⭕️ * #لویی_کان:
اکنون فضاهای مدارس نه برانگیزانندهاند و نه الهامبخش، بلکه قراردادی و تکراری هستند. بیتردید، معمار مطابق با خواستِ مؤسسات، کلاسهای یکشکل، راهروهای محاط با کمدهای دیواری و دیگر عرصهها و تجهیزاتِ بهاصطلاح «عملکردی» را به تبعیت از محدودیتهای بودجه، انتظام میدهد. این مدرسهها بهظاهر خوب هستند ولی ازنظر معماری کممایهاند، زیرا از روح آن «مردِ زیر درخت» بهرهای ندارند.
بهنظر من، معمار باید جوهر وجودیِ مدرسه را در طرحش منعکس کند تا از هر طراحِ صِرفْ متمایز شود. [در این صورت،] سرسرای مدرسه به فضای گشودهای همچون پانتئون تبدیل میشود که برای ورود مناسب است. راهروها با وسیعشدن و ایجاد گوشههای دنجی مشرفبه باغ، به دانشجویان تعلق میگیرند.
راهرو به مکانی تبدیل میشود که در آن پسری، دختری را ملاقات میکند یا دانشجویی دربارۀ عملکرد استاد با همکلاسیاش مباحثه میکند. ارتقای این فضا از گذرگاهی میان کلاسهای درس به فضایی برای کلاس، آن را از راهروی صِرف به مکانِ ملاقات تبدیل میکند؛ مکانی برای بروز فرصتهایی برای خودآموزی.
کلاسها نباید تابع تشابهاتِ کمّی و سربازگونۀ معمول باشند. استاد یا شاگردی که در فضایی صمیمی با بخاری دیواری همراه با تعداد اندکی گردآمده است، با زمانی که در فضایی بزرگ و مرتفع با بسیاری دیگر همراه میشوند، یکسان نیستند. آیا به این دلیل که مدتزمانِ حضور در کافه کوتاه است، باید حتماً در زیرزمینِ مدرسه قرار گیرد؟ آیا زمان استراحتِ حین غذاخوردن نیز بخشی از یادگیری نیست؟
▪️ــ برگرفته از کتابِ «لویی کان، متون اصلی»، رابرت تومبلی، ترجمۀ محمدرضا رحیمزاده و دیگران.
@PoeticsofSpace
اکنون فضاهای مدارس نه برانگیزانندهاند و نه الهامبخش، بلکه قراردادی و تکراری هستند. بیتردید، معمار مطابق با خواستِ مؤسسات، کلاسهای یکشکل، راهروهای محاط با کمدهای دیواری و دیگر عرصهها و تجهیزاتِ بهاصطلاح «عملکردی» را به تبعیت از محدودیتهای بودجه، انتظام میدهد. این مدرسهها بهظاهر خوب هستند ولی ازنظر معماری کممایهاند، زیرا از روح آن «مردِ زیر درخت» بهرهای ندارند.
بهنظر من، معمار باید جوهر وجودیِ مدرسه را در طرحش منعکس کند تا از هر طراحِ صِرفْ متمایز شود. [در این صورت،] سرسرای مدرسه به فضای گشودهای همچون پانتئون تبدیل میشود که برای ورود مناسب است. راهروها با وسیعشدن و ایجاد گوشههای دنجی مشرفبه باغ، به دانشجویان تعلق میگیرند.
راهرو به مکانی تبدیل میشود که در آن پسری، دختری را ملاقات میکند یا دانشجویی دربارۀ عملکرد استاد با همکلاسیاش مباحثه میکند. ارتقای این فضا از گذرگاهی میان کلاسهای درس به فضایی برای کلاس، آن را از راهروی صِرف به مکانِ ملاقات تبدیل میکند؛ مکانی برای بروز فرصتهایی برای خودآموزی.
کلاسها نباید تابع تشابهاتِ کمّی و سربازگونۀ معمول باشند. استاد یا شاگردی که در فضایی صمیمی با بخاری دیواری همراه با تعداد اندکی گردآمده است، با زمانی که در فضایی بزرگ و مرتفع با بسیاری دیگر همراه میشوند، یکسان نیستند. آیا به این دلیل که مدتزمانِ حضور در کافه کوتاه است، باید حتماً در زیرزمینِ مدرسه قرار گیرد؟ آیا زمان استراحتِ حین غذاخوردن نیز بخشی از یادگیری نیست؟
▪️ــ برگرفته از کتابِ «لویی کان، متون اصلی»، رابرت تومبلی، ترجمۀ محمدرضا رحیمزاده و دیگران.
@PoeticsofSpace
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«مدرسه هنر، مزرعۀ بلال نیست آقا که هر سال محصول بهتری داشته باشد. در کواکب آسمان هم یکی میشود ستارۀ رخشان، الباقی سوسو میزنند.»
🎥 كمالالملک | علی حاتمی
🔸 عزتالله انتظامی
@PoeticsofSpace
🎥 كمالالملک | علی حاتمی
🔸 عزتالله انتظامی
@PoeticsofSpace
⭕️◾️دانشکدههای ادبیات، بیشتر مدرک فارغالتحصیلی صادر کردهاند و کمتر دیدهایم که شاعر تربیت کرده باشند.
همانطور که دانشکدههای معماری نیز کمتر توانستهاند «معمار» تحویل جامعه دهند.
@PoeticsofSpace
همانطور که دانشکدههای معماری نیز کمتر توانستهاند «معمار» تحویل جامعه دهند.
@PoeticsofSpace
🖌 🔴 ماکس فریش (۱۹۹۱-۱۹۱۱)، نویسندۀ سوئیسی، در جوانی چند نمایشنامه و یک رمان نوشت، اما به دلیل کمالطلبی که تا پایان زندگی با او بود، همهٔ آن نوشتهها را سوزاند. فریش، سپس به معماری روی آورد و در این حرفه، بسیار هم موفق بود.
تا آنکه در ۴۲سالگی، شرکت معماریاش را میبندد و بخت خویش را مجدداً در نوشتن نمایشنامه میآزماید و به یکی از نویسندههای سرشناس قرن بیستم تبدیل میشود.
@PoeticsofSpace
تا آنکه در ۴۲سالگی، شرکت معماریاش را میبندد و بخت خویش را مجدداً در نوشتن نمایشنامه میآزماید و به یکی از نویسندههای سرشناس قرن بیستم تبدیل میشود.
@PoeticsofSpace
⭕️ داستانِ #ماکس_فریش
◾️ماکس فریش (Max Frisch) یکی از مشهورترین نویسندگان سوئیس بود. او در ۲۵سالگی تصمیم گرفت میان علاقه به معماری یا نویسندگی، یکی را انتخاب کند. چُرتکه انداخت و دید نمایشنامههای نیمهکارهاش، گواه محکمی بر بیاستعدادی او در نوشتن هستند. پس تقریباً تمام آنچه را نوشته بود سوزاند تا با تمام وجود معماری را دنبال کند.
🔸نویسندگی را رها کرد و به تحصیل معماری پرداخت. فریش سپس شرکتی تأسیس میکند، بهعنوان آرشیتکت مشغول کار میشود و در همین سال ازدواج میکند. فریش، ساختمانها ساخت و سرگرم زن و بچهاش شد؛ از پولداربودناش لذت میبُرد، اما نوسان میان علایقِ دوگانهاش همچنان ادامه داشت.
◾️فریش در ۴۲سالگی دوباره تصمیم مهم دیگری میگیرد: شرکت معماریاش را میبندد و بخت خویش را مجدداً در نوشتن نمایشنامه میآزماید. او حتی زن و فرزندش را هم رها کرد به امان خدا تا فقط بنویسد. رمان «اشتیلر» در همین سال منتشر شد و شهرتی جهانی برای او به همراه داشت. شهرت او چنان فراگیر شد که سه سال بعد، انتشار رمان «هومو فابر» همزمان با ترجمههای آن به چند زبان انجام شد.
🔸فریش فقط نوشت، تا آنکه الان او را به عنوان یکی از نویسندههای شاخص قرن بیستم میشناسیم. او در خطابهای هنگام دریافت جایزۀ ادبی شهر زوریخ، میگوید: «عدهای مینویسند تا جهان را تغییر دهند اما من مینویسم تا جهان را بهتر تحمل کنم».
@PoeticsofSpace
◾️ماکس فریش (Max Frisch) یکی از مشهورترین نویسندگان سوئیس بود. او در ۲۵سالگی تصمیم گرفت میان علاقه به معماری یا نویسندگی، یکی را انتخاب کند. چُرتکه انداخت و دید نمایشنامههای نیمهکارهاش، گواه محکمی بر بیاستعدادی او در نوشتن هستند. پس تقریباً تمام آنچه را نوشته بود سوزاند تا با تمام وجود معماری را دنبال کند.
🔸نویسندگی را رها کرد و به تحصیل معماری پرداخت. فریش سپس شرکتی تأسیس میکند، بهعنوان آرشیتکت مشغول کار میشود و در همین سال ازدواج میکند. فریش، ساختمانها ساخت و سرگرم زن و بچهاش شد؛ از پولداربودناش لذت میبُرد، اما نوسان میان علایقِ دوگانهاش همچنان ادامه داشت.
◾️فریش در ۴۲سالگی دوباره تصمیم مهم دیگری میگیرد: شرکت معماریاش را میبندد و بخت خویش را مجدداً در نوشتن نمایشنامه میآزماید. او حتی زن و فرزندش را هم رها کرد به امان خدا تا فقط بنویسد. رمان «اشتیلر» در همین سال منتشر شد و شهرتی جهانی برای او به همراه داشت. شهرت او چنان فراگیر شد که سه سال بعد، انتشار رمان «هومو فابر» همزمان با ترجمههای آن به چند زبان انجام شد.
🔸فریش فقط نوشت، تا آنکه الان او را به عنوان یکی از نویسندههای شاخص قرن بیستم میشناسیم. او در خطابهای هنگام دریافت جایزۀ ادبی شهر زوریخ، میگوید: «عدهای مینویسند تا جهان را تغییر دهند اما من مینویسم تا جهان را بهتر تحمل کنم».
@PoeticsofSpace
📚 #معرفی_کتاب
📗 دو کتاب تحولساز از کریستوفر الکساندر؛ حاصلِ تلاشهای او برای هر چه انسانیترشدنِ معماری:
◾️A Pattern Language:
Towns, Buildings, Construction
یک زبان الگو (ترجمهشده با نامهای «زبان الگو: شهرها» و «الگوهای استاندارد در معماری»)
◾️The Timeless Way of Building
راهِ بیزمانِ ساختن
(ترجمهشده با نام «معماری و راز جاودانگی»)
@PoeticsofSpace
📗 دو کتاب تحولساز از کریستوفر الکساندر؛ حاصلِ تلاشهای او برای هر چه انسانیترشدنِ معماری:
◾️A Pattern Language:
Towns, Buildings, Construction
یک زبان الگو (ترجمهشده با نامهای «زبان الگو: شهرها» و «الگوهای استاندارد در معماری»)
◾️The Timeless Way of Building
راهِ بیزمانِ ساختن
(ترجمهشده با نام «معماری و راز جاودانگی»)
@PoeticsofSpace
🔺بهمناسبت چهارم اکتبر، زادروز کریستوفر الکساندر، متولد ۱۹۳۶ در اتریش، یکی از برجستهترین نظریهپردازانِ حال حاضر جهان.
⭕️ [شواهد فراوانی وجود دارند که نشان میدهند ساختمانهای بلند، مردم را دیوانه میکنند.]
ساختمانهای بلند، فقط برای بانکها سودآورند. آنها برای مردم ارزان نیستند، مناظر شهری را تخریب میکنند، زندگی اجتماعی را از بین میبرند، جرم و جنایت را افزایش میدهند و زندگی را برای کودکان دشوار میسازند. اما فراتر از اینها، هماکنون از طریق شواهد واقعی ثابت شده است که آنها به ذهن و احساس مردم نیز صدمه میزنند.
همانطور که جرج اورول در رمانِ 1984، از این ساختمانها بهعنوان مظاهرِ دیوانگی یاد میکند:
«وزارتِ حقیقت (یا همان Minitrue) بهشکلی شگفتانگیز در میان چشمانداز شهر، خودنمایی میکرد؛ ساختمانی سفیدرنگ، عظیم و هرمیشکل که بهصورت پلکانی تا ارتفاع سیصدمتر بالا میرفت. بهراحتی میشد سه شعار حزب را خواند که بهصورت برجسته بر نمای ساختمان نقش بسته بود: جنگ، صلح است. آزادی، بردگی است. نادانی، توانایی است.»
- کریستوفر الکساندر
برگرفته از کتابِ یک زبان الگو
@PoeticsofSpace
ساختمانهای بلند، فقط برای بانکها سودآورند. آنها برای مردم ارزان نیستند، مناظر شهری را تخریب میکنند، زندگی اجتماعی را از بین میبرند، جرم و جنایت را افزایش میدهند و زندگی را برای کودکان دشوار میسازند. اما فراتر از اینها، هماکنون از طریق شواهد واقعی ثابت شده است که آنها به ذهن و احساس مردم نیز صدمه میزنند.
همانطور که جرج اورول در رمانِ 1984، از این ساختمانها بهعنوان مظاهرِ دیوانگی یاد میکند:
«وزارتِ حقیقت (یا همان Minitrue) بهشکلی شگفتانگیز در میان چشمانداز شهر، خودنمایی میکرد؛ ساختمانی سفیدرنگ، عظیم و هرمیشکل که بهصورت پلکانی تا ارتفاع سیصدمتر بالا میرفت. بهراحتی میشد سه شعار حزب را خواند که بهصورت برجسته بر نمای ساختمان نقش بسته بود: جنگ، صلح است. آزادی، بردگی است. نادانی، توانایی است.»
- کریستوفر الکساندر
برگرفته از کتابِ یک زبان الگو
@PoeticsofSpace
Forwarded from بوطیقای فضا
روندِ مخرب و چرخۀ معیوبِ «معماری برای جایزه، و نه برای انسان». برگرفته از کتابِ «ضدمعماری و واسازی»، نوشتۀ نیکوس سالینگروس.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
⭕️ هفتم اکتبر،
«روز جهانی معماری» گرامی باد.
◾️پوستر رسمی روز جهانی معماری با شعارِ «معماری... مسکن برای همه»
@PoeticsofSpace
«روز جهانی معماری» گرامی باد.
◾️پوستر رسمی روز جهانی معماری با شعارِ «معماری... مسکن برای همه»
@PoeticsofSpace
⭕️◾️همزمان با «روز جهانی معماری»،
فعالیت صفحۀ اینستاگرام را پس از دو سال، دوباره آغاز کردیم و مطالب، علاوه بر کانال تلگرام، در صفحهٔ اینستاگرام نیز روزآمد خواهند شد:
www.Instagram.com/Poetics.of.Space
فعالیت صفحۀ اینستاگرام را پس از دو سال، دوباره آغاز کردیم و مطالب، علاوه بر کانال تلگرام، در صفحهٔ اینستاگرام نیز روزآمد خواهند شد:
www.Instagram.com/Poetics.of.Space
⭕️ «پیتر هاندکه: نویسندۀ مکانها»
◾️نوشتۀ پیتر زومتور، برگرفته از کتاب معماریاندیشی
[پیتر هاندکه، نویسندۀ اتریشی، بهعنوان برندۀ نوبل ادبیات سال ۲۰۱۹ برگزیده شده است.]
پیتر هاندکه (Peter Handke) در یکی از مصاحبهها خود را «نویسندۀ مکانها» میخواند و میگوید از نوشتههایاش انتظار دارد که «هیچ افزودهای از جانب نویسنده در آنها نباشد، بلکه صرفاً شناختی از اجزا و پیوندِ میانشان، برای خلق یک وضعیت عینی».
تعبیر «وضعیت عینی» (Sachverhalt) که هاندکه برای بیان مقصودش به کار میبرد، به عقیدۀ من، میتواند برای بیان غایت معماری، یعنی خلق چیزهای یکپارچه و غیرتصنعی نیز گویا و مناسب باشد: خلقِ وضعیتهای عینیِ درست و دقیق، اندیشیدنِ بنا بهعنوانِ وضعیتی عینی که اجزایاش میباید درست شناخته و براساس یک نسبت عینی به هم پیوند داده شوند. یک نسبت عینی!
نکتۀ این بحث، فروکاستنِ محتوا به چیزهای موجود در واقعیت است. هاندکه در همین خصوص، تعبیرِ «وفاداری به چیزها» را به کار میبرد. او دوست دارد که توصیفاتاش از یک مکان بهعنوان «وفاداری به آن مکان» تجربه شوند، و نه بهعنوان «رنگآمیزیِ افزوده» از جانب نویسنده.
@PoeticsofSpace
◾️نوشتۀ پیتر زومتور، برگرفته از کتاب معماریاندیشی
[پیتر هاندکه، نویسندۀ اتریشی، بهعنوان برندۀ نوبل ادبیات سال ۲۰۱۹ برگزیده شده است.]
پیتر هاندکه (Peter Handke) در یکی از مصاحبهها خود را «نویسندۀ مکانها» میخواند و میگوید از نوشتههایاش انتظار دارد که «هیچ افزودهای از جانب نویسنده در آنها نباشد، بلکه صرفاً شناختی از اجزا و پیوندِ میانشان، برای خلق یک وضعیت عینی».
تعبیر «وضعیت عینی» (Sachverhalt) که هاندکه برای بیان مقصودش به کار میبرد، به عقیدۀ من، میتواند برای بیان غایت معماری، یعنی خلق چیزهای یکپارچه و غیرتصنعی نیز گویا و مناسب باشد: خلقِ وضعیتهای عینیِ درست و دقیق، اندیشیدنِ بنا بهعنوانِ وضعیتی عینی که اجزایاش میباید درست شناخته و براساس یک نسبت عینی به هم پیوند داده شوند. یک نسبت عینی!
نکتۀ این بحث، فروکاستنِ محتوا به چیزهای موجود در واقعیت است. هاندکه در همین خصوص، تعبیرِ «وفاداری به چیزها» را به کار میبرد. او دوست دارد که توصیفاتاش از یک مکان بهعنوان «وفاداری به آن مکان» تجربه شوند، و نه بهعنوان «رنگآمیزیِ افزوده» از جانب نویسنده.
@PoeticsofSpace
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 ⭕️ صحنههایی از فیلمِ Wings of Desire
با نامِ آلمانیِ «زیر آسمانِ برلین»
که فیلمنامۀ آن را «پیتر هاندکه»، برندۀ نوبل ادبیات ۲۰۱۹ نوشته است.
@PoeticsofSpace
با نامِ آلمانیِ «زیر آسمانِ برلین»
که فیلمنامۀ آن را «پیتر هاندکه»، برندۀ نوبل ادبیات ۲۰۱۹ نوشته است.
@PoeticsofSpace
بوطیقای فضا
🔴 🎬 معرفی ۴ فیلم دربارۀ پستمدرنیسم در معماری و شهرسازی: 1. The Truman Show (Peter Weir, 1998) IMDb: 8.1/10 - Rotten Tomatoes: 94% [دربارهٔ کنترلگرایی] 2. Blade Runner (Ridley Scott, 1982) IMDb: 8.1/10 - Rotten Tomatoes: 90% [دربارهٔ پادآرمانشهرهای تکنولوژیک]…
🔺این فیلم را قبلاً در این پست،
در مجموعۀ «فیلمهای مرتبط با پستمدرنیستم در معماری و شهرسازی» معرفی کرده بودیم.
در مجموعۀ «فیلمهای مرتبط با پستمدرنیستم در معماری و شهرسازی» معرفی کرده بودیم.
◼️ چارلز جنکز، معمار، مورخ و نظریهپردازِ بزرگ معماری در سن هشتادسالگی درگذشت.
⭕️ 📚 عناوینِ برخی از مهمترین و آخرین کتابهای جنکز را در اینجا مشاهده میکنید:
• زبان معماری پستمدرن (۱۹۷۷)
• داستانِ پستمدرنیسم (۲۰۱۱)
• نظریهها و مانیفستهای معماری معاصر (۱۹۹۷)
• پارادایم جدید معماری (۲۰۰۲)
• مدرنیسمِ انتقادی (۲۰۰۷)
• معماریِ امید (۲۰۱۵)
@PoeticsofSpace
⭕️ 📚 عناوینِ برخی از مهمترین و آخرین کتابهای جنکز را در اینجا مشاهده میکنید:
• زبان معماری پستمدرن (۱۹۷۷)
• داستانِ پستمدرنیسم (۲۰۱۱)
• نظریهها و مانیفستهای معماری معاصر (۱۹۹۷)
• پارادایم جدید معماری (۲۰۰۲)
• مدرنیسمِ انتقادی (۲۰۰۷)
• معماریِ امید (۲۰۱۵)
@PoeticsofSpace
⭕️ درختوارۀ مشهورِ «چارلز جنکز»
از سیرِ تحولاتِ معماریِ قرن بیستم.
◾️Charles Jencks's "The Century is Over, Evolutionary Tree of Twentieth-Century Architecture" with its attractor basins, scanned from Architectural Review, July 2000, p. 77.
@PoeticsofSpace
از سیرِ تحولاتِ معماریِ قرن بیستم.
◾️Charles Jencks's "The Century is Over, Evolutionary Tree of Twentieth-Century Architecture" with its attractor basins, scanned from Architectural Review, July 2000, p. 77.
@PoeticsofSpace
EvolutionaryTree2000-CharlesJencks.jpg
1.3 MB
🔸فایل باکیفیتِ بالاتر از درختوارۀ جنکز.
معماری خلسهآور.pdf
366.6 KB
🔶🖋مقالۀ «معماریِ خلسهآور»
◼️نوشتۀ چارلز جنکس، ترجمۀ نیّر طهوری، فصلنامۀ خیال (فرهنگستان هنر)، شماره۸.
@PoeticsofSpace
◼️نوشتۀ چارلز جنکس، ترجمۀ نیّر طهوری، فصلنامۀ خیال (فرهنگستان هنر)، شماره۸.
@PoeticsofSpace
🔴⚫️🔵 دیاگرامهای درختوارهایِ چارلز جنکز از معماریِ مدرن متأخر و معماری پستمدرن.
◾️ Charles Jencks's "Evolutionary Tree of Late-Modern and Post-Modern Architecture", scanned from the A+U special issue on Jencks' work, 1986.
@PoeticsofSpace
◾️ Charles Jencks's "Evolutionary Tree of Late-Modern and Post-Modern Architecture", scanned from the A+U special issue on Jencks' work, 1986.
@PoeticsofSpace