در اینجاست که بین فضای معماری و فردِ تجربهکنندۀ آن، تعاملی شکل گرفته است؛ کیفیت فضای معماری سبب شده است تا فرد، فضا را متعلق به خود بداند، در برابرش احساس مسئولیت کرده، و تلاش کند تا در ارتقای کیفیت آن سهیم باشد. فضای معماری، بدون حضور فعال کاربر فضا، صرفاً به ساختمانی بدون روح بدل میشود. اما آن هنگام که فرد نسبت به این فضا، احساس تعلق میکند، حیات در آن جاری میشود.
همانطور که گاستون باشلار در کتاب «بوطیقای فضا»، بهدرستی گفته است:
«خانۀ تجربهشده و زیسته، جعبهای بیتأثیر نیست. فضای بهسکونتدرآمده، از فضای هندسیِ محض فراتر میرود.»
@poeticsofspace
همانطور که گاستون باشلار در کتاب «بوطیقای فضا»، بهدرستی گفته است:
«خانۀ تجربهشده و زیسته، جعبهای بیتأثیر نیست. فضای بهسکونتدرآمده، از فضای هندسیِ محض فراتر میرود.»
@poeticsofspace
استدلال میشود که نظریه، بیفایده است و این حقیقت دارد. نظریۀ ابزاری، بیفایده است. مسئله این است که عدم آگاهی از رابطۀ میان تاریخ و فرهنگ، سبب عدم بازنگری دربارۀ آن چیزی شده است که نظریه میتواند ارائه دهد. فلسفهای که از زبان متداول، و نه زبان منطق، سرچشمه بگیرد به ما این امکان را میدهد تا مقاصدمان را در مورد فرهنگ پویا و زنده بیان کنیم. این همان چیزی است که ما باید به دانشجویان بهعنوان «نظریۀ معماری» ارائه دهیم.
― آلبرتو پرز گومز، «آموزش در معماری».
@poeticsofspace
― آلبرتو پرز گومز، «آموزش در معماری».
@poeticsofspace
برای میلاد مسیح
Chapel of St. Ignatius
By Steven Holl architects
Seattle, Washington, 1997
@poeticsofspace
Chapel of St. Ignatius
By Steven Holl architects
Seattle, Washington, 1997
@poeticsofspace
ایتالو کالوینو در این رمان، روایتهایی پستمدرن و سورئال از شهرهایی خیالی ارائه میدهد که ارتباطی بینامتنی با سفرهای مارکوپولو نیز دارد؛ منبعی الهامبخش برای تخیلات شهری و معمارانه.
@poeticsofspace
@poeticsofspace
تصویرسازی از آرمانشهرهای ارائهشده در کتاب «شهرهای ناپیدا»، توسط کارینا پوئنته:
http://www.archdaily.com/781043/italo-calvinos-invisible-cities-illustrated
http://www.archdaily.com/781043/italo-calvinos-invisible-cities-illustrated
ArchDaily
Italo Calvino's 'Invisible Cities', Illustrated
Lima-based architect Karina Puente has a personal project: to illustrate each and every "invisible" city from Italo Calvino's 1972 novel. The book,...
کارلو اسکارپا (۱۹۰۲-۱۹۷۸)، که به تعبیر سایت آرکدیلی «یکی از اسرارآمیزترین و ناشناختهترین معماران قرن بیستم» است، آثار معماری بینظیری را از خود در کشور ایتالیا به یادگار گذاشته است. این معمار وِنیزی، بیشتر بهخاطر دقت در بهکارگیری مصالح و طراحی جزئیات شهرت دارد، و بیش از هر معمار دیگری در جهان، شعار «خداوند در جزئیات است» را به منصۀ ظهور درآورده است.
@poeticsofspace
@poeticsofspace
هر چیزی که میشنویم یک نظر است، نه واقعیت.
هر چیزی که میبینیم یک زاویۀ دید است، نه حقیقت.
@poeticsofspace
هر چیزی که میبینیم یک زاویۀ دید است، نه حقیقت.
@poeticsofspace
تئوری و نظریه
واژۀ انگلیسی تئوری یا Theory، از واژۀ یونانی Theoria گرفته شده که دقیقاً به معنای «نگریستن» است. تئوری در معنای اصیل خود، نظرکردن و نگاهکردن به پدیدهها معنی میدهد و بهدرستی نیز در زبان فارسی به «نظریه» یا «نگره» برگردانده شده است.
@poeticsofspace
واژۀ انگلیسی تئوری یا Theory، از واژۀ یونانی Theoria گرفته شده که دقیقاً به معنای «نگریستن» است. تئوری در معنای اصیل خود، نظرکردن و نگاهکردن به پدیدهها معنی میدهد و بهدرستی نیز در زبان فارسی به «نظریه» یا «نگره» برگردانده شده است.
@poeticsofspace
* پدیدارشناسی معماری
«پدیدارشناسی»، در سالهای اخیر به شیوهای متداول برای بررسی معماری بدل گشته است. رویکردی فلسفی که بیش از همه در پیوند با نامهای ادموند هوسرل و مارتین هایدگر شناخته میشود و بر خلاف تمایل دیدگاه اثباتگرایی به عینیت و بروننهادی، سرشتی دروننگر دارد.
پدیدارشناسی، فارغ از نظریات و مقولههای برگرفته از علوم طبیعی و روانشناسی، برای شناساکردن پدیدهای میکوشد که مستقیماً برگرفته از آگاهی است. به این ترتیب، پدیدارشناسی به معنای بررسی پدیدهای برگرفته از آگاهی، در وجه آگاهانۀ آن است که مطابق با مفهوم هوسرلی، «نگاهی ناب به» پدیده یا «مشاهدۀ ماهیت آن» معنا میدهد. بر مبنای معنای اصیل و یونانی واژۀ «تئوری»، که «نگریستن» معنی میدهد، پدیدارشناسی، رویکردی کاملاً نظری است.
بنابراین، «پدیدارشناسی معماری» را میتوان اینگونه شرح داد: «نگاه ناب به» معماری از طریق احساس و از درون آگاهیای که آن را تجربه میکند، و نه از طریق تجزیه و تحلیلهای پوزیتیویستی تناسبات فیزیکی، ویژگیهای ساختمانی یا سبکشناسی فرمی. پدیدارشناسی معماری، به دنبال زبان درونی معماری است.
برگرفته از:
- پالاسما، یوهانی، «هندسۀ احساس: نگاهی به پدیدارشناسی معماری»، ترجمۀ محمدامین شریفیان، ماهنامۀ کتاب ماه هنر، شمارۀ ۱۸۹، خرداد ۱۳۹۳.
@poeticsofspace
«پدیدارشناسی»، در سالهای اخیر به شیوهای متداول برای بررسی معماری بدل گشته است. رویکردی فلسفی که بیش از همه در پیوند با نامهای ادموند هوسرل و مارتین هایدگر شناخته میشود و بر خلاف تمایل دیدگاه اثباتگرایی به عینیت و بروننهادی، سرشتی دروننگر دارد.
پدیدارشناسی، فارغ از نظریات و مقولههای برگرفته از علوم طبیعی و روانشناسی، برای شناساکردن پدیدهای میکوشد که مستقیماً برگرفته از آگاهی است. به این ترتیب، پدیدارشناسی به معنای بررسی پدیدهای برگرفته از آگاهی، در وجه آگاهانۀ آن است که مطابق با مفهوم هوسرلی، «نگاهی ناب به» پدیده یا «مشاهدۀ ماهیت آن» معنا میدهد. بر مبنای معنای اصیل و یونانی واژۀ «تئوری»، که «نگریستن» معنی میدهد، پدیدارشناسی، رویکردی کاملاً نظری است.
بنابراین، «پدیدارشناسی معماری» را میتوان اینگونه شرح داد: «نگاه ناب به» معماری از طریق احساس و از درون آگاهیای که آن را تجربه میکند، و نه از طریق تجزیه و تحلیلهای پوزیتیویستی تناسبات فیزیکی، ویژگیهای ساختمانی یا سبکشناسی فرمی. پدیدارشناسی معماری، به دنبال زبان درونی معماری است.
برگرفته از:
- پالاسما، یوهانی، «هندسۀ احساس: نگاهی به پدیدارشناسی معماری»، ترجمۀ محمدامین شریفیان، ماهنامۀ کتاب ماه هنر، شمارۀ ۱۸۹، خرداد ۱۳۹۳.
@poeticsofspace
ترنس مالیک، کارگردان متفکر سینما و استاد فلسفه، در سکانسی از فیلم زیبا و معناگرای «درخت زندگی» (۲۰۱۱)، تابش نور از پس شیشههای رنگی سقف کهنالگویی کلیسای فیلیپ جانسون را نمایش میدهد.
@poeticsofspace
@poeticsofspace
* نِحله / مکتب
«نحله» یا «مکتب»، نظام اندیشهای دیدگاهی مبتنی بر هستیشناسی، روششناسی، و معرفتشناسی خاصی است که گروهی از نظریهپردازان آن را پذیرفتهاند و در قالب آن، اصول و مفهومهای نظری و به طور کلی نظریههای خود را ساخته و پرداخته مینمایند. بنابراین، «نحله»، فلسفه و حوزۀ اندیشهای خاص است که گرایشهای منطبق یا نزدیک به هم را در قالب خود جای میدهد. از این دیدگاه، نحله حاصل جمع مجموعهای از نظریههای همسو یا نسبتاً همسو و با ویژگیهای بنیادین مشترک است که در عرصۀ معینی مطرح میشود.
پس، نحله میتواند نظریههای متعددی را که در زمینۀ اصول و ویژگیهای بنیادین اشتراک دارند، شامل شود. این نظریهها میتوانند مبتنی بر اصول کلی نظیر توافق، تضاد، نظام، نقد یا هر چیز دیگری شکل بگیرند و همدیگر را تحتتأثیر قرار دهند. این تأثیر میتواند مبتنی بر نقد، اصلاح، یا تکمیل باشد.
«نحله» میتواند هم در خصوص توصیف یک عرصه یا حوزه، هم تاریخ و هم بومشناسی معینی شکل بگیرد، اما قدر مسلم این است که وجوه اساسی مشترک و سازگاری یا انطباقپذیری نظریهها و نظریهپردازان از شرطهای اساسی شکلگیری نحله است. به سخن دیگر، در نحله، مجموعهای از نظریهها، فرضها، روشها، و حتی مفهومها و اصطلاحهای مشترکی اجتماع مییابند و گروهها یا نظریههای گوناگونی را به هم پیوند میدهند. بنابراین، نحله متشکل از نظریهها و نظامهای اندیشهای همپیوند و درهمتنیده است که پدیده، رخداد، یا هر امری را بر اساس روششناختی معینی کاوش، توصیف، تفسیر، یا تبیین میکنند.
برخی اندیشمندان، نحله را اصطلاحی فراگیرتر به حساب میآورند و آن را حاصل جمع مجموعه یا گروهی از مردم یا دیدگاههایی میدانند که ویژگیهای عقیدهای، اعتقادی، باوری، فلسفی، و حتی قالبهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، و اقتصادی مشترکی دارند. در این قالب، برخی نحله را با «انگاره» در یک قالب قرار دادهاند. پس از انتشار کتاب «ساختار انقلابهای علمی» (کوهن، 1962)، اصطلاح انگاره تا حد زیادی کاربرد یافت و گاهی همپوش با نحله در نظر گرفته شد. اما انگاره، فراگیرتر است و قالبی کلیتر از نحله دارد و بنابراین چند نحلۀ همسو در اصول کلی را شامل میشود.
برگرفته از:
- کتاب «کیفیپژوهی»، نوشتۀ خلیل میرزایی، انتشارات فوژان، چاپ اول، ۱۳۹۵.
@poeticsofspace
«نحله» یا «مکتب»، نظام اندیشهای دیدگاهی مبتنی بر هستیشناسی، روششناسی، و معرفتشناسی خاصی است که گروهی از نظریهپردازان آن را پذیرفتهاند و در قالب آن، اصول و مفهومهای نظری و به طور کلی نظریههای خود را ساخته و پرداخته مینمایند. بنابراین، «نحله»، فلسفه و حوزۀ اندیشهای خاص است که گرایشهای منطبق یا نزدیک به هم را در قالب خود جای میدهد. از این دیدگاه، نحله حاصل جمع مجموعهای از نظریههای همسو یا نسبتاً همسو و با ویژگیهای بنیادین مشترک است که در عرصۀ معینی مطرح میشود.
پس، نحله میتواند نظریههای متعددی را که در زمینۀ اصول و ویژگیهای بنیادین اشتراک دارند، شامل شود. این نظریهها میتوانند مبتنی بر اصول کلی نظیر توافق، تضاد، نظام، نقد یا هر چیز دیگری شکل بگیرند و همدیگر را تحتتأثیر قرار دهند. این تأثیر میتواند مبتنی بر نقد، اصلاح، یا تکمیل باشد.
«نحله» میتواند هم در خصوص توصیف یک عرصه یا حوزه، هم تاریخ و هم بومشناسی معینی شکل بگیرد، اما قدر مسلم این است که وجوه اساسی مشترک و سازگاری یا انطباقپذیری نظریهها و نظریهپردازان از شرطهای اساسی شکلگیری نحله است. به سخن دیگر، در نحله، مجموعهای از نظریهها، فرضها، روشها، و حتی مفهومها و اصطلاحهای مشترکی اجتماع مییابند و گروهها یا نظریههای گوناگونی را به هم پیوند میدهند. بنابراین، نحله متشکل از نظریهها و نظامهای اندیشهای همپیوند و درهمتنیده است که پدیده، رخداد، یا هر امری را بر اساس روششناختی معینی کاوش، توصیف، تفسیر، یا تبیین میکنند.
برخی اندیشمندان، نحله را اصطلاحی فراگیرتر به حساب میآورند و آن را حاصل جمع مجموعه یا گروهی از مردم یا دیدگاههایی میدانند که ویژگیهای عقیدهای، اعتقادی، باوری، فلسفی، و حتی قالبهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، و اقتصادی مشترکی دارند. در این قالب، برخی نحله را با «انگاره» در یک قالب قرار دادهاند. پس از انتشار کتاب «ساختار انقلابهای علمی» (کوهن، 1962)، اصطلاح انگاره تا حد زیادی کاربرد یافت و گاهی همپوش با نحله در نظر گرفته شد. اما انگاره، فراگیرتر است و قالبی کلیتر از نحله دارد و بنابراین چند نحلۀ همسو در اصول کلی را شامل میشود.
برگرفته از:
- کتاب «کیفیپژوهی»، نوشتۀ خلیل میرزایی، انتشارات فوژان، چاپ اول، ۱۳۹۵.
@poeticsofspace
Theorizing a New Agenda for Architecture: An Anthology of Architectural Theory 1965 – 1995
By Kate Nesbitt
608 pages, Princeton Architectural Press, 1996.
@poeticsofspace
By Kate Nesbitt
608 pages, Princeton Architectural Press, 1996.
@poeticsofspace
کتاب خانم کِیت نسبیت، استاد دانشگاه ویرجینیا، با عنوان «نظریهپردازی برنامه کار جدید معماری: منتخبی از نظریههای معماری ۱۹۶۵ تا ۱۹۹۵»، که از پرفروشترین کتابها در جهان در حوزۀ نظریۀ معماری به شمار میرود، مجموعهای کامل از مهمترین مقالات صاحبنظران در زمینۀ معماری پسامدرن را گرد هم آورده است.
محمدرضا شیرازی، نخستین بار در سال ۱۳۸۶، مقدمۀ مفصل این کتاب را همراه با چکیدۀ مقالات آن، در قالب کتاب «نظریههای پسامدرن در معماری» ترجمه و تدوین نموده و توسط نشر نی، منتشر ساخت که تا به امروز به چاپ هفتم خود رسیده است. با این حال، متن کامل مقالات کتاب اصلی (که بیش از ششصد صفحه را دربر میگیرد)، تاکنون به فارسی برگردانده نشده است.
@poeticsofspace
محمدرضا شیرازی، نخستین بار در سال ۱۳۸۶، مقدمۀ مفصل این کتاب را همراه با چکیدۀ مقالات آن، در قالب کتاب «نظریههای پسامدرن در معماری» ترجمه و تدوین نموده و توسط نشر نی، منتشر ساخت که تا به امروز به چاپ هفتم خود رسیده است. با این حال، متن کامل مقالات کتاب اصلی (که بیش از ششصد صفحه را دربر میگیرد)، تاکنون به فارسی برگردانده نشده است.
@poeticsofspace
«نظریههای پسامدرن در معماری»
نویسنده: کیت نسبیت
ترجمه و تدوین: محمدرضا شیرازی
۲۷۱ صفحه - نشر نی
@poeticsofspace
نویسنده: کیت نسبیت
ترجمه و تدوین: محمدرضا شیرازی
۲۷۱ صفحه - نشر نی
@poeticsofspace
بخش اول این کتاب، ترجمۀ مقدمۀ جامع کیت نسبیت، بر کتاب «نظریهپردازی برنامه کار جدید معماری» است. در بخش دوم، خلاصه مقالات آن کتاب، و در بخش سوم، تعلیقات و توضیحاتی ضروری در رابطه سبکها، اصطلاحات و معماران ارائه شده است. خانم نسبیت در مقدمۀ کتابش، پسامدرنیسم را از سه جنبۀ «زمینۀ تاریخی»، «پارادایمهای نظری» و «درونمایهها» مورد بررسی قرار میدهد.
پنج پارادایم تأثیرگذار پسامدرنی که در این مقدمه شرح داده شدهاند، عبارتند از:
1. پدیدارشناسی
2. زیباییشناسی امر متعالی
3. نظریۀ زبانشناسی
4. مارکسیسم
5. فمنیسم
و درونمایههایی که به آنها پرداخته شده است، عبارتند از:
1. تاریخ و تاریخگرایی
2. معنا
3. مکان
4. نظریۀ شهری
5. برنامههای سیاسی و اخلاقی
6. کالبد
همچنین در مقالاتی که در این مجموعه گرد هم آمده است، نظریات فیلسوفانی چون میشل فوکو، رولان بارت، مارتین هایدگر، ژاک دریدا، اومبرتو اکو، ژان فرانسوا لیوتار و نیز آرای معماران و نظریهپردازان معماری از قبیل دیانا اگرست، جفری برودبنت، پیتر آیزنمن، یوهانی پالاسما، کنت فرامپتون، ویتوریو گرگوتی، رم کولهاوس، آلدو رسی، برنارد چومی و دیگران مورد بررسی قرار گرفته است.
باید دقت داشت که منظور از واژۀ «پسامدرن» در عنوان این مجموعه، صرفاً «معماری پستمدرن» به لحاظ سَبْکی و تاریخی آن نیست، و کلیۀ نظریههای معماری پس از «معماری مدرن» را شامل میشود.
@poeticsofspace
پنج پارادایم تأثیرگذار پسامدرنی که در این مقدمه شرح داده شدهاند، عبارتند از:
1. پدیدارشناسی
2. زیباییشناسی امر متعالی
3. نظریۀ زبانشناسی
4. مارکسیسم
5. فمنیسم
و درونمایههایی که به آنها پرداخته شده است، عبارتند از:
1. تاریخ و تاریخگرایی
2. معنا
3. مکان
4. نظریۀ شهری
5. برنامههای سیاسی و اخلاقی
6. کالبد
همچنین در مقالاتی که در این مجموعه گرد هم آمده است، نظریات فیلسوفانی چون میشل فوکو، رولان بارت، مارتین هایدگر، ژاک دریدا، اومبرتو اکو، ژان فرانسوا لیوتار و نیز آرای معماران و نظریهپردازان معماری از قبیل دیانا اگرست، جفری برودبنت، پیتر آیزنمن، یوهانی پالاسما، کنت فرامپتون، ویتوریو گرگوتی، رم کولهاوس، آلدو رسی، برنارد چومی و دیگران مورد بررسی قرار گرفته است.
باید دقت داشت که منظور از واژۀ «پسامدرن» در عنوان این مجموعه، صرفاً «معماری پستمدرن» به لحاظ سَبْکی و تاریخی آن نیست، و کلیۀ نظریههای معماری پس از «معماری مدرن» را شامل میشود.
@poeticsofspace
«فلسفۀ من در معماری؟ مشارکتدادنِ مردم در فرآیند معماری.»
سخنرانی الخاندرو آراونا، برندۀ جایزۀ پریتزکر ۲۰۱۶:
https://goo.gl/zaavrP
لینک دانلود با زیرنویس فارسی:
https://goo.gl/mQMKKN
@poeticsofspace
سخنرانی الخاندرو آراونا، برندۀ جایزۀ پریتزکر ۲۰۱۶:
https://goo.gl/zaavrP
لینک دانلود با زیرنویس فارسی:
https://goo.gl/mQMKKN
@poeticsofspace
همۀ نیروهایی که بر طراحی اعمال میشوند، در نهایت باید تبدیل به فُرم شوند و چیزی که این فُرم میسازد و شکل میدهد، نه سیمان، آجر و چوب، بلکه خودِ زندگی است.
برخلاف تصور همگان، طراحی مشارکتی، فرآیندی رمانتیک نیست که بگوید «بیایید همه دور هم دربارۀ آیندۀ شهرمون رویاپردازی کنیم». در واقع، حتی کار اصلی ما و خانوادهها تلاش برای پیداکردن پاسخ درست مسئله نیست. بلکه تشخیص درست و دقیق این است که سؤال واقعی ما کدام است. هیچ چیز بدتر از دادن یک پاسخ درست به سؤال نادرست نیست.
― الخاندرو آراونا
@poeticsofspace
برخلاف تصور همگان، طراحی مشارکتی، فرآیندی رمانتیک نیست که بگوید «بیایید همه دور هم دربارۀ آیندۀ شهرمون رویاپردازی کنیم». در واقع، حتی کار اصلی ما و خانوادهها تلاش برای پیداکردن پاسخ درست مسئله نیست. بلکه تشخیص درست و دقیق این است که سؤال واقعی ما کدام است. هیچ چیز بدتر از دادن یک پاسخ درست به سؤال نادرست نیست.
― الخاندرو آراونا
@poeticsofspace