«طراحی چیزی نیست جز فهمِ فروتنانۀ متریالها، یافتن شهودی راهحلها و احترام به طبیعت.»
- بالکریشنا دوشی، برندۀ جایزۀ معماری پریتزکر ۲۰۱۸.
@PoeticsofSpace
- بالکریشنا دوشی، برندۀ جایزۀ معماری پریتزکر ۲۰۱۸.
@PoeticsofSpace
«معماری من برگرفته از زندگی، فلسفه و رؤیاهای من در تلاش برای خلق گنجینهای از روح معماری است. این جایزۀ ارزشمند را مدیون لوکوربوزیه هستم.»
- بالکریشنا دوشی، برندۀ جایزۀ پریتزکر۲۰۱۸.
@PoeticsofSpace
- بالکریشنا دوشی، برندۀ جایزۀ پریتزکر۲۰۱۸.
@PoeticsofSpace
بالکریشنا دوشی، برندهٔ جایزه پریتزکر۲۰۱۸ در دومین کنگرۀ بینالمللی معماری در ایران، شیراز، تختجمشید، ۱۹۷۴.
همراه با جیمز استرلینگ، فومیهیکو ماکی و آلدو فن آیک.
@PoeticsofSpace
همراه با جیمز استرلینگ، فومیهیکو ماکی و آلدو فن آیک.
@PoeticsofSpace
“... When we set up OMA, we deliberately left our names out [of it]. Every other office had the names of their partners in it. I think the word ‘starchitect’ implies you’re an asshole who doesn’t care.”
- Rem Koolhaas
- Rem Koolhaas
Forwarded from بوطیقای فضا
موریس مرلو-پونتی در کتاب مشهور خود، پدیدارشناسی ادراک، شرح میدهد که: «فضا از جنسِ وجود است، همانطور که وجود، فضامند است.»
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
Forwarded from بوطیقای فضا
* موریس مرلو-پونتی
(Maurice Merleau-Ponty)
موریس مرلو-پونتی (۱۴ مارس ۱۹۰۸ - ۳ مه ۱۹۶۱)، فیلسوف مشهور فرانسوی و از مطرحترین پدیدارشناسان قرن بیستم بود. شاخۀ اصلی کار او، پدیدارشناسی ادراک، یکی از سه سنت مهم در پدیدارشناسی محسوب میشود. او از پژوهشهای هوسرل فراتر رفت و نشان داد که دوگانگی سوژه و ابژه در کار نیست. مرلو-پونتی در کتاب پدیدارشناسی ادراک (۱۹۴۵)، نوع پُرمایهای از پدیدارشناسی را پرورد که بر نقش بدن در تجربۀ بشری تأکید میورزید.
مرلو-پونتی، برخلاف هوسرل، هایدگر و سارتر، بر «تصویر بدن»، تجربۀ ما از بدن خودمان و اهمیت آن در فعالیتهایمان متمرکز شد. او با بسطدادن شرح هوسرل از بدن زیسته (در برابر بدن فیزیکی)، جداسازی دکارتی سنتی ذهن و بدن را رد کرد، آن هم به این دلیل که تصویر بدن من، به عبارتی، خودِ من است در عملِ درگیرانهام با چیزهایی که ادراک میکنم از جمله دیگران. پدیدارشناسی او نقش توجه در گسترۀ پدیداری، تجربۀ بدن، مکانمندیِ بدن و تحرک بدن را بررسی میکرد.
دیدگاههای مرلو-پونتی دربارهٔ پدیدارشناسی ادراک حسی، تن و بدن و رابطۀ آنها با فضا و مکان، بهطور مستقیم و یا غیرمستقیم بر اندیشهها و آثار معماری یوهانی پالاسما، استیون هال، پیتر زومتور، و حتی دفتر معماری آر.سی.آر. (برندۀ جایزۀ پریتزکر ۲۰۱۷) تأثیر گذاشته و الهامبخش آنها بوده است.
@PoeticsofSpace
(Maurice Merleau-Ponty)
موریس مرلو-پونتی (۱۴ مارس ۱۹۰۸ - ۳ مه ۱۹۶۱)، فیلسوف مشهور فرانسوی و از مطرحترین پدیدارشناسان قرن بیستم بود. شاخۀ اصلی کار او، پدیدارشناسی ادراک، یکی از سه سنت مهم در پدیدارشناسی محسوب میشود. او از پژوهشهای هوسرل فراتر رفت و نشان داد که دوگانگی سوژه و ابژه در کار نیست. مرلو-پونتی در کتاب پدیدارشناسی ادراک (۱۹۴۵)، نوع پُرمایهای از پدیدارشناسی را پرورد که بر نقش بدن در تجربۀ بشری تأکید میورزید.
مرلو-پونتی، برخلاف هوسرل، هایدگر و سارتر، بر «تصویر بدن»، تجربۀ ما از بدن خودمان و اهمیت آن در فعالیتهایمان متمرکز شد. او با بسطدادن شرح هوسرل از بدن زیسته (در برابر بدن فیزیکی)، جداسازی دکارتی سنتی ذهن و بدن را رد کرد، آن هم به این دلیل که تصویر بدن من، به عبارتی، خودِ من است در عملِ درگیرانهام با چیزهایی که ادراک میکنم از جمله دیگران. پدیدارشناسی او نقش توجه در گسترۀ پدیداری، تجربۀ بدن، مکانمندیِ بدن و تحرک بدن را بررسی میکرد.
دیدگاههای مرلو-پونتی دربارهٔ پدیدارشناسی ادراک حسی، تن و بدن و رابطۀ آنها با فضا و مکان، بهطور مستقیم و یا غیرمستقیم بر اندیشهها و آثار معماری یوهانی پالاسما، استیون هال، پیتر زومتور، و حتی دفتر معماری آر.سی.آر. (برندۀ جایزۀ پریتزکر ۲۰۱۷) تأثیر گذاشته و الهامبخش آنها بوده است.
@PoeticsofSpace
#معرفی_کتاب
«مرلوپونتی برای معماران»
نوشتۀ جاناتان هیل
ترجمۀ: گلناز صالح کریمی
انتشارات فکر نو
@PoeticsofSpace
«مرلوپونتی برای معماران»
نوشتۀ جاناتان هیل
ترجمۀ: گلناز صالح کریمی
انتشارات فکر نو
@PoeticsofSpace
* کتاب «مرلوپونتی برای معماران»
فلسفۀ موریس مرلوپونتی (۱۹۶۱ - ۱۹۰۸) بر کارِ طراحیِ طیف وسیعی از معماران، از استیون هال گرفته تا پیتر زومتور تأثیر فراوانی داشته و همچنین بر بسیاری از مکاتب مشهور در نظریۀ معماری، همچون آرای دالیبور وِسلی در کمبریج انگلستان؛ کِنت فرمپتن، دیوید لِتِربَرو و آلبرتو پِرزگومز در آمریکای شمالی و یوهانی پالاسما در فنلاند اثر گذاشته است.
مرلوپونتی بر این باور بود که تجربۀ انسان از جهان، تجربهای که از درگیریِ بدنیِ مستقیم با جهان به دست میآید، ارزشی بس بالاتر از درک و فهمی دارد که از طریق نظامهای انتزاعیِ ریاضیات، علم تجربی یا تکنولوژی ذرهذره گرد میآید.
این کتاب خلاصهای است از آنچه که فلسفۀ مرلوپونتی میتواند بهخصوص به معماران عرضه کند. همچنین نشان میدهد که تفکر معمارانه را در کجای آثار مرلوپونتی میتوان پیدا کرد و رابطۀ آن را با درونمایههایی از فلسفۀ او مانند مکان، حرکت، مادیت و خلاقیت آشکار میکند. همچنین آثار مهم او را معرفی کرده، به روشنشدنِ واژگانِ دشوارِ او یاری میرساند و ارجاع سریع به دیگر متنها را در این زمینه میسر میسازد.
@PoeticsofSpace
فلسفۀ موریس مرلوپونتی (۱۹۶۱ - ۱۹۰۸) بر کارِ طراحیِ طیف وسیعی از معماران، از استیون هال گرفته تا پیتر زومتور تأثیر فراوانی داشته و همچنین بر بسیاری از مکاتب مشهور در نظریۀ معماری، همچون آرای دالیبور وِسلی در کمبریج انگلستان؛ کِنت فرمپتن، دیوید لِتِربَرو و آلبرتو پِرزگومز در آمریکای شمالی و یوهانی پالاسما در فنلاند اثر گذاشته است.
مرلوپونتی بر این باور بود که تجربۀ انسان از جهان، تجربهای که از درگیریِ بدنیِ مستقیم با جهان به دست میآید، ارزشی بس بالاتر از درک و فهمی دارد که از طریق نظامهای انتزاعیِ ریاضیات، علم تجربی یا تکنولوژی ذرهذره گرد میآید.
این کتاب خلاصهای است از آنچه که فلسفۀ مرلوپونتی میتواند بهخصوص به معماران عرضه کند. همچنین نشان میدهد که تفکر معمارانه را در کجای آثار مرلوپونتی میتوان پیدا کرد و رابطۀ آن را با درونمایههایی از فلسفۀ او مانند مکان، حرکت، مادیت و خلاقیت آشکار میکند. همچنین آثار مهم او را معرفی کرده، به روشنشدنِ واژگانِ دشوارِ او یاری میرساند و ارجاع سریع به دیگر متنها را در این زمینه میسر میسازد.
@PoeticsofSpace
کانال «بوطیقای فضا» پیشاپیش فرارسیدن سال نو را به همۀ دوستان و همراهان همیشگی تبریک میگوید. با آرزوی شادمانی، موفقیت و بهروزی در سال جدید.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
«معماری همواره تحقق یک رؤیا، یک اوتوپیا و یا یک تخیل بوده است و هر محتوای فضایی با شیوهای از زندگی، با نحوهای از شناخت و چهبسا با سیاقی از حضور همراه است.»
- داریوش شایگان، در جستوجوی فضاهای گمشده.
@PoeticsofSpace
- داریوش شایگان، در جستوجوی فضاهای گمشده.
@PoeticsofSpace
Forwarded from بوطیقای فضا
«فانوس جادویی زمان» کتاب جدید داریوش شایگان، متفکر برجستۀ معاصر، به تشریح و تفسیرِ پدیدارشناسانۀ تأملات پیچیدۀ مارسل پروست در شاهکارش، رمان «در جستوجوی زمان ازدسترفته»، میپردازد.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
«سطوح متکثر بافت شهری در معماری گذشتۀ ایران، تأثرات شگفت و حالاتی غیرمنتظره میآفرینند، و در نزد عابر نظرباز، طیفی از حالات روحی را سبب میشوند که بسته به آنات فضاهای تنظیمیافته، تغییر میکنند:
سایهسار خنک فضایی در خود فرورفته، صمیمیتِ لطیفِ منزلگاهی که در آن استکانی چای مینوشیم، رقص خیالانگیز رشتههای نور که از ورای پنجرههای مشبک به درون میریزند و حضور افسونکنندۀ گنبد فیروزهای که بهناگاه از پس و پشت دیوارهای کاهگلی سربرمیکشد.
فضاهای شاعرانۀ حافظ نیز دگرگونی حالات روحی را با تقارنی که در غزل اوست، امکانپذیر میسازد. با همۀ این احوال، چگونه میتوان در معماری جدیدمان فضایی ساخت که در آن واحد مأمنی برای رؤیا باشد؟
از آنجا که رؤیا، در تمامی اَشکالش، از فضای زیست ما بیرون رانده شده، دنیا نیز به یک بوم نقاشی با نقشِ ملال، یا به انباری پُر از چیزهای بیارزش بدل گشته است که همان ویرانکدۀ تیاسالیوت را بهیاد میآورد. بنابراین پاسخ به این پرسش به خود ما بستگی خواهد داشت. زیرا ساختمان هر فضای قابل سکونت، در غایت امر، گذار بهسوی دنیاهای ناپیدا و جستوجوی فضاهای گمشده است.»
- داریوش شایگان
در جستوجوی فضاهای گمشده
@PoeticsofSpace
سایهسار خنک فضایی در خود فرورفته، صمیمیتِ لطیفِ منزلگاهی که در آن استکانی چای مینوشیم، رقص خیالانگیز رشتههای نور که از ورای پنجرههای مشبک به درون میریزند و حضور افسونکنندۀ گنبد فیروزهای که بهناگاه از پس و پشت دیوارهای کاهگلی سربرمیکشد.
فضاهای شاعرانۀ حافظ نیز دگرگونی حالات روحی را با تقارنی که در غزل اوست، امکانپذیر میسازد. با همۀ این احوال، چگونه میتوان در معماری جدیدمان فضایی ساخت که در آن واحد مأمنی برای رؤیا باشد؟
از آنجا که رؤیا، در تمامی اَشکالش، از فضای زیست ما بیرون رانده شده، دنیا نیز به یک بوم نقاشی با نقشِ ملال، یا به انباری پُر از چیزهای بیارزش بدل گشته است که همان ویرانکدۀ تیاسالیوت را بهیاد میآورد. بنابراین پاسخ به این پرسش به خود ما بستگی خواهد داشت. زیرا ساختمان هر فضای قابل سکونت، در غایت امر، گذار بهسوی دنیاهای ناپیدا و جستوجوی فضاهای گمشده است.»
- داریوش شایگان
در جستوجوی فضاهای گمشده
@PoeticsofSpace
داریوش شایگان
هانری کُربن
آمیزش افقها
آسیا در برابر غرب
بتهای ذهنی و خاطرۀ ازلی
زیر آسمانهای جهان
افسونزدگی جدید: هویت چهلتکه و تفکر سیار
@PoeticsofSpace
هانری کُربن
آمیزش افقها
آسیا در برابر غرب
بتهای ذهنی و خاطرۀ ازلی
زیر آسمانهای جهان
افسونزدگی جدید: هویت چهلتکه و تفکر سیار
@PoeticsofSpace
«عقلِ روشنگری را به زیر چاقوی جراحی بردند، با چکش قطعهقطعهاش کردند، همۀ چرخدندههایاش را از هم سوا کردند و آن را حتی از علت وجودیاش نیز بیبهره ساختند. نقدِ ویرانگر شالودهشکنان، در صورتهای گوناگون خود، مرگِ قریبالوقوع عقل را اعلام کرد.
هنگامیکه عقل بهطور قطعی منکوب شد، از میراث آن جز صورتهای فسیلی و ابزاریشده چیزی به جا نماند. اما برای جانشینی آن هیچ تمهیدی اندیشیده نشد. درِ شیشۀ جادویی باز شد و غول پلید از آن به در آمد؛ شیاطینِ آزادشده، تخیل انسان را جولانگاه خویش ساختند و با لایههای کهن تفکر، که آنها نیز بر سر این خوان نعمت گرد آمده بودند، پیوند یافتند تا نوعی مشروعیت تاریخی برای خود دستوپا کنند.
هیچچیز بیمعناتر از این عقایدِ بیپایه نیست، این فرزندان يتيمِ مدرنيتۀ مُثلهشده که اکنون از قِبل اعتقادات مقدس کهن به حیات خود ادامه می دهند.
وظیفۀ انسان امروز، تلاشی قهرمانانه برای غلبه بر آزمایشهای گوناگون است. زیرا اکنون هیچچیز دیگر به شکل نخستین خود نیست. عقلِ کلاسیک که شدت انتقادها آن را فلج کرده، اگر نگوییم از کار افتاده است، دستکم باید گفت فاقد کارآیی پیشین است. هویتهای کهن بیدار شدهاند و پراکنده گشتهاند، اما چارچوبی وجود ندارد که آنها را در خود جای دهد.»
- داریوش شایگان
افسونزدگی جدید
هویت چهلتکه و تفکر سیّار
@PoeticsofSpace
هنگامیکه عقل بهطور قطعی منکوب شد، از میراث آن جز صورتهای فسیلی و ابزاریشده چیزی به جا نماند. اما برای جانشینی آن هیچ تمهیدی اندیشیده نشد. درِ شیشۀ جادویی باز شد و غول پلید از آن به در آمد؛ شیاطینِ آزادشده، تخیل انسان را جولانگاه خویش ساختند و با لایههای کهن تفکر، که آنها نیز بر سر این خوان نعمت گرد آمده بودند، پیوند یافتند تا نوعی مشروعیت تاریخی برای خود دستوپا کنند.
هیچچیز بیمعناتر از این عقایدِ بیپایه نیست، این فرزندان يتيمِ مدرنيتۀ مُثلهشده که اکنون از قِبل اعتقادات مقدس کهن به حیات خود ادامه می دهند.
وظیفۀ انسان امروز، تلاشی قهرمانانه برای غلبه بر آزمایشهای گوناگون است. زیرا اکنون هیچچیز دیگر به شکل نخستین خود نیست. عقلِ کلاسیک که شدت انتقادها آن را فلج کرده، اگر نگوییم از کار افتاده است، دستکم باید گفت فاقد کارآیی پیشین است. هویتهای کهن بیدار شدهاند و پراکنده گشتهاند، اما چارچوبی وجود ندارد که آنها را در خود جای دهد.»
- داریوش شایگان
افسونزدگی جدید
هویت چهلتکه و تفکر سیّار
@PoeticsofSpace