#بیتکوین تا زیر 43هزار سقوط کرد و به این ترتیب فرایند اصلاحات ماه سپتامبر کلید خورد! به لحاظ تکنیکال چنین حرکتهای بسیار سریع و ناگهانی پسلرزههایی را نیز به دنبال خواهند داشت که مداوم اما آرامتر از حرکت اصلی خواهند بود. بدین ترتیب بیتکوین که در حال حاضر بالای 46هزار تثبیت شده است اگر بخواهد بازگشتی داشته باشد این بازگشت تا 48هزار یا حداکثر 49هزار بیشتر نخواهد بود و در نهایت این 42اهزار است که طی روزهای آتی بیتکوین را به جانب خود میخواند. این اصلاح میتواند طی دو الی سه هفتۀ آینده ادامه پیدا کند و حتی تا 37هزار را ببیند. زیر 37هزار وضعیت برای بازار صعودی اندکی خطرناک خواهد شد و احتمال دارد بازار دوباره شکل نزولی یا نوسانی به خود بگیرد. البته بیتکوین هرچه در ماه سپتامبر بیشتر اصلاح داشته باشد آمادگی او برای حرکت به سمت 64هزار در ماه اکتبر بیشتر خواهد شد.
ویدیوی تحلیل امروز تا ساعاتی دیگر در دسترس خواهد بود.
ویدیوی تحلیل امروز تا ساعاتی دیگر در دسترس خواهد بود.
وضعیت #بیتکوین طی روزهای آتی به چه شکل خواهد بود؟ سه سناریو برای حرکت بیتکوین محتمل هستند. محتملترین سناریو یک حرکت آرام است به سمت بالا (تا حداکثر 48هزار یا اندکی بالاتر) و بعد از آن حرکت به سمت پایین به جانب 42هزار. البته قسمت اول حرکت، یعنی حرکت به سمت بالا میتواند خیلی کمتر از حدود یاد شده باشد. پس از این حرکت به جانب 42هزار باید ببینیم که آیا حمایت 42هزار شکسته خواهد شد یا خیر. اگر بله، آنگاه اصلاح تا 38هزار را خواهیم داشت، اگر خیر، حرکت به سمت بالا را خواهیم داشت. سناریوی بعدی بازگشت به محدودۀ 46هزار الی 50هزار و نوسان چند هفتهای در این محدوده است. سناریوی آخر هم این است که بیتکوین با زدن 42هزار دو روز پیش همۀ اصلاح خود را پیشخور کرده و میتواند حرکت به سمت سقفهای تازه را آغاز کند. این سناریوی آخر به نظر من در حال حاضر نامحتملتر است. مقاومت 50هزار تا سه هفتۀ دیگر مهمترین مقاومت محسوب میشود.
ویدیوی امروز تا ساعاتی دیگر در دسترس خواهد بود.
#تحلیل #بیتکوین #امروز
ویدیوی امروز تا ساعاتی دیگر در دسترس خواهد بود.
#تحلیل #بیتکوین #امروز
برای فردا و پس از تحلیل بیتکوین مایل هستید کدام آلتکوین را مورد بررسی قرار دهیم؟ (میتوانید بیشتر از یک گزینه را انتخاب کنید)
Anonymous Poll
67%
SOL
34%
ALGO
20%
FTT
15%
KSM
فلسفه و بلاکچِین
حامد صفاریان
اگر بگوییم آغاز هر تغییر بزرگی در تاریخ بشریت جایی به یک متن گره میخورد، سخنی به گزاف نگفتهایم. البته منظور از «متن» صرفاً یک صحیفۀ مکتوب نیست، چرا که متن، که در زبانهای غربی از فعل لاتینی textere به معنای درهمتنیدن مشتق شده است، در اصل یک تبیین زبانی چونان یک «بافتۀ درهمتنیده» است که «نوشتار» تنها یکی از راههای تثبیت این بافتۀ درهمتنیده بهشمار میرود. بنابراین نباید متن را با نمود بیرونی آن یعنی نوشتار خلط کنیم و متن را صرفاً امری «کتبی» قلمداد کنیم.
بسیاری از متونی که تأثیری شگرف بر تاریخ انسان گذاشتهاند، در اصل برآمده از حوزههایی مانند اساطیر، ادیان، هنر، و مانند اینها هستند. نمونههای چنین متنهایی را بسیار میتوان یافت. از اساطیر و گونههای مختلف ادبی و هنری یونان باستان به عنوان مبدأ فرهنگ و فرساخت در مغربزمین گرفته تا متون و آموزههای اساطیری و دینی معادل آن در فرهنگهای شرق باستان؛ همچنین کمی جلوتر در تاریخ، از متون سه دین بزرگ عالمگیر، یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام گرفته تا روزگار متأخر و متون سیاسی-حقوقی-فلسفی گوناگونی که وقایع تاریخی مهم و تأثیر گذاری را باعث شدند؛ وقایعی مانند جنبش رفورماسیون و نهضت پروتستانتیسم در اروپا، «انقلاب شکوهمند» 1688 در انگلستان، جنگهای استقلال آمریکا، انقلاب فرانسه، مارکسیسم و انقلاب 1917 در روسیه، و حتی انقلاب اسلامی در ایران، همگی منبعث از «متن» بودهاند.
بسیار مهم است که در نظر داشته باشیم وقتی میگوییم «متن» مراد ما اگرچه امری واحد است اما این وحدت معنایی خاص دارد، چراکه متن در مقام یک بافتۀ درهمتنیده خود میتواند دربردارندۀ متنهایی دیگر باشد و این متون را که بهنوبۀ خود متونی دیگر را درهمتنیدهاند درهمتند. بنابراین وحدت متن را نباید با یکی بودن مجلّد یا فرد بودن نویسندۀ آن خلط کرد. در این معناست که حتی میتوان همۀ فرهنگ یک قوم را یک متن بهشمار آورد.
در این معنا، ایلیاد و اودیسه، بهاگاواتگیتا و اوستا، تورات و انجیل و قرآن، تزهای مارتین لوتر، اعلامیههای الیور کراموِل، سخنرانیهای جرج واشنگتن، بیانیههای ماکسیمیلان روبسپیر، مانیفست کمونیست مارکس و انگلس، رسالههای لنین، و متونی از این دست، اگرچه خود «متن» بهشمار میآیند اما بهنوبۀ خود هم از یک سو دستاوردهای متون دیگر پیش از خود را برگرفتهاند و درهمتنیدهاند، و از سوی دیگر، خود به تاروپودهای متون دیگری بدل گشتهاند و با عناصر دیگری درهمتنیده شدهاند، و تنها از راه این درهمتنیدگیهاست که متون میتوانند حوادثی را در تاریخ بشریت باعث گردند.
وقتی از کارکرد متون در تاریخ بشریت و تأثیر و تأثّر این دو در هم سخن میگوییم منظورمان صرفاً تأثیر و تأثراتی از جنس انقلابهای دینی، اجتماعی، حقوقی سیاسی و مانند اینها نیست. هر تغییری در زندگی انسانها که در آن چیزی از اساس به چیزی دیگر تبدیل، یا، به لسان عرب، «قلب» شود، به یک معنا «انقلاب» به شمار تواند رفت. یک نمونۀ بسیار اخیر از انقلابهایی از این دست «انقلاب صنعتی» بهمثابه مبنای «مادّی» انقلاب دیگری است به نام «مدرنیته». انقلاب صنعتی اگرچه خود با انقلابهای فکری دیگر و نتایج سیاسی-اجتماعی آنها، مانند پروتستانتیسم در حوزۀ دین یا ژاکوبنیسم در حوزۀ سیاست، مارکسیسم در حوزۀ اقتصاد سیاسی، و بسیاری دیگر مانند اینها، درهمتنیده است اما در ذات خود و به عنوان یک متن مستقل، انقلابی دینی، سیاسی یا اجتماعی به شمار نمیرود، بلکه در وهلۀ نخست متنی است که بر بستر علوم تجربی، بالاخص فیزیک، بافته و صورتبندی شده است. در این معنا متونی که در بُن انقلاب صنعتی نشستهاند از بسیار جهات با متونی که در بُن انقلابهای دینی، اجتماعی، حقوقی و سیاسی قرار دارند بسیار متفاوت هستند. متون انقلاب صنعتی بهنحو سنتی متونی «فنی» در معنای ریاضی-فیزیکی کلمه هستند که البته این بستر امروزه به حوزۀ بسیار مهم دیگری، یعنی انفورماتیک و دانشهای مرتبط با آن، نیز انتقال یافته است. در این میان، تنها علمی که مانند گذشته (و هم در آینده) میتواند (و خواهد توانست) این درهمتنیدگیها را بهنحو درخور دریابد و تبیین کند فلسفه است. در این معنا فلسفه گونهای فرامتن است که قادر است هر متنی را با خود و با متون دیگر درهمتند، چراکه فلسفه از اساس و در ذات خود یک فعالیت متنمحور -در معنایی که در بالا ذکر شد- است.
حامد صفاریان
اگر بگوییم آغاز هر تغییر بزرگی در تاریخ بشریت جایی به یک متن گره میخورد، سخنی به گزاف نگفتهایم. البته منظور از «متن» صرفاً یک صحیفۀ مکتوب نیست، چرا که متن، که در زبانهای غربی از فعل لاتینی textere به معنای درهمتنیدن مشتق شده است، در اصل یک تبیین زبانی چونان یک «بافتۀ درهمتنیده» است که «نوشتار» تنها یکی از راههای تثبیت این بافتۀ درهمتنیده بهشمار میرود. بنابراین نباید متن را با نمود بیرونی آن یعنی نوشتار خلط کنیم و متن را صرفاً امری «کتبی» قلمداد کنیم.
بسیاری از متونی که تأثیری شگرف بر تاریخ انسان گذاشتهاند، در اصل برآمده از حوزههایی مانند اساطیر، ادیان، هنر، و مانند اینها هستند. نمونههای چنین متنهایی را بسیار میتوان یافت. از اساطیر و گونههای مختلف ادبی و هنری یونان باستان به عنوان مبدأ فرهنگ و فرساخت در مغربزمین گرفته تا متون و آموزههای اساطیری و دینی معادل آن در فرهنگهای شرق باستان؛ همچنین کمی جلوتر در تاریخ، از متون سه دین بزرگ عالمگیر، یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام گرفته تا روزگار متأخر و متون سیاسی-حقوقی-فلسفی گوناگونی که وقایع تاریخی مهم و تأثیر گذاری را باعث شدند؛ وقایعی مانند جنبش رفورماسیون و نهضت پروتستانتیسم در اروپا، «انقلاب شکوهمند» 1688 در انگلستان، جنگهای استقلال آمریکا، انقلاب فرانسه، مارکسیسم و انقلاب 1917 در روسیه، و حتی انقلاب اسلامی در ایران، همگی منبعث از «متن» بودهاند.
بسیار مهم است که در نظر داشته باشیم وقتی میگوییم «متن» مراد ما اگرچه امری واحد است اما این وحدت معنایی خاص دارد، چراکه متن در مقام یک بافتۀ درهمتنیده خود میتواند دربردارندۀ متنهایی دیگر باشد و این متون را که بهنوبۀ خود متونی دیگر را درهمتنیدهاند درهمتند. بنابراین وحدت متن را نباید با یکی بودن مجلّد یا فرد بودن نویسندۀ آن خلط کرد. در این معناست که حتی میتوان همۀ فرهنگ یک قوم را یک متن بهشمار آورد.
در این معنا، ایلیاد و اودیسه، بهاگاواتگیتا و اوستا، تورات و انجیل و قرآن، تزهای مارتین لوتر، اعلامیههای الیور کراموِل، سخنرانیهای جرج واشنگتن، بیانیههای ماکسیمیلان روبسپیر، مانیفست کمونیست مارکس و انگلس، رسالههای لنین، و متونی از این دست، اگرچه خود «متن» بهشمار میآیند اما بهنوبۀ خود هم از یک سو دستاوردهای متون دیگر پیش از خود را برگرفتهاند و درهمتنیدهاند، و از سوی دیگر، خود به تاروپودهای متون دیگری بدل گشتهاند و با عناصر دیگری درهمتنیده شدهاند، و تنها از راه این درهمتنیدگیهاست که متون میتوانند حوادثی را در تاریخ بشریت باعث گردند.
وقتی از کارکرد متون در تاریخ بشریت و تأثیر و تأثّر این دو در هم سخن میگوییم منظورمان صرفاً تأثیر و تأثراتی از جنس انقلابهای دینی، اجتماعی، حقوقی سیاسی و مانند اینها نیست. هر تغییری در زندگی انسانها که در آن چیزی از اساس به چیزی دیگر تبدیل، یا، به لسان عرب، «قلب» شود، به یک معنا «انقلاب» به شمار تواند رفت. یک نمونۀ بسیار اخیر از انقلابهایی از این دست «انقلاب صنعتی» بهمثابه مبنای «مادّی» انقلاب دیگری است به نام «مدرنیته». انقلاب صنعتی اگرچه خود با انقلابهای فکری دیگر و نتایج سیاسی-اجتماعی آنها، مانند پروتستانتیسم در حوزۀ دین یا ژاکوبنیسم در حوزۀ سیاست، مارکسیسم در حوزۀ اقتصاد سیاسی، و بسیاری دیگر مانند اینها، درهمتنیده است اما در ذات خود و به عنوان یک متن مستقل، انقلابی دینی، سیاسی یا اجتماعی به شمار نمیرود، بلکه در وهلۀ نخست متنی است که بر بستر علوم تجربی، بالاخص فیزیک، بافته و صورتبندی شده است. در این معنا متونی که در بُن انقلاب صنعتی نشستهاند از بسیار جهات با متونی که در بُن انقلابهای دینی، اجتماعی، حقوقی و سیاسی قرار دارند بسیار متفاوت هستند. متون انقلاب صنعتی بهنحو سنتی متونی «فنی» در معنای ریاضی-فیزیکی کلمه هستند که البته این بستر امروزه به حوزۀ بسیار مهم دیگری، یعنی انفورماتیک و دانشهای مرتبط با آن، نیز انتقال یافته است. در این میان، تنها علمی که مانند گذشته (و هم در آینده) میتواند (و خواهد توانست) این درهمتنیدگیها را بهنحو درخور دریابد و تبیین کند فلسفه است. در این معنا فلسفه گونهای فرامتن است که قادر است هر متنی را با خود و با متون دیگر درهمتند، چراکه فلسفه از اساس و در ذات خود یک فعالیت متنمحور -در معنایی که در بالا ذکر شد- است.
👆🏻ادامه
بنابر همین متنمحوری است که فلسفه قادر است به متن همۀ امور و به انواع متون در حوزههای گوناگون مراجعه و در آنها تأمل کند. البته فلسفه در این کار نمیتواند در تولید متون این علوم جایگزین ایشان گردد، یا به عبارت دقیقتر، دست از فلسفهبودن بشوید و لباس علوم دیگر را بر تن کند و به کار ایشان مشغول گردد. فلسفه قادر است برخلاف خود این متون که بعضاً به درهمتنیدگیهای خود با متونی دیگر در بستری گستردهتر آگاه نیستند، نهتنها این درهمتنیدگیها را ببیند، بلکه آنها را «تحلیل» و «تشریح» کند، یعنی تاروپودشان را –دستکم در بادی نظر، و ایبسا حتی در وادی عمل- از هم بگشاید و گرههایی تازه بزند و نقشهایی تازه پدید آورد، یا نقشهایی نهفته از انظار را آشکار نماید. به همین دلیل است که دانشمندانی مانند کپلر، کوپرنیک، گالیله، نیوتن، اینشتین و بسیاری دیگر، به همان اندازه که دانشمندان علوم خاص خود بهشمار میروند برای فلسفه نیز شخصیتهای بسیار مهمی هستند، و فلسفه همواره به متون اینان مراجعه و در آنها تأمل کرده است.
بدین ترتیب ممکن است برای یک فیزیکدان، بهمثابه فیزیکدانِ صرف، مفاهیمی مانند «کرامت» یا «آزادی» یا مانند اینها هیچ موضوعیتی نداشته و از چارچوب حوزۀ او بکلی خارج باشند. اما فلسفه قادر است نشان دهد که چگونه مفاهیم علومی مانند ریاضی، فیزیک، شیمی و مانند اینها با مفاهیمی بنیادین از حوزههای دیگر (بهخصوص خود فلسفه) مانند «آزادی»، «شأن»، «مبدأ»، «اعتماد»، «تعامل»، «خودبسندگی» و مانند اینها درهمتنیده است، یا میتواند درهمتنیده شود.
عنوان این متن «فلسفه و بلاکچِین» است؛ دو مفهومی که شاید در بدو امر بیارتباط با یکدیگر به نظر رسند. اگرچه فلسفه و بلاکچین از اساس دو امر کاملاً متفاوت هستند، اما شباهتهای شگرفی که میان خود بلاکچین و متن وجود باعث میشود که بلاکچین و فلسفه بهشدّت با یکدیگر ارتباط یابند.
مثلاً وقتی یک بلاک در بلاکچین رمزنگاری یا به اصطلاح هَش (hash) میشود با همۀ بلاکهای پیش از خود درهمتنیده میشود. هرکدام از این بلاکها، و همچنین کلیت زنجیرۀ درهمتنیدۀ بلاکچین (در لغت یعنی زنجیرۀ بلاکها) را میتوان «متن» بهشمار آورد. در این معنا بلاکچین (دستکم در صورت اصلی خود مثلاً بلاکچینی که مبنای بیتکوین است) متنی است که همۀ متون پیش از خود را درهمتنیده و برای همیشه دربردارد. اما فقط متنبودن یا متنوارهبودن بلاکچین نیست که آن را برای فلسفه قابل تأمل میکند، بلکه متنی که مانیفست اولین بلاکچین، یعنی بلاکچین بیتکوین، محسوب میشود، یعنی همان سپیدنامۀ بیتکوین (bitcoin whitepaper) نوشتۀ ساتوشی ناکاموتو (satoshi nakamoto) –که البته نامی است جعلی و هویت اصلی نویسنده یا نویسندگان تا امروز معلوم، یا دستکم مورد توافق همگان، نیست.
سپیدنامۀ بیتکوین متنی کاملاً فنی در حوزۀ انفورماتیک است که برای غیرمتخصصان این حوزه تقریباً غیرقابل فهم تواند بود. بااینحال، این سپیدنامۀ نوشته شده در کمتر از 9 صفحه را میتوان در شمار بزرگترین متون تاریخ بشریت در شمار آورد. متنی که بهظاهر و در وهلۀ نخست انقلابی را درحوزۀ تکنولوژی، و در مراحل بعدی بهواقع انقلابی را در حوزۀ اقتصاد، صنعت، اجتماع، و سیاست را بنیان نهاده است. متونی که از این پس با سپیدنامۀ بیتکوین گرهخواهند خورد طی چند دهۀ آتی اتفاقات مهمی را در زندگی بشر باعث خواهند شد. اتفاقاتی که در وهلۀ نخست در عرصۀ تکنولوژی نمود و بروز بیرونی مییابند اما به تدریج آشکار خواهد شد که این عرصه تنها فراهمآورندۀ مواد و مصالحی است تا در اصل «ایده» با آن و در آن به منصّۀ ظهور رسد و تحقق یابد.
میپرسید کدام ایده؟ باری، «ایدۀ آزادی»!
بنابر همین متنمحوری است که فلسفه قادر است به متن همۀ امور و به انواع متون در حوزههای گوناگون مراجعه و در آنها تأمل کند. البته فلسفه در این کار نمیتواند در تولید متون این علوم جایگزین ایشان گردد، یا به عبارت دقیقتر، دست از فلسفهبودن بشوید و لباس علوم دیگر را بر تن کند و به کار ایشان مشغول گردد. فلسفه قادر است برخلاف خود این متون که بعضاً به درهمتنیدگیهای خود با متونی دیگر در بستری گستردهتر آگاه نیستند، نهتنها این درهمتنیدگیها را ببیند، بلکه آنها را «تحلیل» و «تشریح» کند، یعنی تاروپودشان را –دستکم در بادی نظر، و ایبسا حتی در وادی عمل- از هم بگشاید و گرههایی تازه بزند و نقشهایی تازه پدید آورد، یا نقشهایی نهفته از انظار را آشکار نماید. به همین دلیل است که دانشمندانی مانند کپلر، کوپرنیک، گالیله، نیوتن، اینشتین و بسیاری دیگر، به همان اندازه که دانشمندان علوم خاص خود بهشمار میروند برای فلسفه نیز شخصیتهای بسیار مهمی هستند، و فلسفه همواره به متون اینان مراجعه و در آنها تأمل کرده است.
بدین ترتیب ممکن است برای یک فیزیکدان، بهمثابه فیزیکدانِ صرف، مفاهیمی مانند «کرامت» یا «آزادی» یا مانند اینها هیچ موضوعیتی نداشته و از چارچوب حوزۀ او بکلی خارج باشند. اما فلسفه قادر است نشان دهد که چگونه مفاهیم علومی مانند ریاضی، فیزیک، شیمی و مانند اینها با مفاهیمی بنیادین از حوزههای دیگر (بهخصوص خود فلسفه) مانند «آزادی»، «شأن»، «مبدأ»، «اعتماد»، «تعامل»، «خودبسندگی» و مانند اینها درهمتنیده است، یا میتواند درهمتنیده شود.
عنوان این متن «فلسفه و بلاکچِین» است؛ دو مفهومی که شاید در بدو امر بیارتباط با یکدیگر به نظر رسند. اگرچه فلسفه و بلاکچین از اساس دو امر کاملاً متفاوت هستند، اما شباهتهای شگرفی که میان خود بلاکچین و متن وجود باعث میشود که بلاکچین و فلسفه بهشدّت با یکدیگر ارتباط یابند.
مثلاً وقتی یک بلاک در بلاکچین رمزنگاری یا به اصطلاح هَش (hash) میشود با همۀ بلاکهای پیش از خود درهمتنیده میشود. هرکدام از این بلاکها، و همچنین کلیت زنجیرۀ درهمتنیدۀ بلاکچین (در لغت یعنی زنجیرۀ بلاکها) را میتوان «متن» بهشمار آورد. در این معنا بلاکچین (دستکم در صورت اصلی خود مثلاً بلاکچینی که مبنای بیتکوین است) متنی است که همۀ متون پیش از خود را درهمتنیده و برای همیشه دربردارد. اما فقط متنبودن یا متنوارهبودن بلاکچین نیست که آن را برای فلسفه قابل تأمل میکند، بلکه متنی که مانیفست اولین بلاکچین، یعنی بلاکچین بیتکوین، محسوب میشود، یعنی همان سپیدنامۀ بیتکوین (bitcoin whitepaper) نوشتۀ ساتوشی ناکاموتو (satoshi nakamoto) –که البته نامی است جعلی و هویت اصلی نویسنده یا نویسندگان تا امروز معلوم، یا دستکم مورد توافق همگان، نیست.
سپیدنامۀ بیتکوین متنی کاملاً فنی در حوزۀ انفورماتیک است که برای غیرمتخصصان این حوزه تقریباً غیرقابل فهم تواند بود. بااینحال، این سپیدنامۀ نوشته شده در کمتر از 9 صفحه را میتوان در شمار بزرگترین متون تاریخ بشریت در شمار آورد. متنی که بهظاهر و در وهلۀ نخست انقلابی را درحوزۀ تکنولوژی، و در مراحل بعدی بهواقع انقلابی را در حوزۀ اقتصاد، صنعت، اجتماع، و سیاست را بنیان نهاده است. متونی که از این پس با سپیدنامۀ بیتکوین گرهخواهند خورد طی چند دهۀ آتی اتفاقات مهمی را در زندگی بشر باعث خواهند شد. اتفاقاتی که در وهلۀ نخست در عرصۀ تکنولوژی نمود و بروز بیرونی مییابند اما به تدریج آشکار خواهد شد که این عرصه تنها فراهمآورندۀ مواد و مصالحی است تا در اصل «ایده» با آن و در آن به منصّۀ ظهور رسد و تحقق یابد.
میپرسید کدام ایده؟ باری، «ایدۀ آزادی»!
#بیتکوین کماکان در محدودۀ 46هزار به سر میبرد و تغییر خاصی در سناریوهای روزهای پیشین مشاهده نمیشود. مهمترین نکتهای که امروز از بازار مشتقات قابل تفسیر است معاملات اختیار خرید برای پایان ماه اکتبر روی قیمت اعمال 75هزار است. اگر بر اساس پیشبینی ما بیتکوین تا پایان سپتامبر زیر 50هزار بماند، بر اساس منطق همین پیشبینی میتوان گفت که بیتکوین در ماه اکتبر هدفهایی بسیار بالاتر از 50هزار را مدّ نظر دارد. ما فعلاً 64هزار یا همان سقف تاریخی قبلی را در نظر میگیریم و معتبر میدانیم و طی روزها و هفتههای آتی حرکات بیتکوین را با دقت بررسی خواهیم کرد.
در ویدیوی امروز که تا ساعاتی دیگر در دسترس خواهد بود نیمنگاهی نیز خواهیم داشت به #سولانا SOL
در ویدیوی امروز که تا ساعاتی دیگر در دسترس خواهد بود نیمنگاهی نیز خواهیم داشت به #سولانا SOL
https://www.youtube.com/watch?v=hbw2yrKBs7I
اطلاعات بازار مشتقات بخصوص آپشن در مواردی شاهکلید تحلیل بازار نقدی محسوب تواند شد. در این ویدیوی آموزشی امکانات استفاده از اطلاعات موجود در بازار مشتقات برای معاملات آپشن، فیوچر و همچنین نقدی مورد بررسی قرار میگیرد. برای این کار یک سایت بسیار مهم را معرفی میکنم و امکانات آن را شرح میدهم.
آدرس سایتی که در این ویدیو مورد بررسی قرار گرفته است همراه با کد تخفیف
https://genesisvolatility.io/
10% code: HAMED2021
راهنمای خود سایت
https://genesisvolatility.io/resources/user-guide
اگر مایل به انجام معاملات آپشن روی بیتکوین در سایت دریبیت هستید میتوانید از کد زیر با 10% تخفیف استفاده کنید
https://www.deribit.com/reg-14592.3260
با عضو شدن در گروه تلگرامی طالس هر روز حدود دو ساعت زودتر خلاصهای از تحلیل همان روز را دریافت میکنید
https://t.me/ProfessionalBitcoinDaily
اینستاگرام
https://www.instagram.com/thales_mfi/
توئیتر
https://twitter.com/thalesmfi
آدرس وبسایت
www.thales-mfi.ir
اطلاعات بازار مشتقات بخصوص آپشن در مواردی شاهکلید تحلیل بازار نقدی محسوب تواند شد. در این ویدیوی آموزشی امکانات استفاده از اطلاعات موجود در بازار مشتقات برای معاملات آپشن، فیوچر و همچنین نقدی مورد بررسی قرار میگیرد. برای این کار یک سایت بسیار مهم را معرفی میکنم و امکانات آن را شرح میدهم.
آدرس سایتی که در این ویدیو مورد بررسی قرار گرفته است همراه با کد تخفیف
https://genesisvolatility.io/
10% code: HAMED2021
راهنمای خود سایت
https://genesisvolatility.io/resources/user-guide
اگر مایل به انجام معاملات آپشن روی بیتکوین در سایت دریبیت هستید میتوانید از کد زیر با 10% تخفیف استفاده کنید
https://www.deribit.com/reg-14592.3260
با عضو شدن در گروه تلگرامی طالس هر روز حدود دو ساعت زودتر خلاصهای از تحلیل همان روز را دریافت میکنید
https://t.me/ProfessionalBitcoinDaily
اینستاگرام
https://www.instagram.com/thales_mfi/
توئیتر
https://twitter.com/thalesmfi
آدرس وبسایت
www.thales-mfi.ir
#بیتکوین (#BTC) کماکان در ادامۀ روند اصلاحی خود به جانب 42هزار دیروز با بستن یک شمع قرمزرنگ تا 44هزار پایین آمد و امروز در ناحیۀ 45هزار کار خود را آغاز کرده است. پیشبینی ما برای ماه سپتامبر باقی ماندن بیتکوین زیر 50هزار است. بااینحال برای این که بیتکوین بتواند در ماه اکتبر حرکت به سمت 64هزار را آغاز کند لازم است که بیتکوین در ماه سپتامبر به زیر 37هزار منتقل نشود. پیشنهاد میکنیم برای تحصیل یک تصویر کلی از بازار به تحلیلهای روزهای پیشین هم مراجعه کنید.
در ویدیوی امروز که تا ساعاتی دیگر در دسترس خواهد بود همچنین نیمنگاهی خواهیم داشت به #اتریوم (#ETH)، #کاردانو (#ADA) و همچنین #الگوراند (#ALGO)
در ویدیوی امروز که تا ساعاتی دیگر در دسترس خواهد بود همچنین نیمنگاهی خواهیم داشت به #اتریوم (#ETH)، #کاردانو (#ADA) و همچنین #الگوراند (#ALGO)
Forwarded from ༺ کریپتویار ༻ (Mr Moss)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آموزش مبتدی تا پیشرفته معاملات آپشن توسط جناب آقای حامد صفاریان
♦️ قسمت دوم ♦️
جمعه شب ها ساعت ۲۲ به صورت کاملا رایگان در گروه کریپتویار
@Cryptoshelpchannel
♦️ قسمت دوم ♦️
جمعه شب ها ساعت ۲۲ به صورت کاملا رایگان در گروه کریپتویار
@Cryptoshelpchannel
برای فردا و در کنار تحلیل روزانه مایل هستید کدام آلتکوین را مورد بررسی قرار دهیم؟ (میتوانید به بیشتر از یک گزینه رأی دهید)
Anonymous Poll
14%
FTT
30%
AVAX
39%
MATIC
53%
ADA
بازار امروز نسبتاً آرام است و #بیتکوین #BTC امروز حوالی ۴۵هزار کار خود را آغاز کرده است. سطح ۴۶ الی ۴۷هزار آرامآرام به عنوان یک مقاومت تثبیت میشود و احتمالاً تا جمعۀ همین هفته بیتکوین را زیر خود نگاه دارد. اگر بازار به همین منوال آرام باقی بماند روند نزولی بیتکوین تا ۴۲۵۰۰ ادامه خواهد یافت و پس از آن باید منتظر واکنش بازار به ۴۲۵۰۰ باشیم. اگر این حمایت به سمت پایین شکسته شود احتمال نزول تا ۳۸هزار نیز وجود دارد. ما بیتکوین را در ماه سپتامبر کماکان زیر ۵۰هزار میبینیم و صعود بیتکوین را در ماه اکتبر پیشبینی میکنیم. وضعیت #اتریوم #ETH تا حدودی بهتر از بیتکوین است زیرا ۳۱۰۰ که اتریوم اکنون در نزدیکی آن به سر میبرد حمایت مهمی برای اتریوم بهشمار میرود. سقف قبلی یعنی ۴هزار مهمترین مقاوت میانمدت اتریوم است که احتمالاً تا پایان سپتامبر اتریوم را زیر خود به نوسان وادارد، اما در صورت شکستهشدن اجازۀ حرکت به جانب ۴۴۰۰ را خواهد داد.
در ویدیوی امروز که تا ساعاتی دیگر در دسترس خواهد بود تحلیل #کاردانو #ADA را نیز خواهیم داشت.
در ویدیوی امروز که تا ساعاتی دیگر در دسترس خواهد بود تحلیل #کاردانو #ADA را نیز خواهیم داشت.
🚨تحلیل ویژه #آوالانچ #AVAX
#آوالانچ #AVAX که در نیمۀ ماه آگوست یک حرکت صعودی قوی تا نزدیکی ۶۰ دلار از خود به نمایش گذاشته بود دیروز کانال نزولیای را که از نیمۀ آگوست در آن نوسان میکرد ترک کرد و امروز نیز به نظر میرسد که در حال شکست سقف قبلی خود در ماه فوریه روی ۶۰ دلار باشد. اگر امروز مقاومت ۶۰ دلار با موفقیت شکسته شود احتمال یک حرکت صعودی به سمت ۹۰ دلار منتفی نخواهد بود.
#آوالانچ #AVAX که در نیمۀ ماه آگوست یک حرکت صعودی قوی تا نزدیکی ۶۰ دلار از خود به نمایش گذاشته بود دیروز کانال نزولیای را که از نیمۀ آگوست در آن نوسان میکرد ترک کرد و امروز نیز به نظر میرسد که در حال شکست سقف قبلی خود در ماه فوریه روی ۶۰ دلار باشد. اگر امروز مقاومت ۶۰ دلار با موفقیت شکسته شود احتمال یک حرکت صعودی به سمت ۹۰ دلار منتفی نخواهد بود.