🔴 وقتی معماری، مرزها را در هم میشکند.
الاکلنگهای صورتی در مرز آمریکا و مکزیک برای پیوند دو کشور، کنشی نمادین در واکنش به سیاستهای ضد مهاجرت ترامپ.
◾️اثری از رونالد رائل،
معمار و استاد دانشگاه در کالیفرنیا.
@PoeticsofSpace
الاکلنگهای صورتی در مرز آمریکا و مکزیک برای پیوند دو کشور، کنشی نمادین در واکنش به سیاستهای ضد مهاجرت ترامپ.
◾️اثری از رونالد رائل،
معمار و استاد دانشگاه در کالیفرنیا.
@PoeticsofSpace
📚 #معرفی_کتاب
📖Borderwall as Architecture:
A Manifesto for the U.S.-Mexico Boundary
◾️ By Ronald Rael
◾️کتاب رونالد رائل که با استقبالِ پرشور و گستردۀ مخاطبان، به پرفروشترین کتاب معماری در سایت آمازون تبدیل شده است.
⭕️ ۲۳صفحۀ ابتدایی (از ۱۸۴صفحه) این کتاب را میتوانید از طریق این لینک مطالعه کنید:
https://bit.ly/2yvkw32
@PoeticsofSpace
📖Borderwall as Architecture:
A Manifesto for the U.S.-Mexico Boundary
◾️ By Ronald Rael
◾️کتاب رونالد رائل که با استقبالِ پرشور و گستردۀ مخاطبان، به پرفروشترین کتاب معماری در سایت آمازون تبدیل شده است.
⭕️ ۲۳صفحۀ ابتدایی (از ۱۸۴صفحه) این کتاب را میتوانید از طریق این لینک مطالعه کنید:
https://bit.ly/2yvkw32
@PoeticsofSpace
📚 #معرفی_کتاب
⭕️ «نظام اشیا»
▪️ژان بودریار
▫️ترجمۀ پیروز ایزدی
🔸نشر ثالث - ۲۲۸صفحه
[کتاب بسیار مهمی که معماران باید بخوانند]
ژان بودریار، جامعهشناس و فیلسوف فرانسوی در این کتاب تلاش میکند نظام جدید مصرف را در ارتباط با رمزها و نشانهها تحلیل کند. در نظر او بُتوارهشدنِ زندگی در سایۀ نظام سرمایهداری به اشیا ماهیتی نمادین میبخشد. برخی از اشیا نیازهای اولیۀ ما را برآورده میکنند اما برخی دیگر در خدمت برطرفنمودن نیازهای ثانویه و اغلب کاذب ما هستند.
به اعتقاد بودریار، کاربرد هر یک از اشیا، تنها نقش آنها نیست بلکه با نگرشی عمیقتر درخواهیم یافت که اشیا برای ما منزلت و پرستیژ بههمراه میآورند یا عقدههای روانی سرکوبشدهمان را تسکین میدهند. اشیا نمایانگر طبقۀ اجتماعی افراد و نیز جایگزینی برای فقدان و غیبت روابط عاطفی و احساسی در زندگی هستند. همچنین سیر تحول اجتماع و مراحل مختلف آن در نحوۀ رابطه با اشیا و چیدمانشان در اطراف انسانها بازتاب مییابد.
@PoeticsofSpace
⭕️ «نظام اشیا»
▪️ژان بودریار
▫️ترجمۀ پیروز ایزدی
🔸نشر ثالث - ۲۲۸صفحه
[کتاب بسیار مهمی که معماران باید بخوانند]
ژان بودریار، جامعهشناس و فیلسوف فرانسوی در این کتاب تلاش میکند نظام جدید مصرف را در ارتباط با رمزها و نشانهها تحلیل کند. در نظر او بُتوارهشدنِ زندگی در سایۀ نظام سرمایهداری به اشیا ماهیتی نمادین میبخشد. برخی از اشیا نیازهای اولیۀ ما را برآورده میکنند اما برخی دیگر در خدمت برطرفنمودن نیازهای ثانویه و اغلب کاذب ما هستند.
به اعتقاد بودریار، کاربرد هر یک از اشیا، تنها نقش آنها نیست بلکه با نگرشی عمیقتر درخواهیم یافت که اشیا برای ما منزلت و پرستیژ بههمراه میآورند یا عقدههای روانی سرکوبشدهمان را تسکین میدهند. اشیا نمایانگر طبقۀ اجتماعی افراد و نیز جایگزینی برای فقدان و غیبت روابط عاطفی و احساسی در زندگی هستند. همچنین سیر تحول اجتماع و مراحل مختلف آن در نحوۀ رابطه با اشیا و چیدمانشان در اطراف انسانها بازتاب مییابد.
@PoeticsofSpace
🔵 📖 بخشهایی کوتاه از کتاب «نظام اشیا» نوشتهٔ ژان بودریار، در ارتباط با فضای داخلی، معماری مدرن و تأثیر محیط بر رفتارهای انسان.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
Forwarded from بوطیقای فضا
⭕️ دلایلی برای انتخابِ رشتهٔ معماری.
دراینباره بیشتر بخوانید:
https://www.archdaily.com/793953/9-reasons-to-become-an-architect
@PoeticsofSpace
دراینباره بیشتر بخوانید:
https://www.archdaily.com/793953/9-reasons-to-become-an-architect
@PoeticsofSpace
🔺🔺🔺نکات مهمی که برای انتخاب آگاهانهٔ رشتهٔ معماری باید بدانید؛ بهمناسبت ایام انتخاب رشتههای کنکور کارشناسی.
🔴 🎬 معرفی ۵ فیلم در نقد معماری مدرن:
1. My Uncle (Jacques Tati, 1958)
[نقد خانههای مدرن]
2. The Pruitt-Igoe Myth (Chad Freidrichs, 2011)
[نقد سیاستهای مسکن]
3. Playtime (Jacques Tati, 1967)
[نقد شهرهای مدرن]
4. Two or Three Things I Know About Her (Jean-Luc Godard, 1967)
[نقد مصرفگرایی]
5. Alphaville (Jean-Luc Godard, 1965)
[نقدِ نظارت و کنترل]
@PoeticsofSpace
1. My Uncle (Jacques Tati, 1958)
[نقد خانههای مدرن]
2. The Pruitt-Igoe Myth (Chad Freidrichs, 2011)
[نقد سیاستهای مسکن]
3. Playtime (Jacques Tati, 1967)
[نقد شهرهای مدرن]
4. Two or Three Things I Know About Her (Jean-Luc Godard, 1967)
[نقد مصرفگرایی]
5. Alphaville (Jean-Luc Godard, 1965)
[نقدِ نظارت و کنترل]
@PoeticsofSpace
⭕️ معرفی ۵ فیلم در نقد معماری مدرن
◼️ برگرفته از سایت آرکدیلی
◼️1. My Uncle
(Jacques Tati, 1958)
🔸۱. داییِ من (ژاک تاتی، ۱۹۵۸)
حضور در خانهای مدرن، ویلایی و زیبا که برای نیازهای زندگی مدرن تجهیز شده است. فضاهای منطقی، اتوماسیون و طیف گوناگونی از وسایل و دستگاههای تکنولوژیکی در این خانه وجود دارد. شخصیت اصلی فیلم، بیهوده تلاش میکند با این امکانات جدید که آسایش و راحتی را نوید میدهند، سازگار شود اما مشکلات و موانعِ دستوپاگیر جلوی او را میگیرند.
◼️2. The Pruitt-Igoe Myth
(Chad Freidrichs, 2011)
🔹۲. افسانۀ پرویت-آیگو (چد فردریکس، ۲۰۱۱)
مستندی دربارۀ مجتمع مسکونی پرویت-آیگو که توسط مینورو یاماساکی طراحی و در حومۀ سنتلوئیس در آمریکا ساخته شده بود. فیلم با نشاندادنِ تضادهای میانِ توصیفات ساکنان سابق این مجموعه با اهداف ساختاش، دلایل تخریب آن در سال ۱۹۷۲ را آشکار میکند. رویدادی تاریخی که برخی منتقدین (بهصورت نمادین) آن را بهعنوان پایانِ معماری مدرن قلمداد میکنند.
◼️3. Playtime
(Jacques Tati, 1967)
🔸۳. زنگ تفریح (ژاک تاتی، ۱۹۶۷)
این فیلم آزردگیِ شخصیت اصلی فیلم در مواجهه با بیپیرایگیِ محضِ معماری مدرن و امکاناتِ بهشدت مکانیزهشدۀ شهر مدرن را نشان میدهد. متخصصان معماری و شهرسازی در اوایل دهۀ۶۰ و جنبش دانشجویی ۱۹۶۸ فرانسه، اندیشههای انتقادی خاصی را دربارهٔ یکسانسازی ساختوساز شهری پاریس بیان میکردند. کارگردان این یکسانسازی را به رفتار، کردار و اخلاق مردم تعمیم میدهد و بر ازبینرفتن فردیت و هویت فردی در زندگی مدرن تأکید میکند.
◼️4. Two or Three Things I Know About Her
(Jean-Luc Godard, 1967)
🔹۴. دو سه چیزی که از او میدانم
(ژان-لوک گدار، ۱۹۶۷)
گدار در این فیلم از انگارههای تحولات شهری دهۀ۶۰ در حومۀ پاریس، بهعنوان استعارههایی برای زندگی شخصیتها استفاده میکند. زندگی روزمرۀ زنانی که در این فیلم به تصویر کشیده میشود، در رابطه با زندگی روزمرۀ شهری روایت میشود – مصرفگرایی، سرمایهداری و جهانیشدن بهعنوان سوژههای اصلی داستانِ شهر و زنان نمایش داده میشوند و ضمیرِ «او» مؤنث در عنوان فیلم، هم اشاره به شهر پاریس دارد و هم کاراکتر زن خانهدار فیلم.
◼️5. Alphaville
(Jean-Luc Godard, 1965)
🔸۵. آلفاویل (ژان-لوک گدار، ۱۹۶۵)
شهری خصومتآمیز، تاریک و غیرانسانی در آیندهای نامعلوم. در این شهر، کلیۀ کنشهای اجتماعی توسط یک سیستم مرکزی کنترل میشود؛ اَبَرکامپیوتری به نام آلفا۶۰ که به ساکنان فرمان میدهد و سرنوشتشان را تعیین میکند. در این جامعۀ ویرانشهری، که تحت سلطۀ تکنولوژی قرار دارد، انسانْ مطیع و مغلوبِ ماشینیسم شده است که شباهت بسیاری با تحولاتی دارد که سالهای پس از آن در جهان اتفاق میافتد.
@PoeticsofSpace
◼️ برگرفته از سایت آرکدیلی
◼️1. My Uncle
(Jacques Tati, 1958)
🔸۱. داییِ من (ژاک تاتی، ۱۹۵۸)
حضور در خانهای مدرن، ویلایی و زیبا که برای نیازهای زندگی مدرن تجهیز شده است. فضاهای منطقی، اتوماسیون و طیف گوناگونی از وسایل و دستگاههای تکنولوژیکی در این خانه وجود دارد. شخصیت اصلی فیلم، بیهوده تلاش میکند با این امکانات جدید که آسایش و راحتی را نوید میدهند، سازگار شود اما مشکلات و موانعِ دستوپاگیر جلوی او را میگیرند.
◼️2. The Pruitt-Igoe Myth
(Chad Freidrichs, 2011)
🔹۲. افسانۀ پرویت-آیگو (چد فردریکس، ۲۰۱۱)
مستندی دربارۀ مجتمع مسکونی پرویت-آیگو که توسط مینورو یاماساکی طراحی و در حومۀ سنتلوئیس در آمریکا ساخته شده بود. فیلم با نشاندادنِ تضادهای میانِ توصیفات ساکنان سابق این مجموعه با اهداف ساختاش، دلایل تخریب آن در سال ۱۹۷۲ را آشکار میکند. رویدادی تاریخی که برخی منتقدین (بهصورت نمادین) آن را بهعنوان پایانِ معماری مدرن قلمداد میکنند.
◼️3. Playtime
(Jacques Tati, 1967)
🔸۳. زنگ تفریح (ژاک تاتی، ۱۹۶۷)
این فیلم آزردگیِ شخصیت اصلی فیلم در مواجهه با بیپیرایگیِ محضِ معماری مدرن و امکاناتِ بهشدت مکانیزهشدۀ شهر مدرن را نشان میدهد. متخصصان معماری و شهرسازی در اوایل دهۀ۶۰ و جنبش دانشجویی ۱۹۶۸ فرانسه، اندیشههای انتقادی خاصی را دربارهٔ یکسانسازی ساختوساز شهری پاریس بیان میکردند. کارگردان این یکسانسازی را به رفتار، کردار و اخلاق مردم تعمیم میدهد و بر ازبینرفتن فردیت و هویت فردی در زندگی مدرن تأکید میکند.
◼️4. Two or Three Things I Know About Her
(Jean-Luc Godard, 1967)
🔹۴. دو سه چیزی که از او میدانم
(ژان-لوک گدار، ۱۹۶۷)
گدار در این فیلم از انگارههای تحولات شهری دهۀ۶۰ در حومۀ پاریس، بهعنوان استعارههایی برای زندگی شخصیتها استفاده میکند. زندگی روزمرۀ زنانی که در این فیلم به تصویر کشیده میشود، در رابطه با زندگی روزمرۀ شهری روایت میشود – مصرفگرایی، سرمایهداری و جهانیشدن بهعنوان سوژههای اصلی داستانِ شهر و زنان نمایش داده میشوند و ضمیرِ «او» مؤنث در عنوان فیلم، هم اشاره به شهر پاریس دارد و هم کاراکتر زن خانهدار فیلم.
◼️5. Alphaville
(Jean-Luc Godard, 1965)
🔸۵. آلفاویل (ژان-لوک گدار، ۱۹۶۵)
شهری خصومتآمیز، تاریک و غیرانسانی در آیندهای نامعلوم. در این شهر، کلیۀ کنشهای اجتماعی توسط یک سیستم مرکزی کنترل میشود؛ اَبَرکامپیوتری به نام آلفا۶۰ که به ساکنان فرمان میدهد و سرنوشتشان را تعیین میکند. در این جامعۀ ویرانشهری، که تحت سلطۀ تکنولوژی قرار دارد، انسانْ مطیع و مغلوبِ ماشینیسم شده است که شباهت بسیاری با تحولاتی دارد که سالهای پس از آن در جهان اتفاق میافتد.
@PoeticsofSpace
🔴 🎬 معرفی ۴ فیلم دربارۀ پستمدرنیسم در معماری و شهرسازی:
1. The Truman Show
(Peter Weir, 1998)
IMDb: 8.1/10 - Rotten Tomatoes: 94%
[دربارهٔ کنترلگرایی]
2. Blade Runner
(Ridley Scott, 1982)
IMDb: 8.1/10 - Rotten Tomatoes: 90%
[دربارهٔ پادآرمانشهرهای تکنولوژیک]
3. Pulp Fiction
(Quentin Tarantino, 1994)
IMDb: 8.9/10 - Rotten Tomatoes: 92%
[دربارهٔ حاشیهنشینی و کلانشهرها]
4. Wings of Desire
(Wim Wenders, 1987)
IMDb: 8/10 - Rotten Tomatoes: 98%
[دربارهٔ حذف مکانها]
@PoeticsofSpace
1. The Truman Show
(Peter Weir, 1998)
IMDb: 8.1/10 - Rotten Tomatoes: 94%
[دربارهٔ کنترلگرایی]
2. Blade Runner
(Ridley Scott, 1982)
IMDb: 8.1/10 - Rotten Tomatoes: 90%
[دربارهٔ پادآرمانشهرهای تکنولوژیک]
3. Pulp Fiction
(Quentin Tarantino, 1994)
IMDb: 8.9/10 - Rotten Tomatoes: 92%
[دربارهٔ حاشیهنشینی و کلانشهرها]
4. Wings of Desire
(Wim Wenders, 1987)
IMDb: 8/10 - Rotten Tomatoes: 98%
[دربارهٔ حذف مکانها]
@PoeticsofSpace
⭕️ ۴ فیلم دربارۀ معماری و شهرسازی پستمدرن
◼️ برگرفته از سایت آرکدیلی
◼️1. The Truman Show
(Peter Weir, 1998)
🔸از بدو تولد، هزاران دوربینْ زندگی ترومن را دنبال کردهاند اما او خبر ندارد که زندگی شبانهروزیاش بهطور پیوسته در حال فیلمبرداری و پخش زنده برای همۀ مردم جهان است. او اطلاع ندارد که پدر و مادر، همسر و تمام افرادی که در روز ملاقات میکند، تنها بازیگران یک سریال هستند و هیچگونه دلبستگیای به او ندارند و تمام لحظات حتی در عاطفیترینشان، در حال نقش بازیکردن هستند. صحنهپردازیهای فیلم خیرهکنندهاند: شهری کاملاً سازمانیافته با خانههای تکخانواری که در قطعهزمینهایی با باغچههای هرسشده تفکیک شدهاند، و شهروندانی نمونه. این صحنهپردازی که مطابق با شهرسازی نوین آمریکایی است، بازتاب دقیقی از فرومایگی این برنامۀ تلویزیونی و بازیگرانش را ارائه میدهد.
◼️2. Blade Runner
(Ridley Scott, 1982)
🔹دیدگاههای پادآرمانشهری از آیندۀ شهرها، همواره یکی از تلاقیهای معماری و سینما را تشکیل میدهند. نمونهای از آنها، فیلم بلید رانر است که شهری افسانهای (سنآنجلس) را به تصویر میکشد که پیامدی از جامعۀ نوین سایبرنتیک است و سبکهای گوناگونِ معماری را درهممیآمیزد. سالها تلاش برای پیوندِ اغلب ناسازگار میان فضاها و ساختارها، سرانجام به شکلگیریِ چنین فضاهایی منجر شده است. محیطهای آن، مانفیستهای پادآرمانشهری از پستمدرنیسم هستند که بر اثرِ سلطۀ سرمایهداری در عصر پساصنعتی حاصل شدهاند.
◼️3. Pulp Fiction
(Quentin Tarantino, 1994)
🔸کوئنتین تارانتینو حومهٔ شهر را بهعنوان پسزمینهای برای مجموعهای از داستانهای عامهپسند بهکار میگیرد: افراد بیکار، قاتلان، پیشخدمتها و هتلهای کنارجادهای، بستری را برای واقعگرایی کثیف فراهم میکنند که در دنیای پستمدرن دیده میشود. پدیدۀ غالب بر شهرهای آمریکایی را میتوان در مکانهای این فیلم مشاهده کرد. میزانِ تراکم پایین در خانههای شهر، بهعنوان استعارهای از نوعی فقدانِ حس مکان عمل میکند که در شخصیتهای این فیلم بروز یافته است. خشونت، آدمکشی و تزریق مواد مخدر بهوضوح نشان داده میشود و شاید همین فضاست که تا این اندازه فیلم را تأثیرگذار و متفاوت کرده است.
◼️4. Wings of Desire
(Wim Wenders, 1987)
🔹رویدادهای فیلم در برلین، پیش از سقوطِ دیوار این شهر اتفاق میافتند. تأثیر جنگ جهانی و ویرانهها در رایحۀ این شهرِ ماتمزده پیچیده است و یأس، استیصال و سردیِ حاکم بر فضای آن، بر جسمِ انسانها نیز دیده میشود. معماری و شهر، یا در واقع خلاءِ نبودِ آنها، بر روح و روان شخصیتها تأثیر میگذارد، خاطراتی خاص و صمیمی را از فقدانِ حضورِ مکانها برمیانگیزد و بر اذهان و عواطف ساکنان تجسم مییابد.
@PoeticsofSpace
◼️ برگرفته از سایت آرکدیلی
◼️1. The Truman Show
(Peter Weir, 1998)
🔸از بدو تولد، هزاران دوربینْ زندگی ترومن را دنبال کردهاند اما او خبر ندارد که زندگی شبانهروزیاش بهطور پیوسته در حال فیلمبرداری و پخش زنده برای همۀ مردم جهان است. او اطلاع ندارد که پدر و مادر، همسر و تمام افرادی که در روز ملاقات میکند، تنها بازیگران یک سریال هستند و هیچگونه دلبستگیای به او ندارند و تمام لحظات حتی در عاطفیترینشان، در حال نقش بازیکردن هستند. صحنهپردازیهای فیلم خیرهکنندهاند: شهری کاملاً سازمانیافته با خانههای تکخانواری که در قطعهزمینهایی با باغچههای هرسشده تفکیک شدهاند، و شهروندانی نمونه. این صحنهپردازی که مطابق با شهرسازی نوین آمریکایی است، بازتاب دقیقی از فرومایگی این برنامۀ تلویزیونی و بازیگرانش را ارائه میدهد.
◼️2. Blade Runner
(Ridley Scott, 1982)
🔹دیدگاههای پادآرمانشهری از آیندۀ شهرها، همواره یکی از تلاقیهای معماری و سینما را تشکیل میدهند. نمونهای از آنها، فیلم بلید رانر است که شهری افسانهای (سنآنجلس) را به تصویر میکشد که پیامدی از جامعۀ نوین سایبرنتیک است و سبکهای گوناگونِ معماری را درهممیآمیزد. سالها تلاش برای پیوندِ اغلب ناسازگار میان فضاها و ساختارها، سرانجام به شکلگیریِ چنین فضاهایی منجر شده است. محیطهای آن، مانفیستهای پادآرمانشهری از پستمدرنیسم هستند که بر اثرِ سلطۀ سرمایهداری در عصر پساصنعتی حاصل شدهاند.
◼️3. Pulp Fiction
(Quentin Tarantino, 1994)
🔸کوئنتین تارانتینو حومهٔ شهر را بهعنوان پسزمینهای برای مجموعهای از داستانهای عامهپسند بهکار میگیرد: افراد بیکار، قاتلان، پیشخدمتها و هتلهای کنارجادهای، بستری را برای واقعگرایی کثیف فراهم میکنند که در دنیای پستمدرن دیده میشود. پدیدۀ غالب بر شهرهای آمریکایی را میتوان در مکانهای این فیلم مشاهده کرد. میزانِ تراکم پایین در خانههای شهر، بهعنوان استعارهای از نوعی فقدانِ حس مکان عمل میکند که در شخصیتهای این فیلم بروز یافته است. خشونت، آدمکشی و تزریق مواد مخدر بهوضوح نشان داده میشود و شاید همین فضاست که تا این اندازه فیلم را تأثیرگذار و متفاوت کرده است.
◼️4. Wings of Desire
(Wim Wenders, 1987)
🔹رویدادهای فیلم در برلین، پیش از سقوطِ دیوار این شهر اتفاق میافتند. تأثیر جنگ جهانی و ویرانهها در رایحۀ این شهرِ ماتمزده پیچیده است و یأس، استیصال و سردیِ حاکم بر فضای آن، بر جسمِ انسانها نیز دیده میشود. معماری و شهر، یا در واقع خلاءِ نبودِ آنها، بر روح و روان شخصیتها تأثیر میگذارد، خاطراتی خاص و صمیمی را از فقدانِ حضورِ مکانها برمیانگیزد و بر اذهان و عواطف ساکنان تجسم مییابد.
@PoeticsofSpace
📚 #معرفی_کتاب
📕Skin in the Game (2017)
by Nassim Nicholas Taleb
⭕️ «پوست در بازی»
▪️نسیم نیکولاس طالب
▫️ترجمۀ سعید رمضانی، هادی بهمنی
🔸 ۳۳۸صفحه - نشر نوین، ۱۳۹۸
[کتاب مهمی برای ارتقای کارِ معماران]
بهطور ساده، وقتی کسی «پوست در بازی» دارد که هم در معرض منافع (مثبت) آن کار باشد و هم در معرض مضراتش (منفی). به این معنا که باید پوستِ خودش هم درگیرِ بازی باشد.
اگر من برای ساختنِ خانهای دستمزد بگیرم و آن خانه پس از ساخت به دلیل کمکاری یا حماقت من بر روی ساکنینش آوار شود، باید مجبور به جبران شوم، وگرنه «پوست در بازی» ندارم. همچنین، این مفهومی یکطرفه و صرفاً بهمعنای در معرضِ مضرات بودن نیست. اگر منفعتی هم از خوب ساختهشدنِ این خانه نبرم، باز هم پوست در بازی ندارم.
@PoeticsofSpace
📕Skin in the Game (2017)
by Nassim Nicholas Taleb
⭕️ «پوست در بازی»
▪️نسیم نیکولاس طالب
▫️ترجمۀ سعید رمضانی، هادی بهمنی
🔸 ۳۳۸صفحه - نشر نوین، ۱۳۹۸
[کتاب مهمی برای ارتقای کارِ معماران]
بهطور ساده، وقتی کسی «پوست در بازی» دارد که هم در معرض منافع (مثبت) آن کار باشد و هم در معرض مضراتش (منفی). به این معنا که باید پوستِ خودش هم درگیرِ بازی باشد.
اگر من برای ساختنِ خانهای دستمزد بگیرم و آن خانه پس از ساخت به دلیل کمکاری یا حماقت من بر روی ساکنینش آوار شود، باید مجبور به جبران شوم، وگرنه «پوست در بازی» ندارم. همچنین، این مفهومی یکطرفه و صرفاً بهمعنای در معرضِ مضرات بودن نیست. اگر منفعتی هم از خوب ساختهشدنِ این خانه نبرم، باز هم پوست در بازی ندارم.
@PoeticsofSpace