من در دورهی دوم مجموعه درسگفتارهای "کار بر روی تراژدی"، "ادیپ شهریار" اثر سوفوکل را خواهم خواند. دوره نخست را به بازخوانی تراژدی "پرومته در زنجیر" اختصاص دادم. تلاشم در آن دوره آن بود که پرومته را در مقام کاراکتری معاصر بررسی کنم و نشان دهم معاصریت او در انقلابیبودنش و شورش خستگیناپذیرش علیه سلطه نهفته است. ادیپ اما کاراکتری نیست که بتوان براحتی او را به میانجی انقلابیبودنش معاصر ساخت. معاصرسازی ادیپ در گام نخست، باید از مجرای دیگری صورت گیرد. من برای این کار از فروید بهره میگیرم. آنجا که او، ادیپ را جلوه بارز تحقق امیال سرکوبشده و دیرینه نوع بشر قلمداد میکند و از این طریق نشان میدهد ادیپ، در تبعیت از آن امیال، معاصر ماست. ولی آیا او در عمل مبتنی بر این امیال نیز معاصر ماست؟
این پرسشی است که در تمام جلسات بازخوانی تراژدی ادیپ شهریار پیش روی من خواهد بود و سعی خواهم کرد با خوانش نزدیک متن سوفوکل به آن پاسخ گویم.
در این دوره علاوه بر خوانش تراژدی ادیپ شهریار، نسخه سینمایی معاصری از آن را، که ساخته پازولینی است، بررسی خواهم کرد تا نشان دهم سینماگری عصیانگر چگونه در روایت شخصیاش از این تراژدی باستانی، ادیپ را معاصر کرده است.
- اگر خواستید در درسگفتار "بازخوانی تراژدی ادیپ شهریار" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
_ این دوره به صورت آنلاین و در پنج جلسه یک ساعت و نیمی برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم شنبه پنجم آبانماه ساعت ۹ شب خواهد بود.
این پرسشی است که در تمام جلسات بازخوانی تراژدی ادیپ شهریار پیش روی من خواهد بود و سعی خواهم کرد با خوانش نزدیک متن سوفوکل به آن پاسخ گویم.
در این دوره علاوه بر خوانش تراژدی ادیپ شهریار، نسخه سینمایی معاصری از آن را، که ساخته پازولینی است، بررسی خواهم کرد تا نشان دهم سینماگری عصیانگر چگونه در روایت شخصیاش از این تراژدی باستانی، ادیپ را معاصر کرده است.
- اگر خواستید در درسگفتار "بازخوانی تراژدی ادیپ شهریار" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
_ این دوره به صورت آنلاین و در پنج جلسه یک ساعت و نیمی برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم شنبه پنجم آبانماه ساعت ۹ شب خواهد بود.
👍6
یادداشتهای کوتاه درباره درسگفتار "بازخوانی تراژدی ادیپ شهریار"
* یادداشت نخست: چرا شخصیت ادیپ، منحصر به فرد است؟
به این دیالوگ ادیپ و مادرش یوکاسته توجه کنید:
یوکاسته: مگر نه از آغاز من همین را میگفتم؟
ادیپوس: چرا میگفتی، اما ترس سرگردانم کرده بود.
یوکاسته: دیگر بدان نیندیش.
ادیپوس: هنوز سرچشمه ترس دیگری هست... مادرم.
یوکاسته: ترس؟ مرد را با ترس چه کار است؟ تصادف بر زندگی فرمان میراند و آینده را هرگز نمیتوان دانست.
قهرمان تراژدی سوفوکل، میترسد. و همین، او را به شخصیتی منحصر به فرد تبدیل میکند. بزرگترین ترس ادیپ، ترس از چیرگی بخت (تصادف) است. و همین ترس است که در نهایت سبب میشود، قهرمان تراژدی سوفوکل به چیرگی مطلق بخت تن در دهد. من با یونانیانی که این تراژدی را، ۵ قرن قبل از میلاد مسیح، تماشا میکردند همنظرم که ادیپ مستحق مجازات بود. ولی با آنها درباره دلیل این استحقاق توافقی ندارم. ادیپ مستحق مجازات بود چون میترسید. ترسی که او را در نهایت از بازگشت تصادفیاش به شهر و شورش تصادفیاش علیه هنجارهای شهر پشیمان کرد. ادیپ سوفوکل برعکس پرومته آیسخولوس نتوانست از فرصت قرارگرفتن دربرابر هنجارها برای تحقق آزادی و غلبه بر بخت و سرنوشت بهره گیرد. او نتوانست تا انتها در برابر نیروهای سهمگینی که احاطهاش کرده بودند مقاومت کند.
تفکیکی که هایدگر میان ترس (Angst) و نگرانی (Sorge) قائل میشود برای من و هر پدیدارشناس دیگری تفکیکی کلیدی است. ادیپ گرفتار ترس بود و در نهایت به چیرگی بخت تن داد. در حالیکه پرومته نمی ترسید. کسی که میخواهد بر بخت چیره شود نمیترسد، نگران است. و این نگرانی ناشی از راه دشواری است که مقاومت در برابر نیروهای بازدارنده سهمگین به بار میآورد. ادیپ تاب این نگرانی را نداشت. من نگرانی را متاثر از تفسیر بلومنبرگ از هایدگر، مقدمه چیرگی بر بخت میدانم. نگرانی، حسی وجودی است برآمده از تجربه تنهایی ناشی از مبارزه دائم با بخت. و این دقیقا همان تنهاییای است که ادیپ از آن بسیار میترسید. ادیپ پس از آنکه با آغوش باز مجازاتش را پذیرفت دخترش آنتیگونه را در تبعید به کرونوس با خود به همراه برد. آنتیگونه تا آخرین لحظات حیات ادیپ با او بود تا او را از ترس فلجکننده تنهایی برهاند.
- اگر خواستید در درسگفتار "بازخوانی تراژدی ادیپ شهریار" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در پنج جلسه یک ساعت و نیمی برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم شنبه پنجم آبانماه ساعت ۹ شب خواهد بود.
* یادداشت نخست: چرا شخصیت ادیپ، منحصر به فرد است؟
به این دیالوگ ادیپ و مادرش یوکاسته توجه کنید:
یوکاسته: مگر نه از آغاز من همین را میگفتم؟
ادیپوس: چرا میگفتی، اما ترس سرگردانم کرده بود.
یوکاسته: دیگر بدان نیندیش.
ادیپوس: هنوز سرچشمه ترس دیگری هست... مادرم.
یوکاسته: ترس؟ مرد را با ترس چه کار است؟ تصادف بر زندگی فرمان میراند و آینده را هرگز نمیتوان دانست.
قهرمان تراژدی سوفوکل، میترسد. و همین، او را به شخصیتی منحصر به فرد تبدیل میکند. بزرگترین ترس ادیپ، ترس از چیرگی بخت (تصادف) است. و همین ترس است که در نهایت سبب میشود، قهرمان تراژدی سوفوکل به چیرگی مطلق بخت تن در دهد. من با یونانیانی که این تراژدی را، ۵ قرن قبل از میلاد مسیح، تماشا میکردند همنظرم که ادیپ مستحق مجازات بود. ولی با آنها درباره دلیل این استحقاق توافقی ندارم. ادیپ مستحق مجازات بود چون میترسید. ترسی که او را در نهایت از بازگشت تصادفیاش به شهر و شورش تصادفیاش علیه هنجارهای شهر پشیمان کرد. ادیپ سوفوکل برعکس پرومته آیسخولوس نتوانست از فرصت قرارگرفتن دربرابر هنجارها برای تحقق آزادی و غلبه بر بخت و سرنوشت بهره گیرد. او نتوانست تا انتها در برابر نیروهای سهمگینی که احاطهاش کرده بودند مقاومت کند.
تفکیکی که هایدگر میان ترس (Angst) و نگرانی (Sorge) قائل میشود برای من و هر پدیدارشناس دیگری تفکیکی کلیدی است. ادیپ گرفتار ترس بود و در نهایت به چیرگی بخت تن داد. در حالیکه پرومته نمی ترسید. کسی که میخواهد بر بخت چیره شود نمیترسد، نگران است. و این نگرانی ناشی از راه دشواری است که مقاومت در برابر نیروهای بازدارنده سهمگین به بار میآورد. ادیپ تاب این نگرانی را نداشت. من نگرانی را متاثر از تفسیر بلومنبرگ از هایدگر، مقدمه چیرگی بر بخت میدانم. نگرانی، حسی وجودی است برآمده از تجربه تنهایی ناشی از مبارزه دائم با بخت. و این دقیقا همان تنهاییای است که ادیپ از آن بسیار میترسید. ادیپ پس از آنکه با آغوش باز مجازاتش را پذیرفت دخترش آنتیگونه را در تبعید به کرونوس با خود به همراه برد. آنتیگونه تا آخرین لحظات حیات ادیپ با او بود تا او را از ترس فلجکننده تنهایی برهاند.
- اگر خواستید در درسگفتار "بازخوانی تراژدی ادیپ شهریار" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در پنج جلسه یک ساعت و نیمی برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم شنبه پنجم آبانماه ساعت ۹ شب خواهد بود.
👍6
یادداشتهای کوتاه درباره درسگفتار "بازخوانی تراژدی ادیپ شهریار"
* یادداشت دوم: کدام چارچوب مفهومی مرا در خوانش تراژدی ادیپ یاری خواهد کرد؟
"ابژه مبهم میل" یکی از مهمترین ترکیبهای مفهومیای است که من به میانجی آن تراژدی ادیپ شهریار را بازخواهم خواند. این ترکیب، عنوان آخرین شاهکار سینمایی لوییس بونوئل است و به یکی از مهمترین و البته مناقشهآمیزترین نظریههای فروید ارجاع دارد: عشق کودک به مادرش و تلاش دائمی او در بزرگسالی برای تکرار این عشق.
برای فروید تمام عشقهای بزرگسالی، دنبالههای فرومرتبهتری از حس عمیقی است که انسان در بدو تولد تجربه کرده است. از نظر او ما در هربار تجربه عشق به دوران کودکی خود باز میگردیم تا آن وحدت و وصال بی غل و غش با مادر را بازیابیم. بازگشت ادیپ به شهر (وطن)، در حقیقت بازگشت به کودکی است. تلاشی است برای از میانبردن ابهامی بزرگ که همه ما درگیر آنیم. ابهامی که تا آخر تراژدی با ادیپ باقی میماند. سوفوکل این ابهام (ابهام موجود در ترکیب مفهومی ابژه مبهم میل) را به بهترین شکل در ژستهای ادیپ به نمایش گذاشته است. ترس ادیپ که برای من در معاصرسازی تراژدی سوفوکل کلیدی است جلوه پدیداری همین ابهام است.
در اینجا دو شخصیت بسیار تاثیرگذار، نخست یوکاستا مادر ادیپ، و دوم پیرمرد پیشگویی که ادیپ را از عصیانش آگاه کرده است من را در بازخوانی معاصرسازانه متن یاری خواهند کرد. من رابطه ادیپ با یوکاستا و پیشگو را به قصد کشف لایههای پنهان متن تحلیل خواهم نمود. برملاسازی این لایهها مهمترین اقدام در جهت معاصرسازی تراژدی مورد نظر خواهد بود.
- اگر خواستید در درسگفتار "بازخوانی تراژدی ادیپ شهریار" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در پنج جلسه یک ساعت و نیمی برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم شنبه پنجم آبانماه ساعت ۹ شب خواهد بود.
* یادداشت دوم: کدام چارچوب مفهومی مرا در خوانش تراژدی ادیپ یاری خواهد کرد؟
"ابژه مبهم میل" یکی از مهمترین ترکیبهای مفهومیای است که من به میانجی آن تراژدی ادیپ شهریار را بازخواهم خواند. این ترکیب، عنوان آخرین شاهکار سینمایی لوییس بونوئل است و به یکی از مهمترین و البته مناقشهآمیزترین نظریههای فروید ارجاع دارد: عشق کودک به مادرش و تلاش دائمی او در بزرگسالی برای تکرار این عشق.
برای فروید تمام عشقهای بزرگسالی، دنبالههای فرومرتبهتری از حس عمیقی است که انسان در بدو تولد تجربه کرده است. از نظر او ما در هربار تجربه عشق به دوران کودکی خود باز میگردیم تا آن وحدت و وصال بی غل و غش با مادر را بازیابیم. بازگشت ادیپ به شهر (وطن)، در حقیقت بازگشت به کودکی است. تلاشی است برای از میانبردن ابهامی بزرگ که همه ما درگیر آنیم. ابهامی که تا آخر تراژدی با ادیپ باقی میماند. سوفوکل این ابهام (ابهام موجود در ترکیب مفهومی ابژه مبهم میل) را به بهترین شکل در ژستهای ادیپ به نمایش گذاشته است. ترس ادیپ که برای من در معاصرسازی تراژدی سوفوکل کلیدی است جلوه پدیداری همین ابهام است.
در اینجا دو شخصیت بسیار تاثیرگذار، نخست یوکاستا مادر ادیپ، و دوم پیرمرد پیشگویی که ادیپ را از عصیانش آگاه کرده است من را در بازخوانی معاصرسازانه متن یاری خواهند کرد. من رابطه ادیپ با یوکاستا و پیشگو را به قصد کشف لایههای پنهان متن تحلیل خواهم نمود. برملاسازی این لایهها مهمترین اقدام در جهت معاصرسازی تراژدی مورد نظر خواهد بود.
- اگر خواستید در درسگفتار "بازخوانی تراژدی ادیپ شهریار" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در پنج جلسه یک ساعت و نیمی برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم شنبه پنجم آبانماه ساعت ۹ شب خواهد بود.
👍14
فایل سخنرانی در همایش ملی نهضت مشروطه ایران که پارسال در کاخ گلستان برگزار شد. در انتهای سخنرانی گفتگوی من با دکتر شروین مقیمی در همان همایش آمده 👇
👍10
Forwarded from کانال خانهی هنرمندان ایران
«خورشید آن ماه» در سینماتک خانه هنرمندان ایران
📽فیلم سینمایی «خورشید آن ماه» در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
🔘فیلم سینمایی «خورشید آن ماه» (۱۴۰۲) به کارگردانی ستاره اسکندری دوشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید. پس از نمایش این فیلم نشست نقد و بررسی آن با حضور جواد طوسی (منتقد سینما)، رضا صمیم (جامعهشناس) و ستاره اسکندری برگزار میشود.
🔻«خورشید آن ماه» که نخستین فیلم به زبان بلوچی در سینمای ایران است، داستانی عاشقانه در درون بافتار اجتماعی-فرهنگی جامعه سیستان و بلوچستان را روایت میکند و با کنار گذاشتن تصاویر غالب و کلیشهای سینمای ایران از این استان و مردمان آن میکوشد واقعیتهای راستین بلوچستان را به نمایش بگذارد.
🔸️ساخت موسیقی این فیلم بر عهده حسین علیزاده بوده و نازنین فراهانی، پژمان بازغی، امیرحسین هاشمی، بنفشه صمدی، روژین صدرزاده، صادق سهرابی، مهتاب جامی، نکیسا نوری، صادق بلوچی، روژناک شیرانی و مریم بوبانی به عنوان بازیگر در «خورشید آن ماه» به ایفای نقش پرداختند.
📎علاقهمندان برای تهیه بلیت این فیلم به سایت تیوال مراجعه کنند:
📌https://tiw.al/xkmI
#خانه_هنرمندان_ایران
#سینماتک
#سینما_تک
#خورشید_آن_ماه
#ستاره_اسکندری
#بلوچستان
#حسین_علیزاده
@iranartists
📽فیلم سینمایی «خورشید آن ماه» در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
🔘فیلم سینمایی «خورشید آن ماه» (۱۴۰۲) به کارگردانی ستاره اسکندری دوشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید. پس از نمایش این فیلم نشست نقد و بررسی آن با حضور جواد طوسی (منتقد سینما)، رضا صمیم (جامعهشناس) و ستاره اسکندری برگزار میشود.
🔻«خورشید آن ماه» که نخستین فیلم به زبان بلوچی در سینمای ایران است، داستانی عاشقانه در درون بافتار اجتماعی-فرهنگی جامعه سیستان و بلوچستان را روایت میکند و با کنار گذاشتن تصاویر غالب و کلیشهای سینمای ایران از این استان و مردمان آن میکوشد واقعیتهای راستین بلوچستان را به نمایش بگذارد.
🔸️ساخت موسیقی این فیلم بر عهده حسین علیزاده بوده و نازنین فراهانی، پژمان بازغی، امیرحسین هاشمی، بنفشه صمدی، روژین صدرزاده، صادق سهرابی، مهتاب جامی، نکیسا نوری، صادق بلوچی، روژناک شیرانی و مریم بوبانی به عنوان بازیگر در «خورشید آن ماه» به ایفای نقش پرداختند.
📎علاقهمندان برای تهیه بلیت این فیلم به سایت تیوال مراجعه کنند:
📌https://tiw.al/xkmI
#خانه_هنرمندان_ایران
#سینماتک
#سینما_تک
#خورشید_آن_ماه
#ستاره_اسکندری
#بلوچستان
#حسین_علیزاده
@iranartists
👍9
تراژدی آنتیگونه اثر سوفوکل، بیشک یکی از بهترین نمونههای دراماتیکی است که در آن هنر سوفوکل، یعنی هنر دربرابر همقراردادن تاریکی و روشنایی به تمامی رخ مینمایاند. شدت و کشش دراماتیک آنتیگونه بر زمینه هراسی تاملبرانگیز که در تمام متن جاری است بنا نهاده شده است. سوفوکل از این هراس، در مقام میانجیای برای به میانکشیدن مرگ به عنوان عامل ایجاد لذت تراژیک در مخاطب، بهره گرفته است. این به کارگیری مرگ، در مقام ابژه میل، و در جهت ایجاد کشش دراماتیک، بیشک عاملی است که امروز خواندن و اجرای این تراژدی را برای انسان مدرن جذاب میسازد.
من در دوره سوم "کار بر روی تراژدی"، این اثر را با رویکردی دراماتورژیک و به قصد کشف امکانهای نهفته اجرایی در آن خواهم خواند. در کنار خوانش متن به دو اجرای معاصر این تراژدی، یکی در تئاتر و دیگری در سینما هم مراجعه خواهم کرد تا نشان دهم چگونه میتوان این متن باستانی را در مقام متنی معاصر اجرا نمود.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
@Amin_arabzdeh
_ این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دو ساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه ششم دیماه ساعت ۹ و نیم شب خواهد بود.
من در دوره سوم "کار بر روی تراژدی"، این اثر را با رویکردی دراماتورژیک و به قصد کشف امکانهای نهفته اجرایی در آن خواهم خواند. در کنار خوانش متن به دو اجرای معاصر این تراژدی، یکی در تئاتر و دیگری در سینما هم مراجعه خواهم کرد تا نشان دهم چگونه میتوان این متن باستانی را در مقام متنی معاصر اجرا نمود.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
@Amin_arabzdeh
_ این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دو ساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه ششم دیماه ساعت ۹ و نیم شب خواهد بود.
👍14
یادداشتهای کوتاه درباره درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک"
* یادداشت نخست: مراد من از خوانش دراماتورژیک چیست؟
به قول پیتر بروک "یکی از بزرگترین اشتباهات باور به این امر است که متن به خودی خود میتواند سخن بگوید. هیچ نمایشنامهای نمیتواند به خودی خود سخن بگوید..." یا به قول راجر گراس "هیچ متنی به خودی خود یک نمایشنامه کامل نیست. نمیتوان یک متن را عینا روی صحنه اجرا کرد". ما برای "اجرا"ی هر متنی نیازمند تفکیک دو زمان از یکدیگریم. این دو زمان به قول یان کات "یکی زمان صحنه است و دیگری زمان بیرون از صحنه". زمان صحنه زمانی است که بازیگران در آن سکنی دارند و زمان بیرون از صحنه، زمان تماشاگران است. در خوانش دراماتورژیک، قصد، تلاقیدادن زمان صحنه با زمان بیرون از صحنه است. ما در جستجوی کشف فرم جدید اثریم که در نتیجه این تلاقی بر ما رخ مینمایاند. ما در هر بار خوانش دراماتورژیک خود را به جای تماشاگران میگذاریم و زمان آنها را به متن وارد میکنیم. البته نکته اینجاست که متن، اگر شاهکاری هنری باشد، از این زمان جدید استقبال میکند. با ورود زمان تماشاگران به زمان صحنه، متن بخشهایی از خود را که تاکنون پنهان بوده آشکار میسازد. رابطهها، پیوندها، شخصیتها، معانی و مضامین جلوه دیگری مییابند و سوگیری اخلاقی متن هم تغییر میکند. هدف یک خوانش دراماتورژیک دستیابی به همین تغییرات در نتیجه تلاقی پیشگفته است.
هدف من در دورههای کار بر روی تراژدی به خصوص دوره آنتیگونه تلاش برای کشف قابلیتهایی از فرم تراژیک اثر است که تاکنون تحقق نیافته است. من، تراژدی آنتیگونه را در چهار جلسه خواهم خواند. در کنار این خوانش به دو نمونه از اجراهای معاصر، یکی در تئاتر و دیگری در سینما هم مراجعه خواهم کرد و نشان خواهم داد تلاشهای معاصرسازانه گوناگون چگونه شکل گرفتهاند و چگونه زمان صحنه را دگرگون کردهاند.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دوساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه ششم دیماه ساعت نه و نیم شب خواهد بود.
* یادداشت نخست: مراد من از خوانش دراماتورژیک چیست؟
به قول پیتر بروک "یکی از بزرگترین اشتباهات باور به این امر است که متن به خودی خود میتواند سخن بگوید. هیچ نمایشنامهای نمیتواند به خودی خود سخن بگوید..." یا به قول راجر گراس "هیچ متنی به خودی خود یک نمایشنامه کامل نیست. نمیتوان یک متن را عینا روی صحنه اجرا کرد". ما برای "اجرا"ی هر متنی نیازمند تفکیک دو زمان از یکدیگریم. این دو زمان به قول یان کات "یکی زمان صحنه است و دیگری زمان بیرون از صحنه". زمان صحنه زمانی است که بازیگران در آن سکنی دارند و زمان بیرون از صحنه، زمان تماشاگران است. در خوانش دراماتورژیک، قصد، تلاقیدادن زمان صحنه با زمان بیرون از صحنه است. ما در جستجوی کشف فرم جدید اثریم که در نتیجه این تلاقی بر ما رخ مینمایاند. ما در هر بار خوانش دراماتورژیک خود را به جای تماشاگران میگذاریم و زمان آنها را به متن وارد میکنیم. البته نکته اینجاست که متن، اگر شاهکاری هنری باشد، از این زمان جدید استقبال میکند. با ورود زمان تماشاگران به زمان صحنه، متن بخشهایی از خود را که تاکنون پنهان بوده آشکار میسازد. رابطهها، پیوندها، شخصیتها، معانی و مضامین جلوه دیگری مییابند و سوگیری اخلاقی متن هم تغییر میکند. هدف یک خوانش دراماتورژیک دستیابی به همین تغییرات در نتیجه تلاقی پیشگفته است.
هدف من در دورههای کار بر روی تراژدی به خصوص دوره آنتیگونه تلاش برای کشف قابلیتهایی از فرم تراژیک اثر است که تاکنون تحقق نیافته است. من، تراژدی آنتیگونه را در چهار جلسه خواهم خواند. در کنار این خوانش به دو نمونه از اجراهای معاصر، یکی در تئاتر و دیگری در سینما هم مراجعه خواهم کرد و نشان خواهم داد تلاشهای معاصرسازانه گوناگون چگونه شکل گرفتهاند و چگونه زمان صحنه را دگرگون کردهاند.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دوساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه ششم دیماه ساعت نه و نیم شب خواهد بود.
👍10
یادداشتهای کوتاه درباره درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک"
* یادداشت دوم: ابزار درک تراژدی در مقام متنی دموکراتیک
درک هر تراژدی، که مقدمه ارائه خوانشی دراماتورژیک از آن است، به درک رابطه بین شخصیتهای آن تراژدی وابسته است. برای نیل به درک رابطه میان شخصیتها در یک تراژدی در گام نخست باید بدانیم میان آنها هیچ رابطه منطقی (logical)ی برقرار نیست. همین غیرمنطقیبودن رابطههاست که درک تراژدی را برای ما که ذهنمان آلوده به فهم منطقی است دشوار میکند. در هیچ رابطهی منطقیای برابری وجود ندارد. علت هیچگاه با معلول خود یا تز با آنتیتز برابر نیست. ولی شخصیتهای تراژدی همگی باهم برابرند. در این معنا تراژدی متنی است عمیقا دموکراتیک. و این دربرابر فلسفه، به ویژه فلسفه کلاسیک قرار میگیرد که در آن برابریای میان عناصر پدیدآورنده متن وجود ندارد.
من در دوره سوم کار بر روی تراژدی، به میانجی آنتیگونه سوفوکل، به این سوال پاسخ خواهم داد که چه چیز رابطه بین شخصیتها در تراژدی را دموکراتیک میکند؟ و در اینباره بحث خواهم کرد که دموکراتیکسازی رابطهها به نقش محوریای بستگی دارد که شورها و عواطف (passions) در رابطه میان شخصیتها بازی میکنند. شورها و عواطف همانها هستند که به قول اسپینوزا فلاسفه همیشه آنها را به سخره میگیرند. جامعهی ایدهآل یک فیلسوف کلاسیک جامعهای نیست که در آن رابطهها بر بنیاد شور و عاطفه بنا شده است. برای او جامعهی ایدهآل جامعهای است که رابطهها در آن را عقل و منفعت سامان میدهد و از آنجا که ما به یک میزان از قدرت به کارگرفتن عقل برخوردار نیستیم پس این جامعه، نمیتواند جامعهای دموکراتیک به حساب آید. در حالیکه جامعه ایدهآل تراژدینویس بر بنیاد حس و شور که همه از آن بهرمندیم استوار شده است پس میتواند جامعهای باشد که بر آن نوعی برابری رادیکال حاکم است.
در تراژدی آنتیگونه حتی آنجا که مثلا کرئون میخواهد رابطهای منطقی با آنتیگونه برقرار کند توسط روح دموکراتیک حاکم بر متن پسزده میشود. این پسزدگی، ضرورت اصلی اثرگذاری تراژدی است. تراژدینویس میداند برقراری چنین رابطهای در نهایت جهان تراژیک او را غیر دموکراتیک خواهد کرد و متنش را به متنی فلسفی تقلیل خواهد داد.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دوساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه سیزدهم دیماه ساعت نه و نیم شب خواهد بود.
* یادداشت دوم: ابزار درک تراژدی در مقام متنی دموکراتیک
درک هر تراژدی، که مقدمه ارائه خوانشی دراماتورژیک از آن است، به درک رابطه بین شخصیتهای آن تراژدی وابسته است. برای نیل به درک رابطه میان شخصیتها در یک تراژدی در گام نخست باید بدانیم میان آنها هیچ رابطه منطقی (logical)ی برقرار نیست. همین غیرمنطقیبودن رابطههاست که درک تراژدی را برای ما که ذهنمان آلوده به فهم منطقی است دشوار میکند. در هیچ رابطهی منطقیای برابری وجود ندارد. علت هیچگاه با معلول خود یا تز با آنتیتز برابر نیست. ولی شخصیتهای تراژدی همگی باهم برابرند. در این معنا تراژدی متنی است عمیقا دموکراتیک. و این دربرابر فلسفه، به ویژه فلسفه کلاسیک قرار میگیرد که در آن برابریای میان عناصر پدیدآورنده متن وجود ندارد.
من در دوره سوم کار بر روی تراژدی، به میانجی آنتیگونه سوفوکل، به این سوال پاسخ خواهم داد که چه چیز رابطه بین شخصیتها در تراژدی را دموکراتیک میکند؟ و در اینباره بحث خواهم کرد که دموکراتیکسازی رابطهها به نقش محوریای بستگی دارد که شورها و عواطف (passions) در رابطه میان شخصیتها بازی میکنند. شورها و عواطف همانها هستند که به قول اسپینوزا فلاسفه همیشه آنها را به سخره میگیرند. جامعهی ایدهآل یک فیلسوف کلاسیک جامعهای نیست که در آن رابطهها بر بنیاد شور و عاطفه بنا شده است. برای او جامعهی ایدهآل جامعهای است که رابطهها در آن را عقل و منفعت سامان میدهد و از آنجا که ما به یک میزان از قدرت به کارگرفتن عقل برخوردار نیستیم پس این جامعه، نمیتواند جامعهای دموکراتیک به حساب آید. در حالیکه جامعه ایدهآل تراژدینویس بر بنیاد حس و شور که همه از آن بهرمندیم استوار شده است پس میتواند جامعهای باشد که بر آن نوعی برابری رادیکال حاکم است.
در تراژدی آنتیگونه حتی آنجا که مثلا کرئون میخواهد رابطهای منطقی با آنتیگونه برقرار کند توسط روح دموکراتیک حاکم بر متن پسزده میشود. این پسزدگی، ضرورت اصلی اثرگذاری تراژدی است. تراژدینویس میداند برقراری چنین رابطهای در نهایت جهان تراژیک او را غیر دموکراتیک خواهد کرد و متنش را به متنی فلسفی تقلیل خواهد داد.
- اگر خواستید در درسگفتار "آنتیگونه؛ خوانشی دراماتورژیک" شرکت کنید برای هماهنگی به این شماره در تلگرام پیام دهید:
۰۹۳۵۱۵۰۲۱۹۸
- این دوره به صورت آنلاین و در چهار جلسه دوساعته برگزار خواهد شد.
- تاریخ شروع دوره هم پنجشنبه سیزدهم دیماه ساعت نه و نیم شب خواهد بود.
👍11
سلام. دوستان عزیز بدلیل برگزاری درسگفتار خوانش سرمایه در مدرسه تهران، فعلا دوره چهارم کار بر روی تراژدی، برگزار نخواهد شد.
👍8