Forwarded from بوطیقای فضا
«فانوس جادویی زمان» کتاب جدید داریوش شایگان، متفکر برجستۀ معاصر، به تشریح و تفسیرِ پدیدارشناسانۀ تأملات پیچیدۀ مارسل پروست در شاهکارش، رمان «در جستوجوی زمان ازدسترفته»، میپردازد.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
«سطوح متکثر بافت شهری در معماری گذشتۀ ایران، تأثرات شگفت و حالاتی غیرمنتظره میآفرینند، و در نزد عابر نظرباز، طیفی از حالات روحی را سبب میشوند که بسته به آنات فضاهای تنظیمیافته، تغییر میکنند:
سایهسار خنک فضایی در خود فرورفته، صمیمیتِ لطیفِ منزلگاهی که در آن استکانی چای مینوشیم، رقص خیالانگیز رشتههای نور که از ورای پنجرههای مشبک به درون میریزند و حضور افسونکنندۀ گنبد فیروزهای که بهناگاه از پس و پشت دیوارهای کاهگلی سربرمیکشد.
فضاهای شاعرانۀ حافظ نیز دگرگونی حالات روحی را با تقارنی که در غزل اوست، امکانپذیر میسازد. با همۀ این احوال، چگونه میتوان در معماری جدیدمان فضایی ساخت که در آن واحد مأمنی برای رؤیا باشد؟
از آنجا که رؤیا، در تمامی اَشکالش، از فضای زیست ما بیرون رانده شده، دنیا نیز به یک بوم نقاشی با نقشِ ملال، یا به انباری پُر از چیزهای بیارزش بدل گشته است که همان ویرانکدۀ تیاسالیوت را بهیاد میآورد. بنابراین پاسخ به این پرسش به خود ما بستگی خواهد داشت. زیرا ساختمان هر فضای قابل سکونت، در غایت امر، گذار بهسوی دنیاهای ناپیدا و جستوجوی فضاهای گمشده است.»
- داریوش شایگان
در جستوجوی فضاهای گمشده
@PoeticsofSpace
سایهسار خنک فضایی در خود فرورفته، صمیمیتِ لطیفِ منزلگاهی که در آن استکانی چای مینوشیم، رقص خیالانگیز رشتههای نور که از ورای پنجرههای مشبک به درون میریزند و حضور افسونکنندۀ گنبد فیروزهای که بهناگاه از پس و پشت دیوارهای کاهگلی سربرمیکشد.
فضاهای شاعرانۀ حافظ نیز دگرگونی حالات روحی را با تقارنی که در غزل اوست، امکانپذیر میسازد. با همۀ این احوال، چگونه میتوان در معماری جدیدمان فضایی ساخت که در آن واحد مأمنی برای رؤیا باشد؟
از آنجا که رؤیا، در تمامی اَشکالش، از فضای زیست ما بیرون رانده شده، دنیا نیز به یک بوم نقاشی با نقشِ ملال، یا به انباری پُر از چیزهای بیارزش بدل گشته است که همان ویرانکدۀ تیاسالیوت را بهیاد میآورد. بنابراین پاسخ به این پرسش به خود ما بستگی خواهد داشت. زیرا ساختمان هر فضای قابل سکونت، در غایت امر، گذار بهسوی دنیاهای ناپیدا و جستوجوی فضاهای گمشده است.»
- داریوش شایگان
در جستوجوی فضاهای گمشده
@PoeticsofSpace
داریوش شایگان
هانری کُربن
آمیزش افقها
آسیا در برابر غرب
بتهای ذهنی و خاطرۀ ازلی
زیر آسمانهای جهان
افسونزدگی جدید: هویت چهلتکه و تفکر سیار
@PoeticsofSpace
هانری کُربن
آمیزش افقها
آسیا در برابر غرب
بتهای ذهنی و خاطرۀ ازلی
زیر آسمانهای جهان
افسونزدگی جدید: هویت چهلتکه و تفکر سیار
@PoeticsofSpace
«عقلِ روشنگری را به زیر چاقوی جراحی بردند، با چکش قطعهقطعهاش کردند، همۀ چرخدندههایاش را از هم سوا کردند و آن را حتی از علت وجودیاش نیز بیبهره ساختند. نقدِ ویرانگر شالودهشکنان، در صورتهای گوناگون خود، مرگِ قریبالوقوع عقل را اعلام کرد.
هنگامیکه عقل بهطور قطعی منکوب شد، از میراث آن جز صورتهای فسیلی و ابزاریشده چیزی به جا نماند. اما برای جانشینی آن هیچ تمهیدی اندیشیده نشد. درِ شیشۀ جادویی باز شد و غول پلید از آن به در آمد؛ شیاطینِ آزادشده، تخیل انسان را جولانگاه خویش ساختند و با لایههای کهن تفکر، که آنها نیز بر سر این خوان نعمت گرد آمده بودند، پیوند یافتند تا نوعی مشروعیت تاریخی برای خود دستوپا کنند.
هیچچیز بیمعناتر از این عقایدِ بیپایه نیست، این فرزندان يتيمِ مدرنيتۀ مُثلهشده که اکنون از قِبل اعتقادات مقدس کهن به حیات خود ادامه می دهند.
وظیفۀ انسان امروز، تلاشی قهرمانانه برای غلبه بر آزمایشهای گوناگون است. زیرا اکنون هیچچیز دیگر به شکل نخستین خود نیست. عقلِ کلاسیک که شدت انتقادها آن را فلج کرده، اگر نگوییم از کار افتاده است، دستکم باید گفت فاقد کارآیی پیشین است. هویتهای کهن بیدار شدهاند و پراکنده گشتهاند، اما چارچوبی وجود ندارد که آنها را در خود جای دهد.»
- داریوش شایگان
افسونزدگی جدید
هویت چهلتکه و تفکر سیّار
@PoeticsofSpace
هنگامیکه عقل بهطور قطعی منکوب شد، از میراث آن جز صورتهای فسیلی و ابزاریشده چیزی به جا نماند. اما برای جانشینی آن هیچ تمهیدی اندیشیده نشد. درِ شیشۀ جادویی باز شد و غول پلید از آن به در آمد؛ شیاطینِ آزادشده، تخیل انسان را جولانگاه خویش ساختند و با لایههای کهن تفکر، که آنها نیز بر سر این خوان نعمت گرد آمده بودند، پیوند یافتند تا نوعی مشروعیت تاریخی برای خود دستوپا کنند.
هیچچیز بیمعناتر از این عقایدِ بیپایه نیست، این فرزندان يتيمِ مدرنيتۀ مُثلهشده که اکنون از قِبل اعتقادات مقدس کهن به حیات خود ادامه می دهند.
وظیفۀ انسان امروز، تلاشی قهرمانانه برای غلبه بر آزمایشهای گوناگون است. زیرا اکنون هیچچیز دیگر به شکل نخستین خود نیست. عقلِ کلاسیک که شدت انتقادها آن را فلج کرده، اگر نگوییم از کار افتاده است، دستکم باید گفت فاقد کارآیی پیشین است. هویتهای کهن بیدار شدهاند و پراکنده گشتهاند، اما چارچوبی وجود ندارد که آنها را در خود جای دهد.»
- داریوش شایگان
افسونزدگی جدید
هویت چهلتکه و تفکر سیّار
@PoeticsofSpace
برخی از مهمترین کتابهای آموس راپاپورت:
۱. معنی محیط ساختهشده، ترجمۀ فرح حبیب
۲. انسانشناسی مسکن، ترجمۀ خسرو افضلیان
۳. فرهنگ، معماری و طراحی، ترجمۀ ماریا برزگر و مجید یوسفنیا
@PoeticsofSpace
۱. معنی محیط ساختهشده، ترجمۀ فرح حبیب
۲. انسانشناسی مسکن، ترجمۀ خسرو افضلیان
۳. فرهنگ، معماری و طراحی، ترجمۀ ماریا برزگر و مجید یوسفنیا
@PoeticsofSpace
* «آموس راپاپورت»
آموس راپاپورت (Amos Rapoport) معمار و انسانشناس نامدارِ لهستانی است که در سال ۱۹۲۹ در شهر ورشو دیده به جهان گشود. راپاپورت از بنیانگذاران رشتۀ مطالعات رفتار محیطی (EBS) به شمار میرود و توجه به فرهنگ، مطالعات تاریخی و میانفرهنگی از علاقهمندیهای اوست.
نتایج پژوهشی که مؤسسه «طراحی شهری» بریتانیا انجام داد، گویای نقش انکارناپذیرِ راپاپورت و نظریات او در دوران معاصر است. نتایج این نظرسنجی، نام راپاپورت را در لیست ۲۶نویسنده برتر دنیا در نیمه دوم قرن بیستم قرار داد و کتاب «جنبههای انسانی شکل شهر» او نیز، یکی از ۳۴کتاب برتر حوزه شهرسازی شناخته شد.
راپاپورت به مطالعۀ مؤلفه فرهنگی فضا پرداخته و توجه ويژۀ وی به فضا و ارتباطات آن با حوزه انسانشناسی، او را بهعنوان يکی از صاحبنظران عرصۀ نوظهورِ انسانشناسی فضا و مکان مطرح ساخته است. از او بیش از ۲۰۰کتاب و مقاله منتشر شده که بسیاری از آنها به دیگر زبانها نیز ترجمه شدهاند.
رویکرد انسانشناختیِ راپاپورت در زمینه فرهنگ و معماری، بیان میدارد که فضا به وسيلۀ فرآيندهای سرچشمه گرفته از انسان همچون پديدههای فرهنگی و اجتماعی برساخته ميشود و در رابطهای متقابل بر کالبد انسان نیز تأثير میگذارد. در اين رويکرد که از اوایل دهۀ ۱۹۹۰ مورد استقبال بيشتری قرارگرفته است، فضا نهتنها بستر فرآيندها و پديدههای اجتماعی و فرهنگی است، بلکه به واسطۀ آنها ساخته شده و بر آنها تأثير میگذارد.
@PoeticsofSpace
آموس راپاپورت (Amos Rapoport) معمار و انسانشناس نامدارِ لهستانی است که در سال ۱۹۲۹ در شهر ورشو دیده به جهان گشود. راپاپورت از بنیانگذاران رشتۀ مطالعات رفتار محیطی (EBS) به شمار میرود و توجه به فرهنگ، مطالعات تاریخی و میانفرهنگی از علاقهمندیهای اوست.
نتایج پژوهشی که مؤسسه «طراحی شهری» بریتانیا انجام داد، گویای نقش انکارناپذیرِ راپاپورت و نظریات او در دوران معاصر است. نتایج این نظرسنجی، نام راپاپورت را در لیست ۲۶نویسنده برتر دنیا در نیمه دوم قرن بیستم قرار داد و کتاب «جنبههای انسانی شکل شهر» او نیز، یکی از ۳۴کتاب برتر حوزه شهرسازی شناخته شد.
راپاپورت به مطالعۀ مؤلفه فرهنگی فضا پرداخته و توجه ويژۀ وی به فضا و ارتباطات آن با حوزه انسانشناسی، او را بهعنوان يکی از صاحبنظران عرصۀ نوظهورِ انسانشناسی فضا و مکان مطرح ساخته است. از او بیش از ۲۰۰کتاب و مقاله منتشر شده که بسیاری از آنها به دیگر زبانها نیز ترجمه شدهاند.
رویکرد انسانشناختیِ راپاپورت در زمینه فرهنگ و معماری، بیان میدارد که فضا به وسيلۀ فرآيندهای سرچشمه گرفته از انسان همچون پديدههای فرهنگی و اجتماعی برساخته ميشود و در رابطهای متقابل بر کالبد انسان نیز تأثير میگذارد. در اين رويکرد که از اوایل دهۀ ۱۹۹۰ مورد استقبال بيشتری قرارگرفته است، فضا نهتنها بستر فرآيندها و پديدههای اجتماعی و فرهنگی است، بلکه به واسطۀ آنها ساخته شده و بر آنها تأثير میگذارد.
@PoeticsofSpace
لودویگ ویتگنشتاین، فیلسوف سرشناس اتریشی پس از آنکه بهمدت سه سال، تدریسِ فلسفه در دانشگاه را رها کرد و خانهای در وین برای خواهرش ساخت، به دشواریهای کار معماری پی برد.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
پنجره در معماری، پیونددهندۀ نور و سایه، جهانِ بیرون و درون، فضای باز و بسته، درونگرایی و برونگرایی، و عمومی و خصوصی بودن است.
- یوهانی پالاسما، چشمان پوست.
(عکس از بیتا ریحانی)
@PoeticsofSpace
- یوهانی پالاسما، چشمان پوست.
(عکس از بیتا ریحانی)
@PoeticsofSpace
* در آغوشِ شهر
میشل دو سرتو (Michel de Certeau)، متفکر نامدارِ فرانسوی، مقالۀ مشهوری دارد با عنوان «قدمزدن در شهر»، که از بالای طبقۀ صد و دهم برج تجارت جهانی منهتن شروع میشود، جایی که از آن بالا میشود کل شهر را با لذت تماشا کرد. دوسرتو اما خیلی زود پی میبرد که چنین دیدی از شهر، دیدی تحریفشده است؛ آنبالابودن، بهمعنای جدابودن از شهر است. باید رفت پایین و درون خیابان و شهر را دید.
صد وچهل سال پیش از آن، انگلس (Friedrich Engels) وقتی برای اولین بار از لندن دیدار میکند، همین حرف را میزند.
نویسندۀ این مقاله، خانم شارون میجر (Sharon M. Meagher) نیز معتقد است چنین شکلی از فلسفیدن در باب زندگی، شکل دیگری از فلسفه است که کمتر جدی گرفته شده است. فیلسوف باید شجاع باشد از برج عاج خود پایین بیاید و از این خطر که «فیلسوف خیابانی» نامیده شود، نترسد.
مارشال برمن (Marshall Berman) در مقالۀ درخشانِ «طلوع شهرها و بازسازی معنا بعد از یازده سپتامبر» مینویسد وقتی برجهای تجارت جهانی فرو ریخت، نیویورکیها را تشویق کرده است تا در خیابانهای شهر بهدنبال معنا بگردند. برای درک شهر باید به میان مردم آمد و در کنار آنها فلسفه را بنا کرد.
@PoeticsofSpace
میشل دو سرتو (Michel de Certeau)، متفکر نامدارِ فرانسوی، مقالۀ مشهوری دارد با عنوان «قدمزدن در شهر»، که از بالای طبقۀ صد و دهم برج تجارت جهانی منهتن شروع میشود، جایی که از آن بالا میشود کل شهر را با لذت تماشا کرد. دوسرتو اما خیلی زود پی میبرد که چنین دیدی از شهر، دیدی تحریفشده است؛ آنبالابودن، بهمعنای جدابودن از شهر است. باید رفت پایین و درون خیابان و شهر را دید.
صد وچهل سال پیش از آن، انگلس (Friedrich Engels) وقتی برای اولین بار از لندن دیدار میکند، همین حرف را میزند.
نویسندۀ این مقاله، خانم شارون میجر (Sharon M. Meagher) نیز معتقد است چنین شکلی از فلسفیدن در باب زندگی، شکل دیگری از فلسفه است که کمتر جدی گرفته شده است. فیلسوف باید شجاع باشد از برج عاج خود پایین بیاید و از این خطر که «فیلسوف خیابانی» نامیده شود، نترسد.
مارشال برمن (Marshall Berman) در مقالۀ درخشانِ «طلوع شهرها و بازسازی معنا بعد از یازده سپتامبر» مینویسد وقتی برجهای تجارت جهانی فرو ریخت، نیویورکیها را تشویق کرده است تا در خیابانهای شهر بهدنبال معنا بگردند. برای درک شهر باید به میان مردم آمد و در کنار آنها فلسفه را بنا کرد.
@PoeticsofSpace