برگرفته از سخنرانی #تیم_اوربان دربارۀ «از زیر کار در رفتن» و اهمالکاری در انجام پروژهها و کارها.
🔻لینک مشاهده در TED:
https://goo.gl/CiScYS
@PoeticsofSpace
🔻لینک مشاهده در TED:
https://goo.gl/CiScYS
@PoeticsofSpace
🔴 برگرفته از سخنرانی #تیم_اوربان در TED
«تصمیمگیرِ منطقی» مغز، میخواد ما رو وادار کنه تا کاری که الان «درسته» رو انجام بدیم. البته بعضی وقتها باید کارهای راحت و سرگرمکننده انجام داد؛ مثلاً وقتی که شام میخوری، میخوابی یا از اوقات فراغتی که حقته لذت میبری. اما گاهی، خوشیها برایت دلچسب نیستند، چون اصلاً حق تو نبوده و باید به کارهای اصلیات میرسیدی. فضا برایت سرشار از احساسِ گناه، وحشت و اضطراب میشه؛ از خودت بدت میاد.
⭐️⭐️⭐️چه باید کرد؟
۱. کارهایی که deadline دارند.
«هیولای ترس»، وقتی که مهلت داره تموم میشه، یا خطرِ خجالتکشیدن پیش دیگران هست یا پیامدهای ترسناکِ دیگه، بیرون میاد تا در زمان اندکی، کلِ کارها رو با عجله و بهصورت فشرده انجام بدیم. چندان جالب نیست؛ اما درنهایت، کار یهجوری جمع میشه.
۲. کارهای بدونِ #deadline
کارهای هنری، کارآفرینی و امور شخصی (ورزش، پرداختن به سلامتی یا تمامکردن رابطهای ناخوشایند) اغلب مهلتی برای اتمام ندارند و شما مدیر و کارفرمای خودتون هستید. پس «هیولای ترس» بیرون نمیاد و «از زیر کار در رفتن»، تا ابد ادامه پیدا میکنه. آدمها تبدیل به تماشاچیهایی میشن که فقط دارن به زندگی نگاه میکنن. نااُمیدی وقتی بیشتر میشه که میبینن نهتنها نتونستن به آرزوهاشون برسن، بلکه حتی نتونستن شروع کنن!
براساس قانونِ #پارتو، بیش از ۸۰درصد از هر کار، در ۲۰درصدِ پایانی محدودۀ زمانیاش انجام میشه. اما اگر مهلتی نباشه، هیچوقت اون ۲۰درصدِ پایانی از راه نمیرسه و کارها هیچگاه انجام نمیشن. راهحل، درنظرگرفتن مهلتی «اجباری» برای کارهاست، حتی بهصورت ذهنی و غیرواقعی.
🔶اما اساساً چه کنیم کارها به آخرین روزها و ساعتها موکول نشوند؟
همواره (با شدت کم یا زیاد) این اتفاق میفته. اما میشه با درنظرگرفتن یک تقویم کلی از عمر انسان و تقسیم اون به واحدهای زمانیِ «هفتگی»، انگیزۀ انجام کارها رو بیشتر کرد؛ انگیزهای ناشی از ترسِ تمامشدنِ یک سال یا کلِ یک عمر، بدون هیچ حاصلی.
🔷استفاده از تکنیکهایی مثل #پومودورو
انسان نمیتونه بهطور پیوسته و طولانی، «تمرکز ذهنی» و «توان فیزیکی» خودش رو بر روی یک کار خاص حفظ کنه. بنابراین، این تکنیک پیشنهاد میکنه پس از بازههای مشخصی از انجامِ مطلقِ یک کار، به کمی «استراحت اجباری» یا فعالیتهای دیگر بپردازید و سپس مجدداً اون کار رو ادامه بدید.
@PoeticsofSpace
🔴 برگرفته از سخنرانی #تیم_اوربان در TED
«تصمیمگیرِ منطقی» مغز، میخواد ما رو وادار کنه تا کاری که الان «درسته» رو انجام بدیم. البته بعضی وقتها باید کارهای راحت و سرگرمکننده انجام داد؛ مثلاً وقتی که شام میخوری، میخوابی یا از اوقات فراغتی که حقته لذت میبری. اما گاهی، خوشیها برایت دلچسب نیستند، چون اصلاً حق تو نبوده و باید به کارهای اصلیات میرسیدی. فضا برایت سرشار از احساسِ گناه، وحشت و اضطراب میشه؛ از خودت بدت میاد.
⭐️⭐️⭐️چه باید کرد؟
۱. کارهایی که deadline دارند.
«هیولای ترس»، وقتی که مهلت داره تموم میشه، یا خطرِ خجالتکشیدن پیش دیگران هست یا پیامدهای ترسناکِ دیگه، بیرون میاد تا در زمان اندکی، کلِ کارها رو با عجله و بهصورت فشرده انجام بدیم. چندان جالب نیست؛ اما درنهایت، کار یهجوری جمع میشه.
۲. کارهای بدونِ #deadline
کارهای هنری، کارآفرینی و امور شخصی (ورزش، پرداختن به سلامتی یا تمامکردن رابطهای ناخوشایند) اغلب مهلتی برای اتمام ندارند و شما مدیر و کارفرمای خودتون هستید. پس «هیولای ترس» بیرون نمیاد و «از زیر کار در رفتن»، تا ابد ادامه پیدا میکنه. آدمها تبدیل به تماشاچیهایی میشن که فقط دارن به زندگی نگاه میکنن. نااُمیدی وقتی بیشتر میشه که میبینن نهتنها نتونستن به آرزوهاشون برسن، بلکه حتی نتونستن شروع کنن!
براساس قانونِ #پارتو، بیش از ۸۰درصد از هر کار، در ۲۰درصدِ پایانی محدودۀ زمانیاش انجام میشه. اما اگر مهلتی نباشه، هیچوقت اون ۲۰درصدِ پایانی از راه نمیرسه و کارها هیچگاه انجام نمیشن. راهحل، درنظرگرفتن مهلتی «اجباری» برای کارهاست، حتی بهصورت ذهنی و غیرواقعی.
🔶اما اساساً چه کنیم کارها به آخرین روزها و ساعتها موکول نشوند؟
همواره (با شدت کم یا زیاد) این اتفاق میفته. اما میشه با درنظرگرفتن یک تقویم کلی از عمر انسان و تقسیم اون به واحدهای زمانیِ «هفتگی»، انگیزۀ انجام کارها رو بیشتر کرد؛ انگیزهای ناشی از ترسِ تمامشدنِ یک سال یا کلِ یک عمر، بدون هیچ حاصلی.
🔷استفاده از تکنیکهایی مثل #پومودورو
انسان نمیتونه بهطور پیوسته و طولانی، «تمرکز ذهنی» و «توان فیزیکی» خودش رو بر روی یک کار خاص حفظ کنه. بنابراین، این تکنیک پیشنهاد میکنه پس از بازههای مشخصی از انجامِ مطلقِ یک کار، به کمی «استراحت اجباری» یا فعالیتهای دیگر بپردازید و سپس مجدداً اون کار رو ادامه بدید.
@PoeticsofSpace
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺ویدئوی سخنرانی #تیم_اوربان در TED (با زیرنویس فارسی)، دربارۀ «از زیر کار در رفتن» و اهمالکاری در انجام پروژهها و کارها؛ یکی از بزرگترین معضلات انسانها در دنیای معاصر.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
* معماری و موسیقی
معماری معاصر هم باید بهاندازۀ موسیقی معاصر رادیکال باشد. اما برای این خواسته، مرزهایی وجود دارد.
اگر ترکیببندیِ یک بنا مبتنی بر ضدهارمونیها، ریتمهای شکسته، آکوردهای خوشهای، اجزای پراکنده و گسستهای ساختاری باشد، آن بنا احتمالاً میتواند پیامی به ما منتقل کند. اما بهمحضِ دریافتِ آن پیام، کنجکاوی ما فرو مینشیند و آنچه میماند پرسش از سودمندی عملیِ آن بنا برای زندگی است.
معماری ساحتِ وجودیِ خاص خودش را دارد و در رابطۀ فیزیکیِ عمیقی با زندگی است. معماری در درجۀ اول، نه پیام است و نه نشانه، بلکه پوشش و پسزمینهای است برای امور و رخدادهای جاریِ زندگی، ظرفی حساس برای ریتمِ گامها بر زمین، برای تمرکز هنگام کار، برای سکوت هنگام خواب.
#پیتر_زومتور
معماریاندیشی
@PoeticsofSpace
معماری معاصر هم باید بهاندازۀ موسیقی معاصر رادیکال باشد. اما برای این خواسته، مرزهایی وجود دارد.
اگر ترکیببندیِ یک بنا مبتنی بر ضدهارمونیها، ریتمهای شکسته، آکوردهای خوشهای، اجزای پراکنده و گسستهای ساختاری باشد، آن بنا احتمالاً میتواند پیامی به ما منتقل کند. اما بهمحضِ دریافتِ آن پیام، کنجکاوی ما فرو مینشیند و آنچه میماند پرسش از سودمندی عملیِ آن بنا برای زندگی است.
معماری ساحتِ وجودیِ خاص خودش را دارد و در رابطۀ فیزیکیِ عمیقی با زندگی است. معماری در درجۀ اول، نه پیام است و نه نشانه، بلکه پوشش و پسزمینهای است برای امور و رخدادهای جاریِ زندگی، ظرفی حساس برای ریتمِ گامها بر زمین، برای تمرکز هنگام کار، برای سکوت هنگام خواب.
#پیتر_زومتور
معماریاندیشی
@PoeticsofSpace
* تأثیر لوکوربوزیه بر تادائو آندو
🔴 لوکوربوزیه تأثیر زیادی بر شما گذاشته است. چگونه او را شناختید؟
آندو: با ورقزدنِ کتابی از آثار لوکوربوزیه در یک کتابفروشی در اوزاکا. این کتاب خیلی گران بود و نمیتوانستم آن را بخرم. اما هر روز به آنجا میرفتم و تماشایش میکردم، بعد هم زیر انبوهی از کتابهای دیگر قایمش میکردم که کسی آن را نخرد! آثار لوکوربوزیه چنان مرا تحتتأثیر قرار داد که تصمیم گرفتم او را از نزدیک ببینم. سال ۱۹۶۵، بلیت قطار سیبری به مقصد مسکو را گرفتم و بعد به فنلاند و سوئیس رفتم. اوایلِ سپتامبر بود که به پاریس رسیدم اما نمیدانستم که او چند روز پیش از این، درگذشته است. نمیتوانید تصور کنید که چقدر دلشکسته شدم!
🔵 پس اینگونه پاریس را کشف کردید.
آندو: از ویلاساوا در حومۀ پاریس آغاز کردم. سپس به سراغ کلیسای رونشان، یکی دیگر از آثار لوکوربوزیه رفتم. شگفتزده شدم؛ کلیسا پر از نمازگزارانی بود که برای عبادت آمده بودند. آنجا بود که فهمیدم معماری میتواند کارکردی خارقالعاده داشته باشد: مکانهایی را برای مردم فراهم کند که احساس کنند میتوانند آنجا با هم زندگی کنند. این را هم درک کردم که احجام و نور چقدر مهماند. بهخصوص نور که به معماری حیات میبخشد. البته آنچه من میکوشم از طریق بتن بیان کنم، صلابت و سختیِ موردنظرِ لوکوربوزیه را ندارد، بلکه چیزی ملایمتر و ظریفتر است.
@PoeticsofSpace
🔴 لوکوربوزیه تأثیر زیادی بر شما گذاشته است. چگونه او را شناختید؟
آندو: با ورقزدنِ کتابی از آثار لوکوربوزیه در یک کتابفروشی در اوزاکا. این کتاب خیلی گران بود و نمیتوانستم آن را بخرم. اما هر روز به آنجا میرفتم و تماشایش میکردم، بعد هم زیر انبوهی از کتابهای دیگر قایمش میکردم که کسی آن را نخرد! آثار لوکوربوزیه چنان مرا تحتتأثیر قرار داد که تصمیم گرفتم او را از نزدیک ببینم. سال ۱۹۶۵، بلیت قطار سیبری به مقصد مسکو را گرفتم و بعد به فنلاند و سوئیس رفتم. اوایلِ سپتامبر بود که به پاریس رسیدم اما نمیدانستم که او چند روز پیش از این، درگذشته است. نمیتوانید تصور کنید که چقدر دلشکسته شدم!
🔵 پس اینگونه پاریس را کشف کردید.
آندو: از ویلاساوا در حومۀ پاریس آغاز کردم. سپس به سراغ کلیسای رونشان، یکی دیگر از آثار لوکوربوزیه رفتم. شگفتزده شدم؛ کلیسا پر از نمازگزارانی بود که برای عبادت آمده بودند. آنجا بود که فهمیدم معماری میتواند کارکردی خارقالعاده داشته باشد: مکانهایی را برای مردم فراهم کند که احساس کنند میتوانند آنجا با هم زندگی کنند. این را هم درک کردم که احجام و نور چقدر مهماند. بهخصوص نور که به معماری حیات میبخشد. البته آنچه من میکوشم از طریق بتن بیان کنم، صلابت و سختیِ موردنظرِ لوکوربوزیه را ندارد، بلکه چیزی ملایمتر و ظریفتر است.
@PoeticsofSpace
#لوکوربوزیه
استفاده از پوستۀ صدف در نمای بتن، در کنار دستگیرهٔ در ورودی.
Impressed shell detail in door of access at Le Corbusier's Notre Dame du Haut in Ronchamp, France, 1955.
@PoeticsofSpace
استفاده از پوستۀ صدف در نمای بتن، در کنار دستگیرهٔ در ورودی.
Impressed shell detail in door of access at Le Corbusier's Notre Dame du Haut in Ronchamp, France, 1955.
@PoeticsofSpace
#تادائو_آندو
برگ درختان در نمای دیوار بتنی.
Leafs in cement wall by Tadao Ando at Vitra Campus, 1993.
@PoeticsofSpace
برگ درختان در نمای دیوار بتنی.
Leafs in cement wall by Tadao Ando at Vitra Campus, 1993.
@PoeticsofSpace
معماری، همچون موسیقی، در مرزهای زبان عمل میکند؛ در محدودۀ بین گفته و ناگفته، خِرد و جادو، فرهنگ و طبیعت. معماری، فراتر از معانی خاص، «حس» را منتقل میکند.
- آلبرتو پرز گومز
@PoeticsofSpace
- آلبرتو پرز گومز
@PoeticsofSpace
Forwarded from بوطیقای فضا
⭕️ دلایلی برای انتخابِ رشتهٔ معماری.
دراینباره بیشتر بخوانید:
https://www.archdaily.com/793953/9-reasons-to-become-an-architect
@PoeticsofSpace
دراینباره بیشتر بخوانید:
https://www.archdaily.com/793953/9-reasons-to-become-an-architect
@PoeticsofSpace
تأثیرگذاری معماری از طریق تلفیقِ تضادهای زیباییشناختی.
Heyri Art Valley
Paju, South Korea.
@PoeticsofSpace
Heyri Art Valley
Paju, South Korea.
@PoeticsofSpace
The City of Assisi, Italy
«کیفیت واقعی هر شهر برای من هنگامی شکل میگیرد که بتوانم خودم را در حال عاشقشدن در آنجا تصور کنم.»
- یوهانی پالاسما
@PoeticsofSpace
«کیفیت واقعی هر شهر برای من هنگامی شکل میگیرد که بتوانم خودم را در حال عاشقشدن در آنجا تصور کنم.»
- یوهانی پالاسما
@PoeticsofSpace
📄⭕️ آموختن از هایدگر: پدیدارشناسی در معماری
هویت مکان در نظریات کریستین نوربرگ شولتس و کریستوفر الکساندر
هایدگر که ناقد سوبژکتیویسم در تفکر مدرن بود، با رویآوری به شعرِ شاعران بزرگ آلمان، شعر را بهترین نحو اندیشیدن خواند. او باب شاعرانهاندیشیدن را نهفقط در فلسفه که در معماری نیز گشود و اندیشۀ شاعرانه بهتدریج مقام و جایگاه شایسته و بایستهای را در نظریهپردازی معماری یافت، چنانکه امروزه «معماری شاعرانه» (Poetic Architecture) اصطلاحی رایج و شناخته شده است.
بنا بر اندیشۀ هایدگر که هنرها را ذاتاً شاعرانه میداند و شاعری را گشودگی حقیقت در اثر هنری میشمارد، معماری جایگاه خاصی در موضوع «سکونت شاعرانه» مییابد. بدین سبب، برخی معماران به بهرهگیری از پدیدارشناسی در معماری روی آوردند، چنانکه در نظریۀ دو تن از مشهورترینشان، نوربرگ شولتس و الکساندر، زبان و شاعرانگی نقش اصلی را بر عهده دارند.
در خلال نظریات آنها روشن میشود که هویت امری وجودی است، چنانکه در مکانها و الگوهای زبانی از طریق گردهمآمدن چیزها، عالمی خاص شکل میگیرد که کیفیت ویژهاش، هویت یگانهای را پدید میآورد. به این معنی، انسان در محیطی متشکّل از همۀ عواملی سکونت میکند که «زیست-جهانِ» ویژۀ او را فراهم میآورد و میسازد.
- برگرفته از:
🔸نیر طهوری، «آموختن از هایدگر: پدیدارشناسی در معماری تأثیر فلسفۀ هایدگر در نظریهپردازی معماری: هویت مکان در نظریات کریستین نوربرگ شولتس و کریستوفر الکساندر» در فصلنامۀ علمیپژوهشی کیمیای هنر، سال ششم، شمارۀ ۲۵، زمستان ۱۳۹۶، ص ۷۳- ۹۲.
@PoeticsofSpace
هویت مکان در نظریات کریستین نوربرگ شولتس و کریستوفر الکساندر
هایدگر که ناقد سوبژکتیویسم در تفکر مدرن بود، با رویآوری به شعرِ شاعران بزرگ آلمان، شعر را بهترین نحو اندیشیدن خواند. او باب شاعرانهاندیشیدن را نهفقط در فلسفه که در معماری نیز گشود و اندیشۀ شاعرانه بهتدریج مقام و جایگاه شایسته و بایستهای را در نظریهپردازی معماری یافت، چنانکه امروزه «معماری شاعرانه» (Poetic Architecture) اصطلاحی رایج و شناخته شده است.
بنا بر اندیشۀ هایدگر که هنرها را ذاتاً شاعرانه میداند و شاعری را گشودگی حقیقت در اثر هنری میشمارد، معماری جایگاه خاصی در موضوع «سکونت شاعرانه» مییابد. بدین سبب، برخی معماران به بهرهگیری از پدیدارشناسی در معماری روی آوردند، چنانکه در نظریۀ دو تن از مشهورترینشان، نوربرگ شولتس و الکساندر، زبان و شاعرانگی نقش اصلی را بر عهده دارند.
در خلال نظریات آنها روشن میشود که هویت امری وجودی است، چنانکه در مکانها و الگوهای زبانی از طریق گردهمآمدن چیزها، عالمی خاص شکل میگیرد که کیفیت ویژهاش، هویت یگانهای را پدید میآورد. به این معنی، انسان در محیطی متشکّل از همۀ عواملی سکونت میکند که «زیست-جهانِ» ویژۀ او را فراهم میآورد و میسازد.
- برگرفته از:
🔸نیر طهوری، «آموختن از هایدگر: پدیدارشناسی در معماری تأثیر فلسفۀ هایدگر در نظریهپردازی معماری: هویت مکان در نظریات کریستین نوربرگ شولتس و کریستوفر الکساندر» در فصلنامۀ علمیپژوهشی کیمیای هنر، سال ششم، شمارۀ ۲۵، زمستان ۱۳۹۶، ص ۷۳- ۹۲.
@PoeticsofSpace
Learning from Heidegger - Phenomenology in Architecture.pdf
1001 KB
مقالۀ «آموختن از هایدگر: پدیدارشناسی در معماری
تأثیر هایدگر در نظریهپردازی معماری: هویت مکان در نظریات کریستین نوربرگ شولتس و کریستوفر الکساندر»، نوشتۀ نیّر طهوری، کیمیای هنر، ش۲۵.
@PoeticsofSpace
مقالۀ «آموختن از هایدگر: پدیدارشناسی در معماری
تأثیر هایدگر در نظریهپردازی معماری: هویت مکان در نظریات کریستین نوربرگ شولتس و کریستوفر الکساندر»، نوشتۀ نیّر طهوری، کیمیای هنر، ش۲۵.
@PoeticsofSpace
مسجد بیتالرئوف در داکا بنگلادش، طراحیشده توسط خانم مارینا تبسم
برندۀ جایزه بینالمللی معماری آقاخان در سال۲۰۱۶
Bait ur Rauf Mosque
by Marina Tabassum
Dhaka, Bangladesh
Year: 2012
@PoeticsofSpace
برندۀ جایزه بینالمللی معماری آقاخان در سال۲۰۱۶
Bait ur Rauf Mosque
by Marina Tabassum
Dhaka, Bangladesh
Year: 2012
@PoeticsofSpace
بازی زیبای نور و سایه در مسجد بیتالرئوف بنگلادش، اثر مارینا تبسم
برندۀ جایزه بینالمللی معماری آقاخان در سال۲۰۱۶
Bait ur Rauf Mosque
by Marina Tabassum
Dhaka, Bangladesh
Year: 2012
@PoeticsofSpace
برندۀ جایزه بینالمللی معماری آقاخان در سال۲۰۱۶
Bait ur Rauf Mosque
by Marina Tabassum
Dhaka, Bangladesh
Year: 2012
@PoeticsofSpace
Bait ur Rauf Mosque.pdf
3 MB
ویژهنامۀ جایزۀ آقاخان برای پروژه مسجد بیتالرئوف در شهر داکا بنگلادش، اثر مارینا تبسم.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace