⭕️ برای زادروز ۸۱سالگی پیتر زومتور.
🟥 سِر دیوید چیپرفیلد (David Chipperfield)، معمارِ بریتانیاییِ برندۀ جایزهٔ پریتزکر۲۰۲۳ در وصف زومتور و آثار او میگوید:
«پیتر زومتور در سالهای گذشته آثاری طراحی کرده است که ما را با سادگی اشیا و پیچیدگی مصالح، مجذوب خود میکنند. او بیش از هر معمار دیگری، قدرت جسمانیِ معماری را تقویت کرده و با پرهیز از ژستهای سخنوری، آثاری ساخته است که از منظر فرم، مصالح و جزئیات، لذتبخش هستند.
در دنیایی که به تصویرسازی تمایل دارد و بیشتر به ظاهر تصاویر میپردازد، سخنرانیِ ایدهمحورِ زومتور در AA، بدون تصاویر پروژه، بسیار خارقالعاده و لذتبخش بود. ایدههای آثار زومتور، صرفاً روایت نبودند؛ ایده برای زومتور، یک فیلمنامه نیست که باید پروژه را همراهی کند تا به آن، خوانایی ببخشد. زومتور ایدئولوژی ارائه نمیدهد تا کارش را تأیید کند؛ توصیف او مبتنی بر عقل یا دانش نیست، بلکه هوشیاری و ادراک را نشانه میرود.»
@PoeticsofSpace
🟥 سِر دیوید چیپرفیلد (David Chipperfield)، معمارِ بریتانیاییِ برندۀ جایزهٔ پریتزکر۲۰۲۳ در وصف زومتور و آثار او میگوید:
«پیتر زومتور در سالهای گذشته آثاری طراحی کرده است که ما را با سادگی اشیا و پیچیدگی مصالح، مجذوب خود میکنند. او بیش از هر معمار دیگری، قدرت جسمانیِ معماری را تقویت کرده و با پرهیز از ژستهای سخنوری، آثاری ساخته است که از منظر فرم، مصالح و جزئیات، لذتبخش هستند.
در دنیایی که به تصویرسازی تمایل دارد و بیشتر به ظاهر تصاویر میپردازد، سخنرانیِ ایدهمحورِ زومتور در AA، بدون تصاویر پروژه، بسیار خارقالعاده و لذتبخش بود. ایدههای آثار زومتور، صرفاً روایت نبودند؛ ایده برای زومتور، یک فیلمنامه نیست که باید پروژه را همراهی کند تا به آن، خوانایی ببخشد. زومتور ایدئولوژی ارائه نمیدهد تا کارش را تأیید کند؛ توصیف او مبتنی بر عقل یا دانش نیست، بلکه هوشیاری و ادراک را نشانه میرود.»
@PoeticsofSpace
بوطیقای فضا
⭕️ برای زادروز ۸۱سالگی پیتر زومتور. 🟥 سِر دیوید چیپرفیلد (David Chipperfield)، معمارِ بریتانیاییِ برندۀ جایزهٔ پریتزکر۲۰۲۳ در وصف زومتور و آثار او میگوید: «پیتر زومتور در سالهای گذشته آثاری طراحی کرده است که ما را با سادگی اشیا و پیچیدگی مصالح، مجذوب خود…
💢در وصف پیتر زومتور
✍️ نوشتۀ دیوید چیپرفیلد
طراحی و بحث دربارۀ ساختمانها همواره حول مسائل فرمی میچرخد و در کشور ما، انگلستان، درنهایت به بحث نوع سبکها میانجامد. اما پیتر زومتور نشان میدهد که بدون استفاده از راهحلهای ازپیشتعیینشده نیز میتوان از فرم بهره جُست.
انگیزۀ من برای نوشتن دربارۀ زومتور، همین نگرشش دربارۀ خلق فرمهاست، چراکه او از پیشفرضهای فرمی اجتناب میورزد و کانسپتهایی را میآفریند که ریشه در ایدههای فضاساز دارند. وجه تمایز آثار زومتور، گشودگی ایدهها و لذتبردن او از همپوشانی ایدههاست.
زومتور در فرایند کانسپتیابی، پاسخها و داستانهای ادراکی و عقلانی را با ابهام در هم میآمیزد و تقویت میکند. او دربارۀ بهکارگیری مصالح، نور، سازماندهی و نظم ساخت، بدون درنظرگرفتنِ نظمی سلسلهمراتبی، تصمیم میگیرد. معماری امروز، تکنیک، سنت، هنر و مصالح را برای دستیابی به انتزاع سرکوب و یا انکار میکند، اما زومتور عمیقاً در فرایند ساخت فرو میرود و راهحلهایی ارائه میدهد که هم حسی هستند و هم انتزاعی.
درحالیکه مُدهای مینیمال امروزی، به دنبال حذف کردن چیزها هستند، در مقابل، زومتور درکی پیچیده دارد که از دلِ مسائل بیرون میآید؛ مهارتی که بهندرت در عصری دیده میشود که در آن، راهحلها و تکنیکهای ساختوساز به عهدۀ معمار نیست و فرایندِ معماری بهجای ابداع، بهسوی انتخاب میان گزینهها سوق داده شده است.
اومبرتو اکو در تعریف نظریۀ معروفش، «گشودگی» (openness)، شرح میدهد که آثار هنری مدرن با استفاده از ابهام، از هنر سنتی فاصله میگیرند. او استدلال میکند که آثار هنری سنتی یا کلاسیک، اساساً فارغ از ابهام هستند. درحالیکه آثار هنری مدرن «عمداً و بهطور سیستماتیک» مبهماند؛ طیف گستردهای از خوانشهای بالقوه در آنها وجود دارند بهطوریکه نمیتوان گفت کدام خوانش، غالب است.
آثار هنری سنتی، نگرشهای موجود را تأیید و تعصبات فرهنگی را تثبیت میکنند؛ پس الگوهای دانش و عقاید موجود را نهادینه میسازند. آثار هنری مدرن با استفاده از ابهام، کلیۀ این موارد را زیر سوال میبرند. بنابراین، به عقیدۀ اومبرتو اکو، هنر در مرکز «فرهنگ پرسشگری مدرن» قرار میگیرد و حتی ممکن است «مسیر انسان بهسوی رستگاری» بهسوی بازیابی استقلالِ ازدسترفتهاش در سطوح مختلف ادراک تغییر جهت یابد.*
* Umberto Eco, 'Openness, Information, Communication', in The Open Work, edited by David Robey (London, 1989).
@PoeticsofSpace
✍️ نوشتۀ دیوید چیپرفیلد
طراحی و بحث دربارۀ ساختمانها همواره حول مسائل فرمی میچرخد و در کشور ما، انگلستان، درنهایت به بحث نوع سبکها میانجامد. اما پیتر زومتور نشان میدهد که بدون استفاده از راهحلهای ازپیشتعیینشده نیز میتوان از فرم بهره جُست.
انگیزۀ من برای نوشتن دربارۀ زومتور، همین نگرشش دربارۀ خلق فرمهاست، چراکه او از پیشفرضهای فرمی اجتناب میورزد و کانسپتهایی را میآفریند که ریشه در ایدههای فضاساز دارند. وجه تمایز آثار زومتور، گشودگی ایدهها و لذتبردن او از همپوشانی ایدههاست.
زومتور در فرایند کانسپتیابی، پاسخها و داستانهای ادراکی و عقلانی را با ابهام در هم میآمیزد و تقویت میکند. او دربارۀ بهکارگیری مصالح، نور، سازماندهی و نظم ساخت، بدون درنظرگرفتنِ نظمی سلسلهمراتبی، تصمیم میگیرد. معماری امروز، تکنیک، سنت، هنر و مصالح را برای دستیابی به انتزاع سرکوب و یا انکار میکند، اما زومتور عمیقاً در فرایند ساخت فرو میرود و راهحلهایی ارائه میدهد که هم حسی هستند و هم انتزاعی.
درحالیکه مُدهای مینیمال امروزی، به دنبال حذف کردن چیزها هستند، در مقابل، زومتور درکی پیچیده دارد که از دلِ مسائل بیرون میآید؛ مهارتی که بهندرت در عصری دیده میشود که در آن، راهحلها و تکنیکهای ساختوساز به عهدۀ معمار نیست و فرایندِ معماری بهجای ابداع، بهسوی انتخاب میان گزینهها سوق داده شده است.
اومبرتو اکو در تعریف نظریۀ معروفش، «گشودگی» (openness)، شرح میدهد که آثار هنری مدرن با استفاده از ابهام، از هنر سنتی فاصله میگیرند. او استدلال میکند که آثار هنری سنتی یا کلاسیک، اساساً فارغ از ابهام هستند. درحالیکه آثار هنری مدرن «عمداً و بهطور سیستماتیک» مبهماند؛ طیف گستردهای از خوانشهای بالقوه در آنها وجود دارند بهطوریکه نمیتوان گفت کدام خوانش، غالب است.
آثار هنری سنتی، نگرشهای موجود را تأیید و تعصبات فرهنگی را تثبیت میکنند؛ پس الگوهای دانش و عقاید موجود را نهادینه میسازند. آثار هنری مدرن با استفاده از ابهام، کلیۀ این موارد را زیر سوال میبرند. بنابراین، به عقیدۀ اومبرتو اکو، هنر در مرکز «فرهنگ پرسشگری مدرن» قرار میگیرد و حتی ممکن است «مسیر انسان بهسوی رستگاری» بهسوی بازیابی استقلالِ ازدسترفتهاش در سطوح مختلف ادراک تغییر جهت یابد.*
* Umberto Eco, 'Openness, Information, Communication', in The Open Work, edited by David Robey (London, 1989).
@PoeticsofSpace
Forwarded from بوطیقای فضا
بهمناسبتِ روز روانشناس.
معرفی برخی از مهمترین کتابهای حوزۀ روانشناسی محیطی که به زبان فارسی منتشر شدهاند.
@PoeticsofSpace
معرفی برخی از مهمترین کتابهای حوزۀ روانشناسی محیطی که به زبان فارسی منتشر شدهاند.
@PoeticsofSpace
Forwarded from بوطیقای فضا
* کتابهای روانشناسی محیطی
۱. روانشناسی محیطی، فرانسیس تی مکاندرو، ترجمۀ غلامرضا محمودی، انتشارات وانیا.
۲. محاط در محیط: کاربرد روانشناسی محیطی در معماری و شهرسازی، آزاده شاهچراغی و علیرضا بندرآباد، انتشارات جهاد دانشگاهی تهران.
۳. مفاهیم پایه در روانشناسی محیطی، لیندا اشتگ، اگنسوندنبرگ و جودی دگروت، ترجمۀ سپیده برزگر و آناهیتا شهپری، انتشارات فکر نو.
۴. زبان فضا، برایان لاوسون، ترجمۀ علیرضا عینیفر و فؤاد کریمیان، انتشارات دانشگاه تهران.
۵. فضا و مکان: دیدگاهی تجربی، یوفو توآن، ترجمۀ رسول سلیمانی و محسن سلیمانی، انتشارات پرهامنقش.
۶. آفرینش نظریۀ معماری: نقش علوم رفتاری در طراحی محیط، جان لنگ، ترجمۀ علیرضا عینیفر، انتشارات دانشگاه تهران.
۷. الفبای روانشناسی محیط برای طراحان، جهانشاه پاکزاد و حمیده بزرگ، انتشارات آرمانشهر.
۸. روانشناسی مکان، دیوید کانتر، ترجمۀ مریم امیریخواه، نشر فضا.
@PoeticsofSpace
۱. روانشناسی محیطی، فرانسیس تی مکاندرو، ترجمۀ غلامرضا محمودی، انتشارات وانیا.
۲. محاط در محیط: کاربرد روانشناسی محیطی در معماری و شهرسازی، آزاده شاهچراغی و علیرضا بندرآباد، انتشارات جهاد دانشگاهی تهران.
۳. مفاهیم پایه در روانشناسی محیطی، لیندا اشتگ، اگنسوندنبرگ و جودی دگروت، ترجمۀ سپیده برزگر و آناهیتا شهپری، انتشارات فکر نو.
۴. زبان فضا، برایان لاوسون، ترجمۀ علیرضا عینیفر و فؤاد کریمیان، انتشارات دانشگاه تهران.
۵. فضا و مکان: دیدگاهی تجربی، یوفو توآن، ترجمۀ رسول سلیمانی و محسن سلیمانی، انتشارات پرهامنقش.
۶. آفرینش نظریۀ معماری: نقش علوم رفتاری در طراحی محیط، جان لنگ، ترجمۀ علیرضا عینیفر، انتشارات دانشگاه تهران.
۷. الفبای روانشناسی محیط برای طراحان، جهانشاه پاکزاد و حمیده بزرگ، انتشارات آرمانشهر.
۸. روانشناسی مکان، دیوید کانتر، ترجمۀ مریم امیریخواه، نشر فضا.
@PoeticsofSpace
🟥 از نظر پیتر زومتور «معلم خوب، کسی است که معماری را همچون راهی برای زندگی و شیوهای برای زیستن به شاگردانش بیاموزد.»، همانطور که زاها حدید گفته بود «معلم نمیتواند معماری را یاد دهد، بلکه صرفاً میتواند الهامبخش شاگردانش باشد.»
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
Forwarded from بوطیقای فضا
◼️📓 «کلاس درسِ اصیل زمانی شکل میگیرد که زیر یک درخت، انسانی که نمیداند معلم است، اندیشههایش را با جمع کوچکی در میان میگذارد که پیرامونش نشستهاند و نمیدانند که شاگردند.»
— لویی کان
@PoeticsofSpace
— لویی کان
@PoeticsofSpace
Forwarded from بوطیقای فضا
⭕️ * #لویی_کان:
اکنون فضاهای مدارس نه برانگیزانندهاند و نه الهامبخش، بلکه قراردادی و تکراری هستند. بیتردید، معمار مطابق با خواستِ مؤسسات، کلاسهای یکشکل، راهروهای محاط با کمدهای دیواری و دیگر عرصهها و تجهیزاتِ بهاصطلاح «عملکردی» را به تبعیت از محدودیتهای بودجه، انتظام میدهد. این مدرسهها بهظاهر خوب هستند ولی ازنظر معماری کممایهاند، زیرا از روح آن «مردِ زیر درخت» بهرهای ندارند.
بهنظر من، معمار باید جوهر وجودیِ مدرسه را در طرحش منعکس کند تا از هر طراحِ صِرفْ متمایز شود. [در این صورت،] سرسرای مدرسه به فضای گشودهای همچون پانتئون تبدیل میشود که برای ورود مناسب است. راهروها با وسیعشدن و ایجاد گوشههای دنجی مشرفبه باغ، به دانشجویان تعلق میگیرند.
راهرو به مکانی تبدیل میشود که در آن پسری، دختری را ملاقات میکند یا دانشجویی دربارۀ عملکرد استاد با همکلاسیاش مباحثه میکند. ارتقای این فضا از گذرگاهی میان کلاسهای درس به فضایی برای کلاس، آن را از راهروی صِرف به مکانِ ملاقات تبدیل میکند؛ مکانی برای بروز فرصتهایی برای خودآموزی.
کلاسها نباید تابع تشابهاتِ کمّی و سربازگونۀ معمول باشند. استاد یا شاگردی که در فضایی صمیمی با بخاری دیواری همراه با تعداد اندکی گردآمده است، با زمانی که در فضایی بزرگ و مرتفع با بسیاری دیگر همراه میشوند، یکسان نیستند. آیا به این دلیل که مدتزمانِ حضور در کافه کوتاه است، باید حتماً در زیرزمینِ مدرسه قرار گیرد؟ آیا زمان استراحتِ حین غذاخوردن نیز بخشی از یادگیری نیست؟
▪️ــ برگرفته از کتابِ «لویی کان، متون اصلی»، رابرت تومبلی، ترجمۀ محمدرضا رحیمزاده و دیگران.
@PoeticsofSpace
اکنون فضاهای مدارس نه برانگیزانندهاند و نه الهامبخش، بلکه قراردادی و تکراری هستند. بیتردید، معمار مطابق با خواستِ مؤسسات، کلاسهای یکشکل، راهروهای محاط با کمدهای دیواری و دیگر عرصهها و تجهیزاتِ بهاصطلاح «عملکردی» را به تبعیت از محدودیتهای بودجه، انتظام میدهد. این مدرسهها بهظاهر خوب هستند ولی ازنظر معماری کممایهاند، زیرا از روح آن «مردِ زیر درخت» بهرهای ندارند.
بهنظر من، معمار باید جوهر وجودیِ مدرسه را در طرحش منعکس کند تا از هر طراحِ صِرفْ متمایز شود. [در این صورت،] سرسرای مدرسه به فضای گشودهای همچون پانتئون تبدیل میشود که برای ورود مناسب است. راهروها با وسیعشدن و ایجاد گوشههای دنجی مشرفبه باغ، به دانشجویان تعلق میگیرند.
راهرو به مکانی تبدیل میشود که در آن پسری، دختری را ملاقات میکند یا دانشجویی دربارۀ عملکرد استاد با همکلاسیاش مباحثه میکند. ارتقای این فضا از گذرگاهی میان کلاسهای درس به فضایی برای کلاس، آن را از راهروی صِرف به مکانِ ملاقات تبدیل میکند؛ مکانی برای بروز فرصتهایی برای خودآموزی.
کلاسها نباید تابع تشابهاتِ کمّی و سربازگونۀ معمول باشند. استاد یا شاگردی که در فضایی صمیمی با بخاری دیواری همراه با تعداد اندکی گردآمده است، با زمانی که در فضایی بزرگ و مرتفع با بسیاری دیگر همراه میشوند، یکسان نیستند. آیا به این دلیل که مدتزمانِ حضور در کافه کوتاه است، باید حتماً در زیرزمینِ مدرسه قرار گیرد؟ آیا زمان استراحتِ حین غذاخوردن نیز بخشی از یادگیری نیست؟
▪️ــ برگرفته از کتابِ «لویی کان، متون اصلی»، رابرت تومبلی، ترجمۀ محمدرضا رحیمزاده و دیگران.
@PoeticsofSpace
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 بغض آرشیتکت حسین امانت هنگام بیان کلمه «آزادی»
🟥 دانشگاه بریتیشکلمبیا کانادا، پنجشنبه دهم خرداد به حسین امانت، طراح و معمار برجسته ایرانی، دکترای افتخاری اعطا کرد. معروفترین اثر امانت یعنی برج آزادی تهران، پس از گذشته چندین دهه همچنان نماد پایتخت ایران است.
🔲 حسین امانت به کانادا مهاجرت کرده و به فعالیت حرفهای خود در این کشور ادامه میدهد. او در سخنرانیاش در دانشگاه بریتیش کلمبیا از کشور کانادا به خاطر امنیت و آزادی که در اختیار او و خانوادهاش گذاشته است قدردانی کرد و هنگامی که کلمه «آزادی» را بر زبان آورد، نتوانست جلوی اشک هایش را بگیرد.
@PoeticsofSpace
🟥 دانشگاه بریتیشکلمبیا کانادا، پنجشنبه دهم خرداد به حسین امانت، طراح و معمار برجسته ایرانی، دکترای افتخاری اعطا کرد. معروفترین اثر امانت یعنی برج آزادی تهران، پس از گذشته چندین دهه همچنان نماد پایتخت ایران است.
🔲 حسین امانت به کانادا مهاجرت کرده و به فعالیت حرفهای خود در این کشور ادامه میدهد. او در سخنرانیاش در دانشگاه بریتیش کلمبیا از کشور کانادا به خاطر امنیت و آزادی که در اختیار او و خانوادهاش گذاشته است قدردانی کرد و هنگامی که کلمه «آزادی» را بر زبان آورد، نتوانست جلوی اشک هایش را بگیرد.
@PoeticsofSpace
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽🟧 فیلم مستند از شهیاد تا آزادی
دانشگاه بریتیش کلمبیا کانادا روز پنجشنبه دهم خرداد در مراسمی به حسین امانت، معمار سرشناس ایرانی و طراح برج آزادی (شهیاد)، مدرک دکترای افتخاری اعطا کرد.
@PoeticsofSpace
دانشگاه بریتیش کلمبیا کانادا روز پنجشنبه دهم خرداد در مراسمی به حسین امانت، معمار سرشناس ایرانی و طراح برج آزادی (شهیاد)، مدرک دکترای افتخاری اعطا کرد.
@PoeticsofSpace
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ حسین امانت: «یکی ازم پرسید چه احساسی داشتی؟ فکر کردم که این بنا مثل پدری مردم را در آغوش گرفته. مثل آغوش گرم پدری که از دو-سه هزار سال قبل اینجا بوده. و این ربطی به من ندارد؛ این مربوط به ایرانه.»
- دلتنگ ایران هستید؟
- خب البته ... برای اینکه همهچیز ما اونجاست.
@PoeticsofSpace
- دلتنگ ایران هستید؟
- خب البته ... برای اینکه همهچیز ما اونجاست.
@PoeticsofSpace
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 جزئیات شکلگیری پنجرههای کتابخانه Exeter اثر لویی کان.
- برگرفته از کتاب:
Michael Merrill (ed.), “Louis Kahn: The Importance of a Drawing”, 2021.
@PoeticsofSpace
- برگرفته از کتاب:
Michael Merrill (ed.), “Louis Kahn: The Importance of a Drawing”, 2021.
@PoeticsofSpace
⭕️ پرسش: معماری چه زمانی آغاز میشود؟
🟧 پاسخی کوتاه: هنگامیکه کاربرِ فضا، گلدانی را در آن قرار میدهد، آفتاب بر گلها میتابد و اتمسفر فضا را تلطیف میکند.
🎬 Through the Olive Trees
🔲 Abbas Kiarostami, 1994
@PoeticsofSpace
🟧 پاسخی کوتاه: هنگامیکه کاربرِ فضا، گلدانی را در آن قرار میدهد، آفتاب بر گلها میتابد و اتمسفر فضا را تلطیف میکند.
🎬 Through the Olive Trees
🔲 Abbas Kiarostami, 1994
@PoeticsofSpace
🔲 ياد آرشیتکت فرهاد احمدی در چهارمين سالروز خاموشى گرامى باد.
🟥 ايرانيان در طى شش هزاره با كاربرد نماد چليپا در جستجوى جاودانگى بودند. بعدها چليپا معرّب شد و آن را صليب خواندند و از آن بهعنوان يك نماد قدرتمند در فضاهاى مقدس، چه در قلمرو اسلام و چه در مسيحيت استفاده كردند. بدين ترتيب چليپا حداقل در دو خطۀ مذهبى مهم جهان، پايه و سازماندهى فضايى شد. مىتوان گفت نقش چليپا در ايرانزمين پديد آمد و به ساير تمدنهاى جهان آن روز تسرى يافت. در واقع اين نقش، صورت تجلى تفكر مهرى بود كه در سرزمين ما شكل گرفته است. نزد ما هميشه مهر يعنى يار و همراه خورشيد مقولهاى پُراهميت محسوب مىشد و اين مراوده، هم خاكى بوده و هم آسمانى. اگرچه براى بقاى حيات به چهار عنصر مقدس (آب، باد، خاك و نور) معتقد بوديم، اما آب و آفتاب جنبه اسطورهاى يافتند، و همراه باد و خاك در سازوكار سكونت و حيات وارد شدند.
📸 تصاویر: فرهاد احمدى، كتابخانه مركزى دانشگاه علموصنعت ايران.
برگرفته از صفحۀ اینستاگرام سرکار خانم دکتر طهوری
@PoeticsofSpace
🟥 ايرانيان در طى شش هزاره با كاربرد نماد چليپا در جستجوى جاودانگى بودند. بعدها چليپا معرّب شد و آن را صليب خواندند و از آن بهعنوان يك نماد قدرتمند در فضاهاى مقدس، چه در قلمرو اسلام و چه در مسيحيت استفاده كردند. بدين ترتيب چليپا حداقل در دو خطۀ مذهبى مهم جهان، پايه و سازماندهى فضايى شد. مىتوان گفت نقش چليپا در ايرانزمين پديد آمد و به ساير تمدنهاى جهان آن روز تسرى يافت. در واقع اين نقش، صورت تجلى تفكر مهرى بود كه در سرزمين ما شكل گرفته است. نزد ما هميشه مهر يعنى يار و همراه خورشيد مقولهاى پُراهميت محسوب مىشد و اين مراوده، هم خاكى بوده و هم آسمانى. اگرچه براى بقاى حيات به چهار عنصر مقدس (آب، باد، خاك و نور) معتقد بوديم، اما آب و آفتاب جنبه اسطورهاى يافتند، و همراه باد و خاك در سازوكار سكونت و حيات وارد شدند.
📸 تصاویر: فرهاد احمدى، كتابخانه مركزى دانشگاه علموصنعت ايران.
برگرفته از صفحۀ اینستاگرام سرکار خانم دکتر طهوری
@PoeticsofSpace
⭕️ تنوع سطح در خانه را از چه زمانی باختیم؟
برای خلق تایپولوژیهای معاصر چطور میشه بازتولیدش کرد؟
محمدرضا حائری یک دیاگرام خوب داره.
از توییتر Aref Baranian
@PoeticsofSpace
برای خلق تایپولوژیهای معاصر چطور میشه بازتولیدش کرد؟
محمدرضا حائری یک دیاگرام خوب داره.
از توییتر Aref Baranian
@PoeticsofSpace