برخی از مهمترین کتابهای آموس راپاپورت:
۱. معنی محیط ساختهشده، ترجمۀ فرح حبیب
۲. انسانشناسی مسکن، ترجمۀ خسرو افضلیان
۳. فرهنگ، معماری و طراحی، ترجمۀ ماریا برزگر و مجید یوسفنیا
@PoeticsofSpace
۱. معنی محیط ساختهشده، ترجمۀ فرح حبیب
۲. انسانشناسی مسکن، ترجمۀ خسرو افضلیان
۳. فرهنگ، معماری و طراحی، ترجمۀ ماریا برزگر و مجید یوسفنیا
@PoeticsofSpace
* «آموس راپاپورت»
آموس راپاپورت (Amos Rapoport) معمار و انسانشناس نامدارِ لهستانی است که در سال ۱۹۲۹ در شهر ورشو دیده به جهان گشود. راپاپورت از بنیانگذاران رشتۀ مطالعات رفتار محیطی (EBS) به شمار میرود و توجه به فرهنگ، مطالعات تاریخی و میانفرهنگی از علاقهمندیهای اوست.
نتایج پژوهشی که مؤسسه «طراحی شهری» بریتانیا انجام داد، گویای نقش انکارناپذیرِ راپاپورت و نظریات او در دوران معاصر است. نتایج این نظرسنجی، نام راپاپورت را در لیست ۲۶نویسنده برتر دنیا در نیمه دوم قرن بیستم قرار داد و کتاب «جنبههای انسانی شکل شهر» او نیز، یکی از ۳۴کتاب برتر حوزه شهرسازی شناخته شد.
راپاپورت به مطالعۀ مؤلفه فرهنگی فضا پرداخته و توجه ويژۀ وی به فضا و ارتباطات آن با حوزه انسانشناسی، او را بهعنوان يکی از صاحبنظران عرصۀ نوظهورِ انسانشناسی فضا و مکان مطرح ساخته است. از او بیش از ۲۰۰کتاب و مقاله منتشر شده که بسیاری از آنها به دیگر زبانها نیز ترجمه شدهاند.
رویکرد انسانشناختیِ راپاپورت در زمینه فرهنگ و معماری، بیان میدارد که فضا به وسيلۀ فرآيندهای سرچشمه گرفته از انسان همچون پديدههای فرهنگی و اجتماعی برساخته ميشود و در رابطهای متقابل بر کالبد انسان نیز تأثير میگذارد. در اين رويکرد که از اوایل دهۀ ۱۹۹۰ مورد استقبال بيشتری قرارگرفته است، فضا نهتنها بستر فرآيندها و پديدههای اجتماعی و فرهنگی است، بلکه به واسطۀ آنها ساخته شده و بر آنها تأثير میگذارد.
@PoeticsofSpace
آموس راپاپورت (Amos Rapoport) معمار و انسانشناس نامدارِ لهستانی است که در سال ۱۹۲۹ در شهر ورشو دیده به جهان گشود. راپاپورت از بنیانگذاران رشتۀ مطالعات رفتار محیطی (EBS) به شمار میرود و توجه به فرهنگ، مطالعات تاریخی و میانفرهنگی از علاقهمندیهای اوست.
نتایج پژوهشی که مؤسسه «طراحی شهری» بریتانیا انجام داد، گویای نقش انکارناپذیرِ راپاپورت و نظریات او در دوران معاصر است. نتایج این نظرسنجی، نام راپاپورت را در لیست ۲۶نویسنده برتر دنیا در نیمه دوم قرن بیستم قرار داد و کتاب «جنبههای انسانی شکل شهر» او نیز، یکی از ۳۴کتاب برتر حوزه شهرسازی شناخته شد.
راپاپورت به مطالعۀ مؤلفه فرهنگی فضا پرداخته و توجه ويژۀ وی به فضا و ارتباطات آن با حوزه انسانشناسی، او را بهعنوان يکی از صاحبنظران عرصۀ نوظهورِ انسانشناسی فضا و مکان مطرح ساخته است. از او بیش از ۲۰۰کتاب و مقاله منتشر شده که بسیاری از آنها به دیگر زبانها نیز ترجمه شدهاند.
رویکرد انسانشناختیِ راپاپورت در زمینه فرهنگ و معماری، بیان میدارد که فضا به وسيلۀ فرآيندهای سرچشمه گرفته از انسان همچون پديدههای فرهنگی و اجتماعی برساخته ميشود و در رابطهای متقابل بر کالبد انسان نیز تأثير میگذارد. در اين رويکرد که از اوایل دهۀ ۱۹۹۰ مورد استقبال بيشتری قرارگرفته است، فضا نهتنها بستر فرآيندها و پديدههای اجتماعی و فرهنگی است، بلکه به واسطۀ آنها ساخته شده و بر آنها تأثير میگذارد.
@PoeticsofSpace
لودویگ ویتگنشتاین، فیلسوف سرشناس اتریشی پس از آنکه بهمدت سه سال، تدریسِ فلسفه در دانشگاه را رها کرد و خانهای در وین برای خواهرش ساخت، به دشواریهای کار معماری پی برد.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
پنجره در معماری، پیونددهندۀ نور و سایه، جهانِ بیرون و درون، فضای باز و بسته، درونگرایی و برونگرایی، و عمومی و خصوصی بودن است.
- یوهانی پالاسما، چشمان پوست.
(عکس از بیتا ریحانی)
@PoeticsofSpace
- یوهانی پالاسما، چشمان پوست.
(عکس از بیتا ریحانی)
@PoeticsofSpace
* در آغوشِ شهر
میشل دو سرتو (Michel de Certeau)، متفکر نامدارِ فرانسوی، مقالۀ مشهوری دارد با عنوان «قدمزدن در شهر»، که از بالای طبقۀ صد و دهم برج تجارت جهانی منهتن شروع میشود، جایی که از آن بالا میشود کل شهر را با لذت تماشا کرد. دوسرتو اما خیلی زود پی میبرد که چنین دیدی از شهر، دیدی تحریفشده است؛ آنبالابودن، بهمعنای جدابودن از شهر است. باید رفت پایین و درون خیابان و شهر را دید.
صد وچهل سال پیش از آن، انگلس (Friedrich Engels) وقتی برای اولین بار از لندن دیدار میکند، همین حرف را میزند.
نویسندۀ این مقاله، خانم شارون میجر (Sharon M. Meagher) نیز معتقد است چنین شکلی از فلسفیدن در باب زندگی، شکل دیگری از فلسفه است که کمتر جدی گرفته شده است. فیلسوف باید شجاع باشد از برج عاج خود پایین بیاید و از این خطر که «فیلسوف خیابانی» نامیده شود، نترسد.
مارشال برمن (Marshall Berman) در مقالۀ درخشانِ «طلوع شهرها و بازسازی معنا بعد از یازده سپتامبر» مینویسد وقتی برجهای تجارت جهانی فرو ریخت، نیویورکیها را تشویق کرده است تا در خیابانهای شهر بهدنبال معنا بگردند. برای درک شهر باید به میان مردم آمد و در کنار آنها فلسفه را بنا کرد.
@PoeticsofSpace
میشل دو سرتو (Michel de Certeau)، متفکر نامدارِ فرانسوی، مقالۀ مشهوری دارد با عنوان «قدمزدن در شهر»، که از بالای طبقۀ صد و دهم برج تجارت جهانی منهتن شروع میشود، جایی که از آن بالا میشود کل شهر را با لذت تماشا کرد. دوسرتو اما خیلی زود پی میبرد که چنین دیدی از شهر، دیدی تحریفشده است؛ آنبالابودن، بهمعنای جدابودن از شهر است. باید رفت پایین و درون خیابان و شهر را دید.
صد وچهل سال پیش از آن، انگلس (Friedrich Engels) وقتی برای اولین بار از لندن دیدار میکند، همین حرف را میزند.
نویسندۀ این مقاله، خانم شارون میجر (Sharon M. Meagher) نیز معتقد است چنین شکلی از فلسفیدن در باب زندگی، شکل دیگری از فلسفه است که کمتر جدی گرفته شده است. فیلسوف باید شجاع باشد از برج عاج خود پایین بیاید و از این خطر که «فیلسوف خیابانی» نامیده شود، نترسد.
مارشال برمن (Marshall Berman) در مقالۀ درخشانِ «طلوع شهرها و بازسازی معنا بعد از یازده سپتامبر» مینویسد وقتی برجهای تجارت جهانی فرو ریخت، نیویورکیها را تشویق کرده است تا در خیابانهای شهر بهدنبال معنا بگردند. برای درک شهر باید به میان مردم آمد و در کنار آنها فلسفه را بنا کرد.
@PoeticsofSpace
* سنت یا مدرنیته؟
در جوامع گوناگون، دو وضع موجود را همواره باید به خاطر سپرد:
یکی آنکه اگر نسلهای جدید، در مقابل سنتی که از پدرانشان به ارث بردهاند، پیدرپی شورش نمیکردند و سر به عصیان برنمیداشتند، ما امروز هنوز در غارها زندگی میکردیم.
دوم آنکه اگر روزی شورش و عصیان علیه سنتِ موروثی، همگانی و عام شود، جای ما دوباره در غارها خواهد بود.
پیروی از سنت و ایستادگی در برابر سنت، بهاندازۀ هم برای زندگی اجتماعی لازم و ضروری است. جامعهای که سنت در آن پُررنگ شود و بر تمام شئون زندگی مسلط گردد، محکوم به رکود و سکون است. از سوی دیگر، جامعهای که شورش علیه سنت در آن همگانی شود، محکوم به نابودی است.
جوامع همواره هم ایجادکنندۀ ذهنیت سنتگرایانه و هم پدیدآورندۀ روح عصیانگر علیه سنت بودهاند؛ هر دو ضروری است. اما فراموش نکنیم که این دو همیشه فقط در تضاد و ناسازگاری، و نه در ترکیب و آمیزش، قادر به همزیستی با یکدیگرند.
- برگرفته از کتابِ زندگی بهرغم تاریخ، لِشِک کولاکوفسکی، ترجمۀ خسرو ناقد.
@PoeticsofSpace
در جوامع گوناگون، دو وضع موجود را همواره باید به خاطر سپرد:
یکی آنکه اگر نسلهای جدید، در مقابل سنتی که از پدرانشان به ارث بردهاند، پیدرپی شورش نمیکردند و سر به عصیان برنمیداشتند، ما امروز هنوز در غارها زندگی میکردیم.
دوم آنکه اگر روزی شورش و عصیان علیه سنتِ موروثی، همگانی و عام شود، جای ما دوباره در غارها خواهد بود.
پیروی از سنت و ایستادگی در برابر سنت، بهاندازۀ هم برای زندگی اجتماعی لازم و ضروری است. جامعهای که سنت در آن پُررنگ شود و بر تمام شئون زندگی مسلط گردد، محکوم به رکود و سکون است. از سوی دیگر، جامعهای که شورش علیه سنت در آن همگانی شود، محکوم به نابودی است.
جوامع همواره هم ایجادکنندۀ ذهنیت سنتگرایانه و هم پدیدآورندۀ روح عصیانگر علیه سنت بودهاند؛ هر دو ضروری است. اما فراموش نکنیم که این دو همیشه فقط در تضاد و ناسازگاری، و نه در ترکیب و آمیزش، قادر به همزیستی با یکدیگرند.
- برگرفته از کتابِ زندگی بهرغم تاریخ، لِشِک کولاکوفسکی، ترجمۀ خسرو ناقد.
@PoeticsofSpace
«ایمان دارم که معماری میتواند بر شیوۀ زندگی مردم مقداری تأثیر بگذارد.»
- برگرفته از مصاحبه با تادائو آندو:
https://www.designboom.com/interviews/tadao-ando/
@PoeticsofSpace
- برگرفته از مصاحبه با تادائو آندو:
https://www.designboom.com/interviews/tadao-ando/
@PoeticsofSpace
«ما ساختمانهایمان را شکل میدهیم، و سپس آنها زندگی ما را شکل میدهند.»
- نقلقول مشهورِ وینستون چرچیل.
@PoeticsofSpace
- نقلقول مشهورِ وینستون چرچیل.
@PoeticsofSpace
* برای #روز_معمار
مکانهای زندگی، عمیقاً بر شکلگیری شخصیت انسانها تأثیر میگذارند؛ اما تأثیراتی ناملموس، نامحسوس و البته تدریجی، که بهطور ناآگاهانهای زندگی انسان را دگرگون میکنند.
معماریِ خوب، هیچیک از مزایای واضح و ملموسِ یک واکسن یا یک وعده غذا را ندارد و در مقابل، صرف زمان و هزینۀ زیادی را میطلبد. شاید به همین خاطر است که کیفیتبخشی به #معماری در نزد مردم (و حتی در نزدِ برخی معمارانِ ناآگاه)، به نیازی فرعی و دستهچندم تبدیل شده است: همین که صرفاً چندمتر سرپناه برای سکونت، کار و دیگر فعالیتها فراهم آید، کفایت میکند.
آنهنگام هم که معماری ارج نهاده میشود، اغلب بهدلیلِ بهرهگیری از آن بهعنوان ابزاری تجارتزده و سوداگرایانه، و یا وسیلهای برای بهرخکشیدنِ ثروت و قدرت خود به دیگران است.
#معمار باید واقعاً به معماری عشق بورزد تا بتواند خودش را وقف چنین کاری کند.
@PoeticsofSpace
مکانهای زندگی، عمیقاً بر شکلگیری شخصیت انسانها تأثیر میگذارند؛ اما تأثیراتی ناملموس، نامحسوس و البته تدریجی، که بهطور ناآگاهانهای زندگی انسان را دگرگون میکنند.
معماریِ خوب، هیچیک از مزایای واضح و ملموسِ یک واکسن یا یک وعده غذا را ندارد و در مقابل، صرف زمان و هزینۀ زیادی را میطلبد. شاید به همین خاطر است که کیفیتبخشی به #معماری در نزد مردم (و حتی در نزدِ برخی معمارانِ ناآگاه)، به نیازی فرعی و دستهچندم تبدیل شده است: همین که صرفاً چندمتر سرپناه برای سکونت، کار و دیگر فعالیتها فراهم آید، کفایت میکند.
آنهنگام هم که معماری ارج نهاده میشود، اغلب بهدلیلِ بهرهگیری از آن بهعنوان ابزاری تجارتزده و سوداگرایانه، و یا وسیلهای برای بهرخکشیدنِ ثروت و قدرت خود به دیگران است.
#معمار باید واقعاً به معماری عشق بورزد تا بتواند خودش را وقف چنین کاری کند.
@PoeticsofSpace