◼️🔶فاصلهگیری اجتماعی برای اغلب مردم مفهومی جدید و غیرعادی است، اما بیش از پنجاه سال پیش از شیوع ویروس کرونا، ادوارد تی. هال دربارۀ پدیدۀ «فاصلۀ اجتماعی» صحبت کرده است. او در کتابِ «بُعد پنهان» نشان میدهد که همهچیز، از مبلمان گرفته تا معماری و شهر را میتوان بهواسطۀ این انتظارات درونیِ ما از نحوۀ سازماندهی فضاها طراحی کرد.
📕به گفتۀ هال عدم رعایت فاصلۀ اجتماعی ممکن است سبب بروز تأثیرات روانی مثل خشم و ناراحتی شود. امروزه با عدم رعایت این فاصله، ویروس کرونا نیز بین انسانها منتقل میشود.
@PoeticsofSpace
📕به گفتۀ هال عدم رعایت فاصلۀ اجتماعی ممکن است سبب بروز تأثیرات روانی مثل خشم و ناراحتی شود. امروزه با عدم رعایت این فاصله، ویروس کرونا نیز بین انسانها منتقل میشود.
@PoeticsofSpace
⭕️📕 یوهانی پالاسما از تأثیرگذاری کتابِ «بُعد پنهان»، نوشتۀ ادوارد تی. هال میگوید. کتابی که «معماران آن را فراموش کردهاند».
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
Forwarded from بوطیقای فضا
فضای داخلی همچون آسمانِ پرستارۀ شب، در آثار پیتر زومتور.
Right: Bruder Klaus chapel, Mechernich, Eifel, Germany, 2007.
Left: Kolumba Museum, Cologne, Germany, 2007.
@PoeticsofSpace
Right: Bruder Klaus chapel, Mechernich, Eifel, Germany, 2007.
Left: Kolumba Museum, Cologne, Germany, 2007.
@PoeticsofSpace
🔻◼️در این لینک میتوانید دربارۀ «موزۀ کلومبا» زومتور، مطالب جالبی را بخوانید:
http://etoood.com/NewsShow.aspx?nw=4831
http://etoood.com/NewsShow.aspx?nw=4831
⭕️ هزارتوهای خورخه لوئیس بورخس
◼️در موزه کلومبا اثر پیتر زومتور
📕#خورخه_لوئیس_بورخس در سال ۱۹۶۲ در مجموعه داستانهای تخیلی «هزارتوها» (لابیرنتها)، جهانی متشکل از مارپیچها و آینهها، و تفکرات فلسفی دربارۀ «زمان» و «واقعیت» را خلق کرده است. هدف از تفکر، به عقیدۀ بورخس، نه کسب معرفت بلکه حواسپرتی است: با یک ایدۀ ذهنی آغاز میکند، فضایی برای آن ایده میآفریند تا فرم پیدا کند، و سپس، کاوش تفکر و فضا است که طنینِ زمان را امکانپذیر میکند. (دیاگرام بالا)
#پیتر_زومتور در طراحی «موزۀ کلومبا» در شهر کلن آلمان، سایت باستانی (متعلق به نیمۀ قرن اول میلادی)، کلیسای کوچک (۱۹۴۷)، و ویرانههای کلیسای گوتیک را به هم پیوند میدهد و اثری منسجم میآفریند. تد هیوز میگوید وقتی اوویدیوس (شاعر رومی)، کتاب «دگردیسیها» را نوشت، «بهترین فرد، با بهترین روایت، در بهترین زمان ممکن» بود. این موضوع دربارۀ زومتور هم صدق میکند که در سال ۱۹۹۷ برندۀ مسابقۀ «موزۀ تأمل» شد. او در این موزه این امکان را فراهم کرده است تا تاریخ، زمان و مداخلات جدید به مکانی برای تأمل (ذهن) و تجربه (بدن) تبدیل شود.
تقابل میان دنیای واقعی و غیرواقعی در موزه کلومبا، شاعرانگی میآفریند. زومتور هنگام افتتاح موزه در سال ۱۹۹۷ گفت: «این پروژه از درون به بیرون پدید آمده است.» نمای موزۀ کلومبا، اتمسفری از آسمان پرستارۀ شب را در فضای ویرانهها خلق میکند. نور و صداهای بیرون از ورای آجرهای متخلخل نمای دوپوسته نفوذ میکنند؛ مصالح جدید و قدیمی موزه درهممیآمیزند و شکافهای زمان را پُر میکنند. در فضای درون، زمان بازمیایستد؛ درست همچون زمانی که در افکارمان غرق میشویم.
فضای ویرانههای موزه، اگرچه مفهومی مشابه با هزارتوی بورخس دارد، اما بهجای تصور و تخیل، از بقایای تاریخ ساخته شده است. مکانی که باعث تحریک معرفت، درک، تأمل و کنش ما میشود. مفهوم «هزارتو» ازنظر بورخس، به معنای جابهجایی و گمشدن است. اما زومتور آن را بهمثابه بازتابی از تاریخ مکان و تجربۀ بازیافتنِ خویشتن بازتعریف میکند.
◼️ برگرفته از: tyemcbride.com
🔶 ترجمه: کانال بوطیقای فضا
@PoeticsofSpace
◼️در موزه کلومبا اثر پیتر زومتور
📕#خورخه_لوئیس_بورخس در سال ۱۹۶۲ در مجموعه داستانهای تخیلی «هزارتوها» (لابیرنتها)، جهانی متشکل از مارپیچها و آینهها، و تفکرات فلسفی دربارۀ «زمان» و «واقعیت» را خلق کرده است. هدف از تفکر، به عقیدۀ بورخس، نه کسب معرفت بلکه حواسپرتی است: با یک ایدۀ ذهنی آغاز میکند، فضایی برای آن ایده میآفریند تا فرم پیدا کند، و سپس، کاوش تفکر و فضا است که طنینِ زمان را امکانپذیر میکند. (دیاگرام بالا)
#پیتر_زومتور در طراحی «موزۀ کلومبا» در شهر کلن آلمان، سایت باستانی (متعلق به نیمۀ قرن اول میلادی)، کلیسای کوچک (۱۹۴۷)، و ویرانههای کلیسای گوتیک را به هم پیوند میدهد و اثری منسجم میآفریند. تد هیوز میگوید وقتی اوویدیوس (شاعر رومی)، کتاب «دگردیسیها» را نوشت، «بهترین فرد، با بهترین روایت، در بهترین زمان ممکن» بود. این موضوع دربارۀ زومتور هم صدق میکند که در سال ۱۹۹۷ برندۀ مسابقۀ «موزۀ تأمل» شد. او در این موزه این امکان را فراهم کرده است تا تاریخ، زمان و مداخلات جدید به مکانی برای تأمل (ذهن) و تجربه (بدن) تبدیل شود.
تقابل میان دنیای واقعی و غیرواقعی در موزه کلومبا، شاعرانگی میآفریند. زومتور هنگام افتتاح موزه در سال ۱۹۹۷ گفت: «این پروژه از درون به بیرون پدید آمده است.» نمای موزۀ کلومبا، اتمسفری از آسمان پرستارۀ شب را در فضای ویرانهها خلق میکند. نور و صداهای بیرون از ورای آجرهای متخلخل نمای دوپوسته نفوذ میکنند؛ مصالح جدید و قدیمی موزه درهممیآمیزند و شکافهای زمان را پُر میکنند. در فضای درون، زمان بازمیایستد؛ درست همچون زمانی که در افکارمان غرق میشویم.
فضای ویرانههای موزه، اگرچه مفهومی مشابه با هزارتوی بورخس دارد، اما بهجای تصور و تخیل، از بقایای تاریخ ساخته شده است. مکانی که باعث تحریک معرفت، درک، تأمل و کنش ما میشود. مفهوم «هزارتو» ازنظر بورخس، به معنای جابهجایی و گمشدن است. اما زومتور آن را بهمثابه بازتابی از تاریخ مکان و تجربۀ بازیافتنِ خویشتن بازتعریف میکند.
◼️ برگرفته از: tyemcbride.com
🔶 ترجمه: کانال بوطیقای فضا
@PoeticsofSpace
🔴 پیتر زومتور در کتابِ «اتمسفر» فاکتورهای نُهگانهای را مطرح میکند که میتوانند اتمسفرهای معماری را پدید آورند. از نظر زومتور، در آفرینش اتمسفرها این عوامل نسبت به فرم در معماری اولویت مییابند.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
Forwarded from بوطیقای فضا
Atmospheres.pdf
13.6 MB
⭕️ بازنویسی برنامۀ معماری - لویی کان
◼️شاید بگویید که وظیفۀ معماری، انتظامبخشیدن به فضاها یا تعیین عرصههای آنهاست. [اما] اگر برنامه را بگیریم و همان را به کارفرما تحویل دهیم، انگار داریم داروهای تجویزشدۀ پزشک را تحویل میدهیم. برنامۀ اولیه معمولاً برنامهای مُرده است که حسِ تازگی و خواستی برای زندگیکردن ندارد. وظیفۀ ما بهعنوان معمار حرفهای این است که برنامۀ کارفرما را به فضاهایی نهادی ترجمه کنیم که ساختمان باید در خدمتشان باشد.
🔶من هرگز برنامۀ پروژههایم را کلمهبهکلمه نمیخوانم. چون مربوط به این است که چقدر پول دارید، و فضاها کجا باید قرار بگیرند، و چه تعداد فضا نیاز است. ربطی به ماهیت مسئله ندارد. پس باید ابتدا به ماهیت توجه کرد. پس از تأمل در ماهیت، اولین کار بازنویسی برنامه است. سپس تفاسیر به آن ضمیمه میشود. برنامه بهتنهایی معنا ندارد، زیرا ما با فضا سروکار داریم. بنابراین خطوط اولیهای را که حاوی افکارمان دربارۀ ماهیت است، ضمیمه میکنیم.
🔶همواره فضای بیشتری ازآنچه در برنامه آمده لازم است، زیرا برنامهای که غیرمعمار بنویسد همیشه تقلیدی از بناهای دیگر است. مثلاً نامهای به پیکاسو بنویسیم و بگوییم: «من یک نقاشی پرتره میخواهم ... دو چشم روی آن باشد ... و یک بینی ... و فقط یک دهان». ما چنین نامهای نمینویسیم، زیرا با یک هنرمند مواجهیم. در معماری، با فضاهایی سروکار دارید که الهام میشوند، پس معمار باید نیازهای ماهیت محیط را درنظر بگیرد که الهامبخش فعالیتهای نهاد انسان است. معمار در طراحی مدرسه یا اداره، کلیسا یا کارخانه یا بیمارستان، نهاد انسان را میبیند.
🔶در طراحی مجلس داکا، مسجد را ورودی کردم. من به ماهیت آن عمل کردم، زیرا متوجه شدم که مردم آنجا روزانه پنج بار نماز میخوانند. برنامه گفته بود که باید نمازخانهای به مساحت ۲۸۰مترمربع و گنجهای برای نگهداری سجادهها طراحی شود. من آن را تبدیل به مسجدی بهعنوان ورودی کردم که ۲۸۰۰مترمربع مساحت داشت و سجادههایش همیشه روی زمین بود. وقتی طرح را برای مسئولان توضیح دادم، بلافاصله پذیرفتند.
📚 - برگرفته از کتابِ لویی کان: گفتگو با دانشجویان.
@PoeticsofSpace
◼️شاید بگویید که وظیفۀ معماری، انتظامبخشیدن به فضاها یا تعیین عرصههای آنهاست. [اما] اگر برنامه را بگیریم و همان را به کارفرما تحویل دهیم، انگار داریم داروهای تجویزشدۀ پزشک را تحویل میدهیم. برنامۀ اولیه معمولاً برنامهای مُرده است که حسِ تازگی و خواستی برای زندگیکردن ندارد. وظیفۀ ما بهعنوان معمار حرفهای این است که برنامۀ کارفرما را به فضاهایی نهادی ترجمه کنیم که ساختمان باید در خدمتشان باشد.
🔶من هرگز برنامۀ پروژههایم را کلمهبهکلمه نمیخوانم. چون مربوط به این است که چقدر پول دارید، و فضاها کجا باید قرار بگیرند، و چه تعداد فضا نیاز است. ربطی به ماهیت مسئله ندارد. پس باید ابتدا به ماهیت توجه کرد. پس از تأمل در ماهیت، اولین کار بازنویسی برنامه است. سپس تفاسیر به آن ضمیمه میشود. برنامه بهتنهایی معنا ندارد، زیرا ما با فضا سروکار داریم. بنابراین خطوط اولیهای را که حاوی افکارمان دربارۀ ماهیت است، ضمیمه میکنیم.
🔶همواره فضای بیشتری ازآنچه در برنامه آمده لازم است، زیرا برنامهای که غیرمعمار بنویسد همیشه تقلیدی از بناهای دیگر است. مثلاً نامهای به پیکاسو بنویسیم و بگوییم: «من یک نقاشی پرتره میخواهم ... دو چشم روی آن باشد ... و یک بینی ... و فقط یک دهان». ما چنین نامهای نمینویسیم، زیرا با یک هنرمند مواجهیم. در معماری، با فضاهایی سروکار دارید که الهام میشوند، پس معمار باید نیازهای ماهیت محیط را درنظر بگیرد که الهامبخش فعالیتهای نهاد انسان است. معمار در طراحی مدرسه یا اداره، کلیسا یا کارخانه یا بیمارستان، نهاد انسان را میبیند.
🔶در طراحی مجلس داکا، مسجد را ورودی کردم. من به ماهیت آن عمل کردم، زیرا متوجه شدم که مردم آنجا روزانه پنج بار نماز میخوانند. برنامه گفته بود که باید نمازخانهای به مساحت ۲۸۰مترمربع و گنجهای برای نگهداری سجادهها طراحی شود. من آن را تبدیل به مسجدی بهعنوان ورودی کردم که ۲۸۰۰مترمربع مساحت داشت و سجادههایش همیشه روی زمین بود. وقتی طرح را برای مسئولان توضیح دادم، بلافاصله پذیرفتند.
📚 - برگرفته از کتابِ لویی کان: گفتگو با دانشجویان.
@PoeticsofSpace
Louis Kahn - Conversations with Students.pdf
1.3 MB
◼️نسخه انگلیسی کتاب «لویی کان: گفتگو با دانشجویان»
📕Louis I. Kahn: Conversations with Students
◻️English - 90 pages
🔸Published by Princeton Architectural Press, 1998
@PoeticsofSpace
📕Louis I. Kahn: Conversations with Students
◻️English - 90 pages
🔸Published by Princeton Architectural Press, 1998
@PoeticsofSpace