بوطیقای فضا
2.24K subscribers
1.2K photos
107 videos
60 files
109 links
[ اندیشه‌ورزی در تئوری، فلسفه و نقد معماری ]

🔴 ارتباط با ما: poetics.mail@gmail.com
Download Telegram
میلان کوندرا، نویسندۀ بزرگ چک‌تبار فرانسوی. رمان «سَبُکیِ تحمل‌ناپذیرِ هستی»، که در ایران بیش‌تر با نام «بار هستی» شناخته می‌شود، از مشهورترین آثار اوست.
@PoeticsofSpace
* آهستگی و به‌یادآوردن،
سرعت و فراموش‌کردن

میلان کوندرا گفته است: «پیوندی نهان میان آهستگی و حافظه، و میان سرعت و فراموشی وجود دارد ... میزانِ کُندی به‌طور مستقیم با شدتِ به‌خاطرسپردن در تناسب است، و میزان سرعت به‌صورت مستقیم با شدت فراموشی». در زندگیِ شتاب‌گرفتۀ امروزی، نهایتاً می‌توانیم دریافت کنیم، نه این‌که به خاطر بسپاریم. در جامعۀ نمایشی، تنها می‌توانیم حیرت‌زده شویم، نه این‌که به‌خاطر سپاریم.

سرعت و شفافیت، به‌یادآوردن را دشوار می‌سازند، اما این دو از حدود یک قرن پیش، یعنی زمان اعلان بیانیۀ فوتوریست‌ها توسط اف. تی. مارینتی، افسون‌های بنیادین مدرنیته بوده‌اند: «شکوه و عظمت جهان مملو از زیبایی جدیدی شده است؛ زیباییِ سرعت»، و کارل مارکس پیش‌بینی کرده است که «هر آنچه سخت و استوار است دود می‌شود و به هوا می‌رود».

امروزه حتی معماری نیز به دنبال به‌وجودآوردن احساس سرعت، اغواگری و ارضای آنی است که در نهایت به درخودماندگی (اوتیسم) می‌انجامد. این اقرارِ کوپ هیملبلاو، تمایل به بزرگ‌نماییِ عمل و سرعت معماری را نشان می‌دهد:
«زیبایی‌شناسی معماریِ مرگ در برگه‌های سفید. مرگ در اتاق‌های کاشی‌کاری‌شدۀ بیمارستان‌ها. معماریِ مرگ ناگهانی در پیاده‌رو. مسیر عبور گلوله از میان سر فروشنده در خیابان چهل‌ودو. از زبان‌های شکسته و چشمان خشک‌شده».

با این حال، به‌زعم من، معماری در قیاس با آن دسته از هنرهای دراماتیک که دربرگیرندۀ تأثیرات عاطفی ناگهانی هستند، ذاتاً کند و آرام و از لحاظ فرم هنری، کم‌انرژی است. وظیفۀ معماری، نه گریه‌انداختن یا خنداندن ما، بلکه حساس‌کردن ما در توانایی ورود به تمامی حالات عاطفی است.

من به معماری‌ای اعتقاد دارم که تجربۀ بشری را آهسته و بر آن تمرکز کند، به‌جای آن‌که بدان سرعت بخشیده یا آن را پراکنده سازد. به‌زعم من، معماری باید از خاطرات، پاسداری کرده و اصالت و استقلال تجربۀ انسانی را حفظ نماید. معماری ما را قادر می‌سازد تا بفهمیم و به یاد بیاوریم که کیستیم.

- برگرفته از:
مقالۀ «فضا، مکان، خاطره و تخیل» نوشتۀ یوهانی پالاسما، در کتاب «پرسش‌های ادراک: پدیدارشناسی معماری»، ترجمۀ علی اکبری و محمدامین شریفیان.
@PoeticsofSpace
زبان مشترک معماری و سینما
فیلم The Sacrifice
آندری تارکوفسکی

@PoeticsofSpace
به مناسبت زادروز آندری تارکوفسکی (۱۹۳۲-۱۹۸۶)، نویسنده، کارگردان و فیلمساز برجستۀ روس. از مشخصه‌های فیلم‌های او می‌توان به معناگرایانه‌بودن، با زمینه‌ای متافیزیکی به همراه برداشت‌های بلند، نامتعارف‌بودن در ساختار داراماتیک و استفادۀ هنرمندانه از تکنیک فیلمبرداری اشاره کرد.

«کودکی ایوان» (۱۹۶۲)، «آینه» (۱۹۷۴)، «استاکر» (۱۹۷۹)، «نوستالژیا» (۱۹۸۳) و «ایثار» (۱۹۸۶) از مشهورترین فیلم‌های تارکوفسکی هستند.

@PoeticsofSpace
پرسش: معماری چه‌وقت آغاز می‌شود؟
پاسخی کوتاه: هنگامی‌که کاربرِ فضا، گلدانی را در آن قرار می‌دهد.

@poeticsofspace
6 million bricks used to create a beautifully stripped back church:

Grundtvig's Church (Danish: Grundtvigs Kirke), Copenhagen, Denmark | Architect: Peder Vilhelm Jensen-Klint

@PoeticsofSpace
Nanoco-Panasonic showroom Hanoi / Vo Trong Nghia
Location: Dong Da District, Hanoi, Vietnam
Year: 2016

@PoeticsofSpace
Won & Won 63.5 / Doojin Hwang Architects
Location: Seoul, South Korea
Project year : 2015

@PoeticsofSpace
Termitary House / Tropical Space
Location: Thanh Khê District, Da Nang, Vietnam
Year: 2014

@PoeticsofSpace
پیتر زومتور:
جزئیات دستگیره‌های در

Peter Zumthor: Door handle details
Right: St. Bendict Chapel, Sumvitg, Switzerland, 1989.
Left: Kolumba Museum, Cologne, Germany, 2007.

@PoeticsofSpace
* دستگیره‌های در

«گاستون باشلار در کتاب بوطیقای فضا، خواننده را به ژرف‌اندیشی دربارۀ اهمیت دستگیره‌های در، که کودکان در سطح دیدِ چشم‌شان با آن‌ها مواجه می‌شوند، و به غور دربارۀ رمز و رازهای حافظۀ نوکِ انگشتان وا می‌دارد. چگونه بدن، و نه فقط ذهن، احساسی از قفلِ درِ خانۀ دوران کودکی‌اش را که مدت‌هاست متروک شده است، به خاطر می‌آورد؟»

برگرفته از:
- The Poetics of Space, foreword to the 1994 edition.

@PoeticsofSpace
سوم اردیبهشت، روز معمار، گرامی باد.

هنگامی که از فرانک لوید رایت، معمار بزرگ و نجیب آمریکایی، می‌پرسیدند: «محبوب‌ترین پروژه‌تان کدام است؟» می‌گفت: «پروژۀ بعدی».

@PoeticsofSpace
* «روز معمار»، سرگردانِ همیشگیِ تقویم ملی

یونسکو سال ۲۰۰۹ را به پاس خدمات ارزندۀ شیخ بهایی، عالِم، فیلسوف و ریاضی‌دان بزرگ، به نام «شیخ بهایی و نجوم‌» نام‌گذاری کرد. زادروز شیخ بهایی در تقویم کشورمان ثبت شده است، با این حال تنها معماران و دانشجویان معماری هستند که روز سوم اردیبهشت را به نام «روز معمار» جشن می‌گیرند و شورای عالی انقلاب فرهنگی، تاکنون پیشنهاد ثبت این روز به‌عنوان روز معمار را تصویب نکرده است.

اساساً در اطلاقِ لقبِ «معمار» به شیخ بهایی و این‌که روز بزرگداشت او، «روز معمار» نام گیرد، ابهامات بسیار زیادی وجود دارد. جدا از این‌که هیچ اشارۀ قابل‌توجهی به دانش و علائق معماریِ او در کتاب مستطابِ «کشکول» نمی‌شود، آثار معماری منسوب به او، همچون ساختن منار جنبان، طراحی صحن و سرای حرم رضوی، طراحی گنبد مسجد جامع عباسی اصفهان و... از منابعی نامطمئن دانسته می‌شود که به هیچ روی نمی‌توان به آن‌ها تکیه نمود.

ماجرا به همین چند اشتباه تاریخی ختم نمی‌شود؛ آن‌چه بر زبان مردم می‌چرخد، این است که شیخ در کارنامۀ معماری خود، طراحی میدان نقش جهان و محور چهارباغ را هم داشته است! در حالی که ساخت هر آن‌چه از بناهای تاریخی دوره صفوی را به شیخ منتسب می‌کنند، یک ایراد اساسی تاریخی در آن دیده می‌شود؛ این‌که در هیچ سندی نام شیخ وجود ندارد! دربارۀ حمامِ منسوب به شیخ بهایی نیز باید گفت که در تاریخِ کتیبۀ سردرِ حمام آمده است که این حمام ۳۴ سال پس از فوت ایشان ساخته شده است.

انتساب فرمول «سفیداب شیخ» به شیخ بهایی نیز ابهام دارد. پی برده شده است که آن‌چه در منابع مکتوب دربارۀ سفیداب شیخ آمده، مربوط به شیخ دیگری غیر از «شیخ بهایی» است. در اصفهان، خانواده‌ای به نام شیخ بودند که آن‌ها سازندۀ اصلی این ماده هستند؛ خانواده‌ شیخ‌های بیدآباد که نسب‌شان به شیخ زاهد گیلانی می‌رسد، نه شیخ ‌بهایی. نکتۀ جالب دیگر این‌که در آثار مکتوب شیخ‌ بهایی هم اشاره‌ای به سفیداب شیخ نشده؛ زیرا سفیداب شیخ، قدمتی بیش از دوران زندگی شیخ ‌بهایی دارد.

می‌توان گفت که چون شیخ بهایی در بین مردم از مقام بالایی برخوردار بوده است، به همین دلیل طراحیِ بیشتر بناها و مکان های مهم را به ایشان نسبت داده‌اند. نکتۀ جالب این‌که، مقالاتی که در همایش بزرگداشت شیخ بهایی در کسوت معمار و شهرساز عرضه شدند، عمدتاً با این محوریت بوده است که فلان اثر و بهمان اثر به شیخ بهایی هیچ ربطی نداشته و انتساب آن به وی در هیچ سند تاریخی نیامده است.

افزون بر این‌ها، ولادت شیخ بهایی را در ۲۶ ذیحجه سال ۹۵۳ هجری قمری دانسته‌اند، که به تقویم هجری شمسی، می‌شود ۸ اسفند سال ۹۲۵ خورشیدی؛ وفاتِ شیخ را هم در ۱۲ شوال سال ۱۰۳۰ هجری قمری گفته‌اند، که به تقویم هجری شمسی، می‌شود ۸ شهریور سال ۱۰۰۰ خورشیدی.

در مقابل، پیشنهاد شده است که «روز معمار» با روز بزرگداشتِ «قوام‌الدین شیرازی» قرین گردد. نام استاد «قوام‌الدین شیرازی»، به‌عنوان معمار، در متون تاریخی متعددی آمده است. هم‌چنین نام ایشان در کتیبه‌های بناهای مسجد گوهرشاد مشهد، و مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد ذکر شده است.

با این حال، چندپارگی و چنددستگیِ کنونی جامعۀ معماری کشور و نیز نبودِ سکان‌دار و مقامِ «مسئول» برای پیگیری ثبت یک روز برای معماران، امیدها را برای ثبت رسمی «روز معمار» در تقویم ملی کشور کمرنگ ساخته است. معلوم نیست چند روز و یا چند سال دیگر معماران ایرانی باید منتظر ثبت روز معمار در تقویم کشورمان بمانند.

- منابع برای مطالعۀ بیش‌تر:
yon.ir/LxfWP
https://goo.gl/Brjdk5
https://goo.gl/MecXqM
https://goo.gl/ROJMVY
yon.ir/ZzvdK

@PoeticsofSpace
از نظر پیتر زومتور، عوامل زیادی بر شکل‌گیری معماری تأثیر می‌گذارند که از میان آن‌ها، فرم ساده‌ترین مورد برای کنترل‌کردن است و در پایان می‌توان به آن پرداخت.

@PoeticsofSpace
Peter Zumthor at work in his Home-Studio.

به مناسبت زادروز پیتر زومتور، معمار برجستۀ سوئیسی، برندۀ جایزۀ معماری پریتزکر ۲۰۰۹، و یکی از محبوب‌ترین معماران حال حاضر جهان.

@PoeticsofSpace
* اتمسفر

هنگامی که از کیفیتِ معماری سخن می‌گوییم، منظورمان چیست؟ کیفیت در معماری – نه فقط برای من - به معنای دربرگرفتن خطوط معماری یا تاریخ معماری و یا انتخاب کارم برای چاپ در این مجله یا آن انتشارات نیست. کیفیت معماری برای من هنگامی رخ می‌دهد که ساختمانی مرا تکان دهد. «اتمسفر»، یکی از واژگانی است که می‌تواند این کیفیت را توصیف کند.

آموخته بودم که به نخستین رویارویی‌ام با هر چیز و هر کس اعتماد نکنم و به آن فرصت بیش‌تری بدهم. سال‌ها گذشت و کمی پا به سن گذاشتم. باید اعتراف کنم که به تأثیر نخستین مواجهه‌ها باور پیدا کرده‌ام. در مورد معماری نیز تا حدودی شبیه به همین است. وقتی وارد ساختمانی می‌شوم، فضایی را می‌بینم، در کسری از ثانیه، این احساس را دربارۀ آن دارم و حال‌وهوا و اتمسفرش مرا در بر می‌گیرد.

- پیتر زومتور

@PoeticsofSpace
👆 ویدئویی از شبیه‌سازیِ مراحل ساخت عبادتگاهِ «برودر کلاوس» (۲۰۰۷)، اثری منحصر به فرد از پیتر زومتور.

Peter Zumthor - Bruder Klaus chapel
Mechernich, Eifel, Germany - 2007

@PoeticsofSpace
* عبادتگاهِ برودر کلاوس - پیتر زومتور

حفرۀ فضای داخلی کلیسا، از سوزاندن تعداد زیادی تنۀ درختِ معطر به جای مانده است که به‌صورت مخروطی چیده شده و نقش قالب دیوارهای بتنی کلیسا را ایفا کرده‌اند. بوی ناشی از سوزاندن این چوب‌های مخصوص، که عطر فضاهای مذهبی را القا می‌کند، رایحه‌ای خاص به فضای غارمانندِ داخلی کلیسا (به‌مثابه خلوتگاهی برای عبادت)، اعطا کرده و اتمسفری معنوی آفریده است. هم‌چنین پس از برداشتن قالب‌ها، روزنه‌های زیادی در جداره‌ها بر جای مانده است که همراه با بلورهای کوچکی که بر شیارهای این دیوارهای تیره‌رنگ تعبیه شده‌اند، حس و حالِ آسمان پرستارۀ شب را تداعی کرده و بر معنویت فضای کلیسا می‌افزاید.

سکوتِ زیبای کلیسا و پیوند دراماتیک آن با محیط طبیعی پیرامونش، حضور در این عبادتگاه را برای مخاطبانش خاطره‌انگیز می‌سازد. با وجودِ سطوح و لبه‌های زمختِ بافتِ بتنی، این کلیسا برای مخاطب به‌هیچ‌وجه بروتال و خشن به نظر نمی‌رسد و در عوض، کیفیاتِ همیشگیِ معماری زومتور را در بر دارد: «متانت، بداهت، ماندگاری، حضور، و کمال؛ و نیز صمیمیت و اتمسفر چندحسی».

@PoeticsofSpace
فضای داخلی همچون آسمانِ پرستارۀ شب، در آثار پیتر زومتور.

Right: Bruder Klaus chapel, Mechernich, Eifel, Germany, 2007.
Left: Kolumba Museum, Cologne, Germany, 2007.

@PoeticsofSpace
Bruder Klaus chapel/ Peter Zumthor
Location: Mechernich, Eifel, Germany
Year: 2007

@PoeticsofSpace