جمعیت مسئله ای ملی است و نباید سیاسی و جناحی شود.
در تمام کشورهای دنیا به محض اینکه تحولات #جمعیت به مرز هشدار می رسد، #عزم_ملی و اراده همگانی برای حمایت از #فرزندآوری خانواده ها شکل می گیرد و یک صدایی و جنبش همگانی کامل همه اقشار و جناح ها با دولت های خود باعث می شود یک برنامه جامع #مشوق فرزندآوری تدوین و باقوت تمام به اجرا درمی آید.
بر اساس اعلام سازمان ملل امروزه بیش از ۴۵ درصد کشورهای جهان با اجرای برنامه ملی در حال اجرای سیاست های افزایش فرزندآوری هستند.
با کمال تاسف در کشور ما با وجود به صدا درآمدن زنگ هشدار جمعیتی و با وجود گذشت ۳ سال از ابلاغ #سیاستهای_کلی_جمعیت ، هنوز یک جریان متشکل از برخی از کارشناسان و مدیران ارشد دولتی درصدد انکار شرایط هشدار جمعیتی و نفی سیاست های ابلاغی هستند.
با توجه به اینکه تحولات جمعیت در همه مولفه های #اقتصادی ، #امنیتی ، #فرهنگی و... در آینده ایران اسلامی تعیین کننده خواهد بود و در حالیکه باید همه طیف های ملی و مذهبی و همه علاقمندان به این آب و خاک نگران این تحولات باشند، اما عده ای دائما این مقوله کارشناسی و کاملا تخصصی و ملی را به سطح اختلافات #سیاسی_جناحی تنزل می دهند و آن را دستمایه مناقشات #حزبی قرار می دهند.
امیدوارم، روزی فرا برسد که #مدیران و #سیاسیون کشورمان به سطحی از بلوغ و درک ملی نائل شوند که بتوانند بین منازعات جناحی-انتخاباتی و مفاهیم #راهبردی و فوق استراتژیک آینده نظام تمایز قائل شوند.
اخبار جغرافیایی سیاسی👇
@salehghasemi
@PoliticalGeography
در تمام کشورهای دنیا به محض اینکه تحولات #جمعیت به مرز هشدار می رسد، #عزم_ملی و اراده همگانی برای حمایت از #فرزندآوری خانواده ها شکل می گیرد و یک صدایی و جنبش همگانی کامل همه اقشار و جناح ها با دولت های خود باعث می شود یک برنامه جامع #مشوق فرزندآوری تدوین و باقوت تمام به اجرا درمی آید.
بر اساس اعلام سازمان ملل امروزه بیش از ۴۵ درصد کشورهای جهان با اجرای برنامه ملی در حال اجرای سیاست های افزایش فرزندآوری هستند.
با کمال تاسف در کشور ما با وجود به صدا درآمدن زنگ هشدار جمعیتی و با وجود گذشت ۳ سال از ابلاغ #سیاستهای_کلی_جمعیت ، هنوز یک جریان متشکل از برخی از کارشناسان و مدیران ارشد دولتی درصدد انکار شرایط هشدار جمعیتی و نفی سیاست های ابلاغی هستند.
با توجه به اینکه تحولات جمعیت در همه مولفه های #اقتصادی ، #امنیتی ، #فرهنگی و... در آینده ایران اسلامی تعیین کننده خواهد بود و در حالیکه باید همه طیف های ملی و مذهبی و همه علاقمندان به این آب و خاک نگران این تحولات باشند، اما عده ای دائما این مقوله کارشناسی و کاملا تخصصی و ملی را به سطح اختلافات #سیاسی_جناحی تنزل می دهند و آن را دستمایه مناقشات #حزبی قرار می دهند.
امیدوارم، روزی فرا برسد که #مدیران و #سیاسیون کشورمان به سطحی از بلوغ و درک ملی نائل شوند که بتوانند بین منازعات جناحی-انتخاباتی و مفاهیم #راهبردی و فوق استراتژیک آینده نظام تمایز قائل شوند.
اخبار جغرافیایی سیاسی👇
@salehghasemi
@PoliticalGeography
دکتر سید یحیی صفوی:
درخصوص سپاه خطاب به ملت عرض میکنم که برخی ها با تهمت و دروغ و افترا تضعیف میکنند سپاه را.
۹۶/۰۴/۱۴
@PoliticalGeography
درخصوص سپاه خطاب به ملت عرض میکنم که برخی ها با تهمت و دروغ و افترا تضعیف میکنند سپاه را.
۹۶/۰۴/۱۴
@PoliticalGeography
Forwarded from اخبار جغرافیایی- سیاسی
خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس - تضعیف کنندگان سپاه از این کار دست بردارند/ نیروی قدس اهرم قدرت سیاست خارجی ما در منطقه است
دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا با بیان اینکه سپاه یک فرد نیست یک جریان است، گفت: افراد به دنبال تضعیف سپاه که مظهر قدرت ملی است نباشند، امیدواریم از این کار دست بردارند.
ژئوپاسیفیک
https://t.me/PoliticalGeography
به باور تیلور، ژئوپاسیفیک کوشش برای گسترش وتعمیق صلح در جهان است. در واقع، ژئوپاسیفیک نوعی رویکرد برای نظام قدرت در جهان است که بنیاد روابط و تحلیلها را بر پایه صلح و همزیستی مسالمت آمیز پی میافکند. یکی از اهداف ژئوپاسیفیک، مبارزه با زندگی مخاطره آمیز است. گسترش خشونت و جنگ در جهان که با عنوان مک کارتیسم نیز از آن یاد میشود، رویکردی جهانی یافته و زیستِ انسانی را با خطر، هراس و خشونت همراه ساخته است. جغرافیدانان با برساختن اصطلاحاتی مانند جغرافیای صلح و ژئوپلیتیک مخاطرهآمیز، شناسههای سیاست کشورها در نظام جهانی را مطالعه میکنند و ویژگیهایی را که سبب پیدایش جنگ، تنش، خشونت، سرکوب احساسات، ترس و بیثباتی بودهاند، بررسی مینمایند. مطالعات صلح در جغرافیا، در پی شناسایی عوامل تنش آفرین و خشونت زا در جهان و چگونگی از میان برداشتن آن برای ایجاد صلحی پایدار است.
https://t.me/PoliticalGeography
https://t.me/PoliticalGeography
به باور تیلور، ژئوپاسیفیک کوشش برای گسترش وتعمیق صلح در جهان است. در واقع، ژئوپاسیفیک نوعی رویکرد برای نظام قدرت در جهان است که بنیاد روابط و تحلیلها را بر پایه صلح و همزیستی مسالمت آمیز پی میافکند. یکی از اهداف ژئوپاسیفیک، مبارزه با زندگی مخاطره آمیز است. گسترش خشونت و جنگ در جهان که با عنوان مک کارتیسم نیز از آن یاد میشود، رویکردی جهانی یافته و زیستِ انسانی را با خطر، هراس و خشونت همراه ساخته است. جغرافیدانان با برساختن اصطلاحاتی مانند جغرافیای صلح و ژئوپلیتیک مخاطرهآمیز، شناسههای سیاست کشورها در نظام جهانی را مطالعه میکنند و ویژگیهایی را که سبب پیدایش جنگ، تنش، خشونت، سرکوب احساسات، ترس و بیثباتی بودهاند، بررسی مینمایند. مطالعات صلح در جغرافیا، در پی شناسایی عوامل تنش آفرین و خشونت زا در جهان و چگونگی از میان برداشتن آن برای ایجاد صلحی پایدار است.
https://t.me/PoliticalGeography
Telegram
اخبار جغرافیایی- سیاسی
کآنال به بررسی اخبار جغرافیایی شامل اطلاع رسانی نشستها،همایش ها و تازه های نشر اختصاص دارد.
گرایش جغرافیای سیاسی درکانون توجه است.
#دانشگاهی
ارائه پیشنهاد به مدیران:
@Sorna_y_iran
گرایش جغرافیای سیاسی درکانون توجه است.
#دانشگاهی
ارائه پیشنهاد به مدیران:
@Sorna_y_iran
✍️✍️✍️✍️✍️✍️ماجرای خلیج خوکها Bay of Pigs
https://t.me/PoliticalGeography
اقدام بدفرجام دولت کندی در آوریل 1961 برای پیاده کردن نیرویی مرکب از تبعیدیان کوبایی(که در سازمان اطلاعات مرکزی امریکا یا سیا آموزش دیده بودند) در روزنهای در جنوب کوبا (خلیج کوچینو). هدف از تهاجم تشویق یک خیزش عمومی ضد کاسترو و در نتیجه، بازگزداندن کوبا به مدار نفوذ آمریکا و برچیدن استحکامات نفوذ کمونیسم در منطقه کارائیب بود. در طول چهل و هشت ساعت پیاده شدن نیروها، همه مهاجمان به قتل رسیدند و یا به اسارت نیروهای کوبایی درآمدند. پرزیدنت کندی ناگزیر شد مسئولیت این جریان را بپذیرد و متعاقب آن، حکومت آمریکا آزادی آنها را با پرداخت 10 میلیون دلار به کوبا به شکل مواد دارویی باز خیزد. طبق گزارشها، کندی پس از این رویداد نگران آن بود که ای شکست مفتضحانه باعث تردید خروشچف، رهبر شوروی نسبت به تصمیمات رئیس جمهور آمریکا شود. هماکنون بر مبنای سوابق موجود و در چهرچوب کلاسیک یک برداشت نادرست، استدلال رهبر شوروی این بود که به دنبال انتقام گیری در مقابل جریان خلیج خوکها و مجدداً به کوبا حمله خواهد شد و احتمالاً این بار با حمایت آشکار آمریکا. بی تردید مسئله این بود که برادارن کندی در مورد رژیم کاسترو دچار وسواس شده بودند و پس از خلیج خوکها یک سیاست فعال بی ثبات سازی معروف به عملیات میمون در مقابل کوبا پیگیری شد
https://t.me/PoliticalGeography
https://t.me/PoliticalGeography
اقدام بدفرجام دولت کندی در آوریل 1961 برای پیاده کردن نیرویی مرکب از تبعیدیان کوبایی(که در سازمان اطلاعات مرکزی امریکا یا سیا آموزش دیده بودند) در روزنهای در جنوب کوبا (خلیج کوچینو). هدف از تهاجم تشویق یک خیزش عمومی ضد کاسترو و در نتیجه، بازگزداندن کوبا به مدار نفوذ آمریکا و برچیدن استحکامات نفوذ کمونیسم در منطقه کارائیب بود. در طول چهل و هشت ساعت پیاده شدن نیروها، همه مهاجمان به قتل رسیدند و یا به اسارت نیروهای کوبایی درآمدند. پرزیدنت کندی ناگزیر شد مسئولیت این جریان را بپذیرد و متعاقب آن، حکومت آمریکا آزادی آنها را با پرداخت 10 میلیون دلار به کوبا به شکل مواد دارویی باز خیزد. طبق گزارشها، کندی پس از این رویداد نگران آن بود که ای شکست مفتضحانه باعث تردید خروشچف، رهبر شوروی نسبت به تصمیمات رئیس جمهور آمریکا شود. هماکنون بر مبنای سوابق موجود و در چهرچوب کلاسیک یک برداشت نادرست، استدلال رهبر شوروی این بود که به دنبال انتقام گیری در مقابل جریان خلیج خوکها و مجدداً به کوبا حمله خواهد شد و احتمالاً این بار با حمایت آشکار آمریکا. بی تردید مسئله این بود که برادارن کندی در مورد رژیم کاسترو دچار وسواس شده بودند و پس از خلیج خوکها یک سیاست فعال بی ثبات سازی معروف به عملیات میمون در مقابل کوبا پیگیری شد
https://t.me/PoliticalGeography
Telegram
اخبار جغرافیایی- سیاسی
کآنال به بررسی اخبار جغرافیایی شامل اطلاع رسانی نشستها،همایش ها و تازه های نشر اختصاص دارد.
گرایش جغرافیای سیاسی درکانون توجه است.
#دانشگاهی
ارائه پیشنهاد به مدیران:
@Sorna_y_iran
گرایش جغرافیای سیاسی درکانون توجه است.
#دانشگاهی
ارائه پیشنهاد به مدیران:
@Sorna_y_iran
اوراسیسم Eurasisme
https://t.me/PoliticalGeography
اوراسیسم در سال 1920 از سوی تعدادی از روشنفکران روسی ( تروبتسکوی، پطر ساویتسکی و ان آلکسیف) در پاریس مطرح شد. آنها معتقد بودند که هویت روسی از ترکیب اسلاوها و ترکهای مسلمان به وجود آمده و سرزمین روسیه تشکیلدهنده قاره سومی بهنام «اوراسیا» است که بین آسیا و اروپا قرار گرفته است. پطر ساویتسکی در سال 1921 کتابی تحت عنوان «چرخش به طرف شرق» نوشت و به توصیف دکترین گروه پرداخت. اوراسیستها مخالف کمونیسم نبودند، ولی طرفدار ملیگرایی کلاسیک و قوم اسلاو بودند و کمونیسم را ادامه تفکرات امپریالیستی تزارها به شمار میآوردند. اوراسیسم شامل روسیه و کشورهای نزدیک به آن یعنی، جمهوریهای مسلمان نشین قزاقستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قرقیزستان و حتی ترکیه و ایران میگردد
https://t.me/PoliticalGeography
https://t.me/PoliticalGeography
اوراسیسم در سال 1920 از سوی تعدادی از روشنفکران روسی ( تروبتسکوی، پطر ساویتسکی و ان آلکسیف) در پاریس مطرح شد. آنها معتقد بودند که هویت روسی از ترکیب اسلاوها و ترکهای مسلمان به وجود آمده و سرزمین روسیه تشکیلدهنده قاره سومی بهنام «اوراسیا» است که بین آسیا و اروپا قرار گرفته است. پطر ساویتسکی در سال 1921 کتابی تحت عنوان «چرخش به طرف شرق» نوشت و به توصیف دکترین گروه پرداخت. اوراسیستها مخالف کمونیسم نبودند، ولی طرفدار ملیگرایی کلاسیک و قوم اسلاو بودند و کمونیسم را ادامه تفکرات امپریالیستی تزارها به شمار میآوردند. اوراسیسم شامل روسیه و کشورهای نزدیک به آن یعنی، جمهوریهای مسلمان نشین قزاقستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قرقیزستان و حتی ترکیه و ایران میگردد
https://t.me/PoliticalGeography
Telegram
اخبار جغرافیایی- سیاسی
کآنال به بررسی اخبار جغرافیایی شامل اطلاع رسانی نشستها،همایش ها و تازه های نشر اختصاص دارد.
گرایش جغرافیای سیاسی درکانون توجه است.
#دانشگاهی
ارائه پیشنهاد به مدیران:
@Sorna_y_iran
گرایش جغرافیای سیاسی درکانون توجه است.
#دانشگاهی
ارائه پیشنهاد به مدیران:
@Sorna_y_iran
مقاله تحلیلی عضو پیوسته انجمن ژئوپلیتیک ایران با عنوان «قالیباف؛ الگوی مدیریت جهادی»
امروز چهارشنبه ۲۸ تیرماه در روزنامه رسالت
@PoliticalGeography
امروز چهارشنبه ۲۸ تیرماه در روزنامه رسالت
@PoliticalGeography
اخبار جغرافیایی- سیاسی
مقاله تحلیلی عضو پیوسته انجمن ژئوپلیتیک ایران با عنوان «قالیباف؛ الگوی مدیریت جهادی» امروز چهارشنبه ۲۸ تیرماه در روزنامه رسالت @PoliticalGeography
«قاليباف؛ الگوي مديريت جهادي»
سعيد صادقلو - عضو پيوسته انجمن ژئوپليتيک ايران
روزنامه رسالت
@PoliticalGeography
کلانشهر تهران به مساحت 730 کيلومتر مربع، از زماني که آقامحمدخان قاجار آن را به پايتختي برگزيد، روز به روز بر بزرگي، جمعيت و مسائل آن افزوده شد. تهران که روزگاري قريهاي کوچک در اطراف ري معرفي ميشد، روز به روز به کلانشهري نزديک شد که تعيين کردن مرزهاي پيراموني براي آن خيلي کار دشواري گرديد. تهران تاکنون، به نوعي 57 شهردار را در رأس مجموعه مديريتي خود تجربه کرده است. اولين شهردار يا در اصطلاح آن روزگار، اولين بلديهچي، ميرزا عباسخان مهندسباشي بود که در آخرين سالهاي حکومت قاجار برگزيده شد و آخرين آن، دکتر محمدباقر قاليباف شهردار کنوني کلانشهر تهران است. از منظر جغرافياي سياسي، زماني که از شهردار هر شهر صحبت ميکنيم، در واقع به رئيس شهر اشاره داريم که همه امور فضاي جغرافيايي شهر به عهده اوست. دکتر قاليباف از شهريورماه 1384 سکان مديريت اين غولشهر را برعهده گرفت. اصطلاح غولشهر به معناي شهري است که علاوه بر بزرگي، معضلات جغرافيايي، فرهنگي، عمراني و... را با خود يدک ميکشيد و بالواقع همه اينها به مانند يک غولي شده بود که مديريت کردن اين غول، وظيفه بسيار سخت و طاقتفرسايي برآورد ميشد و کمتر انساني را توان آن بود که از عهده مديريت کردن اين غول به خوبي برآيد، اما دکتر قاليباف براساس تجارب بسيار گرانبهاي گذشته خود در مجموعههاي مختلف کشور و کاربلد بودن در مديريت اجرايي، توانست در واقع اين غول را به خوبي رام کند. از ايشان، پيش از شهردار شدن، سوابق ارزشمندي در کارنامه ثبت شده بود. منجمله اينکه ايشان در طول جنگ تحميلي علاوه بر حضور فعالانه، فرماندهي گردان و فرماندهي تيپ امام رضا (ع)، فرماندهي لشکر نصر خراسان و فرماندهي لشکر 25 کربلا را عهدهدار بود و پس از پايان جنگ نيز فرماندهي قرارگاه نجف و جانشيني نيروي مقاومت بسيج از سوابقي است که در کارنامه ايشان موجود است. فرماندهي قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا (ص)، رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، فرماندهي نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، فرماندهي نيروي انتظامي و...، از جمله ديگر سوابق مديريتي دکتر قاليباف است.
از طرف ديگر، تحصيلات ايشان نيز دکتري در رشته جغرافياي سياسي از دانشگاه تربيت مدرس است که عنوان رساله دکتراي ايشان «بررسي تحليلي سير تکوين نهادهاي محلي ايران در دوران معاصر و ارائه الگوي مناسب» به راهنمايي دکتر محمدرضا حافظ نيا ميباشد. ايشان در عرصه دانشگاهي، تحصيلاتي مرتبط با مديريت فضاي جغرافيايي دارند، چرا که علم جغرافياي سياسي، به تعبيري علم مديريت سياسي فضاي جغرافيايي است. استاد راهنماي ايشان در رساله دکتري نيز شخصيت علمياي بودهاند که صاحبنظريشان در فلسفه محلي گرايي و نهادهاي محلي، بر همه اهل علم و کساني که ايشان را ميشناسند و آثار علمي ايشان را دنبال ميکنند روشن است. هم اکنون نيز دکتر قاليباف به عنوان دانشيار جغرافياي سياسي دانشگاه تهران در مجامع علمي حضور دارند.
اين دو مقوله، يعني تجربه کثير مديريتي و مرتبط بودن تحصيلات دانشگاهي، از دکتر قاليباف شخصيتي ساخت که بتواند فضاي جغرافيايي کلانشهر تهران را به بهترين شکل، مديريت جهادي و راهبردي کند.
قبل از اينکه ايشان شهردار بشوند، خيلي از شهروندان حتي نميدانستند چگونه با شهرداري منطقهشان تماس بگيرند و مسائل فضاي جغرافياييشان را رفع و رجوع کنند، اما ايشان با تأسيس سامانه 137 در نخستين ايام مديريت جديدشان، کاري کردند که مردم شهر به عنوان صاحبان شهر به راحتي توانستند با مجموعه شهرداري ارتباط برقرار کنند.
از طرف ديگر، ايشان به خوبي به همه نشان دادند که تنها وظيفه شهرداريها، کارهايي مانند آسفالت کردن معابر و جمعآوري پسماندها نيست بلکه مديريت شهر در همه بخشهاي جغرافيايي، فرهنگي، عمراني و... بر عهده شهرداري است. بنابراين ديد عموم مردم را نسبت به شهرداري عوض کردند. فرهنگسازي از ديگر مواردي بود که در زمان مديريت ايشان در شهرداري بسيار به آن بها داده شد، به خصوص در بحث مديريت پسماندها بيش از هر مورد ديگري سعي شد فرهنگسازي انجام شود. در زمان ايشان بود که مديريت شهري توانست به خوبي اختلاف چهره بخش جنوبي شهر را با بخش شمالي شهر، به بهترين نحو کاهش دهد. در زمان مديريت ايشان شعاري با عنوان «کم کردن فاصله جنوب شهر و شمال شهر» مطرح شد که الحق و الانصاف به خوبي به آن عمل شد. نگارنده خود، از شهروندان متعلق به جنوب شهر است که اين مطلب را مينگارد. لذا اين مطلبي نيست که از زبان يک شمال شهرنشين که گذرش چندسال يکبار هم به جنوبشهر نميخورد بشنويد. در زمان مديريت دکتر قاليباف به جنوب شهر بسيار بها داده شد، حتي شايد بيشتر از شمال شهر. در جنوب شهر مترو گسترش پيدا کرد، بيآرتي وارد آن شد، بزرگراهها و معابر جديد
سعيد صادقلو - عضو پيوسته انجمن ژئوپليتيک ايران
روزنامه رسالت
@PoliticalGeography
کلانشهر تهران به مساحت 730 کيلومتر مربع، از زماني که آقامحمدخان قاجار آن را به پايتختي برگزيد، روز به روز بر بزرگي، جمعيت و مسائل آن افزوده شد. تهران که روزگاري قريهاي کوچک در اطراف ري معرفي ميشد، روز به روز به کلانشهري نزديک شد که تعيين کردن مرزهاي پيراموني براي آن خيلي کار دشواري گرديد. تهران تاکنون، به نوعي 57 شهردار را در رأس مجموعه مديريتي خود تجربه کرده است. اولين شهردار يا در اصطلاح آن روزگار، اولين بلديهچي، ميرزا عباسخان مهندسباشي بود که در آخرين سالهاي حکومت قاجار برگزيده شد و آخرين آن، دکتر محمدباقر قاليباف شهردار کنوني کلانشهر تهران است. از منظر جغرافياي سياسي، زماني که از شهردار هر شهر صحبت ميکنيم، در واقع به رئيس شهر اشاره داريم که همه امور فضاي جغرافيايي شهر به عهده اوست. دکتر قاليباف از شهريورماه 1384 سکان مديريت اين غولشهر را برعهده گرفت. اصطلاح غولشهر به معناي شهري است که علاوه بر بزرگي، معضلات جغرافيايي، فرهنگي، عمراني و... را با خود يدک ميکشيد و بالواقع همه اينها به مانند يک غولي شده بود که مديريت کردن اين غول، وظيفه بسيار سخت و طاقتفرسايي برآورد ميشد و کمتر انساني را توان آن بود که از عهده مديريت کردن اين غول به خوبي برآيد، اما دکتر قاليباف براساس تجارب بسيار گرانبهاي گذشته خود در مجموعههاي مختلف کشور و کاربلد بودن در مديريت اجرايي، توانست در واقع اين غول را به خوبي رام کند. از ايشان، پيش از شهردار شدن، سوابق ارزشمندي در کارنامه ثبت شده بود. منجمله اينکه ايشان در طول جنگ تحميلي علاوه بر حضور فعالانه، فرماندهي گردان و فرماندهي تيپ امام رضا (ع)، فرماندهي لشکر نصر خراسان و فرماندهي لشکر 25 کربلا را عهدهدار بود و پس از پايان جنگ نيز فرماندهي قرارگاه نجف و جانشيني نيروي مقاومت بسيج از سوابقي است که در کارنامه ايشان موجود است. فرماندهي قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا (ص)، رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، فرماندهي نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، فرماندهي نيروي انتظامي و...، از جمله ديگر سوابق مديريتي دکتر قاليباف است.
از طرف ديگر، تحصيلات ايشان نيز دکتري در رشته جغرافياي سياسي از دانشگاه تربيت مدرس است که عنوان رساله دکتراي ايشان «بررسي تحليلي سير تکوين نهادهاي محلي ايران در دوران معاصر و ارائه الگوي مناسب» به راهنمايي دکتر محمدرضا حافظ نيا ميباشد. ايشان در عرصه دانشگاهي، تحصيلاتي مرتبط با مديريت فضاي جغرافيايي دارند، چرا که علم جغرافياي سياسي، به تعبيري علم مديريت سياسي فضاي جغرافيايي است. استاد راهنماي ايشان در رساله دکتري نيز شخصيت علمياي بودهاند که صاحبنظريشان در فلسفه محلي گرايي و نهادهاي محلي، بر همه اهل علم و کساني که ايشان را ميشناسند و آثار علمي ايشان را دنبال ميکنند روشن است. هم اکنون نيز دکتر قاليباف به عنوان دانشيار جغرافياي سياسي دانشگاه تهران در مجامع علمي حضور دارند.
اين دو مقوله، يعني تجربه کثير مديريتي و مرتبط بودن تحصيلات دانشگاهي، از دکتر قاليباف شخصيتي ساخت که بتواند فضاي جغرافيايي کلانشهر تهران را به بهترين شکل، مديريت جهادي و راهبردي کند.
قبل از اينکه ايشان شهردار بشوند، خيلي از شهروندان حتي نميدانستند چگونه با شهرداري منطقهشان تماس بگيرند و مسائل فضاي جغرافياييشان را رفع و رجوع کنند، اما ايشان با تأسيس سامانه 137 در نخستين ايام مديريت جديدشان، کاري کردند که مردم شهر به عنوان صاحبان شهر به راحتي توانستند با مجموعه شهرداري ارتباط برقرار کنند.
از طرف ديگر، ايشان به خوبي به همه نشان دادند که تنها وظيفه شهرداريها، کارهايي مانند آسفالت کردن معابر و جمعآوري پسماندها نيست بلکه مديريت شهر در همه بخشهاي جغرافيايي، فرهنگي، عمراني و... بر عهده شهرداري است. بنابراين ديد عموم مردم را نسبت به شهرداري عوض کردند. فرهنگسازي از ديگر مواردي بود که در زمان مديريت ايشان در شهرداري بسيار به آن بها داده شد، به خصوص در بحث مديريت پسماندها بيش از هر مورد ديگري سعي شد فرهنگسازي انجام شود. در زمان ايشان بود که مديريت شهري توانست به خوبي اختلاف چهره بخش جنوبي شهر را با بخش شمالي شهر، به بهترين نحو کاهش دهد. در زمان مديريت ايشان شعاري با عنوان «کم کردن فاصله جنوب شهر و شمال شهر» مطرح شد که الحق و الانصاف به خوبي به آن عمل شد. نگارنده خود، از شهروندان متعلق به جنوب شهر است که اين مطلب را مينگارد. لذا اين مطلبي نيست که از زبان يک شمال شهرنشين که گذرش چندسال يکبار هم به جنوبشهر نميخورد بشنويد. در زمان مديريت دکتر قاليباف به جنوب شهر بسيار بها داده شد، حتي شايد بيشتر از شمال شهر. در جنوب شهر مترو گسترش پيدا کرد، بيآرتي وارد آن شد، بزرگراهها و معابر جديد
اخبار جغرافیایی- سیاسی
مقاله تحلیلی عضو پیوسته انجمن ژئوپلیتیک ایران با عنوان «قالیباف؛ الگوی مدیریت جهادی» امروز چهارشنبه ۲۸ تیرماه در روزنامه رسالت @PoliticalGeography
مورد بهرهبرداري قرار گرفت، معضلات گذشته تا حدود زيادي رفع و رجوع شد، از بنبست جغرافيايي بيرون آمد، فضاي سبز و بوستانها به طرز کم نظيري گسترش پيدا کرد و... .
البته تيم مديريت کنوني شهرمان، در کنار امتيازات مثبت و مثالزدني که داشته ، طبيعتا ضعفهاي کوچکي نيز داشته است و اين کاملا امري طبيعي است، چرا که ما انسان هستيم و طبيعت ما انسانها اينگونه است که نميتوانيم 100 درصد در هر امري به طور مطلق موفق باشيم و چه بخواهيم چه نخواهيم اشتباه و خطا جزئي از شئون زيست بشر است. به عنوان مثال در بحث بافت فرسوده، با وجود اينکه شهرداري و مديريت شهري خوب عمل کردند، اما پرونده اين فضاهاي فرسوده به خوبي بسته نشد که البته زياد هم شهرداري در آن مقصر نيست، چرا که در اين پديده، متغيرهاي مختلف و زيادي دخيل هستند که تنها يکي از آن متغيرها شهرداري است. لذا واجب است که هر منتقدي در نقد کردن مديريت کنوني شهر تهران، انصاف و اعتدال را رعايت کند و از طرفي ديگر، بحثها و تفکرات سياسي خود را وارد آن نکند. دکتر قاليباف در زمان مديريت خود، همانطور که پل صدر را ساخت (که عدهاي از آن به عنوان نمادي از وجود روح سرمايهداري در شهر سخن ميگويند)، در کنار آن، خطوط بيآرتي و مترو هم به وفور ساخت. انصاف نيست که اين نوع مديريت را طوري نقد کنيم که گويي فقط به نفع طبقه سرمايهدار بوده است. بلکه هم قشر سرمايهدار اين شهر و هم قشر کارگر و کمدرآمد اين شهر، از اين آبادانيهاي شهر استفاده کردند و بهره بردند. همانطور که پلها و تونلهاي مختلف براي خودروهاي شخصي و براي روانتر کردن ترافيک شهر ايجاد شد، وسايل
حمل و نقل عمومي نيز ايجاد شد که در همه اين ايجادشدنها، شهروندان سودش را بردند. عدهاي مطرح ميکنند که با وجود اين همه پل و تونل ترافيک فرقي نکرد که هيچ، بدتر هم شد. در پاسخ بايد گفت که ترافيک شهر تهران پديدهاي تکبعدي نيست که با احداث چند تونل، پل، بزرگراه و ... مسئلهاش رفع شود. شهر تهران درگير سرطان خودرو است، و اين سرطان زماني رفع ميشود و بهبود پيدا ميکند که همه سطوح مديريتي کلان کشور، دست به دست هم دهند و همفکري کنند، نه اينکه فقط شهرداري در اين مسئله دخيل باشد. در انتها يادآور ميشوم که تهران آينده، دکتر قاليباف را به عنوان الگوي مديريت جهادي تکريم خواهد کرد.
@PoliticalGeography
البته تيم مديريت کنوني شهرمان، در کنار امتيازات مثبت و مثالزدني که داشته ، طبيعتا ضعفهاي کوچکي نيز داشته است و اين کاملا امري طبيعي است، چرا که ما انسان هستيم و طبيعت ما انسانها اينگونه است که نميتوانيم 100 درصد در هر امري به طور مطلق موفق باشيم و چه بخواهيم چه نخواهيم اشتباه و خطا جزئي از شئون زيست بشر است. به عنوان مثال در بحث بافت فرسوده، با وجود اينکه شهرداري و مديريت شهري خوب عمل کردند، اما پرونده اين فضاهاي فرسوده به خوبي بسته نشد که البته زياد هم شهرداري در آن مقصر نيست، چرا که در اين پديده، متغيرهاي مختلف و زيادي دخيل هستند که تنها يکي از آن متغيرها شهرداري است. لذا واجب است که هر منتقدي در نقد کردن مديريت کنوني شهر تهران، انصاف و اعتدال را رعايت کند و از طرفي ديگر، بحثها و تفکرات سياسي خود را وارد آن نکند. دکتر قاليباف در زمان مديريت خود، همانطور که پل صدر را ساخت (که عدهاي از آن به عنوان نمادي از وجود روح سرمايهداري در شهر سخن ميگويند)، در کنار آن، خطوط بيآرتي و مترو هم به وفور ساخت. انصاف نيست که اين نوع مديريت را طوري نقد کنيم که گويي فقط به نفع طبقه سرمايهدار بوده است. بلکه هم قشر سرمايهدار اين شهر و هم قشر کارگر و کمدرآمد اين شهر، از اين آبادانيهاي شهر استفاده کردند و بهره بردند. همانطور که پلها و تونلهاي مختلف براي خودروهاي شخصي و براي روانتر کردن ترافيک شهر ايجاد شد، وسايل
حمل و نقل عمومي نيز ايجاد شد که در همه اين ايجادشدنها، شهروندان سودش را بردند. عدهاي مطرح ميکنند که با وجود اين همه پل و تونل ترافيک فرقي نکرد که هيچ، بدتر هم شد. در پاسخ بايد گفت که ترافيک شهر تهران پديدهاي تکبعدي نيست که با احداث چند تونل، پل، بزرگراه و ... مسئلهاش رفع شود. شهر تهران درگير سرطان خودرو است، و اين سرطان زماني رفع ميشود و بهبود پيدا ميکند که همه سطوح مديريتي کلان کشور، دست به دست هم دهند و همفکري کنند، نه اينکه فقط شهرداري در اين مسئله دخيل باشد. در انتها يادآور ميشوم که تهران آينده، دکتر قاليباف را به عنوان الگوي مديريت جهادي تکريم خواهد کرد.
@PoliticalGeography
اخبار جغرافیایی- سیاسی
@PoliticalGeography انتشار تحلیل دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی در «خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» به مناسبت فرارسیدن ۱۰ اردیبهشت ماه٬ روز ملی خلیج فارس👇👇 http://yon.ir/yBPk1
🌐 فراخوان مقاله
«همایش بین المللی علمی - فرهنگی خلیج فارس»
مهلت پذیرش چکیده: ۹۶/۵/۳۰
تاریخ برگزاری: ۱۲ مهر ۹۶
جهاد دانشگاهی مرکز گردشگری علمی فرهنگی دانشجویان ایران - قشم
@PoliticalGeography 🌍
«همایش بین المللی علمی - فرهنگی خلیج فارس»
مهلت پذیرش چکیده: ۹۶/۵/۳۰
تاریخ برگزاری: ۱۲ مهر ۹۶
جهاد دانشگاهی مرکز گردشگری علمی فرهنگی دانشجویان ایران - قشم
@PoliticalGeography 🌍
در جولاي 2000، احمدشاه مسعود اوضاع افغانستان را محصول رقابت هاي استعماري لندن و مسکو در قرن 19 خواند
احمدشاه مسعود
به گزارش 24 جولای سال 2000 رسانه ها، احمدشاه مسعود رهبر وقت تاجیکان افغانستان به پیشنهاد دریافت کمک نظامی از آمریکا نظر موافق نشان نداد. وی گفته بود كه سياست واشنگتن به دلايل متعدد ازجمله کنترل قدرت هاي ديگر، برمدار يک حضور دائمي در افغانستان قراردارد و او نمی خواهد که واسطه این کار شود. وی افزوده بود که دولت واشنگتن در چارچوب اقتدار جهانی خود عمل می کند و او نمی خواهد که افغانستان احيانا میدان زورآزمایی قدرتها شود. او خواهان آرامش و پيشرفت در افغانستان است. وضعيت افغانستان که مطلوب ما نيست زائيده رقابت دو ابرقدرت اروپايي (انگلستان و روسيه) در قرن 19 است و ما مي خواهيم که اين وضعيت اصلاح شود و اشتباهات جبران. مسکو هنوز (جولاي 2000) گرفتار مسائل داخلي است که از فروپاشي ناگهاني شوروي ناشي شده است و به نظر من (احمدشاه)، طولي نخواهد کشيد که دوباره وارد صحنه خواهد شد و همسايگان ميدان بازي و احيانا تاخت و تاز آن.
14 ماه بعد و دو روز پیش از رویدادهای 11 سپتامبر 2001 آمریکا (نهم سپتامبر 2001)، احمدشاه مسعود در انفجار بمب که در دوربين يک عکاس ظاهرا خبري جاسازي شده بود مجروح و در بيمارستان درگذشت. وي متولد 1953 و 48 ساله بود. احمدشاه نظراتي مشابه کوروش بزرگ داشت و خواهان ايجاد يک جامعه مشترک المنافع بزرگ از ايراني تبارها بود.
https://telegram.me/PoliticalGeography
احمدشاه مسعود
به گزارش 24 جولای سال 2000 رسانه ها، احمدشاه مسعود رهبر وقت تاجیکان افغانستان به پیشنهاد دریافت کمک نظامی از آمریکا نظر موافق نشان نداد. وی گفته بود كه سياست واشنگتن به دلايل متعدد ازجمله کنترل قدرت هاي ديگر، برمدار يک حضور دائمي در افغانستان قراردارد و او نمی خواهد که واسطه این کار شود. وی افزوده بود که دولت واشنگتن در چارچوب اقتدار جهانی خود عمل می کند و او نمی خواهد که افغانستان احيانا میدان زورآزمایی قدرتها شود. او خواهان آرامش و پيشرفت در افغانستان است. وضعيت افغانستان که مطلوب ما نيست زائيده رقابت دو ابرقدرت اروپايي (انگلستان و روسيه) در قرن 19 است و ما مي خواهيم که اين وضعيت اصلاح شود و اشتباهات جبران. مسکو هنوز (جولاي 2000) گرفتار مسائل داخلي است که از فروپاشي ناگهاني شوروي ناشي شده است و به نظر من (احمدشاه)، طولي نخواهد کشيد که دوباره وارد صحنه خواهد شد و همسايگان ميدان بازي و احيانا تاخت و تاز آن.
14 ماه بعد و دو روز پیش از رویدادهای 11 سپتامبر 2001 آمریکا (نهم سپتامبر 2001)، احمدشاه مسعود در انفجار بمب که در دوربين يک عکاس ظاهرا خبري جاسازي شده بود مجروح و در بيمارستان درگذشت. وي متولد 1953 و 48 ساله بود. احمدشاه نظراتي مشابه کوروش بزرگ داشت و خواهان ايجاد يک جامعه مشترک المنافع بزرگ از ايراني تبارها بود.
https://telegram.me/PoliticalGeography
Telegram
اَخبارِ جُغرافیایی- سیاسی
کآنال به بررسی اخبار جغرافیایی شامل اطلاع رسانی نشستها،همایش ها و تازه های نشر اختصاص دارد.
گرایش جغرافیای سیاسی درکانون توجه است.
#دانشگاهی
ارائه پیشنهاد به مدیران:
@Sorna_y_iran
گرایش جغرافیای سیاسی درکانون توجه است.
#دانشگاهی
ارائه پیشنهاد به مدیران:
@Sorna_y_iran
دکتر محمدرضا حافظ نیا:
مدتی است بحث نادیده انگاشتن اخلاق علمی و حقوق مالکیت معنوی، تحت عنوان تخلف و سرقت علمی در جامعه بالا گرفته و از لزوم برخورد جدی با آن در شکل حقوقی صحبت می شود. اینجانب در حدود 20 سال قبل این موضوع را در کتاب " مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی" انتشارات سازمان " سمت " مورد توجه قرار داده ام. بنابراین مسئله رعایت اخلاق علمی باید ابتدا در درس روش تحقیق به دانشجویان و حتی برخی از اساتید و پژوهشگران دانشگاهی آموزش داده شود، و تا این امر اتفاق نیافتد نمی توان از برخورد و مجازات آنان صحبت کرد.صرفنظر از آنچه بیان شد، مسئله قابل توجه اینست که خطر توسعه فساد علمی (آموزشی و پژوهشی) و نتیجتا بروز انحطاط علمی، کشور ما را تهدید می کند. بنظر می رسد بیش از آنچه که فعالین حوزه علمی مانند اساتید، پژوهشگران و دانشجویان منشا آن باشند سیاستها، برنامه ها، آئین نامه ها و روشهای مقامات و نهادهای عالی و بالا دستی علمی کشور مسئول و منشاء آن می باشند. بنابراین ابتدا خود آنها باید مورد نقد، بازخواست و بازنگری قرار بگیرند. پس از آن نوبت به فعالین حوزه علمی برسد. شاخصهای عمده فساد علمی عبارتند از: 1- نادیده انگاشتن اخلاق علمی و حق مالکیت معنوی صاحبان آثار (مانند سرقت) توسط فعالین این حوزه.2- اسهال مقاله با هدف آمار سازی، و تولید مقالات بی کیفیت و با محتوای تکراری حتی با ایندکس بین المللی.3- شتاب زدگی افراطی و سزارینی برای رسیدن به هدف هر ایرانی " یک مدرک دکتری ".4- کمیت گرایی افراطی و افت کیفیت علمی و آموزشی در دانشگاههای دولتی و غیر دولتی.5- پوک سازی بنیه تخصصی کشور با سیاست عام گرایی و سطحی نگرانه در برنامه ریزی درسی رشته های دانشگاهی.6- توسعه فرایندهای بوروکراتیک در نظامهای تصمیم گیری آموزش عالی و دانشگاهی و هدر دهنده وقت فعالین علمی.7- پرتاب مقالات ناب علمی تولید کشور به خارج از مرزها و محروم کردن دانشجویان ایرانی از آن.8- جعل و معیار سازی ناشیانه تولید کمی مقالات ایندکس دار به عنوان شاخص توسعه علمی کشور! که عملا به ابزار رقابت و پُز سیاسی و ژئوپلیتیکی مقامات مربوطه تبدیل شده است.9- بهره کشی و استثمار از اساتید، پژوهشگران و دانشجویان با پیوند زدن معیار مزبور با سرنوشت آنان.10- تضعیف ظرفیت مرجعیت و توان علمی ایران و نیز تحقیر عزت ملی فعالین علمی ایرانی، از طریق توانا سازی مرجعیت علمی کشورهای دیگر با سرمایه علمی ایرانی.11- بیزینس و دکان سازی تجاری تولید مدرک و حراج خدمات علمی از طریق گسترش موسسات آموزشی و پژوهشی بی کیفیت و بازاری.12- کار آفرینی کاذب از طریق گسترش بنگاههای تجاری مقاله سازی خصوصی برای مجلات ایندکس دار بین المللی که در نتیجه سیاست ناشیانه آمار سازی مقالات پدیدار شده اند.13- تبعیض ناعادلانه آموزش عالی در دانشگاههای دولتی از طریق تاسیس الگوهای بیزینسی مانند دوره های: شبانه، نوبت دوم، پردیس و غیره.14- فقدان مکانیسم خویش انتقادی و عدم اهتمام لازم از سوی مقامات و نهادهای عالی بالا دستی علمی برای فهم، دیدن، و باور واقعیت تلخ فساد علمی در کشور.15- ضعف شدید نظارت و کنترل تخصصی بر فرایندهای آموزشی و پژوهشی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی کشور.16- نگارش پایان نامه های ضعیف و عدم کنترل لازم از سوی اساتید راهنما بدلیل تراکم دانشجو در برخی رشته ها.17- بیزینس و توسعه بنگاههای پایان نامه نویسی غیابی، متاثر از کمیت گرایی پذیرش دانشجو در دانشگاههای کشور.امیدوارم نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی قبل از تصویب هر قانونی در زمینه تخلفات علمی به منشاء و ریشه های تولید فساد علمی در کشور توجه کنند. اگر پدیده فساد علمی از ابعاد مختلف مورد توجه و درمان قرار نگیرد علی رغم تبلیغات سیاسی و رسانه ای، کشور بسوی انحطاط علمی کشانده خواهد شد و بلحاظ ژئوپلیتیکی بنیادی ترین عامل قدرت ملی کشور یعنیپیشرفت علمی و فناوری آن مورد تهدید قرار خواهد گرفت.همچنین مقامات و نهادهای بالا دستی علمی کشور نظیر رئیس محترم جمهور، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزرا و وزارتخانه های علوم و پزشکی، کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، معاون علمی رئیس جمهور و... باید با رویکرد خویش انتقادی سیاستها، برنامه ها و روشهای خود را مورد بازنگری و تعدیل قرار دهند، تا زمینه ها و ساختارهای توسعه فساد علمی در کشور را از میان بردارند و از بروز خطر انحطاط علمی در کشور جلوگیری کنند.
@PoliticalGeography
مدتی است بحث نادیده انگاشتن اخلاق علمی و حقوق مالکیت معنوی، تحت عنوان تخلف و سرقت علمی در جامعه بالا گرفته و از لزوم برخورد جدی با آن در شکل حقوقی صحبت می شود. اینجانب در حدود 20 سال قبل این موضوع را در کتاب " مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی" انتشارات سازمان " سمت " مورد توجه قرار داده ام. بنابراین مسئله رعایت اخلاق علمی باید ابتدا در درس روش تحقیق به دانشجویان و حتی برخی از اساتید و پژوهشگران دانشگاهی آموزش داده شود، و تا این امر اتفاق نیافتد نمی توان از برخورد و مجازات آنان صحبت کرد.صرفنظر از آنچه بیان شد، مسئله قابل توجه اینست که خطر توسعه فساد علمی (آموزشی و پژوهشی) و نتیجتا بروز انحطاط علمی، کشور ما را تهدید می کند. بنظر می رسد بیش از آنچه که فعالین حوزه علمی مانند اساتید، پژوهشگران و دانشجویان منشا آن باشند سیاستها، برنامه ها، آئین نامه ها و روشهای مقامات و نهادهای عالی و بالا دستی علمی کشور مسئول و منشاء آن می باشند. بنابراین ابتدا خود آنها باید مورد نقد، بازخواست و بازنگری قرار بگیرند. پس از آن نوبت به فعالین حوزه علمی برسد. شاخصهای عمده فساد علمی عبارتند از: 1- نادیده انگاشتن اخلاق علمی و حق مالکیت معنوی صاحبان آثار (مانند سرقت) توسط فعالین این حوزه.2- اسهال مقاله با هدف آمار سازی، و تولید مقالات بی کیفیت و با محتوای تکراری حتی با ایندکس بین المللی.3- شتاب زدگی افراطی و سزارینی برای رسیدن به هدف هر ایرانی " یک مدرک دکتری ".4- کمیت گرایی افراطی و افت کیفیت علمی و آموزشی در دانشگاههای دولتی و غیر دولتی.5- پوک سازی بنیه تخصصی کشور با سیاست عام گرایی و سطحی نگرانه در برنامه ریزی درسی رشته های دانشگاهی.6- توسعه فرایندهای بوروکراتیک در نظامهای تصمیم گیری آموزش عالی و دانشگاهی و هدر دهنده وقت فعالین علمی.7- پرتاب مقالات ناب علمی تولید کشور به خارج از مرزها و محروم کردن دانشجویان ایرانی از آن.8- جعل و معیار سازی ناشیانه تولید کمی مقالات ایندکس دار به عنوان شاخص توسعه علمی کشور! که عملا به ابزار رقابت و پُز سیاسی و ژئوپلیتیکی مقامات مربوطه تبدیل شده است.9- بهره کشی و استثمار از اساتید، پژوهشگران و دانشجویان با پیوند زدن معیار مزبور با سرنوشت آنان.10- تضعیف ظرفیت مرجعیت و توان علمی ایران و نیز تحقیر عزت ملی فعالین علمی ایرانی، از طریق توانا سازی مرجعیت علمی کشورهای دیگر با سرمایه علمی ایرانی.11- بیزینس و دکان سازی تجاری تولید مدرک و حراج خدمات علمی از طریق گسترش موسسات آموزشی و پژوهشی بی کیفیت و بازاری.12- کار آفرینی کاذب از طریق گسترش بنگاههای تجاری مقاله سازی خصوصی برای مجلات ایندکس دار بین المللی که در نتیجه سیاست ناشیانه آمار سازی مقالات پدیدار شده اند.13- تبعیض ناعادلانه آموزش عالی در دانشگاههای دولتی از طریق تاسیس الگوهای بیزینسی مانند دوره های: شبانه، نوبت دوم، پردیس و غیره.14- فقدان مکانیسم خویش انتقادی و عدم اهتمام لازم از سوی مقامات و نهادهای عالی بالا دستی علمی برای فهم، دیدن، و باور واقعیت تلخ فساد علمی در کشور.15- ضعف شدید نظارت و کنترل تخصصی بر فرایندهای آموزشی و پژوهشی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی کشور.16- نگارش پایان نامه های ضعیف و عدم کنترل لازم از سوی اساتید راهنما بدلیل تراکم دانشجو در برخی رشته ها.17- بیزینس و توسعه بنگاههای پایان نامه نویسی غیابی، متاثر از کمیت گرایی پذیرش دانشجو در دانشگاههای کشور.امیدوارم نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی قبل از تصویب هر قانونی در زمینه تخلفات علمی به منشاء و ریشه های تولید فساد علمی در کشور توجه کنند. اگر پدیده فساد علمی از ابعاد مختلف مورد توجه و درمان قرار نگیرد علی رغم تبلیغات سیاسی و رسانه ای، کشور بسوی انحطاط علمی کشانده خواهد شد و بلحاظ ژئوپلیتیکی بنیادی ترین عامل قدرت ملی کشور یعنیپیشرفت علمی و فناوری آن مورد تهدید قرار خواهد گرفت.همچنین مقامات و نهادهای بالا دستی علمی کشور نظیر رئیس محترم جمهور، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزرا و وزارتخانه های علوم و پزشکی، کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، معاون علمی رئیس جمهور و... باید با رویکرد خویش انتقادی سیاستها، برنامه ها و روشهای خود را مورد بازنگری و تعدیل قرار دهند، تا زمینه ها و ساختارهای توسعه فساد علمی در کشور را از میان بردارند و از بروز خطر انحطاط علمی در کشور جلوگیری کنند.
@PoliticalGeography
دکتراحمدی-قسمت نخست
Dr.ahmadi
دکتراحمدی-قسمت نخست
چکیده مصاحبه نقیب زاده با دکتر احمدی - تابستان۹۶
متن کامل #مصاحبه درپیام زیر👇
#اختصاصی_کانال🎙
@PoliticalGeography 🌍
چکیده مصاحبه نقیب زاده با دکتر احمدی - تابستان۹۶
متن کامل #مصاحبه درپیام زیر👇
#اختصاصی_کانال🎙
@PoliticalGeography 🌍