کتاب «ضد-معماری و واسازی(دیکانستراکشن)»، نوشتۀ نیکوس سالینگروس. ترجمۀ فارسیِ آخرین ویرایشِ این کتاب نیز منتشر شده است.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
متنی که کامران دیبا در پاسخ به مصاحبۀ بهرام شیردل دربارۀ «موزه هنرهای معاصر تهران» برایمان فرستاده است.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
بهرام شیردل، خرداد پارسال در مصاحبهای با روزنامۀ شرق گفته بود: «موزه هنرهای معاصر تهران، کپی موزۀ خوان میرو است که ١٩٦٨ در اسپانیا ساخته شد. این موزه هنرهای معاصر ما نیست، این یک دروغ است!»
لینک مصاحبۀ شیردل: https://goo.gl/et9J6K
@PoeticsofSpace
لینک مصاحبۀ شیردل: https://goo.gl/et9J6K
@PoeticsofSpace
احتمالاً هر فرد ایرانی که از موزه هنرهای معاصر تهران بازدید کرده است، اتمسفر و حسوحالی از معماری ایرانی را در آن تجربه کرده باشد. بنابراین، اساساً چرا باید چنین فضایی را که با روحیات ما سازگاری دارد، «کپی» و «دروغ» دانست؟ اینها همه معضلاتی است که فرمگرایی و نقد فرمال معماری به وجود میآورد و سبب میشود تا صرفاً از روی چند تصویر به نقد بناهای معماری پرداخته و از «تجربۀ بودنمان در فضای معماری» صرفنظر کنیم.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
سیر تحول آثار لویی کان از ۱۹۲۴ تا ۱۹۷۴ در بهرهگیری از نور طبیعی - «بخش نخست» - برگرفته از کتاب:
Louis I. Kahn: Light and Space - Licht und Raum, by Urs Büttiker
@PoeticsofSpace
Louis I. Kahn: Light and Space - Licht und Raum, by Urs Büttiker
@PoeticsofSpace
سیر تحول آثار لویی کان از ۱۹۲۴ تا ۱۹۷۴ در بهرهگیری از نور طبیعی - «بخش دوم» - برگرفته از کتاب:
Louis I. Kahn: Light and Space - Licht und Raum, by Urs Büttiker
@PoeticsofSpace
Louis I. Kahn: Light and Space - Licht und Raum, by Urs Büttiker
@PoeticsofSpace
موزۀ لوور ابوظبی اثر «ژان نوول»، معمار فرانسوی، که بهتازگی پس از ده سال ساختوساز و صرف یک میلیارد پوند هزینه، گشایش یافته است.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
موزۀ لوور ابوظبی اثر ژان نوول.
گنبد مشبک موزه، ضمن دفع حرارت محیط بیابانی، گالریها را با نور طبیعی روشن میکند. آثاری از ونگوگ، پیکاسو و داوینچی در این موزه به نمایش گذاشته شدهاند.
@PoeticsofSpace
گنبد مشبک موزه، ضمن دفع حرارت محیط بیابانی، گالریها را با نور طبیعی روشن میکند. آثاری از ونگوگ، پیکاسو و داوینچی در این موزه به نمایش گذاشته شدهاند.
@PoeticsofSpace
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی دربارۀ طراحی معماری موزۀ لوور ابوظبی اثر «ژان نوول» فرانسوی، در مجاورتِ پروژههایی از فرانک گری، نورمن فاستر، زَها حدید و تادائو آندو.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فضاهای داخلی موزۀ لوور ابوظبی پس از افتتاح، همراه با صحبتهای «ژان نوول» دربارۀ ایدههایش در این پروژه.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
Forwarded from Nima Akbarpour🔥 نیما
یادی از نادر خلیلی که ایدهاش برای ساخت پناهگاه پس از زلزله با کیسه و شن کلی جایزه جهانی برد اما گویا هرگز به ایران نرسید که عملی بشه
https://goo.gl/wTJ2O
نازلی کاموری
https://goo.gl/EQqCRX
@nimaclick
https://goo.gl/wTJ2O
نازلی کاموری
https://goo.gl/EQqCRX
@nimaclick
Forwarded from شرق
🔺تعدادی از دانشجویان معماری دانشگاه علموصنعت، تهران، شهید بهشتی و چند دانشگاه دیگر به زودی عازم مناطق زلزلهزده میشوند تا ساخت سرپناه موقت به روش سندبگ(کیسه های شنی)را آغاز کنند.
@sharghdaily
@sharghdaily
Forwarded from شرق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞تصاویر نمونههایی از سرپناه موقت به شیوه #کیشهشنی که قرار است توسط دانشجویان معماری در مناطق #زلزلهزده ساخته شود.
@sharghdaily
@sharghdaily
زلزلۀ هاییتی، فاجعۀ طبیعی یا فاجعۀ مهندسی؟
لینک مشاهده در TED (با امکانِ پخشِ زیرنویس فارسی):
https://goo.gl/rb5CwW
@PoeticsofSpace
لینک مشاهده در TED (با امکانِ پخشِ زیرنویس فارسی):
https://goo.gl/rb5CwW
@PoeticsofSpace
* زلزلۀ هاییتی، فاجعۀ طبیعی یا فاجعۀ مهندسی؟
همۀ ما از حجم عظیم تلفات مردمی در زلزلۀ هاییتی شنیدهایم، اما به اندازۀ کافی دربارۀ دلایل این تلفات گفته نشده است. در واقع این ساختمانها بودند و نه زلزله، که ۲۲۰هزار نفر را در هائیتی کشته، ۳۰۰هزار نفر را زخمی کرده، ۱.۲میلیون نفر را آواره، مسیر غذارسانی را بسته، و نیز راه کمکرسانی و آبرسانی را به مردمان سراسر کشور مسدود کردند. این بزرگترین فاجعۀ شهری در دهۀ گذشته است؛ البته نه فاجعهای طبیعی. بلکه یک «فاجعۀ مهندسی».
پس از زلزله، ما مهندسان زلزله را به این کشور فرستادیم تا بفهمند دلیل فروریختن ساختمانها چه بوده. تا دریابیم چه چیز امن بوده و چه چیز نبوده. ما بیش از ۱۵۰۰ساختمان را بررسی کردیم؛ مدرسهها، مراکز مسکونی، و نیز مجتمعهای پزشکی و اغذیهفروشیها. ما ساختمانهای دولتی را نیز بررسی کردیم.
پس از مشاهدۀ فروریختن همۀ این ساختمانها به یک شکل، به این نتیجه رسیدیم که هیچ چیز جدیدی وجود ندارد. دلیل ریختن، همان بوده که همیشه بوده: دیوارها و اسلبها بهدرستی به ستونها متصل نیستند. سقف از ساختمان آویزان است. ساختارهای معلق، یا غیرمتقارن، که به شدت لرزیده و فرو ریختهاند. مصالح ساختمانی نامرغوب، سیمان ناکافی، نبود مهار کافی روی آجرها، و میلگردهای نرم که در معرض رطوبت خورده شدهاند.
اکنون میدانیم چگونه باید ساختمانهای مناسب ساخت و این راهحلِ ماست برای همۀ این ایرادها. به شیلی نگاه کنید؛ یک ماه پس از زلزلهای به قدرت ۸.۸ ریشتر. یعنی ۵۰۰ برابرِ قدرت زمینلرزهای به قدرت ۷.۰ ریشتر که پایتخت هاییتی را لرزاند. کمتر از ۱۰۰۰ کشته، که اگر نسبت به جمعیت حساب کنیم، میشود کمتر از ۱درصدِ جمعیت تلفات زلزلۀ هاییتی. تفاوت میان زلزلۀ شیلی و هاییتی در چه بوده است؟
استاندارد لرزهشناسی و ساختمانسازی، یعنی درنظرگرفتنِ ساختمانها بهصورتِ یک مجموعه - دیوارها و ستونها، سقفها و اسلبها، که به هم متصلند، نه بهعنوان اعضای جدا از هم. اگر نگاهی به این ساختمان در شیلی بیندازید، از میان به دو نیم شده، اما مبدل به تلی از ویرانی نشده. مردم شیلی برای دههها مطابق با اصول و قواعد سازهای، ساختوساز کردهاند.
@PoeticsofSpace
همۀ ما از حجم عظیم تلفات مردمی در زلزلۀ هاییتی شنیدهایم، اما به اندازۀ کافی دربارۀ دلایل این تلفات گفته نشده است. در واقع این ساختمانها بودند و نه زلزله، که ۲۲۰هزار نفر را در هائیتی کشته، ۳۰۰هزار نفر را زخمی کرده، ۱.۲میلیون نفر را آواره، مسیر غذارسانی را بسته، و نیز راه کمکرسانی و آبرسانی را به مردمان سراسر کشور مسدود کردند. این بزرگترین فاجعۀ شهری در دهۀ گذشته است؛ البته نه فاجعهای طبیعی. بلکه یک «فاجعۀ مهندسی».
پس از زلزله، ما مهندسان زلزله را به این کشور فرستادیم تا بفهمند دلیل فروریختن ساختمانها چه بوده. تا دریابیم چه چیز امن بوده و چه چیز نبوده. ما بیش از ۱۵۰۰ساختمان را بررسی کردیم؛ مدرسهها، مراکز مسکونی، و نیز مجتمعهای پزشکی و اغذیهفروشیها. ما ساختمانهای دولتی را نیز بررسی کردیم.
پس از مشاهدۀ فروریختن همۀ این ساختمانها به یک شکل، به این نتیجه رسیدیم که هیچ چیز جدیدی وجود ندارد. دلیل ریختن، همان بوده که همیشه بوده: دیوارها و اسلبها بهدرستی به ستونها متصل نیستند. سقف از ساختمان آویزان است. ساختارهای معلق، یا غیرمتقارن، که به شدت لرزیده و فرو ریختهاند. مصالح ساختمانی نامرغوب، سیمان ناکافی، نبود مهار کافی روی آجرها، و میلگردهای نرم که در معرض رطوبت خورده شدهاند.
اکنون میدانیم چگونه باید ساختمانهای مناسب ساخت و این راهحلِ ماست برای همۀ این ایرادها. به شیلی نگاه کنید؛ یک ماه پس از زلزلهای به قدرت ۸.۸ ریشتر. یعنی ۵۰۰ برابرِ قدرت زمینلرزهای به قدرت ۷.۰ ریشتر که پایتخت هاییتی را لرزاند. کمتر از ۱۰۰۰ کشته، که اگر نسبت به جمعیت حساب کنیم، میشود کمتر از ۱درصدِ جمعیت تلفات زلزلۀ هاییتی. تفاوت میان زلزلۀ شیلی و هاییتی در چه بوده است؟
استاندارد لرزهشناسی و ساختمانسازی، یعنی درنظرگرفتنِ ساختمانها بهصورتِ یک مجموعه - دیوارها و ستونها، سقفها و اسلبها، که به هم متصلند، نه بهعنوان اعضای جدا از هم. اگر نگاهی به این ساختمان در شیلی بیندازید، از میان به دو نیم شده، اما مبدل به تلی از ویرانی نشده. مردم شیلی برای دههها مطابق با اصول و قواعد سازهای، ساختوساز کردهاند.
@PoeticsofSpace
شیگرو بان: پناهگاههای اضطراری مقوایی
این ساختمانهای موقت، به دلیل محبوبیتیافتن میان مردم، برای مدتهای طولانی مورداستفاده قرار میگیرند.
لینک مشاهده در TED:
https://goo.gl/TpynaS
@PoeticsofSpace
این ساختمانهای موقت، به دلیل محبوبیتیافتن میان مردم، برای مدتهای طولانی مورداستفاده قرار میگیرند.
لینک مشاهده در TED:
https://goo.gl/TpynaS
@PoeticsofSpace
* شیگرو بان: پناهگاههای اضطراری از جنس مقوا
من ساختمانها را با کاغذهایی مثل این لولۀ مقوایی میسازم. در جوانی بسیار خوششانس بودم که برندۀ مسابقه دومین پمپیدوسنتر فرانسه شدم. اما بهعنوانِ یک معمار، بسیار ناراضی و مأیوس بودم، زیرا ما برای جامعه کاری نمیکردیم. ما در اصل برای افراد صاحبمنصب، ثروتمندان، دولت، و بسازوبفروشها کار میکردیم. آنها ما را استخدام کرده بودند تا پول و قدرتشان را بهوسیلۀ آثار معماری به نمایش بگذاریم.
با این حال، افراد زیادی هستند که خانههایشان را بهواسطۀ بلایای طبیعی از دست میدهند. البته باید بگویم که اینها بلایای طبیعی نیستند. زلزله هرگز مردم را نمیکشد، بلکه فروریزی ساختمانهاست که مردم را میکشد و معماران مسئول آن هستند. مردم نیاز به خانههای موقت دارند، اما هیچ معماری بر روی آن کار نمیکند، چرا که ما زیادی درگیرِ کار برای افراد ممتاز جامعه هستیم. به همین دلیل بود که تصمیم گرفتم در مناطقی که فاجعه میدهد، کار کنم.
در سال ۱۹۹۵، در کوبه ژاپن، زمینلرزۀ بسیار بزرگی داشتیم و تمام شهر بعد از زلزله در اثرآتشسوزی کاملاً سوخت. پیش از آن، تعداد زیادی پناهندۀ ویتنامی در کلیسای کاتولیک زندگی میکردند که پس از آن تخریب شده بود. به کشیش گفتم «چرا ما کلیسا را با لوله مقوایی نسازیم؟» و او گفت: «خدای من! مگر دیوانهای؟ بعد از یک آتشسوزی، این چه پیشنهادی است که میدهی؟»
نااُمید نشدم و شروع کردم به گفتگو با مردم، و ویتنامیها را ملاقات کردم. آنها زیر یک تکه پلاستیک در پارک زندگی میکردند. اعانه جمع کردم و پناهگاهی برایشان ساختم. با همکاری دانشجویانم، پنجاه واحد پناهگاه ساختیم. در نهایت، کشیش به من اعتماد کرد تا ساختمان را دوباره بسازم. او گفت: «تا زمانی که خودت پول جمع کنی و دانشجویانت را برای احداث بیاوری، میتوانی این کار را بکنی.»
برای احداث کلیسا، پنج هفته وقت صرف کردیم تا برای سه سال برپا باشد، ولی در واقع برای ده سال آنجا ماند چونکه مردم دوستش داشتند. سپس در تایوان، زلزلهای بزرگ اتفاق افتاد، و ما پیشنهاد کردیم که این کلیسا را هدیه کنیم، بنابراین آن را برچیدیم و برایشان فرستادیم تا توسط افراد داوطلب دوباره ساخته شود. و هنوز هم در تایوان به عنوان یک کلیسای دائمی پابرجاست.
آنگاه فکر کردم که چه ساختمانی دائمی و چه ساختمانی موقتی است؟ حتی ساختمانی که از کاغذ درست شده میتواند پایدار و دائمی باشد در صورتی که مردم دوستش داشته باشند. و یک ساختمان بتنی هم میتواند موقتی باشد، اگر فقط برای بهدستآوردنِ پول ساخته شده باشد.
در سال ۱۹۹۱، در ترکیه، زلزلۀ بزرگی رخ داد، به آنجا رفتم تا از مواد محلی برای ساخت پناهگاه استفاده کنم. همچنین در سال ۲۰۰۱ در غرب هند یک پناهگاه ساختم. در سال ۲۰۰۴، در سریلانکا بعد از زلزله و سونامی سوماترا، من یک روستای ماهیگیری اسلامی را بازسازی کردم. در سال ۲۰۰۸، در چندو، در استان سیچوان چین، حدود ۷۰٫۰۰۰نفر کشته شدند، به ویژه آنکه مدارس بسیار زیادی به دلیل فساد بین مسئولین و پیمانکاران تخریب شدند. من دانشجویان ژاپنیام را به آنجا بردم. در کمتر از یک ماه، ۹کلاس درس به مساحت بیش از ۵۰۰متربع را ساختیم که هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرد، حتی بعد از زلزلۀ اخیرِ چین.
@PoeticsofSpace
من ساختمانها را با کاغذهایی مثل این لولۀ مقوایی میسازم. در جوانی بسیار خوششانس بودم که برندۀ مسابقه دومین پمپیدوسنتر فرانسه شدم. اما بهعنوانِ یک معمار، بسیار ناراضی و مأیوس بودم، زیرا ما برای جامعه کاری نمیکردیم. ما در اصل برای افراد صاحبمنصب، ثروتمندان، دولت، و بسازوبفروشها کار میکردیم. آنها ما را استخدام کرده بودند تا پول و قدرتشان را بهوسیلۀ آثار معماری به نمایش بگذاریم.
با این حال، افراد زیادی هستند که خانههایشان را بهواسطۀ بلایای طبیعی از دست میدهند. البته باید بگویم که اینها بلایای طبیعی نیستند. زلزله هرگز مردم را نمیکشد، بلکه فروریزی ساختمانهاست که مردم را میکشد و معماران مسئول آن هستند. مردم نیاز به خانههای موقت دارند، اما هیچ معماری بر روی آن کار نمیکند، چرا که ما زیادی درگیرِ کار برای افراد ممتاز جامعه هستیم. به همین دلیل بود که تصمیم گرفتم در مناطقی که فاجعه میدهد، کار کنم.
در سال ۱۹۹۵، در کوبه ژاپن، زمینلرزۀ بسیار بزرگی داشتیم و تمام شهر بعد از زلزله در اثرآتشسوزی کاملاً سوخت. پیش از آن، تعداد زیادی پناهندۀ ویتنامی در کلیسای کاتولیک زندگی میکردند که پس از آن تخریب شده بود. به کشیش گفتم «چرا ما کلیسا را با لوله مقوایی نسازیم؟» و او گفت: «خدای من! مگر دیوانهای؟ بعد از یک آتشسوزی، این چه پیشنهادی است که میدهی؟»
نااُمید نشدم و شروع کردم به گفتگو با مردم، و ویتنامیها را ملاقات کردم. آنها زیر یک تکه پلاستیک در پارک زندگی میکردند. اعانه جمع کردم و پناهگاهی برایشان ساختم. با همکاری دانشجویانم، پنجاه واحد پناهگاه ساختیم. در نهایت، کشیش به من اعتماد کرد تا ساختمان را دوباره بسازم. او گفت: «تا زمانی که خودت پول جمع کنی و دانشجویانت را برای احداث بیاوری، میتوانی این کار را بکنی.»
برای احداث کلیسا، پنج هفته وقت صرف کردیم تا برای سه سال برپا باشد، ولی در واقع برای ده سال آنجا ماند چونکه مردم دوستش داشتند. سپس در تایوان، زلزلهای بزرگ اتفاق افتاد، و ما پیشنهاد کردیم که این کلیسا را هدیه کنیم، بنابراین آن را برچیدیم و برایشان فرستادیم تا توسط افراد داوطلب دوباره ساخته شود. و هنوز هم در تایوان به عنوان یک کلیسای دائمی پابرجاست.
آنگاه فکر کردم که چه ساختمانی دائمی و چه ساختمانی موقتی است؟ حتی ساختمانی که از کاغذ درست شده میتواند پایدار و دائمی باشد در صورتی که مردم دوستش داشته باشند. و یک ساختمان بتنی هم میتواند موقتی باشد، اگر فقط برای بهدستآوردنِ پول ساخته شده باشد.
در سال ۱۹۹۱، در ترکیه، زلزلۀ بزرگی رخ داد، به آنجا رفتم تا از مواد محلی برای ساخت پناهگاه استفاده کنم. همچنین در سال ۲۰۰۱ در غرب هند یک پناهگاه ساختم. در سال ۲۰۰۴، در سریلانکا بعد از زلزله و سونامی سوماترا، من یک روستای ماهیگیری اسلامی را بازسازی کردم. در سال ۲۰۰۸، در چندو، در استان سیچوان چین، حدود ۷۰٫۰۰۰نفر کشته شدند، به ویژه آنکه مدارس بسیار زیادی به دلیل فساد بین مسئولین و پیمانکاران تخریب شدند. من دانشجویان ژاپنیام را به آنجا بردم. در کمتر از یک ماه، ۹کلاس درس به مساحت بیش از ۵۰۰متربع را ساختیم که هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرد، حتی بعد از زلزلۀ اخیرِ چین.
@PoeticsofSpace
#معرفی_کتاب
«فلسفه برای معماران»
نوشتۀ برانکو میتروویچ
انتشارات فکر نو
Philosophy for Architects, Branko Mitrovic - 2011
@PoeticsofSpace
«فلسفه برای معماران»
نوشتۀ برانکو میتروویچ
انتشارات فکر نو
Philosophy for Architects, Branko Mitrovic - 2011
@PoeticsofSpace