فایل سخنرانی در همایش ملی نهضت مشروطه ایران که پارسال در کاخ گلستان برگزار شد. در انتهای سخنرانی گفتگوی من با دکتر شروین مقیمی در همان همایش آمده 👇
👍10
Forwarded from کانال خانهی هنرمندان ایران
«خورشید آن ماه» در سینماتک خانه هنرمندان ایران
📽فیلم سینمایی «خورشید آن ماه» در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
🔘فیلم سینمایی «خورشید آن ماه» (۱۴۰۲) به کارگردانی ستاره اسکندری دوشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید. پس از نمایش این فیلم نشست نقد و بررسی آن با حضور جواد طوسی (منتقد سینما)، رضا صمیم (جامعهشناس) و ستاره اسکندری برگزار میشود.
🔻«خورشید آن ماه» که نخستین فیلم به زبان بلوچی در سینمای ایران است، داستانی عاشقانه در درون بافتار اجتماعی-فرهنگی جامعه سیستان و بلوچستان را روایت میکند و با کنار گذاشتن تصاویر غالب و کلیشهای سینمای ایران از این استان و مردمان آن میکوشد واقعیتهای راستین بلوچستان را به نمایش بگذارد.
🔸️ساخت موسیقی این فیلم بر عهده حسین علیزاده بوده و نازنین فراهانی، پژمان بازغی، امیرحسین هاشمی، بنفشه صمدی، روژین صدرزاده، صادق سهرابی، مهتاب جامی، نکیسا نوری، صادق بلوچی، روژناک شیرانی و مریم بوبانی به عنوان بازیگر در «خورشید آن ماه» به ایفای نقش پرداختند.
📎علاقهمندان برای تهیه بلیت این فیلم به سایت تیوال مراجعه کنند:
📌https://tiw.al/xkmI
#خانه_هنرمندان_ایران
#سینماتک
#سینما_تک
#خورشید_آن_ماه
#ستاره_اسکندری
#بلوچستان
#حسین_علیزاده
@iranartists
📽فیلم سینمایی «خورشید آن ماه» در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
🔘فیلم سینمایی «خورشید آن ماه» (۱۴۰۲) به کارگردانی ستاره اسکندری دوشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید. پس از نمایش این فیلم نشست نقد و بررسی آن با حضور جواد طوسی (منتقد سینما)، رضا صمیم (جامعهشناس) و ستاره اسکندری برگزار میشود.
🔻«خورشید آن ماه» که نخستین فیلم به زبان بلوچی در سینمای ایران است، داستانی عاشقانه در درون بافتار اجتماعی-فرهنگی جامعه سیستان و بلوچستان را روایت میکند و با کنار گذاشتن تصاویر غالب و کلیشهای سینمای ایران از این استان و مردمان آن میکوشد واقعیتهای راستین بلوچستان را به نمایش بگذارد.
🔸️ساخت موسیقی این فیلم بر عهده حسین علیزاده بوده و نازنین فراهانی، پژمان بازغی، امیرحسین هاشمی، بنفشه صمدی، روژین صدرزاده، صادق سهرابی، مهتاب جامی، نکیسا نوری، صادق بلوچی، روژناک شیرانی و مریم بوبانی به عنوان بازیگر در «خورشید آن ماه» به ایفای نقش پرداختند.
📎علاقهمندان برای تهیه بلیت این فیلم به سایت تیوال مراجعه کنند:
📌https://tiw.al/xkmI
#خانه_هنرمندان_ایران
#سینماتک
#سینما_تک
#خورشید_آن_ماه
#ستاره_اسکندری
#بلوچستان
#حسین_علیزاده
@iranartists
👍9
تراژدی آنتیگونه اثر سوفوکل، بیشک یکی از بهترین نمونههای دراماتیکی است که در آن هنر سوفوکل، یعنی هنر دربرابر همقراردادن تاریکی و روشنایی به تمامی رخ مینمایاند. شدت و کشش دراماتیک آنتیگونه بر زمینه هراسی تاملبرانگیز که در تمام متن جاری است بنا نهاده شده است. سوفوکل از این هراس، در مقام میانجیای برای به میانکشیدن مرگ به عنوان عامل ایجاد لذت تراژیک در مخاطب، بهره گرفته است. این به کارگیری مرگ، در مقام ابژه میل، و در جهت ایجاد کشش دراماتیک، بیشک عاملی است که امروز خواندن و اجرای این تراژدی را برای انسان مدرن جذاب میسازد.
من در دوره سوم "کار بر روی تراژدی"، این اثر را با رویکردی دراماتورژیک و به قصد کشف امکانهای نهفته اجرایی در آن خواهم خواند. در کنار خوانش متن به دو اجرای معاصر این تراژدی، یکی در تئاتر و دیگری در سینما هم مراجعه خواهم کرد تا نشان دهم چگونه میتوان این متن باستانی را در مقام متنی معاصر اجرا نمود.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
@Amin_arabzdeh
_ این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دو ساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه ششم دیماه ساعت ۹ و نیم شب خواهد بود.
من در دوره سوم "کار بر روی تراژدی"، این اثر را با رویکردی دراماتورژیک و به قصد کشف امکانهای نهفته اجرایی در آن خواهم خواند. در کنار خوانش متن به دو اجرای معاصر این تراژدی، یکی در تئاتر و دیگری در سینما هم مراجعه خواهم کرد تا نشان دهم چگونه میتوان این متن باستانی را در مقام متنی معاصر اجرا نمود.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
@Amin_arabzdeh
_ این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دو ساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه ششم دیماه ساعت ۹ و نیم شب خواهد بود.
👍14
یادداشتهای کوتاه درباره درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک"
* یادداشت نخست: مراد من از خوانش دراماتورژیک چیست؟
به قول پیتر بروک "یکی از بزرگترین اشتباهات باور به این امر است که متن به خودی خود میتواند سخن بگوید. هیچ نمایشنامهای نمیتواند به خودی خود سخن بگوید..." یا به قول راجر گراس "هیچ متنی به خودی خود یک نمایشنامه کامل نیست. نمیتوان یک متن را عینا روی صحنه اجرا کرد". ما برای "اجرا"ی هر متنی نیازمند تفکیک دو زمان از یکدیگریم. این دو زمان به قول یان کات "یکی زمان صحنه است و دیگری زمان بیرون از صحنه". زمان صحنه زمانی است که بازیگران در آن سکنی دارند و زمان بیرون از صحنه، زمان تماشاگران است. در خوانش دراماتورژیک، قصد، تلاقیدادن زمان صحنه با زمان بیرون از صحنه است. ما در جستجوی کشف فرم جدید اثریم که در نتیجه این تلاقی بر ما رخ مینمایاند. ما در هر بار خوانش دراماتورژیک خود را به جای تماشاگران میگذاریم و زمان آنها را به متن وارد میکنیم. البته نکته اینجاست که متن، اگر شاهکاری هنری باشد، از این زمان جدید استقبال میکند. با ورود زمان تماشاگران به زمان صحنه، متن بخشهایی از خود را که تاکنون پنهان بوده آشکار میسازد. رابطهها، پیوندها، شخصیتها، معانی و مضامین جلوه دیگری مییابند و سوگیری اخلاقی متن هم تغییر میکند. هدف یک خوانش دراماتورژیک دستیابی به همین تغییرات در نتیجه تلاقی پیشگفته است.
هدف من در دورههای کار بر روی تراژدی به خصوص دوره آنتیگونه تلاش برای کشف قابلیتهایی از فرم تراژیک اثر است که تاکنون تحقق نیافته است. من، تراژدی آنتیگونه را در چهار جلسه خواهم خواند. در کنار این خوانش به دو نمونه از اجراهای معاصر، یکی در تئاتر و دیگری در سینما هم مراجعه خواهم کرد و نشان خواهم داد تلاشهای معاصرسازانه گوناگون چگونه شکل گرفتهاند و چگونه زمان صحنه را دگرگون کردهاند.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دوساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه ششم دیماه ساعت نه و نیم شب خواهد بود.
* یادداشت نخست: مراد من از خوانش دراماتورژیک چیست؟
به قول پیتر بروک "یکی از بزرگترین اشتباهات باور به این امر است که متن به خودی خود میتواند سخن بگوید. هیچ نمایشنامهای نمیتواند به خودی خود سخن بگوید..." یا به قول راجر گراس "هیچ متنی به خودی خود یک نمایشنامه کامل نیست. نمیتوان یک متن را عینا روی صحنه اجرا کرد". ما برای "اجرا"ی هر متنی نیازمند تفکیک دو زمان از یکدیگریم. این دو زمان به قول یان کات "یکی زمان صحنه است و دیگری زمان بیرون از صحنه". زمان صحنه زمانی است که بازیگران در آن سکنی دارند و زمان بیرون از صحنه، زمان تماشاگران است. در خوانش دراماتورژیک، قصد، تلاقیدادن زمان صحنه با زمان بیرون از صحنه است. ما در جستجوی کشف فرم جدید اثریم که در نتیجه این تلاقی بر ما رخ مینمایاند. ما در هر بار خوانش دراماتورژیک خود را به جای تماشاگران میگذاریم و زمان آنها را به متن وارد میکنیم. البته نکته اینجاست که متن، اگر شاهکاری هنری باشد، از این زمان جدید استقبال میکند. با ورود زمان تماشاگران به زمان صحنه، متن بخشهایی از خود را که تاکنون پنهان بوده آشکار میسازد. رابطهها، پیوندها، شخصیتها، معانی و مضامین جلوه دیگری مییابند و سوگیری اخلاقی متن هم تغییر میکند. هدف یک خوانش دراماتورژیک دستیابی به همین تغییرات در نتیجه تلاقی پیشگفته است.
هدف من در دورههای کار بر روی تراژدی به خصوص دوره آنتیگونه تلاش برای کشف قابلیتهایی از فرم تراژیک اثر است که تاکنون تحقق نیافته است. من، تراژدی آنتیگونه را در چهار جلسه خواهم خواند. در کنار این خوانش به دو نمونه از اجراهای معاصر، یکی در تئاتر و دیگری در سینما هم مراجعه خواهم کرد و نشان خواهم داد تلاشهای معاصرسازانه گوناگون چگونه شکل گرفتهاند و چگونه زمان صحنه را دگرگون کردهاند.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دوساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه ششم دیماه ساعت نه و نیم شب خواهد بود.
👍10
یادداشتهای کوتاه درباره درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک"
* یادداشت دوم: ابزار درک تراژدی در مقام متنی دموکراتیک
درک هر تراژدی، که مقدمه ارائه خوانشی دراماتورژیک از آن است، به درک رابطه بین شخصیتهای آن تراژدی وابسته است. برای نیل به درک رابطه میان شخصیتها در یک تراژدی در گام نخست باید بدانیم میان آنها هیچ رابطه منطقی (logical)ی برقرار نیست. همین غیرمنطقیبودن رابطههاست که درک تراژدی را برای ما که ذهنمان آلوده به فهم منطقی است دشوار میکند. در هیچ رابطهی منطقیای برابری وجود ندارد. علت هیچگاه با معلول خود یا تز با آنتیتز برابر نیست. ولی شخصیتهای تراژدی همگی باهم برابرند. در این معنا تراژدی متنی است عمیقا دموکراتیک. و این دربرابر فلسفه، به ویژه فلسفه کلاسیک قرار میگیرد که در آن برابریای میان عناصر پدیدآورنده متن وجود ندارد.
من در دوره سوم کار بر روی تراژدی، به میانجی آنتیگونه سوفوکل، به این سوال پاسخ خواهم داد که چه چیز رابطه بین شخصیتها در تراژدی را دموکراتیک میکند؟ و در اینباره بحث خواهم کرد که دموکراتیکسازی رابطهها به نقش محوریای بستگی دارد که شورها و عواطف (passions) در رابطه میان شخصیتها بازی میکنند. شورها و عواطف همانها هستند که به قول اسپینوزا فلاسفه همیشه آنها را به سخره میگیرند. جامعهی ایدهآل یک فیلسوف کلاسیک جامعهای نیست که در آن رابطهها بر بنیاد شور و عاطفه بنا شده است. برای او جامعهی ایدهآل جامعهای است که رابطهها در آن را عقل و منفعت سامان میدهد و از آنجا که ما به یک میزان از قدرت به کارگرفتن عقل برخوردار نیستیم پس این جامعه، نمیتواند جامعهای دموکراتیک به حساب آید. در حالیکه جامعه ایدهآل تراژدینویس بر بنیاد حس و شور که همه از آن بهرمندیم استوار شده است پس میتواند جامعهای باشد که بر آن نوعی برابری رادیکال حاکم است.
در تراژدی آنتیگونه حتی آنجا که مثلا کرئون میخواهد رابطهای منطقی با آنتیگونه برقرار کند توسط روح دموکراتیک حاکم بر متن پسزده میشود. این پسزدگی، ضرورت اصلی اثرگذاری تراژدی است. تراژدینویس میداند برقراری چنین رابطهای در نهایت جهان تراژیک او را غیر دموکراتیک خواهد کرد و متنش را به متنی فلسفی تقلیل خواهد داد.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دوساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه سیزدهم دیماه ساعت نه و نیم شب خواهد بود.
* یادداشت دوم: ابزار درک تراژدی در مقام متنی دموکراتیک
درک هر تراژدی، که مقدمه ارائه خوانشی دراماتورژیک از آن است، به درک رابطه بین شخصیتهای آن تراژدی وابسته است. برای نیل به درک رابطه میان شخصیتها در یک تراژدی در گام نخست باید بدانیم میان آنها هیچ رابطه منطقی (logical)ی برقرار نیست. همین غیرمنطقیبودن رابطههاست که درک تراژدی را برای ما که ذهنمان آلوده به فهم منطقی است دشوار میکند. در هیچ رابطهی منطقیای برابری وجود ندارد. علت هیچگاه با معلول خود یا تز با آنتیتز برابر نیست. ولی شخصیتهای تراژدی همگی باهم برابرند. در این معنا تراژدی متنی است عمیقا دموکراتیک. و این دربرابر فلسفه، به ویژه فلسفه کلاسیک قرار میگیرد که در آن برابریای میان عناصر پدیدآورنده متن وجود ندارد.
من در دوره سوم کار بر روی تراژدی، به میانجی آنتیگونه سوفوکل، به این سوال پاسخ خواهم داد که چه چیز رابطه بین شخصیتها در تراژدی را دموکراتیک میکند؟ و در اینباره بحث خواهم کرد که دموکراتیکسازی رابطهها به نقش محوریای بستگی دارد که شورها و عواطف (passions) در رابطه میان شخصیتها بازی میکنند. شورها و عواطف همانها هستند که به قول اسپینوزا فلاسفه همیشه آنها را به سخره میگیرند. جامعهی ایدهآل یک فیلسوف کلاسیک جامعهای نیست که در آن رابطهها بر بنیاد شور و عاطفه بنا شده است. برای او جامعهی ایدهآل جامعهای است که رابطهها در آن را عقل و منفعت سامان میدهد و از آنجا که ما به یک میزان از قدرت به کارگرفتن عقل برخوردار نیستیم پس این جامعه، نمیتواند جامعهای دموکراتیک به حساب آید. در حالیکه جامعه ایدهآل تراژدینویس بر بنیاد حس و شور که همه از آن بهرمندیم استوار شده است پس میتواند جامعهای باشد که بر آن نوعی برابری رادیکال حاکم است.
در تراژدی آنتیگونه حتی آنجا که مثلا کرئون میخواهد رابطهای منطقی با آنتیگونه برقرار کند توسط روح دموکراتیک حاکم بر متن پسزده میشود. این پسزدگی، ضرورت اصلی اثرگذاری تراژدی است. تراژدینویس میداند برقراری چنین رابطهای در نهایت جهان تراژیک او را غیر دموکراتیک خواهد کرد و متنش را به متنی فلسفی تقلیل خواهد داد.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دوساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه سیزدهم دیماه ساعت نه و نیم شب خواهد بود.
👍11
سلام. دوستان عزیز بدلیل برگزاری درسگفتار خوانش سرمایه در مدرسه تهران، فعلا دوره چهارم کار بر روی تراژدی، برگزار نخواهد شد.
👍8
سلام. دوستان خوبه تا قبل از شروع دوره خوانش سرمایه در مدرسه تهران، دو فایل زیر که مربوط به ۳ سال پیش است رو دوباره گوش بدید. خوانش من بر اساس اصولی که در این دو جلسه دربارشون حرف زدم کمی با خوانشهای موجود فرق میکنه
👍12
ضمن پوزش از دوستان، گویا در اطلاعیه برگزاری دوره خوانش سرمایه، لینک ثبت نام وجود نداشت. به این لینک مراجعه کنید:
@Pouya_teh_82
@Pouya_teh_82
👍1
Forwarded from مدرسه تهران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📣 #مدرسه_تهران برگزار میکند:
📌 سرمایه اثر مارکس، خوانشی رتوریکال
● با تمرکز بر ۵ فصل نخست جلد اول
[طرح درس]
🎙 با تدریس: دکتر رضا صمیم
جامعهشناس و مدرس دانشگاه
۵ جلسه ( ۶۰۰ دقیقه)، ۵۰۰,۰۰۰ تومان
دوشنبهها، ساعت ۱۸ تا ۲۰
از ۲۹ بهمنماه
✍ شرح جلسات:
پرولوگ: چرا سرمایه یک اثر هنری است و چگونه میتوان آن را در مقام یک اثر هنری خواند؟
موومان اول: درباره کالا و مبادله
موومان دوم: پول یا گردش کالا
موومان سوم: تبدیل پول به سرمایه
موومان چهارم: درباره کار
🔴 دوره بهصورت حضوری، آنلاین و آفلاین
🏫 محل برگزاری: خ انقلاب، خ ۱۶ آذر، خ پورسینا، نبش خ جلالیه
📮 برای ثبتنام به آیدی زیر مراجعه کنید:
🔗 @Pouya_teh_82
📌 سرمایه اثر مارکس، خوانشی رتوریکال
● با تمرکز بر ۵ فصل نخست جلد اول
[طرح درس]
🎙 با تدریس: دکتر رضا صمیم
جامعهشناس و مدرس دانشگاه
۵ جلسه ( ۶۰۰ دقیقه)، ۵۰۰,۰۰۰ تومان
دوشنبهها، ساعت ۱۸ تا ۲۰
از ۲۹ بهمنماه
✍ شرح جلسات:
پرولوگ: چرا سرمایه یک اثر هنری است و چگونه میتوان آن را در مقام یک اثر هنری خواند؟
موومان اول: درباره کالا و مبادله
موومان دوم: پول یا گردش کالا
موومان سوم: تبدیل پول به سرمایه
موومان چهارم: درباره کار
🔴 دوره بهصورت حضوری، آنلاین و آفلاین
🏫 محل برگزاری: خ انقلاب، خ ۱۶ آذر، خ پورسینا، نبش خ جلالیه
📮 برای ثبتنام به آیدی زیر مراجعه کنید:
🔗 @Pouya_teh_82
👍8
یادداشتهای کوتاه درباره درسگفتار "سرمایه اثر مارکس؛ خوانشی رتوریکال"
یادداشت نخست: چرا سرمایه را باید به مثابه اثری هنری خواند؟
برای مارکسیسم ایرانی (فارسی)، که هنوز به شدت متاثر از تفسیرهای «حزبی» به جا مانده از سنت مارکسیستی- لنینیستی حاکم بر نظام شوروی در نیمه نخست قرن بیستم میلادی است، سخن گفتن از «سرمایه به مثابه اثر هنری» و «مارکس در مقام هنرمندی ویرتئوز» بیشتر به توطئهای لیبرال- سرمایهدارانه علیه تمام سنت انقلابی چپ شبیه است تا ادعایی روشنگرانه و محققانه. برای این تفسیرهای حزبی، مارکسیسم، علمی متقن است و نمیتوان آن را به هنر «تقلیل» داد (و چه معنای پارادوکسیکالی در این کلمه تقلیل نهفته است!!) این در حالی است که مارکس، خود، در نامهای خطاب به انگلس و در واکنش به گلایههای او از طولانیشدن فرآیند نگارش کتاب سرمایه مینویسد: «سرمایه یک کتاب علمی مانند کتابهای دیگر نیست. برتری نوشتههای من در آن است که آنها مانند یک اثر هنری یک کل را تشکیل می دهند» (از نامه های مارکس به انگلس ژوییه 1865 به نقل از رانسیر). ژاک رانسیر، که شاید بتوان او را شریف ترین نجاتدهنده مارکس از دستان مارکسیسم حزبی تلقی کرد، بلافاصله بعد از این نقل قول مینویسد: «مارکس آنچه را شرط بلاغ بوده در اینجا گفته است! کار او در مقام هنرمند نمیتواند مانند لغت شناسها و مولفان فرهنگنامهها باشد».
از نظر رانسیر که راهنمای من در خوانش کتاب سرمایه در این درسگفتار است کتاب مارکس قطعا یک اثر هنری است. این بدان معناست که نمیتوان و نباید آن را صرفا یک تحلیل علمی یا اقتصادی در نظر گرفت. سرمایه در حقیقت شکلی از روایت است، یک ابژه زیباشناختی است که ادراک را شکل میدهد و دانش موجود را مجددا سازمان میبخشد. «نقد اقتصاد سیاسی» هم که دانش برآمده از انقلاب هنری سرمایه است متحولکردن دانش اقتصاد است، این بار به نحوی که بتوان از آن در نقد جامعه بورژوایی بهره برد.
در سرمایه ما با شکلی از «مونتاژ ادبی» روبروییم. مارکس در این کتاب چونان هنرمندی ویرتئوز عناصر مختلفی چون دادههای اقتصادی، نمونههای تاریخی، استدلالهای فلسفی و تصویرسازیهای دراماتیک را ترکیب میکند تا شیوهای جدید برای تفکر درباره جامعه سرمایهداری ایجاد کند.
هنر همانگونه که رانسیر میگوید راهی است برای بازتوزیع امر محسوس (ادراک پذیر). با هنر میتوان از نظم موجود فراتر رفت و چیزهایی را که در نظم موجود گفتنی، دیدنی و اندیشیدنی نیست، گفتنی، دیدنی و اندیشیدنی کرد. در همین معناست که سرمایه یک اثر هنری انقلابی است چرا که ما را از دل نظم مستقر بیرون می کشد و آنچه را در نظم مستقر بیارزش جلوه میکند با ارزش نشان میدهد. پس نقد مارکس از سرمایهداری را نمی توان صرفا یک گفتمان علمی- عقلانی دانست این نقد علاوه بر آنکه معقول است مداخلهای عاطفی- تخیلی نیز به شمار میآید. مارکس در سرمایه از استعارههای دراماتیک (مانند خون آشام در حال مکیدن خون کارگران)، تکنیکهای روایی و کنار هم قراردادن موتیفهای گوناگون که بیشتر شبیه استراتژیهای هنری است استفاده میکند. به همین دلیل است که برای درک کاری که مارکس در سرمایه میکند «باید» آن را به مثابه اثری هنری خواند. چون فقط در این صورت است که دیگر کتاب سرمایه، صرفا «توضیح» چگونگی مناسبات اقتصادی در جامعه سرمایهداری نخواهد بود بلکه درک ما را از سرمایهداری در مقام شکلی از مناسبات اقتصادی تغییر خواهد داد.
اگر مایلید در این درسگفتار که از دوشنبه ۲۹ بهمن در مدرسه تهران برگزار میشود شرکت کنید به آیدی زیر پیام دهید:
@Pouya_teh_82
یادداشت نخست: چرا سرمایه را باید به مثابه اثری هنری خواند؟
برای مارکسیسم ایرانی (فارسی)، که هنوز به شدت متاثر از تفسیرهای «حزبی» به جا مانده از سنت مارکسیستی- لنینیستی حاکم بر نظام شوروی در نیمه نخست قرن بیستم میلادی است، سخن گفتن از «سرمایه به مثابه اثر هنری» و «مارکس در مقام هنرمندی ویرتئوز» بیشتر به توطئهای لیبرال- سرمایهدارانه علیه تمام سنت انقلابی چپ شبیه است تا ادعایی روشنگرانه و محققانه. برای این تفسیرهای حزبی، مارکسیسم، علمی متقن است و نمیتوان آن را به هنر «تقلیل» داد (و چه معنای پارادوکسیکالی در این کلمه تقلیل نهفته است!!) این در حالی است که مارکس، خود، در نامهای خطاب به انگلس و در واکنش به گلایههای او از طولانیشدن فرآیند نگارش کتاب سرمایه مینویسد: «سرمایه یک کتاب علمی مانند کتابهای دیگر نیست. برتری نوشتههای من در آن است که آنها مانند یک اثر هنری یک کل را تشکیل می دهند» (از نامه های مارکس به انگلس ژوییه 1865 به نقل از رانسیر). ژاک رانسیر، که شاید بتوان او را شریف ترین نجاتدهنده مارکس از دستان مارکسیسم حزبی تلقی کرد، بلافاصله بعد از این نقل قول مینویسد: «مارکس آنچه را شرط بلاغ بوده در اینجا گفته است! کار او در مقام هنرمند نمیتواند مانند لغت شناسها و مولفان فرهنگنامهها باشد».
از نظر رانسیر که راهنمای من در خوانش کتاب سرمایه در این درسگفتار است کتاب مارکس قطعا یک اثر هنری است. این بدان معناست که نمیتوان و نباید آن را صرفا یک تحلیل علمی یا اقتصادی در نظر گرفت. سرمایه در حقیقت شکلی از روایت است، یک ابژه زیباشناختی است که ادراک را شکل میدهد و دانش موجود را مجددا سازمان میبخشد. «نقد اقتصاد سیاسی» هم که دانش برآمده از انقلاب هنری سرمایه است متحولکردن دانش اقتصاد است، این بار به نحوی که بتوان از آن در نقد جامعه بورژوایی بهره برد.
در سرمایه ما با شکلی از «مونتاژ ادبی» روبروییم. مارکس در این کتاب چونان هنرمندی ویرتئوز عناصر مختلفی چون دادههای اقتصادی، نمونههای تاریخی، استدلالهای فلسفی و تصویرسازیهای دراماتیک را ترکیب میکند تا شیوهای جدید برای تفکر درباره جامعه سرمایهداری ایجاد کند.
هنر همانگونه که رانسیر میگوید راهی است برای بازتوزیع امر محسوس (ادراک پذیر). با هنر میتوان از نظم موجود فراتر رفت و چیزهایی را که در نظم موجود گفتنی، دیدنی و اندیشیدنی نیست، گفتنی، دیدنی و اندیشیدنی کرد. در همین معناست که سرمایه یک اثر هنری انقلابی است چرا که ما را از دل نظم مستقر بیرون می کشد و آنچه را در نظم مستقر بیارزش جلوه میکند با ارزش نشان میدهد. پس نقد مارکس از سرمایهداری را نمی توان صرفا یک گفتمان علمی- عقلانی دانست این نقد علاوه بر آنکه معقول است مداخلهای عاطفی- تخیلی نیز به شمار میآید. مارکس در سرمایه از استعارههای دراماتیک (مانند خون آشام در حال مکیدن خون کارگران)، تکنیکهای روایی و کنار هم قراردادن موتیفهای گوناگون که بیشتر شبیه استراتژیهای هنری است استفاده میکند. به همین دلیل است که برای درک کاری که مارکس در سرمایه میکند «باید» آن را به مثابه اثری هنری خواند. چون فقط در این صورت است که دیگر کتاب سرمایه، صرفا «توضیح» چگونگی مناسبات اقتصادی در جامعه سرمایهداری نخواهد بود بلکه درک ما را از سرمایهداری در مقام شکلی از مناسبات اقتصادی تغییر خواهد داد.
اگر مایلید در این درسگفتار که از دوشنبه ۲۹ بهمن در مدرسه تهران برگزار میشود شرکت کنید به آیدی زیر پیام دهید:
@Pouya_teh_82
👍17