رافائل آراندا، یکی از اعضای گروه RCR که برندۀ پریتزکر ۲۰۱۷ شدهاند، بیان کرده است: «همواره سعی کردهایم نوعی معماری خلق کنیم که مردم آن را 'احساس کنند' - که حواس را برانگیزد.»
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
اتمسفر چندحسی بهمثابه واسطۀ دگرگونی ادراک انسان از فضای معماری در اثر برجستۀ گروه RCR، برندۀ پریتزکر 2017.
Les Cols Pavilions / RCR Arquitectes
Location: Girona, Spain
Year: 2005
@PoeticsofSpace
Les Cols Pavilions / RCR Arquitectes
Location: Girona, Spain
Year: 2005
@PoeticsofSpace
* معماریِ احساس
پاویونهای Les Cols، از آثار جالب توجه گروه اسپانیایی RCR (برندگان جایزۀ معماری پریتزکر ۲۰۱۷)، هستند. خلق اتمسفر چندحسی و تأکید بر احساس و ادراک بدنمند، کیفیت ممتاز و متمایز این اثر است؛ از این حیث، این پروژه شباهت بسیاری با حمام آب گرم والس در سوئیس، اثر پیتر زومتور دارد که پیشتر در سال ۱۹۹۶ اجرا شده بود.
به تأسی از دیدگاههای موریس مرلو-پونتی، نویسندۀ کتاب پدیدارشناسی ادراک، باید اذعان کرد که معنا در هنر و معماریِ پس از مدرن، به بدن بازمیگردد؛ بدنی که همواره بهعنوان هستۀ معناساز، در تمامی تجاربمان حضور دارد. همانطور که آلبرتو پرز-گومز، نظریهپرداز برجستۀ معماری معاصر به زیبایی بیان کرده است: «ما نه تنها بدن 'داریم'؛ بلکه بدنهایمان 'هستیم'.»
@PoeticsofSpace
لینک پروژه در سایت آرکدیلی:
http://www.archdaily.com/703751/les-cols-pavilions-slash-rcr-arquitectes
پاویونهای Les Cols، از آثار جالب توجه گروه اسپانیایی RCR (برندگان جایزۀ معماری پریتزکر ۲۰۱۷)، هستند. خلق اتمسفر چندحسی و تأکید بر احساس و ادراک بدنمند، کیفیت ممتاز و متمایز این اثر است؛ از این حیث، این پروژه شباهت بسیاری با حمام آب گرم والس در سوئیس، اثر پیتر زومتور دارد که پیشتر در سال ۱۹۹۶ اجرا شده بود.
به تأسی از دیدگاههای موریس مرلو-پونتی، نویسندۀ کتاب پدیدارشناسی ادراک، باید اذعان کرد که معنا در هنر و معماریِ پس از مدرن، به بدن بازمیگردد؛ بدنی که همواره بهعنوان هستۀ معناساز، در تمامی تجاربمان حضور دارد. همانطور که آلبرتو پرز-گومز، نظریهپرداز برجستۀ معماری معاصر به زیبایی بیان کرده است: «ما نه تنها بدن 'داریم'؛ بلکه بدنهایمان 'هستیم'.»
@PoeticsofSpace
لینک پروژه در سایت آرکدیلی:
http://www.archdaily.com/703751/les-cols-pavilions-slash-rcr-arquitectes
ArchDaily
Les Cols Pavilions / RCR Arquitectes
Completed in 2005 in Girona, SpainThe program aims to provide a place to rest overnight next to Les Cols restaurant. The place is the isolated area surrounding the farmhouse Les Cols...
* لوئیس باراگان
لوئیس باراگان (۱۹۸۸ – ۱۹۰۲)، از مطرحترین معماران مکزیکی قرن بیستم بوده و در سال ۱۹۸۰ به کسب جایزۀ معماری پریتزکر، والاترین جایزۀ معماری در جهان، نائل آمده است. خانه و استودیوی شخصی او در سال ۲۰۰۴ توسط یونسکو بهعنوان میراث جهانی ثبت گردیده است. آثار باراگان در سرتاسر جهان همواره توسط معماران حرفهای و دانشجویان معماری مورد بازدید قرار گرفته و الهامبخش آنهاست.
باراگان در سخنرانیاش برای دریافت جایزه پریتزکر بیان کرده است:
«به نظر میرسد چیزی که امروز در معماری اتفاق میافتد از کلماتی مانند، زیبایی، الهام، جادو، طلسم و دلربایی، و همچنین از مفهوم آرامش و سکوت، جذابیت و صمیمیت به دور است. من این را یک اعلام خطر میدانم. من از اینکه ممکن است در بعضی آثارم نتوانسته باشم حق مفاهیمی را که از آنها یاد کردم، به جا آورم معذرت میخواهم. آنها همیشه هدایتگر من بودهاند. چیزی که برای هر معمار ضروری است اینست که بداند چگونه ببیند. منظورم دیدی است که به چهار میخِ تحلیلهای منطقی کشیده نشده باشد؛ دیدی آزاد و تازه.»
@PoeticsofSpace
لوئیس باراگان (۱۹۸۸ – ۱۹۰۲)، از مطرحترین معماران مکزیکی قرن بیستم بوده و در سال ۱۹۸۰ به کسب جایزۀ معماری پریتزکر، والاترین جایزۀ معماری در جهان، نائل آمده است. خانه و استودیوی شخصی او در سال ۲۰۰۴ توسط یونسکو بهعنوان میراث جهانی ثبت گردیده است. آثار باراگان در سرتاسر جهان همواره توسط معماران حرفهای و دانشجویان معماری مورد بازدید قرار گرفته و الهامبخش آنهاست.
باراگان در سخنرانیاش برای دریافت جایزه پریتزکر بیان کرده است:
«به نظر میرسد چیزی که امروز در معماری اتفاق میافتد از کلماتی مانند، زیبایی، الهام، جادو، طلسم و دلربایی، و همچنین از مفهوم آرامش و سکوت، جذابیت و صمیمیت به دور است. من این را یک اعلام خطر میدانم. من از اینکه ممکن است در بعضی آثارم نتوانسته باشم حق مفاهیمی را که از آنها یاد کردم، به جا آورم معذرت میخواهم. آنها همیشه هدایتگر من بودهاند. چیزی که برای هر معمار ضروری است اینست که بداند چگونه ببیند. منظورم دیدی است که به چهار میخِ تحلیلهای منطقی کشیده نشده باشد؛ دیدی آزاد و تازه.»
@PoeticsofSpace
موریس مرلو-پونتی در کتاب مشهور خود، پدیدارشناسی ادراک، شرح میدهد که: «فضا از جنسِ وجود است، همانطور که وجود، فضامند است.»
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
* موریس مرلو-پونتی
(Maurice Merleau-Ponty)
موریس مرلو-پونتی (۱۴ مارس ۱۹۰۸ - ۳ مه ۱۹۶۱)، فیلسوف مشهور فرانسوی و از مطرحترین پدیدارشناسان قرن بیستم بود. شاخۀ اصلی کار او، پدیدارشناسی ادراک، یکی از سه سنت مهم در پدیدارشناسی محسوب میشود. او از پژوهشهای هوسرل فراتر رفت و نشان داد که دوگانگی سوژه و ابژه در کار نیست. مرلو-پونتی در کتاب پدیدارشناسی ادراک (۱۹۴۵)، نوع پُرمایهای از پدیدارشناسی را پرورد که بر نقش بدن در تجربۀ بشری تأکید میورزید.
مرلو-پونتی، برخلاف هوسرل، هایدگر و سارتر، بر «تصویر بدن»، تجربۀ ما از بدن خودمان و اهمیت آن در فعالیتهایمان متمرکز شد. او با بسطدادن شرح هوسرل از بدن زیسته (در برابر بدن فیزیکی)، جداسازی دکارتی سنتی ذهن و بدن را رد کرد، آن هم به این دلیل که تصویر بدن من، به عبارتی، خودِ من است در عملِ درگیرانهام با چیزهایی که ادراک میکنم از جمله دیگران. پدیدارشناسی او نقش توجه در گسترۀ پدیداری، تجربۀ بدن، مکانمندیِ بدن و تحرک بدن را بررسی میکرد.
دیدگاههای مرلو-پونتی دربارهٔ پدیدارشناسی ادراک حسی، تن و بدن و رابطۀ آنها با فضا و مکان، بهطور مستقیم و یا غیرمستقیم بر اندیشهها و آثار معماری یوهانی پالاسما، استیون هال، پیتر زومتور، و حتی دفتر معماری آر.سی.آر. (برندۀ جایزۀ پریتزکر ۲۰۱۷) تأثیر گذاشته و الهامبخش آنها بوده است.
@PoeticsofSpace
(Maurice Merleau-Ponty)
موریس مرلو-پونتی (۱۴ مارس ۱۹۰۸ - ۳ مه ۱۹۶۱)، فیلسوف مشهور فرانسوی و از مطرحترین پدیدارشناسان قرن بیستم بود. شاخۀ اصلی کار او، پدیدارشناسی ادراک، یکی از سه سنت مهم در پدیدارشناسی محسوب میشود. او از پژوهشهای هوسرل فراتر رفت و نشان داد که دوگانگی سوژه و ابژه در کار نیست. مرلو-پونتی در کتاب پدیدارشناسی ادراک (۱۹۴۵)، نوع پُرمایهای از پدیدارشناسی را پرورد که بر نقش بدن در تجربۀ بشری تأکید میورزید.
مرلو-پونتی، برخلاف هوسرل، هایدگر و سارتر، بر «تصویر بدن»، تجربۀ ما از بدن خودمان و اهمیت آن در فعالیتهایمان متمرکز شد. او با بسطدادن شرح هوسرل از بدن زیسته (در برابر بدن فیزیکی)، جداسازی دکارتی سنتی ذهن و بدن را رد کرد، آن هم به این دلیل که تصویر بدن من، به عبارتی، خودِ من است در عملِ درگیرانهام با چیزهایی که ادراک میکنم از جمله دیگران. پدیدارشناسی او نقش توجه در گسترۀ پدیداری، تجربۀ بدن، مکانمندیِ بدن و تحرک بدن را بررسی میکرد.
دیدگاههای مرلو-پونتی دربارهٔ پدیدارشناسی ادراک حسی، تن و بدن و رابطۀ آنها با فضا و مکان، بهطور مستقیم و یا غیرمستقیم بر اندیشهها و آثار معماری یوهانی پالاسما، استیون هال، پیتر زومتور، و حتی دفتر معماری آر.سی.آر. (برندۀ جایزۀ پریتزکر ۲۰۱۷) تأثیر گذاشته و الهامبخش آنها بوده است.
@PoeticsofSpace
«معنای معماری در فاصلۀ آن با عملکرد نهفته است.»
Stone Sculpture Museum for the Fondation Kubach-Wilmsen, Germany, by Tadao Ando
@PoeticsofSpace
Stone Sculpture Museum for the Fondation Kubach-Wilmsen, Germany, by Tadao Ando
@PoeticsofSpace
یکی از بهترین کتابها دربارۀ آثار معماری تادائو آندو:
Tadao Ando: 1995-2010
by Francesco Dal Co
Publisher: Prestel (2010)
English, 592 pages
@PoeticsofSpace
Tadao Ando: 1995-2010
by Francesco Dal Co
Publisher: Prestel (2010)
English, 592 pages
@PoeticsofSpace
"You say to brick, 'What do you want, brick?' ... Brick says to you, 'I like an arch.' If you say to brick, 'Arches are expensive, and I can use a concrete lintel over an opening. What do you think of that, brick?' Brick says, 'I like an arch.'"
- Louis I. Kahn
وقتی میخواهید مادهای را به حضور درآورید، باید به ذاتِ آن رجوع کنید. برای مثال، اگر در فکرِ آجر هستید و از آن بپرسید: «دلت چی میخواد آجر؟»، آجر به شما میگوید: «من قوس دوست دارم». اگر در پاسخ به آجر بگویید: «ببین، قوس خیلی گرونه. میتونم یه نعلدرگاهِ بتنی بذارم بالای هر گشودگی. نظرت چیه؟». آجر میگوید: «من قوس دوست دارم».
وقتی شما از آجر استفاده میکنید، نباید به این دلیل باشد که در حال حاضر چیز دیگری در اختیار شما نیست یا چون آجر ارزانتر از دیگر مصالح است. شما باید از آجر به گونهای استفاده کنید که امکان نمایش تمام شکوهش را داشته باشد. این تنها نوعِ استفادۀ شایسته از آجر است.
@PoeticsofSpace
- Louis I. Kahn
وقتی میخواهید مادهای را به حضور درآورید، باید به ذاتِ آن رجوع کنید. برای مثال، اگر در فکرِ آجر هستید و از آن بپرسید: «دلت چی میخواد آجر؟»، آجر به شما میگوید: «من قوس دوست دارم». اگر در پاسخ به آجر بگویید: «ببین، قوس خیلی گرونه. میتونم یه نعلدرگاهِ بتنی بذارم بالای هر گشودگی. نظرت چیه؟». آجر میگوید: «من قوس دوست دارم».
وقتی شما از آجر استفاده میکنید، نباید به این دلیل باشد که در حال حاضر چیز دیگری در اختیار شما نیست یا چون آجر ارزانتر از دیگر مصالح است. شما باید از آجر به گونهای استفاده کنید که امکان نمایش تمام شکوهش را داشته باشد. این تنها نوعِ استفادۀ شایسته از آجر است.
@PoeticsofSpace
* پدیدارشناسی هوسرل و مرلوپونتی
فایل فوق، کتابچۀ «پدیدارشناسی هوسرل و مرلوپونتی»، ترجمهای بسیار ارزشمند از علینجات غلامی است که به رایگان در دسترس علاقهمندان قرار داده است؛ ترجمهای از مقالۀ بلند و مفصل سین دی. کِلی در فصل ششم از کتاب رهنمون فلسفه معاصر بلکول، با عنوانِ Edmund Husserl and Phenomenology.
این کتابچه، مجلد چهارم از کتابچههای پدیدارشناسی به شمار میرود که توسط علینجات غلامی گردآوری و به فارسی برگردانده شدهاند.
مطالعۀ این کتابچه، بهویژه بخشِ پایانی آن که به مرلوپونتی اختصاص یافته است، بهشدت به علاقهمندان مباحث حوزۀ پدیدارشناسی معماری توصیه میشود.
@PoeticsofSpace
فایل فوق، کتابچۀ «پدیدارشناسی هوسرل و مرلوپونتی»، ترجمهای بسیار ارزشمند از علینجات غلامی است که به رایگان در دسترس علاقهمندان قرار داده است؛ ترجمهای از مقالۀ بلند و مفصل سین دی. کِلی در فصل ششم از کتاب رهنمون فلسفه معاصر بلکول، با عنوانِ Edmund Husserl and Phenomenology.
این کتابچه، مجلد چهارم از کتابچههای پدیدارشناسی به شمار میرود که توسط علینجات غلامی گردآوری و به فارسی برگردانده شدهاند.
مطالعۀ این کتابچه، بهویژه بخشِ پایانی آن که به مرلوپونتی اختصاص یافته است، بهشدت به علاقهمندان مباحث حوزۀ پدیدارشناسی معماری توصیه میشود.
@PoeticsofSpace
اتمسفرِ منظرِ شبانه:
تراس کافه در شب، از آثار برجستۀ نقاش پستامپرسیونیست هلندی، ونسان ونگوگ، در سال ۱۸۸۸ در شهر آرل واقع در جنوب فرانسه خلق شده است.
@PoeticsofSpace
تراس کافه در شب، از آثار برجستۀ نقاش پستامپرسیونیست هلندی، ونسان ونگوگ، در سال ۱۸۸۸ در شهر آرل واقع در جنوب فرانسه خلق شده است.
@PoeticsofSpace
* اتمسفرها
اگرچه «اتمسفر» و حالوهوا، کیفیات فراگیر محیطها و فضاهایمان هستند، چندان در معماری مورد بررسی، ارزیابی و نظریهپردازی قرار نگرفتهاند. به نظر میرسد که اتمسفر در ادبیات، سینما، تئاتر و نقاشی بیشتر از معماری شناخته شده باشد. حتی تصویرسازی نقاشی نیز با اتمسفر یا احساسی کلی همراه است؛ مهمترین عامل یکپارچگیِ نقاشیها، معمولاً احساسِ روشنایی و رنگ ویژۀ آنهاست. در رویکردِ «نقاشی اتمسفری»، اجزای فرمی و ساختاری تشکیلدهندۀ آثار، به عمد و به نفعِ اتمسفرِ بیشکل و فراگیر، و در راستای مطرحساختن دما، رطوبت و حرکات ظریف هوا وانهاده میشوند. «قلمروی رنگِ» نقاشان نیز به طور مشابهی، فرمها و محدودهها را به جهت بهرهمندی از برهمکنش شدید رنگ، به کناری مینهد.
برگرفته از:
Pallasmaa, J., (2011), "Space, Place and Atmosphere: Peripheral Perception in Existential Experience", Ghost 13 International Architecture Conference, 9th June 2011, Nova Scotia, Canada.
@PoeticsofSpace
اگرچه «اتمسفر» و حالوهوا، کیفیات فراگیر محیطها و فضاهایمان هستند، چندان در معماری مورد بررسی، ارزیابی و نظریهپردازی قرار نگرفتهاند. به نظر میرسد که اتمسفر در ادبیات، سینما، تئاتر و نقاشی بیشتر از معماری شناخته شده باشد. حتی تصویرسازی نقاشی نیز با اتمسفر یا احساسی کلی همراه است؛ مهمترین عامل یکپارچگیِ نقاشیها، معمولاً احساسِ روشنایی و رنگ ویژۀ آنهاست. در رویکردِ «نقاشی اتمسفری»، اجزای فرمی و ساختاری تشکیلدهندۀ آثار، به عمد و به نفعِ اتمسفرِ بیشکل و فراگیر، و در راستای مطرحساختن دما، رطوبت و حرکات ظریف هوا وانهاده میشوند. «قلمروی رنگِ» نقاشان نیز به طور مشابهی، فرمها و محدودهها را به جهت بهرهمندی از برهمکنش شدید رنگ، به کناری مینهد.
برگرفته از:
Pallasmaa, J., (2011), "Space, Place and Atmosphere: Peripheral Perception in Existential Experience", Ghost 13 International Architecture Conference, 9th June 2011, Nova Scotia, Canada.
@PoeticsofSpace
میلان کوندرا، نویسندۀ بزرگ چکتبار فرانسوی. رمان «سَبُکیِ تحملناپذیرِ هستی»، که در ایران بیشتر با نام «بار هستی» شناخته میشود، از مشهورترین آثار اوست.
@PoeticsofSpace
@PoeticsofSpace
* آهستگی و بهیادآوردن،
سرعت و فراموشکردن
میلان کوندرا گفته است: «پیوندی نهان میان آهستگی و حافظه، و میان سرعت و فراموشی وجود دارد ... میزانِ کُندی بهطور مستقیم با شدتِ بهخاطرسپردن در تناسب است، و میزان سرعت بهصورت مستقیم با شدت فراموشی». در زندگیِ شتابگرفتۀ امروزی، نهایتاً میتوانیم دریافت کنیم، نه اینکه به خاطر بسپاریم. در جامعۀ نمایشی، تنها میتوانیم حیرتزده شویم، نه اینکه بهخاطر سپاریم.
سرعت و شفافیت، بهیادآوردن را دشوار میسازند، اما این دو از حدود یک قرن پیش، یعنی زمان اعلان بیانیۀ فوتوریستها توسط اف. تی. مارینتی، افسونهای بنیادین مدرنیته بودهاند: «شکوه و عظمت جهان مملو از زیبایی جدیدی شده است؛ زیباییِ سرعت»، و کارل مارکس پیشبینی کرده است که «هر آنچه سخت و استوار است دود میشود و به هوا میرود».
امروزه حتی معماری نیز به دنبال بهوجودآوردن احساس سرعت، اغواگری و ارضای آنی است که در نهایت به درخودماندگی (اوتیسم) میانجامد. این اقرارِ کوپ هیملبلاو، تمایل به بزرگنماییِ عمل و سرعت معماری را نشان میدهد:
«زیباییشناسی معماریِ مرگ در برگههای سفید. مرگ در اتاقهای کاشیکاریشدۀ بیمارستانها. معماریِ مرگ ناگهانی در پیادهرو. مسیر عبور گلوله از میان سر فروشنده در خیابان چهلودو. از زبانهای شکسته و چشمان خشکشده».
با این حال، بهزعم من، معماری در قیاس با آن دسته از هنرهای دراماتیک که دربرگیرندۀ تأثیرات عاطفی ناگهانی هستند، ذاتاً کند و آرام و از لحاظ فرم هنری، کمانرژی است. وظیفۀ معماری، نه گریهانداختن یا خنداندن ما، بلکه حساسکردن ما در توانایی ورود به تمامی حالات عاطفی است.
من به معماریای اعتقاد دارم که تجربۀ بشری را آهسته و بر آن تمرکز کند، بهجای آنکه بدان سرعت بخشیده یا آن را پراکنده سازد. بهزعم من، معماری باید از خاطرات، پاسداری کرده و اصالت و استقلال تجربۀ انسانی را حفظ نماید. معماری ما را قادر میسازد تا بفهمیم و به یاد بیاوریم که کیستیم.
- برگرفته از:
مقالۀ «فضا، مکان، خاطره و تخیل» نوشتۀ یوهانی پالاسما، در کتاب «پرسشهای ادراک: پدیدارشناسی معماری»، ترجمۀ علی اکبری و محمدامین شریفیان.
@PoeticsofSpace
سرعت و فراموشکردن
میلان کوندرا گفته است: «پیوندی نهان میان آهستگی و حافظه، و میان سرعت و فراموشی وجود دارد ... میزانِ کُندی بهطور مستقیم با شدتِ بهخاطرسپردن در تناسب است، و میزان سرعت بهصورت مستقیم با شدت فراموشی». در زندگیِ شتابگرفتۀ امروزی، نهایتاً میتوانیم دریافت کنیم، نه اینکه به خاطر بسپاریم. در جامعۀ نمایشی، تنها میتوانیم حیرتزده شویم، نه اینکه بهخاطر سپاریم.
سرعت و شفافیت، بهیادآوردن را دشوار میسازند، اما این دو از حدود یک قرن پیش، یعنی زمان اعلان بیانیۀ فوتوریستها توسط اف. تی. مارینتی، افسونهای بنیادین مدرنیته بودهاند: «شکوه و عظمت جهان مملو از زیبایی جدیدی شده است؛ زیباییِ سرعت»، و کارل مارکس پیشبینی کرده است که «هر آنچه سخت و استوار است دود میشود و به هوا میرود».
امروزه حتی معماری نیز به دنبال بهوجودآوردن احساس سرعت، اغواگری و ارضای آنی است که در نهایت به درخودماندگی (اوتیسم) میانجامد. این اقرارِ کوپ هیملبلاو، تمایل به بزرگنماییِ عمل و سرعت معماری را نشان میدهد:
«زیباییشناسی معماریِ مرگ در برگههای سفید. مرگ در اتاقهای کاشیکاریشدۀ بیمارستانها. معماریِ مرگ ناگهانی در پیادهرو. مسیر عبور گلوله از میان سر فروشنده در خیابان چهلودو. از زبانهای شکسته و چشمان خشکشده».
با این حال، بهزعم من، معماری در قیاس با آن دسته از هنرهای دراماتیک که دربرگیرندۀ تأثیرات عاطفی ناگهانی هستند، ذاتاً کند و آرام و از لحاظ فرم هنری، کمانرژی است. وظیفۀ معماری، نه گریهانداختن یا خنداندن ما، بلکه حساسکردن ما در توانایی ورود به تمامی حالات عاطفی است.
من به معماریای اعتقاد دارم که تجربۀ بشری را آهسته و بر آن تمرکز کند، بهجای آنکه بدان سرعت بخشیده یا آن را پراکنده سازد. بهزعم من، معماری باید از خاطرات، پاسداری کرده و اصالت و استقلال تجربۀ انسانی را حفظ نماید. معماری ما را قادر میسازد تا بفهمیم و به یاد بیاوریم که کیستیم.
- برگرفته از:
مقالۀ «فضا، مکان، خاطره و تخیل» نوشتۀ یوهانی پالاسما، در کتاب «پرسشهای ادراک: پدیدارشناسی معماری»، ترجمۀ علی اکبری و محمدامین شریفیان.
@PoeticsofSpace
به مناسبت زادروز آندری تارکوفسکی (۱۹۳۲-۱۹۸۶)، نویسنده، کارگردان و فیلمساز برجستۀ روس. از مشخصههای فیلمهای او میتوان به معناگرایانهبودن، با زمینهای متافیزیکی به همراه برداشتهای بلند، نامتعارفبودن در ساختار داراماتیک و استفادۀ هنرمندانه از تکنیک فیلمبرداری اشاره کرد.
«کودکی ایوان» (۱۹۶۲)، «آینه» (۱۹۷۴)، «استاکر» (۱۹۷۹)، «نوستالژیا» (۱۹۸۳) و «ایثار» (۱۹۸۶) از مشهورترین فیلمهای تارکوفسکی هستند.
@PoeticsofSpace
«کودکی ایوان» (۱۹۶۲)، «آینه» (۱۹۷۴)، «استاکر» (۱۹۷۹)، «نوستالژیا» (۱۹۸۳) و «ایثار» (۱۹۸۶) از مشهورترین فیلمهای تارکوفسکی هستند.
@PoeticsofSpace