❈ آیا بیخدایی یک جور دین است؟ "bit.ly/373eSpW"
🏷 نویسنده: آستین کلاین _ نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
🏷 نویسنده: آستین کلاین _ نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
آیا بیخدایی یک جور دین است؟
پاسخ آستین کلاین: بیخدایی به خودی خود یک دین نیست، همان طور که تئیسم هم به خودی خود یک دین نیست. بیخدایی عدم باور به خدایان است. بیخدایی هیچ یک از ویژگیهای ادیان را ندارد ویژگیهایی مانند باور به اشیاء یا مکانهای مقدس، یک نظام اخلاقی، یک طبقهی روحانی…
«حکمتِ خدا» آخرین پناهگاهِ کسانی است که نه جواب دارند و نه اصولِ مباحثه را میدانند!
@PublicExit
@PublicExit
❈ بلایی بر سر دو خانه (bit.ly/36scLNp)
🏷 نویسنده: مری میجلی | برگردان: نگار رهبر
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
🏷 نویسنده: مری میجلی | برگردان: نگار رهبر
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
بلایی بر سر هر دو خانه
مری میجلی معتقد است آفرینشگرایان و معتقدان به فرگشت هر دو نیاز دارند بر افسون افکار خود غلبه کرده و گفتگو با یکدیگر را یاد بگیرند. نظریه طراحی هوشمند، که مدعی ارائه یک منطق علمی برای آفرینشگرایی است، اکنون در ایالات متحده بسیار پرطرفدار شده و در بریتانیا…
#دنیل_دنت| یک چیزی که من فکر میکنم در بسیاری از ادیان حقیقتا خطرناک هست، این است که به مردم بهانهای طلایی برای توقف تفکر میدهند.
@PublicExit
@PublicExit
❈ بیخدایی چیست؟ تفاوت میان بیخدایی و خداباوری چیست؟ (۱/۲)
bit.ly/3lE1Wfx
🏷 آستین کلاین - نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
bit.ly/3lE1Wfx
🏷 آستین کلاین - نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
بیخدایی چیست؟ تفاوت میان بیخدایی و خداباوری چیست؟ (۱/۲)
پاسخ آستین کلاین: خداباوری، در معنای وسیع کلمه، فقط باور به وجود دست کم یک خداست. برخلاف آن بیخدایی است: در تعریف وسیع کلمه، بیخدایی به معنای فقدان باور به وجود هر خدایی است. البته بر سر تعریف بیخدایی قدری اختلاف نظر وجود دارد. جالب است بدانیم که این…
#دن_بارکر| چگونه میتوانید خوشحال باشید وقتی فکر میکنید هر عمل و اندیشهای که دارید توسط یک روح قضاوت و نظارت میشود؟
@PublicExit
@PublicExit
❈ اگر بیخدایی مفهومی چنین بنیادی است، چرا این قدر بر سر تعریف آن اختلاف نظر وجود دارد؟ (۲/۲)
bit.ly/3glFM0j
🏷 آستین کلاین - نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
bit.ly/3glFM0j
🏷 آستین کلاین - نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
اگر بیخدایی مفهومی چنین بنیادی است، چرا این قدر بر سر تعریف آن اختلاف نظر وجود دارد؟ (۲/۲)
اگر بیخدایی مفهومی چنین بنیادی است، چرا این قدر بر سر تعریف آن اختلاف نظر وجود دارد؟ پاسخ آستین کلاین: بحثهای پر سر و صدایی بر سر تعریف بیخدایی درگرفته است. بعضی تئیستها اصرار داشتهاند که بیخدایی را باید به معنای بسیار محدود آن یعنی انکار وجود هرگونه…
#چارلز_داروین| افسوس! یک مرد دانشمند نباید هیچ آرزو و علاقهای داشته باشد، یک قلب سنگی محض.
توضیح: فرد دانشمند نباید عالم واقع را براساس آرزوها و علائق خود تبیین و تفسیر کند چه، باعث جهتگیری علمیاش میشود!
@PublicExit
توضیح: فرد دانشمند نباید عالم واقع را براساس آرزوها و علائق خود تبیین و تفسیر کند چه، باعث جهتگیری علمیاش میشود!
@PublicExit
زوال جهان اسلام| حامد عبدالصمد- اسلامشناس مصری
کشورهای خلیج فارس اگر چه تلاش میکنند خود را با ظاهر مدرن تزیین کنند ولی ویژگی مشترک آنها، ادامهی حاکمیت مناسبات پدرسالارانه است. اگرچه در بسیاری از کشورهای اسلامی راه برای آموزش زنان باز است ولی از زنان هرگونه حق تعیین سرنوشت و زندگی سلب میشود.
این به اصطلاح اصلاحطلبان اسلامی هنوز جرأت ورود به مسائل اساسی فرهنگ و دین را ندارند. آنها بحثهای اصلاحگرانه را آغاز میکنند ولی آن را تا به آخر ادامه نمیدهند. هیچ کس هم در این میان از خود نمیپرسد: «به راستی، ممکن است که در دین ما نقصی وجود داشته باشد؟»
همهی پرسشهای اصلاحگرایان اسلام از قرآن آغاز میشود و سرانجام در برخورد با این صخرهی عظیم فرهنگ اسلامی متلاشی میشود. اصلاحگرایان و محافظهکاران اسلامی هر دو شیفتهی این متن مقدس هستند. یکی در قرآن، مبانی حکومت الهی را میبیند و دیگری یعنی اصلاحطلبان در پی یافتن جملات مثبتی در آن هستند که به درد زندگی مدرن بخورد. آنها آن قدر با این و آن آیه ور میروند تا به گونهای آن را با شرایط جوامع امروز سازگار کنند. کسی هم در این میان از خود نمیپرسد که آیا به راستی ما امروز به قرآن نیاز داریم یا نه؟
هیچ کس شهامت گفتمان پساقرآنی را ندارد. زیرا به محض آغاز بحثی جدی دربارهی اصلاحگری، از طریق بازیهای سیاسی کینه ورزیهای قدیمی علیه غرب دامن زده میشود تا نیروهای اصلاحطلب را به عنوان ستون پنجم غرب بدنام کنند، و بدین گونه به راحتی آنها را بیاعتبار سازند یا پاکسازی کنند. دلیل دیگری که اصلاحطلبان نمیتوانند مطالبات خود را عمیقتر کنند، ترس آنها از مجازاتهایی است که میتواند در بدترین حالت به مرگ بینجامد.
@PublicExit
کشورهای خلیج فارس اگر چه تلاش میکنند خود را با ظاهر مدرن تزیین کنند ولی ویژگی مشترک آنها، ادامهی حاکمیت مناسبات پدرسالارانه است. اگرچه در بسیاری از کشورهای اسلامی راه برای آموزش زنان باز است ولی از زنان هرگونه حق تعیین سرنوشت و زندگی سلب میشود.
این به اصطلاح اصلاحطلبان اسلامی هنوز جرأت ورود به مسائل اساسی فرهنگ و دین را ندارند. آنها بحثهای اصلاحگرانه را آغاز میکنند ولی آن را تا به آخر ادامه نمیدهند. هیچ کس هم در این میان از خود نمیپرسد: «به راستی، ممکن است که در دین ما نقصی وجود داشته باشد؟»
همهی پرسشهای اصلاحگرایان اسلام از قرآن آغاز میشود و سرانجام در برخورد با این صخرهی عظیم فرهنگ اسلامی متلاشی میشود. اصلاحگرایان و محافظهکاران اسلامی هر دو شیفتهی این متن مقدس هستند. یکی در قرآن، مبانی حکومت الهی را میبیند و دیگری یعنی اصلاحطلبان در پی یافتن جملات مثبتی در آن هستند که به درد زندگی مدرن بخورد. آنها آن قدر با این و آن آیه ور میروند تا به گونهای آن را با شرایط جوامع امروز سازگار کنند. کسی هم در این میان از خود نمیپرسد که آیا به راستی ما امروز به قرآن نیاز داریم یا نه؟
هیچ کس شهامت گفتمان پساقرآنی را ندارد. زیرا به محض آغاز بحثی جدی دربارهی اصلاحگری، از طریق بازیهای سیاسی کینه ورزیهای قدیمی علیه غرب دامن زده میشود تا نیروهای اصلاحطلب را به عنوان ستون پنجم غرب بدنام کنند، و بدین گونه به راحتی آنها را بیاعتبار سازند یا پاکسازی کنند. دلیل دیگری که اصلاحطلبان نمیتوانند مطالبات خود را عمیقتر کنند، ترس آنها از مجازاتهایی است که میتواند در بدترین حالت به مرگ بینجامد.
@PublicExit
The fact that we ended slavery shows that our morals come from within us and not from god. In fact many religions endorse slavery however we the human race collectively decided slavery is not moral and we ended it. No God needed, No Religion needed!
پايان عصر بردهدارى نشان میدهد كه اخلاق نه از طرف خدا بلکه از طرف ما میآید. در حقيقت بيشتر مذاهب موافق بردهدارى هستند؛ ولی ما انسانها همگی پِی بردیم که بردهدارى اخلاقى نيست و تصمیم گرفتیم به آن پايان دهیم. بنابراین برای بودنِ اخلاقیات هیچ نيازى به خدا و دین نیست!
@PublicExit
پايان عصر بردهدارى نشان میدهد كه اخلاق نه از طرف خدا بلکه از طرف ما میآید. در حقيقت بيشتر مذاهب موافق بردهدارى هستند؛ ولی ما انسانها همگی پِی بردیم که بردهدارى اخلاقى نيست و تصمیم گرفتیم به آن پايان دهیم. بنابراین برای بودنِ اخلاقیات هیچ نيازى به خدا و دین نیست!
@PublicExit
آیا بیخدا بودن اصلا مزیتی بر خداباور بودن دارد؟
پاسخ آستین کلاین:
این پرسش غریبی است. آیا باید در پی پاسخ این پرسش باشیم که واقعاً خدایی هست یا نه یا اینکه دل نگران فایده یا زیانی باشیم ممکن است برگزیدن این یا آن دیدگاه داشته باشد؟ شاید نکتهای هم در این سئوال باشد چه بسا منظور پرسشگر این باشد که بیخدا بودن دارای "مزیت" صحیحتر بودن هست یا نه. بخردانه است که بگوییم داشتن باوری که واقعیت را دقیقتر تبیین میکند "برتر" از داشتن باوری با دقت کمتر است. اگر منظور از پرسش این باشد، پس باید گفت که تا وقتی که خداباوران قادر نباشند دلایل خوب عقلانی، منطقی و تجربی برای باور به وجود خدا ارائه دهند، بیخدایی مزیت دارد. در نبود چنین دلایل موثق مؤیدی برای ادعاهای خداباوران، خداباوری معقول نیست و میدانیم در حالت کلی، بخت دقیق بودن باورهای معقول بیشتر از باورهای نامعقول است. نباید برای باور تئیستی استثنا قائل شویم.
یک طریق دیگر پاسخگویی، این است که بگوییم بیخدایی همان مزیتی را دارد که شکاکیت در حالت کلّی دارد. هنگامی که به ادعایی فاقد شواهد کافی بر میخوریم، اگر آن را نپذیریم، خطر اینکه گول بخوریم، کلاه سرمان برود، یا تحمیق شویم کمتر است. هیچ تضمینی در کار نیست که روش شکاکانه همیشه به نتیجهگیری درست منجر شود، اما شکاکیت روش مناسبی برای حفظ صحت اندیشه و شخصیت و اجتناب از مسخّر دین فروشان شدن است.
اما گاهی ممکن است تئیستهایی که این سئوال را مطرح میکنند، منظور دیگری در ذهن داشته باشند. این پرسش خیلی شبیه سئوالی کسی است که استدلال قمارباز پاسکال دلیلی برای باور به وجود خدا میداند. طبق این استدلال، باور به وجود خدا "شرط بندی خوبی" است زیرا حتی اگر خدایی در کار نباشد، چیزی از دست نخواهیم داد اما اگر خدا موجود باشد و ما به او باور نیاورده باشیم به خاطر بیباوریمان تا ابد در آتش جهنم خواهیم سوخت.
این استدلال اشکالاتی جدی دارد و مبنایی عقلانی برای باور داشتن به خدا نیست. به همین خاطر کسی که پرسش بالا را با الهام از آن مطرح کند هم سئوال معقولی نکرده است. پرسشگر فرض میگیرد که باورها را میتوان برپایهی آنچه که فکر میکنیم به سودمان است "انتخاب کرد". حتی اگر این فرض هم درست باشد، معلوم نیست که چنین انتخابی به سودمان باشد.
در هر صورت، من توضیح دادهام که چگونه و چرا میتوان مزیتی در بیخدایی یافت اما آیا زیانی هم در آن هست؟ بله، البته زیانهایی هم هست. بیخدا به ناچار در معرض سوءظن و بیاعتمادی بخش بزرگی از تئیستهای جامعه است. بیخداها اغلب نمیتوانند بیباوریشان را نزد همکاران، همسایهها، دوستان، یا حتی خانوادهشان ابراز کنند. حتی برخی بیخداها عاق والدین میشوند. بیخداها در معرض تبعیضها و حماقتهای بخش وسیعی از مردم هستند با این حال، هیچ یک از این دشواریها دلیلی برای بیخدا نبودن نیست. بسیاری از مسیحیان و مسلمانان افتخار میکنند که چگونه همکیشان آنها به رغم تعقیب و آزار معارضان ایمان خود را حفظ کردهاند. پس چرا حفظ صداقت روشنفکری بهرغم تعقیب و آزار ناشی از شکاکیت، یا بیباوری به خدا برای بیخداها هم مایهی افتخار نباشند؟
@PublicExit
پاسخ آستین کلاین:
این پرسش غریبی است. آیا باید در پی پاسخ این پرسش باشیم که واقعاً خدایی هست یا نه یا اینکه دل نگران فایده یا زیانی باشیم ممکن است برگزیدن این یا آن دیدگاه داشته باشد؟ شاید نکتهای هم در این سئوال باشد چه بسا منظور پرسشگر این باشد که بیخدا بودن دارای "مزیت" صحیحتر بودن هست یا نه. بخردانه است که بگوییم داشتن باوری که واقعیت را دقیقتر تبیین میکند "برتر" از داشتن باوری با دقت کمتر است. اگر منظور از پرسش این باشد، پس باید گفت که تا وقتی که خداباوران قادر نباشند دلایل خوب عقلانی، منطقی و تجربی برای باور به وجود خدا ارائه دهند، بیخدایی مزیت دارد. در نبود چنین دلایل موثق مؤیدی برای ادعاهای خداباوران، خداباوری معقول نیست و میدانیم در حالت کلی، بخت دقیق بودن باورهای معقول بیشتر از باورهای نامعقول است. نباید برای باور تئیستی استثنا قائل شویم.
یک طریق دیگر پاسخگویی، این است که بگوییم بیخدایی همان مزیتی را دارد که شکاکیت در حالت کلّی دارد. هنگامی که به ادعایی فاقد شواهد کافی بر میخوریم، اگر آن را نپذیریم، خطر اینکه گول بخوریم، کلاه سرمان برود، یا تحمیق شویم کمتر است. هیچ تضمینی در کار نیست که روش شکاکانه همیشه به نتیجهگیری درست منجر شود، اما شکاکیت روش مناسبی برای حفظ صحت اندیشه و شخصیت و اجتناب از مسخّر دین فروشان شدن است.
اما گاهی ممکن است تئیستهایی که این سئوال را مطرح میکنند، منظور دیگری در ذهن داشته باشند. این پرسش خیلی شبیه سئوالی کسی است که استدلال قمارباز پاسکال دلیلی برای باور به وجود خدا میداند. طبق این استدلال، باور به وجود خدا "شرط بندی خوبی" است زیرا حتی اگر خدایی در کار نباشد، چیزی از دست نخواهیم داد اما اگر خدا موجود باشد و ما به او باور نیاورده باشیم به خاطر بیباوریمان تا ابد در آتش جهنم خواهیم سوخت.
این استدلال اشکالاتی جدی دارد و مبنایی عقلانی برای باور داشتن به خدا نیست. به همین خاطر کسی که پرسش بالا را با الهام از آن مطرح کند هم سئوال معقولی نکرده است. پرسشگر فرض میگیرد که باورها را میتوان برپایهی آنچه که فکر میکنیم به سودمان است "انتخاب کرد". حتی اگر این فرض هم درست باشد، معلوم نیست که چنین انتخابی به سودمان باشد.
در هر صورت، من توضیح دادهام که چگونه و چرا میتوان مزیتی در بیخدایی یافت اما آیا زیانی هم در آن هست؟ بله، البته زیانهایی هم هست. بیخدا به ناچار در معرض سوءظن و بیاعتمادی بخش بزرگی از تئیستهای جامعه است. بیخداها اغلب نمیتوانند بیباوریشان را نزد همکاران، همسایهها، دوستان، یا حتی خانوادهشان ابراز کنند. حتی برخی بیخداها عاق والدین میشوند. بیخداها در معرض تبعیضها و حماقتهای بخش وسیعی از مردم هستند با این حال، هیچ یک از این دشواریها دلیلی برای بیخدا نبودن نیست. بسیاری از مسیحیان و مسلمانان افتخار میکنند که چگونه همکیشان آنها به رغم تعقیب و آزار معارضان ایمان خود را حفظ کردهاند. پس چرا حفظ صداقت روشنفکری بهرغم تعقیب و آزار ناشی از شکاکیت، یا بیباوری به خدا برای بیخداها هم مایهی افتخار نباشند؟
@PublicExit
همهچیز از این بحث شروع شد که خدای چه کسی صلحطلبتر، مهربانتر و بخشندهتر است!
@PublicExit
@PublicExit
❈ "زحمت اثبات" چیست؟ آیا خداباوران باید ثابت کنند که خدایشان وجود دارد؟ (bit.ly/3avR8hI)
🏷 آستین کلاین - نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
🏷 آستین کلاین - نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
"زحمت اثبات" چیست؟ آیا خداباوران باید ثابت کنند که خدایشان وجود دارد؟
پاسخ آستین کلاین: در بحثها بسیار حائز اهمیت است این زحمت مفهوم "زحمت اثبات" بر دوش هر طرف بحث که باشد، اوست که باید ادعاهایش را به طریقی "ثابت کند". اگر زحمت اثبات بر دوش فرد نباشد، کارش در بحث بسیار آسانتر میشود: تنها لازم است که ادعای طرف مقابل را بشنود،…
#دنیل_ردکلیف| من دیندار نیستم، من یک خداناباور هستم. ولی، اگر دین بخواهد اثری بر قانونگذاری داشته باشد آنگاه یک خداناباور ستیزهجو خواهم بود!
@PublicExit
@PublicExit
❈ جریانهای اصلی کتاب جنس دوم اثر مهم سیمون دوبووار (bit.ly/2M8IPOA)
🏷 پروفسور سَلی جِی. شولتز: استاد فلسفهی دانشگاه ویلانووا - برگردان: سیده سارا حسینی
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
🏷 پروفسور سَلی جِی. شولتز: استاد فلسفهی دانشگاه ویلانووا - برگردان: سیده سارا حسینی
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
جریانهای اصلی کتاب جنس دوم اثر مهم سیمون دوبووار
سیمون دوبووار یکی از روشنفکران پیشتاز قرن بیستم و بیشک مهمترین فمینیست آن قرن بوده است. کتاب او، جنس دوم، نظریهی سیاسی و اگزیستانسیالیستی را به شکلی بنیادین به چالش کشید. اما ماندگارترین تأثیر وی بر فهم زنان از خودشان، روابطشان، جایگاهشان در جامعه و برساخت…
#ریچارد_داوکینز| چه تدبیر بینظیری خدا دارد که امور خلقت را طوری چیده که شما هر جا زاده شده باشی، دین محلی همانجا همواره تنها دین راستین است!
@PublicExit
@PublicExit
❈ اگر بیخدایی یک دین نیست، پس چرا بیخداها با خداباوران بحث میکنند و میکوشند آنان را به جهانبینی خود بگروانند؟ (bit.ly/3rKAp0e)
🏷 آستین کلاین - نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
🏷 آستین کلاین - نویسنده، سخنران و دانشآموخته الهیات و فلسفه
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
اگر بیخدایی یک دین نیست، پس چرا بیخداها با خداباوران بحث میکنند و میکوشند آنان را به جهانبینی خود بگروانند؟
پاسخ آستین کلاین: عموماً تصور میشود باید بیخدایی "چیزی بیش از" صرف بیباوری به خدا باشد، چرا که بسیاری از بیخداها همواره درگیر بحث با خداباورها هستند: بالاخره اگر قرار نیست طرف مقابل را به فلسفه یا دین خود بگرواند، هدف از این بحثها چیست؟ پس این پرسش بجاست…
زوال جهان اسلام| حامد عبدالصمد- اسلامشناس مصری
انزوا و مشاهدهی طولانی سایه خود، تنها به ستایش از خود منجر نمیشود بلکه منجر به بیماری پارانویا هم میشود. هر نقدی که از برون به اسلام وارد میشود به عنوان اعلام جنگ برداشت میگردد؛ هر پرسش از درون خود اسلام به عنوان ارتداد و خیانت تعبیر میشود. هر چه یک جامعه بستهتر باشد، به همان اندازه نیز جهان خارج از خود را خصمانهتر ارزیابی میکند. مقررات اخلاقی سختتر میشود و فشار بر هواداران خود فزونی میگیرد تا بدینگونه وفاداری بیقید و شرط آنها تضمین شود. مقررات برای حجاب فیزیکی و فکری نوشته میشود و دانش دوستی پیش از آن که زاده شود در نطفه خفه میگردد. در جامعه، ترس از مرتدان و بیگانگان و دشمنی با آنها دامن زده میشود.
هر چه این جوامع بستهی اسلامی تأثیر جهان خارج را بیشتر بر خود احساس میکنند، به همان اندازه سختگیری نسبت به اعضای جامعهی خود و به ویژه کسانی که از صف خارج میشوند، بیشتر میگردد. جامعهی منزوی با همبستگی، مراقبت و خاموشی، خود را حفظ میکند و سرانجام با تجاوز فرهنگی به خویشتن گور خود را میکند. اعمال ننگین از سوی رؤسای این خانوادهی بزرگ پردهپوشی میشود و رعایا هم به نوبه خود این آسیبهای روانی را به تاریکخانههای قلب خود میرانند. هر کس این منطق را زیر پرسش ببرد، مرگ یا تبعید را به جان خریده است. در جهان اسلام، اغلب اصلاحگران دینی که برای دگرگونی تلاش کردهاند، جان خود را در این راه هزینه کردهاند، بسیاری از آنها نیز به غار بازگشتند و داوطلبانه خود را به زنجیر کشیدند و نگاههای خود را به سایهها دوختند.
@PublicExit
انزوا و مشاهدهی طولانی سایه خود، تنها به ستایش از خود منجر نمیشود بلکه منجر به بیماری پارانویا هم میشود. هر نقدی که از برون به اسلام وارد میشود به عنوان اعلام جنگ برداشت میگردد؛ هر پرسش از درون خود اسلام به عنوان ارتداد و خیانت تعبیر میشود. هر چه یک جامعه بستهتر باشد، به همان اندازه نیز جهان خارج از خود را خصمانهتر ارزیابی میکند. مقررات اخلاقی سختتر میشود و فشار بر هواداران خود فزونی میگیرد تا بدینگونه وفاداری بیقید و شرط آنها تضمین شود. مقررات برای حجاب فیزیکی و فکری نوشته میشود و دانش دوستی پیش از آن که زاده شود در نطفه خفه میگردد. در جامعه، ترس از مرتدان و بیگانگان و دشمنی با آنها دامن زده میشود.
هر چه این جوامع بستهی اسلامی تأثیر جهان خارج را بیشتر بر خود احساس میکنند، به همان اندازه سختگیری نسبت به اعضای جامعهی خود و به ویژه کسانی که از صف خارج میشوند، بیشتر میگردد. جامعهی منزوی با همبستگی، مراقبت و خاموشی، خود را حفظ میکند و سرانجام با تجاوز فرهنگی به خویشتن گور خود را میکند. اعمال ننگین از سوی رؤسای این خانوادهی بزرگ پردهپوشی میشود و رعایا هم به نوبه خود این آسیبهای روانی را به تاریکخانههای قلب خود میرانند. هر کس این منطق را زیر پرسش ببرد، مرگ یا تبعید را به جان خریده است. در جهان اسلام، اغلب اصلاحگران دینی که برای دگرگونی تلاش کردهاند، جان خود را در این راه هزینه کردهاند، بسیاری از آنها نیز به غار بازگشتند و داوطلبانه خود را به زنجیر کشیدند و نگاههای خود را به سایهها دوختند.
@PublicExit
#ولتر| کسانی که میتوانند تو را به چرندیات معتقد کنند، میتوانند تو را به انجام کارهای وحشیانه نیز وادار کنند!
@PublicExit
@PublicExit
❈ دعوای کاریکاتور یا گفتگویی با یک کافر (bit.ly/3rTOrfO)
🏷 برگرفته از کتاب "زوال جهان اسلام" اثر حامد عبدالصمد- اسلامشناس مصری
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
🏷 برگرفته از کتاب "زوال جهان اسلام" اثر حامد عبدالصمد- اسلامشناس مصری
❈ برای مطالعه کامل این مقاله instant view را در پایین پست لمس کنید.
@PublicExit
Telegraph
دعوای کاریکاتور یا گفتگویی با یک کافر
روز ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۵، روز ویژهای در زندگی من بود. در این روز عروسیام را با همسر نیمه دانمارکیام در مصر جشن گرفتم و هنوز نمیدانستم که در این تاریخ در زادگاه همسرم، کپنهاگ، اتفاقی رخ داده که به دنبال آن، فصل جدیدی از مبارزهی فرهنگی بین شرق و غرب گشوده میشود.…
اگر فکر میکنی زندگی پس از مرگت از زندگی کنونیت بهتر خواهد بود، تو واقعا زندگی نمیکنی. فقط منتظر مُردن هستی!
@PublicExit
@PublicExit