در این روزگار که همه چیز رو به تباهی میرود، هیچ چیز دردناکتر از این نیست که اجازه دهیم شکل زندگیمان نابود شود.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
۶۰ کتاب جدید در حوزۀ تئوری و نقد معماری که اغلب بعد از سال۲۰۱۰ منتشر شده و تقریباً هیچیک از آنها تاکنون به فارسی برگردانده نشدهاند. (بخش اول)
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
۶۰ کتاب جدید در حوزۀ تئوری و نقد معماری که اغلب بعد از سال۲۰۱۰ منتشر شده و تقریباً هیچیک از آنها تاکنون به فارسی برگردانده نشدهاند.
(بخش دوم)
@PoeticsofSpace
(بخش دوم)
@PoeticsofSpace
📖Four Historical Definitions of Architecture
Stephen Parcell, McGill-Queen's University Press (2012).
📚 #معرفی_کتاب
«چهار تعریفِ تاریخیِ معماری»
نوشتۀ استفن پارسل
@PoeticsofSpace
Stephen Parcell, McGill-Queen's University Press (2012).
📚 #معرفی_کتاب
«چهار تعریفِ تاریخیِ معماری»
نوشتۀ استفن پارسل
@PoeticsofSpace
* آغاز تئوری معماری
استفن پارسل که از شاگردانِ آلبرتو پرزگومز، نظریهپردازِ بزرگ معماری است، در فصولِ آغازین کتابِ «چهار تعریف تاریخی معماری»، به نخستین تأکیداتِ تاریخی غرب بر اهمیتِ جنبۀ «نظری» معماری اشاره میکند:
در یونان باستان، افزایش توجه به زندگی دموکراتیک و متفکرانه منجر به ارتقای جنبۀ نظری دانش میشود و «جمهوریِ» #افلاطون از اولین منابعی است که مرزی را میان معمار و دیگران ترسیم میکند. در این کتاب، معمار تنها با قوۀ ذهن توصیف میشود و به مقامی بالاتر از سایرین ارتقا مییابد، درحالیکه بنّا از کارگرانِ غیرماهر تمایز نمییابد و تنها بهواسطۀ نیروی دستش توصیف میگردد.
#ارسطو نیز تمایز افلاطون میان «اندیشیدن» و «انجامدادن» را با ترسیم خطی واضحتر میان معمار و بنّا دنبال کرد و افزون بر ساختمانسازی، آن را به صناعات دیگر نیز تعمیم داد. چند قرن بعد (حدود سال ۱۰۰ق.م)، #ویتروویوس، معمار نابغهٔ رومی، نیز مدل شناختشناسانۀ افلاطون را که تحتتأثیرِ تعالیمِ #سقراط شکل گرفته بود، بر معماری پیاده کرد و نخستین تئوریِ مدون، جامع و مکتوب معماری را در کتابِ «ده رساله در باب معماری» ارائه نمود.
@PoeticsofSpace
استفن پارسل که از شاگردانِ آلبرتو پرزگومز، نظریهپردازِ بزرگ معماری است، در فصولِ آغازین کتابِ «چهار تعریف تاریخی معماری»، به نخستین تأکیداتِ تاریخی غرب بر اهمیتِ جنبۀ «نظری» معماری اشاره میکند:
در یونان باستان، افزایش توجه به زندگی دموکراتیک و متفکرانه منجر به ارتقای جنبۀ نظری دانش میشود و «جمهوریِ» #افلاطون از اولین منابعی است که مرزی را میان معمار و دیگران ترسیم میکند. در این کتاب، معمار تنها با قوۀ ذهن توصیف میشود و به مقامی بالاتر از سایرین ارتقا مییابد، درحالیکه بنّا از کارگرانِ غیرماهر تمایز نمییابد و تنها بهواسطۀ نیروی دستش توصیف میگردد.
#ارسطو نیز تمایز افلاطون میان «اندیشیدن» و «انجامدادن» را با ترسیم خطی واضحتر میان معمار و بنّا دنبال کرد و افزون بر ساختمانسازی، آن را به صناعات دیگر نیز تعمیم داد. چند قرن بعد (حدود سال ۱۰۰ق.م)، #ویتروویوس، معمار نابغهٔ رومی، نیز مدل شناختشناسانۀ افلاطون را که تحتتأثیرِ تعالیمِ #سقراط شکل گرفته بود، بر معماری پیاده کرد و نخستین تئوریِ مدون، جامع و مکتوب معماری را در کتابِ «ده رساله در باب معماری» ارائه نمود.
@PoeticsofSpace