسوزانم و شکنجه میکنم، کودکآزاری به حساب میآید اما اگر بگویی حرف گوش نکنی خدا تو را به قعر جهنم میبرد و میسوزاند و شکنجه میکند، کودکآزاری به حساب نمیآید؟
@PublicExit
@PublicExit
قانونمند سازی سنت قبیلهای زنده به گور
نگاه اسلام به زن آشکارا حذفی است. زن در بهترین حالت در قرآن "کشتزار" است. کشتزاری زيبا و شهوتانگيز که مرد با ديدن آن فراز كند و به هر طریقی و در هر جایی از آن دلكَشتر و دلكُشتر بود، فرود آید و بذر افشاند (سوره بقره آیه ۲۲۳).
این ادعا که اسلام سنتِ زنده به گور کردنِ دختران را از بین برد، خلاف واقع است و دادههای تجربی و تاريخی آن را رد میکند. اسلام زنده به گور کردن را از بین نبرد، سنت قبیلهایِ زنده به گور را پیکر آرایی نو و کلِ زندگی زنانه را به گورستان تبدیل کرد.
زنده به گور یعنی تبعید از اجتماع در کنجِ خانه، در فضای خلوت، در حصار خیمهها و قلعهها و بارگاهها و لای برقع و حجاب به نوعی که حتی صدای پای زن هم شیطانی است و مردان مؤمن را از خدا دور میکند.
نظاممند سازیِ قانون زنده به گور، بزرگترین هدیه اسلام به زنان است. در دنیای پس از اسلام برای زنان گور امری استثنایی نیست که عربِ بادیهنشینی از سر خشم و یا از شدت فقر دخترش را زنده به گور کند، قاعده زندگی است. حرمتِ حضور در اجتماع/مدینه صورتبندیِ دینیِ زنده به گور کردن است.
زن زنده است، زن نفس میکشد، بدن زن سوژه لذت و محل بذرافشانی مرد است، اما حق ندارد پا از گلیمِ گور خویش فراتر نهد و از گور خانه و حرم و چادر و برقع بیرون رود و خودش باشد: نظاممند سازیِ زنده به گور کردنِ زنان توسط اسلام و بدل کردنِ این سنتِ قبیلهای به قانون دینی و فقهی، موضوعی است که بایست عمیقاً مورد تأمل قرار بگیرد!
@PublicExit
نگاه اسلام به زن آشکارا حذفی است. زن در بهترین حالت در قرآن "کشتزار" است. کشتزاری زيبا و شهوتانگيز که مرد با ديدن آن فراز كند و به هر طریقی و در هر جایی از آن دلكَشتر و دلكُشتر بود، فرود آید و بذر افشاند (سوره بقره آیه ۲۲۳).
این ادعا که اسلام سنتِ زنده به گور کردنِ دختران را از بین برد، خلاف واقع است و دادههای تجربی و تاريخی آن را رد میکند. اسلام زنده به گور کردن را از بین نبرد، سنت قبیلهایِ زنده به گور را پیکر آرایی نو و کلِ زندگی زنانه را به گورستان تبدیل کرد.
زنده به گور یعنی تبعید از اجتماع در کنجِ خانه، در فضای خلوت، در حصار خیمهها و قلعهها و بارگاهها و لای برقع و حجاب به نوعی که حتی صدای پای زن هم شیطانی است و مردان مؤمن را از خدا دور میکند.
نظاممند سازیِ قانون زنده به گور، بزرگترین هدیه اسلام به زنان است. در دنیای پس از اسلام برای زنان گور امری استثنایی نیست که عربِ بادیهنشینی از سر خشم و یا از شدت فقر دخترش را زنده به گور کند، قاعده زندگی است. حرمتِ حضور در اجتماع/مدینه صورتبندیِ دینیِ زنده به گور کردن است.
زن زنده است، زن نفس میکشد، بدن زن سوژه لذت و محل بذرافشانی مرد است، اما حق ندارد پا از گلیمِ گور خویش فراتر نهد و از گور خانه و حرم و چادر و برقع بیرون رود و خودش باشد: نظاممند سازیِ زنده به گور کردنِ زنان توسط اسلام و بدل کردنِ این سنتِ قبیلهای به قانون دینی و فقهی، موضوعی است که بایست عمیقاً مورد تأمل قرار بگیرد!
@PublicExit
اگر دینت از تو میخواهد که کسی را بکشی، چیز خاصی را بپوشی، خودت را ختنه کنی، چیز خاصی را نخوری، چیزی را مشاهده کنی، از کسی یا چیزی متنفر باشی...
پس قضیه در مورد خدا نیست، قضیه در مورد تقویتکردن خدمتگذاری تو به یک دیکتاتوری ساخته شده توسط بشر است!
@PublicExit
پس قضیه در مورد خدا نیست، قضیه در مورد تقویتکردن خدمتگذاری تو به یک دیکتاتوری ساخته شده توسط بشر است!
@PublicExit
محمد عاملِ قتل
محمد جنگهای بیشماری به راه انداخت و انسانهای بیشماری را کشت. محمد فرمان داد سربازان بسیاری را بعد از جنگ سر ببرند، با خشونت و زور این دین تثبیت شد. وقتی یک پیامبر اجازه میدهد اسیران جنگی را که تسلیم شدهاند سر ببرند، زنان اسیر را برده جنسی خویش و یارانش میکند، صاحبان سایر ادیان از جمله مسیحیان و یهودیان را از کشور خودشان میراند و دینش را با شمشیر تحمیل میکند، به راحتی میتوان گفت چنین پیامبری یک جنایتکار است.
گاهی مسلمانان از کارهای مثبت محمد حرف میزنند، آدم میتواند بگوید داعش هم در عراق به فقیران میاندیشید، با افزایش قیمتها مبارزه میکرد و مؤسسات خدمات اجتماعی متعددی به راه انداخت، اما این بدان معنا نیست که داعش در اندیشه ایجاد یک "جامعه رفاه" بوده است، بلکه داعش را علیرغم این مسائل بانی یک حکومت تروریستی مینامیم!
اسلام چیست؟ شریعت، جهاد، سرکوب زن، خدا ساختن از محمد و مقدس دانستن قرآن. همه اینها به اسلام تعلق دارند. هیچ کدام از اینها با روشنگری و قانون سروکاری ندارند. اگر اسلام را لغت به لغت از طریق آنچه در قرآن آمده یا شخص محمد گفته است در نظر بگیریم، بایست یا از اسلام جدا گشت و یا با ایدئولوژی جهادی همراه شد. اکثریت مسلمانان چنین کاری نمیکنند.
بیشتر مسلمانان صلح طلب هستند، زیرا آنها یا متون اسلامی را نمیشناسند یا راحت میخوانند و از آنها میگذرند و جنبه سیاسی اسلام را کنار میگذارند. اسلامگرایان هیچ کاری نمیکنند جز این که این متون را جدی میگیرند و میخواهند به مرحله اجرا در آوردند، چون که میگویند اگر این آخرین حرف خدا میباشد که خطاب به انسانها آمده پس بایست یک محتوای اخلاقی و سیاسی ابدی داشته باشد و ما مسلمانان موظف هستیم مأموریت خدا را در روی زمین اجرا کنیم و خُب جهادگرایی همین است. اغلب مسلمانان این را نمیخواهند. آنها صلح طلب هستند، اما نه به این دلیل که مسلمان هستند، بلکه بایست گفت به رغم مسلمان بودنشان!
داعش هیچ کاری نمیکند جز همان کارهایی که محمد میکرد. همه چیز: بیخانمان کردن دگراندیشان، سر بریدن کافران و اسرای جنگی، تجاوز به زن اسیران جنگی، دریافت جزیه از مسیحیان و یهودیان جنگ برای آشغال سرزمینها، خشونت علیه زنان، همه اینها را محمد کرد. بیشک محمد الگوی داعش است. آنها مو به مو همان را میکنند که محمد در زمان خودش کرد.
این واقعیت که بسیاری از مسلمانان در دامن تمدن رشد کردهاند و هویت تازهای را پذیرفتهاند، در اروپا یا کشورهای خودشان آموزش مدرن دیدهاند، اینها اسلام را مثبتتر از آنچه هست نمیکند، بلکه اینها قطعاتی جدا شده از هسته اسلام هستند. آنها که میخواهند اسلام اصلی را به مرحله اجرا بگذارند تروریستهایی هستند که در سوریه، عراق، نیجریه، پاکستان، افغانستان و سراسر جهان اسلام شاخههای متعددشان وجود دارند!
@PublicExit
محمد جنگهای بیشماری به راه انداخت و انسانهای بیشماری را کشت. محمد فرمان داد سربازان بسیاری را بعد از جنگ سر ببرند، با خشونت و زور این دین تثبیت شد. وقتی یک پیامبر اجازه میدهد اسیران جنگی را که تسلیم شدهاند سر ببرند، زنان اسیر را برده جنسی خویش و یارانش میکند، صاحبان سایر ادیان از جمله مسیحیان و یهودیان را از کشور خودشان میراند و دینش را با شمشیر تحمیل میکند، به راحتی میتوان گفت چنین پیامبری یک جنایتکار است.
گاهی مسلمانان از کارهای مثبت محمد حرف میزنند، آدم میتواند بگوید داعش هم در عراق به فقیران میاندیشید، با افزایش قیمتها مبارزه میکرد و مؤسسات خدمات اجتماعی متعددی به راه انداخت، اما این بدان معنا نیست که داعش در اندیشه ایجاد یک "جامعه رفاه" بوده است، بلکه داعش را علیرغم این مسائل بانی یک حکومت تروریستی مینامیم!
اسلام چیست؟ شریعت، جهاد، سرکوب زن، خدا ساختن از محمد و مقدس دانستن قرآن. همه اینها به اسلام تعلق دارند. هیچ کدام از اینها با روشنگری و قانون سروکاری ندارند. اگر اسلام را لغت به لغت از طریق آنچه در قرآن آمده یا شخص محمد گفته است در نظر بگیریم، بایست یا از اسلام جدا گشت و یا با ایدئولوژی جهادی همراه شد. اکثریت مسلمانان چنین کاری نمیکنند.
بیشتر مسلمانان صلح طلب هستند، زیرا آنها یا متون اسلامی را نمیشناسند یا راحت میخوانند و از آنها میگذرند و جنبه سیاسی اسلام را کنار میگذارند. اسلامگرایان هیچ کاری نمیکنند جز این که این متون را جدی میگیرند و میخواهند به مرحله اجرا در آوردند، چون که میگویند اگر این آخرین حرف خدا میباشد که خطاب به انسانها آمده پس بایست یک محتوای اخلاقی و سیاسی ابدی داشته باشد و ما مسلمانان موظف هستیم مأموریت خدا را در روی زمین اجرا کنیم و خُب جهادگرایی همین است. اغلب مسلمانان این را نمیخواهند. آنها صلح طلب هستند، اما نه به این دلیل که مسلمان هستند، بلکه بایست گفت به رغم مسلمان بودنشان!
داعش هیچ کاری نمیکند جز همان کارهایی که محمد میکرد. همه چیز: بیخانمان کردن دگراندیشان، سر بریدن کافران و اسرای جنگی، تجاوز به زن اسیران جنگی، دریافت جزیه از مسیحیان و یهودیان جنگ برای آشغال سرزمینها، خشونت علیه زنان، همه اینها را محمد کرد. بیشک محمد الگوی داعش است. آنها مو به مو همان را میکنند که محمد در زمان خودش کرد.
این واقعیت که بسیاری از مسلمانان در دامن تمدن رشد کردهاند و هویت تازهای را پذیرفتهاند، در اروپا یا کشورهای خودشان آموزش مدرن دیدهاند، اینها اسلام را مثبتتر از آنچه هست نمیکند، بلکه اینها قطعاتی جدا شده از هسته اسلام هستند. آنها که میخواهند اسلام اصلی را به مرحله اجرا بگذارند تروریستهایی هستند که در سوریه، عراق، نیجریه، پاکستان، افغانستان و سراسر جهان اسلام شاخههای متعددشان وجود دارند!
@PublicExit